گوستاو مالر (IV) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (1911-1860)
گوستاو مالر (1911-1860)
سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.

سمفونی شماره ۴ چیدمان نهایی و بسیار هیجان انگیزی است از اشعار “Wunderhorn” که در این سمفونی جان می گیرد و پایان می پذیرد.

دوره دوم؛ سمفونیهای ۵ تا ۷ که سختی بیانی خاصی را نمایان می کنند که در استانداردهای قابلیتهای سازها نمی گنجد. مالر در این دو سمفونی از سازهای نا متعارف استفاده می کند. اگرچه در دوره اول نیز از این نوع سازها استفاده کرده بود اما در دوره دوم اوج استفاده سرسختانه از آنان است.

وجود انواع زنگ ها و زنگوله، نوعی هورن (post horn)، کرنت (نوعی ساز بادی برنجی)، هورن تنور (tenor horn)، ماندولین و گیتار در سمفونی شماره ۷ قابل توجه است. اگرچه سمفونیهای دوره دوم هیچ خواننده ای ندارند با اینحال اشعار “Mahlerian” به نوعی در این سمفونیها به گوش می رسند.

دوره سوم؛ این دوره سمفونیهای ۸ تا ۱۰ (سمفونی شماره ۱۰ مالر نا تمام ماند) و همچنین اثر “آوازهای زمین” را در بر می گیرد. بیان وابستگی فراوان و بی آلایش اشعار به موسیقی در این سه سمفونی دشوار است.

شگفتی نیست که آخرین اثر غیر سمفونیک مالر “آهنگهای مرگ کودکان” (Kindertotenlieder) در سال ۱۹۰۴ کامل شد با اینحال در صفحه پایانی، سمفونی شماره ۹؛ عبارت “روز زیبائیست در بلندای آنسوی دشت” از اشعار “آهنگهای مرگ کودکان” گرفته شده. آهنگسازان معدودی هستند که همانند مالر آثارشان را به نوعی به یکدیگر مربوط باشند. وجود ارتباط موسیقیایی به وضوح از یک سمفونی به سمفونی دیگر و بین سمفونیها و اشعار در آثار مالر شنیده می شود.

برای مثال محتوای سمفونی سوم به نوعی در قسمت پایانی سمفونی چهارم شنیده می شوند. وجود ترومپت در اولین قسمت در سمفونی چهارم به سمفونی پنجم نیز پا می گذارد. بافت هارمونیک تراژدی در سمفونی ششم تکرار می شود، کردهای ماژور در سمفونی ۶ به مینور در سمفونی هفتم کاهش می یابند و سرانجام می توان گفت قالب و موضوع سمفونی اول بار دیگر در قسمت پنجم سمفونی نهم (که آخرین سمفونی کامل شده مالر می باشد) حضور می یابد.

سمفونی ناتمام مالر بعدها توسط دریک کوک (Deryck Cooke) اجرا شد. همچون شوستاکوفیچ، بریتن و کوپلاند، موسیقی مالر تاثیر مهم و اساسی بر موسیقیدانان پس از خود گذارد، همچون؛ بر اشترائوس، کرنک، بوسونی، هارتمن و یا آثار ساموئل تیلور (Samuel Coleridge-Taylor) به طور بسیار زیادی با آثار مالر مقایسه شده. در میان دیگر آهنگسازان برداشت ادبی مالر در آثارش و تضاد بالا و پائینی سبک، او را به سوی پست مدرنیزم پیش برده است. امروزه ارکستر جوانان مالر در احترام به او تشکیل و نامگذاری شده. از مالر به عنوان آهنگساز “موسیقی سخت” نام برده شده، او از سالهای ۱۹۶۰ شهرت و محبوبیت فرهنگی فراوانی کسب کرد.

شخصیت مالر با شخصیت توماس مان در فیلم “مرگ در وین” ۱۹۷۱ ساخته گوستاو فُن آشنباخ (Gustav von Aschenbach) نزدیک است. موسیقی این فیلم نیز از سمفونی های سوم و پنجم او گرفته شده. همچنین فیلمی در سال ۱۹۷۴ ساخته کن راسل (Ken Russell) با عنوان “مالر” که زندگی آهنگساز را در بر دارد و روبرت پاول (Robert Powell) نقش مالر را در آن فیلم ایفا می کند. همچنین نمایشنامه ای در سال ۲۰۰۱ از نمایشناه نویس انگلیسی رونالد هاروود درباره زندگی مالر به جای مانده.

موسیقی مالر و شخصیت آشوب زده و بوهمی او، در بسیاری از فیلمها استفاده شده. در فیلم “تحصیلات ریتا” (Educating Rita) هم اتاقی جدید ریتا (ریتا با بازی جولی والترز)؛ تریش (مائورین لیپمان) که قسمت پایانی سمفونی ششم مالر را در فیلم می نوازد می گوید: “آیا کسی می تواند زنده باشد بدون مالر؟” در کتاب “مرثیه ای برای یک رویا” از هوبرت سلبی (نه فیلم آن) ماریون، شخصیت اول کتاب، از گوش سپردن به سمفونی شماره ۲ مالر بعد از استفاده از هروئین لذت می برد!

در موسیقی متن فیلم “نگاه عزیمت” (Parting Glances) سمفونی هفتم مالر شنیده می شود و سمفونی اول او در فیلم رابین و اد استفاده شده. قسمت پایانی سمفونی سوم مالر در برنامه “کرانه” (Coast) از BBC استفاده شده و در بسیاری از فیلمهای سینمایی و برنامه های تلویزیونی از بخشی یا تمام سمفونیهای مالر استفاده شده. مجموعه ترانه های (Rückert-Lieder) مالر که آهنگهایی است برای پیانو یا ارکستر همراه با خواننده و اشعار آنرا روکرت سروده، در فیلم کوتاه “قهوه و سیگار” ساخته جیم جارموش نقش کلیدی دارند.

موسیقی مالر موج بزرگی در تحول موسیقی قرن بیستم بود. جنگ جهانی اول، بحران شدید اقتصادی و ضدیت با یهودیان در اتریش عواملی بودند که مالر در سال ۱۸۹۷ مذهبش را به رومن کاتولیک تغییر داد و جنگ جهانی دوم اجرای آثار آهنگساز را ممنوع ساخت. در نوامبر ۱۹۰۷ در سفری به فنلاند برای اجرای کنسرتی، مالر به آهنگسازان همراهش و همچنین سیبلیوس بزرگ گفت: “سمفونی باید همانند یک دنیا باشد، باید همه چیز را در آغوش بکشد.”

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

مگر می شود برای ارتقاء ذائقه ی جسم، دیزی را در مایکرویو بپزیم، پیتزا را در زود پز؟! و به جهت رسیدن به طعمی جهانی، قرمه سبزی را با بیف استروگانف ترکیب کنیم و بگوییم به به! چه طعم جهانی و بکری؟! حال چگونه است که برای ارتقاء بخشیدن به ذائقه ی روح که بسیار حساس تر و مهم تر از جسم است، رو آورده ایم به نواختن آثار پاگانی نی با تار، گوشه ی لیلی و مجنون با پیانو و ترکیب اشعار شمس با موسیقی باخ و…؟
سور سایه ها

سور سایه ها

معبد پیکره هاى چوبى آفرینش ذهنى خلاق و دیگر اندیش است که با شجاعت «تقدس مى شکند». از لحاظ چیدمان اجرا شاید این نخستین بار است که یکى از سازهاى کوبه اى ایرانى (تمبک) در کنار آواى انسان، آن هم به صورت یک مجموعه چند صدایى و با هدف ارائه موسیقى، بدون نیاز به استفاده از هر گونه ساز یا صداى دیگرى، قرار گرفته است.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

موریس راول این بی‌عدالتیِ موجود در نادیده‌گرفتنِ (یا به‌گفته‌ی راول «کشتن با سکوت») تأثیر شگفت‌انگیز گریگ بر آهنگسازان پس از او مانند «دبوسی»، «سیریل اسکات» (۱) و استراوینسکی را حس می‌کرد. دلیوس (۲) ماجرایی که در پایان قرن نوزدهم صورت گرفته بود را بدین‌شکل تعریف کرده بود: «او با راول و چند آهنگساز دیگر فرانسوی با هم بودند و صحبت به ریشه‌های موسیقی مدرن فرانسه کشیده می‌شود و همان بیانیه‌های تکراری باز هم مطرح شد؛ این موسیقی در آثار کوپرن (۳) و رامو (۴) ریشه دارد.» در این زمان دلیوس نتوانست این حرف را به زبان نیاورد که: «هی آقایان، موسیقی مدرن فرانسه تنها عبارت است از موسیقی گریگ به‌اضافه‌ی پرلود پرده‌ی سوم تریستان!» که روال هم در جواب می‌گوید: «حقیقت دارد؛ ما همیشه نسبت‌به گریگ ناعادلانه قضاوت کرده‌ایم.»
“رازهای” استرادیواری (II)

“رازهای” استرادیواری (II)

افرادی که به درستی نمی اندیشند و سو نیت دارند، چنین اظهار می‌ کنند که Sacconi اگر بخواهد می‌تواند ویولونی بسازد که از آثار Stradivari قابل تشخیص و تمایز نباشد. Sacconi ضمن احترام به این تعریف کنایه‌آمیز، با لبخندی خاطر نشان می‌کند، در حقیقت این اتفاق افتاده است که ویولون ساخت وی با ویولون Stradivari، ویولونیست نامدار اشتباه گرفته شود، سپس او سرش را تکان می ‌دهد، شانه‌ها را بالا می‌اندازد و سیمای وی بیانگر آن است که از اندیشیدن به توانایی و قابلیت بی ‌همتای مردی که Sacconi وی را «استاد» (Master) می ‌نامد چنان خرسند و مشعوف است که گویی از انسان زنده‌ای سخن می‌گوید که هنوز هم هنگام قدم زدن در خیابان‌های Cremona می‌تواند او را ملاقات نماید.
مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

گام پنتاتونیک از جمله گامهایی است که در موسیقی Jazz کاربرد دارد، یکی از متداول ترین آنها گامهایی است که بر اساس یک گام ماژور ساخته می شود. گامی است متشکل از ۵ نت که از فاصله های دوم بزرگ و سوم کوچک تشکیل شده است.
و اینک بی‌کرانگی…

و اینک بی‌کرانگی…

شهریور‌ماه ۹۲ و در آستانه‌ی شصت‌سالگیِ محمد‌سعید شریفیان (۱)، آلبومی از ساختههای این موسیقیدان و آهنگساز منتشر شد با نام: ” کوه‌ها، رودها و اینک بی‌کرانگی…” . این اثر ارکسترال، در دهه‌ی شصت و بین سالهای ۶۵ و ۶۶ ساخته شده و مدتی بعد، ضبط و سپس به شکل محدودی منتشر شده بود و حال پس از گذشت سال‌ها، بازبینی و بازنشر شده است. به رغم اینکه نام سمفونی بر این اثر گذاشته نشده و در جلد آلبوم نیز این عنوان بکار ‌نرفته است‌، ولی این آلبوم در حقیقت یک سمفونی کامل در چهار موومان است که به ترتیب «کوه‌ها»، «رودها»، «دشت‌ها» و «و اینک بی‌کرانگی…» نامگذاری شده‌اند.
عبدی: سعی میکنم به یک امضای شخصی برسم

عبدی: سعی میکنم به یک امضای شخصی برسم

نوازندگان جوان ارکستر سمفونیک تهران با کار جدی و بدون وقفه ای که در پیش دارند به زودی به بار خواهند نشست و ارکستر صدایی که باید به گوش شنونده برساند را خواهد رسانید. به شرطی که انگیزه ها در این نوازندگان کشته نشود بلکه بارور شوند تا به ثمر برسند. نوازندگان پیش از انقلاب نیز هم اکنون در تربیت این جوانان نقش بسیار مهمی خواهند داشت.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.
نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

ببینید، روش تدریس امروزه یک روش بین المللی است و با روشی ما که قبلاً آموزش می دیدیم کاملاً متفاوت است. امروزه اساتید اکثراً طبق یک روش استاندارد بین المللی تدریس می کنند. برای مثال قبلاً به ما می گفتند که باید برای بهتر شدن صدا، لبها را کاملاً سفت کنیم و به اصطلاح می گفتند، لبها شکل پاپیون داشته باشد. بعد در حدود ۳۵ سال پیش آقای جیمز گالوی انقلابی در فلوت ایجاد کرد و الان هم پاهود یک نوازنده سوئیسی هست که انقلاب دوم در فلوت را ایجاد کرده و طبق نظر این اساتید هرچقدر عضلات نوازنده شل تر باشد صدای فلوت بهتر خواهد شد.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.