روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

امتحانات پایانی بعد از نیمی از سال
بعد از نیمی از سال امتحانات پایان تحصیلی در کنسرواتوار پاریس برگزار شد. کوجی در نهایت تعجب در عرض شش ماه فارغ التحصیل شد! هر کسی که بتواند در این مدت کوتاه از چنین کنسرواتوار معروف و مطرحی درسش را به بایان برساند، دچار شعف و شادی عظیمی میشود ولی برای کوجی این موفقیت اهمیتی نداشت. این برایش اهمیت بسیار داشت که هرچه زودتر بتواند شاگرد انسکو بشود که همینطور هم شد، او تا زمان مرگ انسکو (که دو سال شد) کوجی شاگردش بود.

تصورش را می شود کرد که چه تدریس فاخر و با ارزشی بوده است. کوجی وقتی که پروفسور انسکو را از دست داده بود دیگر بزرگ شده بود و خود را به جایی رسانده بود که میتوانست خودش معلم انتخاب کند.

آرتور گرومیو را انتخاب کرد که در دانشگاه موسیقی سلطنتی بروکسل درس میداد. گرومیو کنسرت می داد و ضبط صفحه میکرد. میشود گفت که امروزه بزرگترین ویلونیست اروپا است. وقتی که کوجی کنسرت گرومیو را دید از همان موقع تصمیم گرفت که از او درس بگیرد. امروزه کوجی از بهترین شاگردان گرومیو به شمارمی آید.

گرومیو به دو نفر خیلی وابستگی دارد و آنها هر دو ژاپنی هستند و هر دو از کودکی از من درس گرفته اند.

یکی از آنها البته لزومی ندارد گفته بشود! کوجی تویودا است و دومی دانشجوی خودش تومیکوشیدا است که در سال ۱۹۶۳ اولین جایزه بین الملی مسابقات ارد را در مونیخ بدست آورد. چهار سال پیش گرومیو و همسرش به دعوت مسابقات بین المللی فستیوال اوزاکا به ژاپن آمدند و آنها باید به شهر ماتسوموتو هم می آمدند و در آنجا من برای اولین بار معلم خارجی شاگرد قدیمی ام را ملاقات کردم. کنسرتش از نگاه هنرمندانه فوق الهاده بود.

انسانی خوب، صمیمی، دلسوز، با روح و معنویت ارزنده و ممتاز بود، ساده و طبیعی با چنین انسانی روبرو شدن یک شانس و خوشبختی بزرگ است. من برای کوجی و تومیکو بسیارخوشحال بودم و فکر و خیال من به آرامش و آسوده گی رسیده بود که آن دو تحت توجه چنین کسی بودند. تومیکوشیدا حتی قبل از اینکه به خارج برود کارش عالی بود و من خوشحال بودم که آنها چنین معلمی را دارند یعنی معلمی که میتوانست توانایی هایشان را جلا ببخشد.

شرط دست یافتن به هنر ناب و والا، درک موزیکالیته و دارا بودن روح و احساس و طبع عالی ا است. واقعه ای که در حدود تقریبا هفت یا هشت سال قبل بوسیله تومیکوشیدا رخ داده بود.

تو امشب برای روح شاسون ساز می نوازی
تقریبا هزار نفر از شاگردان، همراه با مادرانشان از تمام نقاط ژاپن به مدرسه تابستانی پرورش استعدادها می آیند. شبها کنسرتها به اجرا در می آیند. قبل از اینکه تومیکو به اروپا برود قرار شده بود که در چنین کنسرتهایی شرکت داشته باشد و قرار بود که “پوئم شاسون” را اجرا کند. قبل از به روی صحنه رفتن به من گفت: “آقای پروفسور خیلی سخته من می ترسم!” من پرسیدم از چه ترس داری؟

تو این اثر زیبا را برای تماشاچی اجرا نمی کنی، تو توانایی و قابلیتت را به معرض اجرا نمی گذاری! این فکر و خیالات را بگذار کنار، اگر اشتباه کردی پاساژ را دوباره تکرار کن! تو امشب برای روح شاسون ساز می نوازی! این پوئزی این حس و این شوق و جذبه و اشتیاق در اثر را پیوند بده با حس و درون خودت! بعد وقتیکه در این حالت قرار گرفتی، دیگر هیچ چیزی وجود نخواهد داشت که تو از آن بترسی و هیچ گونه ترسی به تو راه پیدا نخواهد کرد.

به او گفتم، در این موقعیت تمام وقت فکر کن که بجز شاسون و تو، هیچ کس دیگری در دنیا وجود ندارد. دنیا تشکیل شده از تو و شاسون. بعد از آن هر شب اجراهایش واقعا فوق العاده بود و هر وقتی که من وارد صحنه می شدم که دستهایش را بفشارم چشمهایم پر از اشک بود. بعدها او یک شاگرد پر افتخار آرتور گرومیو شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

“قمر” در عقرب (I)

“قمر” در عقرب (I)

در سال ۲۰۰۷ در کشور فرانسه فیلمی بر اساس زندگی واقعی خواننده زن فرانسوی ادیت پیاف (۱) ساخته شد با نام: “زندگی همچون گل سرخ” (۲) که بازیگر نقش ادیت پیاف در آن فیلم ماریون کاتیلارد (۳) به شکل بی سابقه ای،‌ توانست در همان سال جوایز جشنواره های معتبر سینمایی جهان از جمله اسکار، بفتا، ‌گلدن گلوب، سزار و… را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به خود اختصاص دهد که ایفای نقش کاتیلارد در این فیلم باشکوه، ‌به حق، سزاوار این ستایش ها نیز بود.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (V)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (V)

جان کیج پیشروترین آهنگساز دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی تقریبا استفاده از تمامی فرم‌های شناخته شده‌ی موسیقی را ترک کرد و به گونه‌ای آگاهانه با مطرح کردن مفهوم جدید «ابهام» به سمت فرآیندهای تصادفی در آهنگسازی رفت (Grout 794). کیج زیباشناسی نوساخته‌اش را در جریان دیدارش از دانشگاه هاروارد در اتاق سکوت (۴) آن دانشگاه به شنوندگان گوشزد کرد و پس از آن سکوت در موسیقی دیگر نبودن صدا نبود بلکه کارکرد دستگاه عصبی و صدای گردش خون بود (Whittall 124).
انگلستان بزرگترین بازار فروش آلبومهای موسیقی

انگلستان بزرگترین بازار فروش آلبومهای موسیقی

بنا به گزارشی که سایت خبری BBC در ۲۲ مارچ منتشر کرد، بررسی های آماری نشان می دهد که صنعت موسیقی در کشور انگلستان در سال گذشته از لحاظ حجمی رشدی معادل ۳% داشته است در حالی که این صنعت در سایر نقاط جهان بطور متوسط کاهشی معادل ۱٫۳% داشته است.
شرایط خلق یک ایده (I)

شرایط خلق یک ایده (I)

آگاهی از کجا آغاز می شود و چطور شکل می گیرد، و درک بهتر، پیرامون وقایع محیطی از سرچشمه کدام تجربه حقیقی می چوشد؟ نشانه های رشد و کمال در شرایط حیاتی چه موجودی می تواند ظهور کند؟
افسانه آدمکهای چوبی در معبد

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

معبد ، و آدمک ها به دور آن در رقص ، و معبد بر زمین استوار و سر به فلک کشیده ، و زمین که معبد بر آن بنا شده است (۱). که حضور معبد آشکارش ساخته است . که از زمین های دیگر متمایزش کند و از فراموشی نجاتش بخشد . آدمک ، آدمک ، به شادیانه این حضور و آشکارگی در وجد وسماع آمده اند . در این میان بوی دود ، دود عود است که به مشام ، نه ، که به گوش میرسد ، بوی قربان که در فضا میپیچد . بوی گوشت و گیاه سوخته که راه خود را میجوید تا گوشها . چرا که در این افسانه همه چیز برای نیوشیدن است . مگر نه آنکه همه افسانه ها چنین اند .
نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

همانطور که در قسمت پیشین اشاره شد؛ سرچشمه، ماهیت، وضوح و روشنایی و نیز زمان وقوع هر یک از عوامل تهدید کننده در نوازندگی فرد می تواند با دیگری متفاوت بوده و این عوامل گاه به شکل منفرد و گاه به شکل گروهی و دسته جمعی در اشخاص بروز می نماید و می تواند باعث جلوگیری در استمرار زندگی هنری اشخاص گردد.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

پس از ارائه تم اصلی توسط سازهای زهی و بادی چوبی، ناگهان پیانو با چندین آکورد فورته قدم به صحنه گذاشته و زمینه را برای تکنوازی و هنرنمائی نسبتا طولانی خود فراهم ساخته و با الهام گیری از تم اصلی ارائه شده و همچنین تم گرم و بیانگری که پیانو در اوایل موومان اول معرفی نمود، بسیار پر احساس نواخته و زهی ها نیز به همراهی آن می پردازند.
نشست خبری گروه کر فلوت تهران برگزار شد

نشست خبری گروه کر فلوت تهران برگزار شد

نشست خبری گروه کر فلوت تهران که قرار است در پایان این هفته به روی صحنه برود، صبح امروز پنجم مردادماه در تالار وحدت با حضور سعید تقدسی رهبر ارکستر، فیروزه نوایی سرپرست گروه، سهیل کوشان پور مدیر هنری و احسان تارخ مدیر اجرایی این گروه در تالار وحدت برگزار شد.
سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.