هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

جوزف هايدن (1732-1809)
جوزف هايدن (1732-1809)
تجزیه و تحلیل سبک و آثار هنرمند
هسته موسیقی هایدن ساختاری از موتیفهای ساده و کوتاه بود که از استانداردهای موسیقی آن زمان استخراج می شد. سونات، فرمی است در موسیقی کلاسیک که از موسیقی هایدن به شکل استاندارد امروزی در آمده است. آثار او از شیوه معاصران جوانش، موتسارت و بتهوون متمایز بود. هایدن همچنین فوگ و فرم روندو (که سنت آن روزگار به انتهای فوگ می پیوندد) را به شیوه کلاسیک افزود. او نماینده فرم دابل واریاسیون (double variation) است که شامل دو ملودی اصلی هر کدام با دو غالب گوناگون می باشد، ملودی اول با ملودی دوم ادامه می یابد و ملودی دوم با گونه دیگر و متفاوت ملودی اول ادامه میابد… به همین منوال اغلب شامل مدهای ماژور و مینور پس از یکدیگر هستند. شاید موسیقی هایدن بیش از هر آهنگساز دیگری مملو از شوخ طبعی است.

در سمفونی “سوپرایز” با آکُردهای ناگهانی بلندی موجه می شویم همچنین در کوارتتها و تریوهای او این ریتم طنز دیده می شود، زیرا بیشتر موسیقی او به منظور خوش آمد پرنس ساخته می شد!

این نوع موسیقی همچنین بیان گر سلامتی هایدن و شخصیت متعادل او بود. حرکتهای سریع در آثار هایدن پیشرو و اغلب انرژی فراوانی را منتقل می کرد . خوشیهای هایدن در آثار پایانی او به خصوص سمفونی “لندن”، کوارتتهای زهی و پیانو تریوی Hob XV: 27 دیده می شود. “دقیقه ها” اثری غم افزا با ریتمی کند است.

در سال ۱۷۸۱ بعضی از آثار مجموعه “دقیقه ها”ی خود را به “قطعاتی شاد” با ریتمی تندتر بازنویسی کرد. آثار اولیه هایدن در دوره ای بودند که سبک آهنگسازی اش، باروکی (مانند آثار باخ و هندل) از مُد خارج شده ای بود.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی سورپرایز هایدن را

این دوره پر از تحقیق و بی اطمینانی بود که ۱۸ سال قبل از مرگ باخ به وجود آمد… باخ مسن که معاصر او بود و هایدن او را بزرگترین تاثیر گذار روی آثار خود می دانست. مطالعه بر روی آثار هایدن در طی شش دهه گذشته بین سالهای ۱۷۴۹ تا ۱۸۰۲ از پیشرفت فراوان و بالارفتن مهارت موسیقی تدریجی او حکایت می کند که هایدن با اتکا به تجربیات خود و همکارانش به این پیشرفت دست یافته.

در سالهای ۱۷۶۰ و اوایل ۷۰ هایدن وارد دوره جدید صاحب سبکی به نام “برآشفتگی و تنش” (Sturm und Drang) می شود، این سبک از موج ادبی آن دوره به وجود آمده، اگرچه این سبک در موسیقی پیشرفت بیشتری داشت تا آنچه در ادبیات بود. زبان موسیقی آثار این دوره هایدن همانند گذشته بود اما آثاری جامع تر، با بیانی محکمتر و به خصوص با قالبیت گام مینور را به همراه داشت. جیمز وبستر (James Webster) آثار این دوره او را “ماندگارتر، بلندپروازانه تر و شجاعانه تر” نامیده.

از آهنگهای ساخته شده مشهور این دوره هایدن؛ سمفونی ” بدرود” (“Farewell” Symphony)، سونات پیانو در مینور C و چند کوارتت زهی است که این آثار بیشتر مربوط به سال ۱۷۷۲ می شود. در این دوره بود که هایدن علاقمند به نوشتن فوگ در سبک باروک شد. به دنبال اوج جریان “برآشفتگی و تنش” هایدن بار دیگر به سبکی نرمتر و آرامتر روی آورد.

در این دوره جدید هیچ کوارتتی خلق نکرد و سمفونیهای او وارد تحول نوینی شده اند که اغلب در آنان ساز ترومپت و تیمپانی وجود دارند. این تغییرات مربوط به تغییرات اساسی در مسئولیتهای حرفه ای هایدن نیز می شود که او را از موسیقی خالص دور کرده است و به اپراهای کمدی هدایت کرده که در قرن هجدهم در ایتالیا بسیار محبوب بوده. اپراهای آن زمان او به ندرت در این دوره اجرا می شوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (II)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (II)

عکسها و مدارک آرشیوی فیلارمونیک نیویورک حاکی از آن است که در سالهای ۱۸۷۶ تا ۷۷ لئوپولد دامروش (Leopold Damrosch) و فرانتز لیست (Franz Liszt) رهبری ارکستر را بر عهده داشتند، لیست در سال ۱۸۷۸ ارکستر را ترک کرد و در رقابت با آن اجتماع سمفونی نیویورک را در همان سال به وجود آورد. پس از مرگ او در سال ۱۸۸۵ پسر ۲۳ ساله اس؛ والتر، جای او را گرفت و رقابت خود را با فیلارمونیک ادامه داد. این والتر بود که توانست اندرو کارنگی را متقاعد کند که شهر نیویورک به یک سالن کنسرت درجه یک، نیاز مبرم دارد.
اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

بدون شک فیلم شیکاگو (Chicago) به کارگردانی Rob Marshall بهترین فیلم موزیکالی است که در دهه اخیر ساخته شده است، فیلمی سراسر موسیقی ارکسترال، موسیقی با کلام و حتی مملو از کلام موسیقایی. فیلمی که با بازی زیبای هنرمندانی چون ریچارد گیر (Richard Gere) در نقش یک وکلیل، کاترینا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش یک خواننده معروف Jazz و رنی زلوگر (Renée Zellweger) در نقش یک خواننده معمولی کر، به روی صحنه آمد و پس از سالها جای خالی فیلم های موفق موزیکال در سینما را پر کرد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IV)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IV)

سیر مطلب به گونه‌ای است که بیشتر به خود علیت پرداخته و کمتر به موضوع موسیقی و رابطه‌ی آن با علیت. تا پیش از آن که در بهره‌ی دوازدهم به «بررسی علل اربعه در هنر و موسیقی» برسد اشاره‌ای به موسیقی نیست. به غیر از یک مورد که آن هم بیشتر شبیه یک دستور العمل اخلاقی است و بدون ربط با متنی است که در آن واقع شده و بیشتر به نظر می‌رسد به آن پیوند زده شده است.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

با دانیل بارنبویم نزدیک پنجاه کنسرت داده ام، در ورک شاپی هم با پیر بولز کار کردم، در واقع او ارکستری که من در آن می نواختم را با قطعاتی از بارتوک، هدایت کرد. با آش فیش که رهبر بزرگی است و دستیار بارنبویم هست هم در اسپانیا کار کرده ام. اسم این ارکستر دیوان شرقی و غربی است که نوازندگانی از سراسر دنیا دارد.
نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

در میان تمامی شاخه های موسیقی، شاید هارمونی بیشترین حجم نوشتار ها را به خود اختصاص داده است.از کتابچه های مقدماتی گرفته تا دائره المعارف های جامع. در این صورت چرا باید کوشش خود را دوباره بر افزودن منبعی دیگر به منابع پیشین به کار بندیم؟
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

اولین جنگ جهانی، الگار را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. به غیر از چند اثر میهن پرستانه و آثاری همچون “نور روشن ستارگان” (The Starlight Express op. 78)، که برای یک نمایش کودکانه نوشته شده بود، “روح انگلستان” (Spirit of England op. 80) که بر اساس اشعار “لارنس بینیون” نوشته شده و اکنون به عنوان یکی از شاهکارهای الگار در نظر گرفته می شود و به غیر از باله “طرفدار سرخ روی” در ۱۹۱۷ هیچ اثر مهمتری از او به اجرا در نیآمد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

برای بیچام موزار «قلب موسیقی اروپا» به شمار می رفت و بنابراین برای آهنگ های موزار احترام بیشتری قائل بود تا اکثر آهنگ سازان دیگر. او رکوئیم ناتمام را ویرایش کرد و دست کم دو اپرای بزرگ را ترجمه کرد و بدین ترتیب مخاطبان کاونت گاردن را با Cosi fan Tutti، The Impressario و Abduction from Sergalio آشنا کرد.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.