نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

سیاوش بیضایی
سیاوش بیضایی
نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست فردا ۲۸ خرداد در ساعت ۱۳ در خبرگزاری تسنیم به آدرس پستی: تهران، خیابان جمالزاده شمالی. بالاتر از بلوار کشاورز. کوچه شیرزاد. پلاک ۱۲ برگزار می گردد.*
***
از آنجا که چندین بار در ژورنال گفت و گوی هارمونیک و همچنین سایر رسانه‌ها اطلاعاتی نادرست درباره اثری از من به نام «نخستین سرود ملی ایران» یا «وطنم وطنم» یا «ایران جوان» مورد تعرض واقع شده، قصد دارم با ارائه مستنداتی ماجرای این تقلب بزرگ را در وب سایت گفت و گوی هارمونیک مطرح کنم چون ژورنال شما به خاطر دوستی یا همکاری با آقای سلطانی بدون هیچگونه مستنداتی ادعاهای کاذب او را به طور عمومی انتشار داده‌اید. طبق قانون مطبوعات این وب سایت موظف است موقعیتی مساوی در اختیار دو طرف این دعوا قرار دهد تا مسائل مطرح شده به شفافیت بیشتری برسد. البته باید خاطرنشان کنم که به بازی گرفتن حیثیت من به عنوان کسی که ۴۰ سال است برای فرهنگ این سرزمین زحمت می‌کشد جرم کوچکی نیست.

اینجانب سیاوش بیضایی از طریق بابک خضرایی با پیمان سلطانی و مجموعه ارکستر ملل به عنوان آهنگساز معرفی شدم. در آغاز چون به دلایل مالی هیچکس حاضر به همکاری نشد و من شناختی از او نداشتم تقاضای همکاری او را پذیرفتم.

برای توضیحات بیشتر نک. «داستان یک سرود»

(مدارک بسیار دیگری را می‌توانید در سایت فیسبوک من با توضیحات ضروری ببینید.)

البته در جریان کار ماهیت او و ناتوانی‌های او در موسیقی و رهبری رفته رفته بر من روشن شد، ولی از آنجایی که قرار نبود این مجموعه تنها با رهبری ایشان فعالیت داشته باشد (در کنسرت سوم و چهارم این ارکستر نیز از رهبر میهمان استفاده شد) به ادامه همکاریم تا اجرای نخستین کنسرت‌های این ارکستر ادامه دادم. (کنسرت دوم که از ادامه همکاری با او خودداری کردم تنها به وساطت بهمن رجبی انجام شد که مدارک و شواهد آن هست، چون سلطانی شدیداً به سرود لومر که تنها عامل معروفیت ارکستر و سلطانی بود شدیداً نیاز داشت و بدون همکاری من نمی‌توانست آن را دوباره اجرا کند و ارکستر بدون من و آثار من زیر سوال قرار میگرفت زیرا تمام آثار کنسرت ۱۳۸۴ از کارهای من بود.)

این ارکستر در سه کنسرت اول خود سرود لومر را با تنظیم و آهنگسازی من و به نام من به روی صحنه برد که با استقبال بی نظیری مواجه شد.

با اینکه در سه کنسرت پیاپی در سه سال مختلف (۱۳۸۴-۱۳۸۵- ۱۳۸۷)، در بروشورها نام من به عنوان آهنگساز این قطعه منتشر شده بود، در سال ۱۳۸۸ تحت تاثیر جریانات آن سال، به طور ناگهانی پیمان سلطانی ادعا کرد این اثر به او تعلق دارد و بعد از تقدیم کردن این اثر به یکی از کاندیدهای انتخابات ۸۸، شروع به شایعه پراکنی و فراهم کردن مقدماتی برای ضبط استودیویی این اثر کرد.

در این میان تمام افرادی که مبادرت به اجرای دوباره این اثر می‌کردند را تهدید به شکایت کرد و بعد از اینکه من به طور علنی به او اعتراض کردم و این قطعه به وسیلۀ خانم دریا دادور و شقایق کمالی به نام من منتشر شد، برای جلوگیری از افشای ماهیت خود علیه من به قوه قضایه شکایت کرد، البته در غیاب من در ایران و به امید این که بتواند مرا غیابی و به دلیل عدم حضور در دادگاه محکوم کند!

او در این دادگاه ادعا کرد این اثر را در سال ۱۳۸۲ یعنی دو سال قبل از اینکه من این اثر را آهنگسازی کنم، آهنگسازی کرده است و پارتیتور آن را در موسسه ایکوم (که خود مدیریت بخش موسیقی آن را بر عهده دارد!) با تاریخ جعلی به ثبت رساند.(او این اثر را در کانادا هم به طور غیرقانونی با تاریخ ۱۳۸۹ به ثبت رسانده است، و همچنین در روزنامه‌های ایران، باز هم به تاریخ ۱۳۸۹٫ فایل پارتیتوری که برای کارشناسی به دادگاه ارائه کرده بود نیز تاریخ ۱۳۸۹ را دارد. و در جواب این که فایل سال ۱۳۸۲ کجاست؟ میگوید آن را گم کرده‌ام. و ادعا می‌کند که در سال ۱۳۸۲ آن را در ارمنستان برایش نوشته‌اند!)

من در دادگاه با استناد به چندین و چند سند قابل رویت از جمله اسنادی که در این نوشته می‌بینید ادعای ایشان را رد کرده و در گفتگو با سه کارشناس موسیقی آقایان: محمد سریر، زیدالله طلوعی و هادی آرزم، اثبات کردم نه تنها ایشان صاحب این اثر نیست بلکه از نظر سواد موسیقی اصلا توانایی خلق اثری در این ابعداد را ندارد و در هر شرایط دیگر نیز می‌توانم این را ثابت کنم.

هیات کارشناسی نیز با رد ادعای ثبت شدن این اثر در کمیته ایکوم، آنرا متعلق به من معرفی کرد که آن را منتشر کرده‌ام.

پس از این جلسه یک هیات کارشناسی ۵ نفره شامل افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی نداشتند تشکیل شد (روشن است به چه شکل) به طور غیرقانونی تنها با چهار نفر تشکیل شد که به خاطر نداشتن دانش موسیقایی به طور غیرقانونی همشهری و دوست آقای سلطانی آقای پیروز ارجمند را به عنوان کارشناس دعوت کردند، (کارشناسان موسیقی باید قانوناً از طریق دادگاه تعیین شوند آن هم از خانه موسیقی و با گزینش تصادفی). سرپرست گروه آقای مهندس ماجدی با وجود اصرار من حتا حاضر نشد با من گفتگویی داشته باشد و مدارک مرا بررسی کند!

پیروز ارجمند به حمایت از سلطانی گزارشی نادرست و پر از غلط‌های فاحش موسیقایی تنظیم کرد، از جمله این که تنظیم من و تنظیم سلطانی (که تنها سه درصد «۳%» تفاوت محتوایی دارند) دوقطعه کاملا متفاوت هستند. که قضاوت شورای کارشناسی سه نفری را نیز دور بزنند.

البته نباید فراموش کنید که پیمان سلطانی ادعا دارد تمام ضبط‌هایی که از این اثر موجود است با آهنگسازی او بوده و نه فقط ویرایشی که با صدای شهرام ناظری منتشر کرده است!

در نهایت پس از سه سال شکایت پیمان سلطانی از اینجانب به جایی نرسید و در نهایت برای گریز از روشن شدن حقیقت را شکایت صرف نظر کرد و دادگاه تنها ایشان را به دلیل ارائه یک سند مشکوک دیگر از بیژن ترقی (که خانواده ترقی از آن هیچ خبری نداشتند و آن را جعلی می‌دانند)، حق استفاده از این شعر را متعلق دانست. آقای سلطانی متن این قرارداد ساختگی را اخیراً به عنوان «دستخط بیژن ترقی» منتشر ساخته است ولی تصویر آن را ارائه نکرده است، چون این نه قرارداد است نه دستخط، بلکه متن تایپ شده‌ای است که خود سلطانی آن را نوشته که هرکسی با دیدن مطالب و امضاهای آن به ساختگی بودن آن پی خواهد برد.)

بعد از برگزاری این دادگاه، بارها و بارها ایشان ادعای آهنگسازی این اثر را داشته و چند سال پیش با چرخش ۱۸۰ درجه ای، وی این اثر را در کنسرتی به شهدای مدافع حرم تقدیم کرد (هرچند بعد از برگزاری این کنسرت و برداشت منافع مادی و معنوی این از برنامه، تقدیم شدن این اثر را به هر گروهی کذیب کرد، در حالی که فیلم اجرای این کنسرت نشان می‌دهد او در برنامه حضور داشته و حتی سخنرانی هم کرده است!)

در نهایت، انتظار دارم برای روشن شدن این موضوع و پایان شایعات در این باره، در کنفرانس مطبوعاتی روز ۳ شنبه در خبرگزاری ایلنا تمام اسناد در حضور موسیقیدانان و خبرنگاران از طریق من و ایشان منتشر شود.

پیشنهاد می‌کنم در این نشست حتما ایشان، کارشناسان دست‌اندکار این پرونده، و به ویژه آقای پیروز ارجمند که به طور غیرمسئولانه مطالب کاذب و نادرستی را در حضور دادگاه ارائه داده است، حضور داشته باشند تا حقیقت را با دلایل و مدارک کافی به سادگی برای همه روشن نمایم.
با تشکر
سیاوش بیضایی








* این نشست قرار بود در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد ولی به دلایلی خبرگزاری ایلنا از برگزاری این نشست سر باز زد و خبرگزاری تسنیم برپایی این نشست را به عهده گرفت.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی

پس از سالها دوری و انتظار خبر اجرای کنسرت پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف دل بسیاری از شنوندگان و مخاطبان موسیقی را شاد و خرسند نمود.امیدوار بر این که پس از چیزی قریب به ۷/۸ سال سکوت،آقای پرویز مشکاتیان و گروه عارف شروع به فعالیت مجدد و پایدار خواهند نمود.
اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

چهار قطعه گرگانی اما بر خلاف تصاویر روستایی که از ریتم منطقه بخصوصی پیروی نمی کرد، بر اساس تم مشخصی از موسیقی مازندرانی ساخته شده است. این قطعات از کتاب روح الله خالقی (از موسیقی مازندران) انتخاب و استخراج شده اند که بطور کلی بیش از چند میزان نیست اما هنرمند آنرا بسط و گسترش داده و موفق به خلق فضای جدیدی شده است.
منیژه صهبایی: تشکیل ارکستر مجلسی در ادامه پروژه های فرهنگی منوچهر صهبایی است

منیژه صهبایی: تشکیل ارکستر مجلسی در ادامه پروژه های فرهنگی منوچهر صهبایی است

به تازگی در جریان فارسی زبان خبر افتتاح «ارکستر مجلسی ایران» منتشر شده است. در این خبر آمده که ارکستر مجلسی ایران با هدف ارائه موسیقی کلاسیک جهانی و ارتقای فرهنگ شنیداری به رهبری ارکستر منوچهر صهبایی فعالیت خواهد کرد. امروز گفتگوی ما را با منیژه صهبایی مدیر این ارکستر می خوانید: درباره این ارکستر…
ادامهٔ مطلب »
اریک ساتی (II)

اریک ساتی (II)

ساتی از سال ۱۸۹۹ سعی کرد از طریق پیانو نوازی در کاباره ها زندگی خود را تامین نماید. در سالهای آخر زندگی، ساتی تمام آثار خود را که برای نوازندگی در کاباره ها ساخته بود رد کرد. تنها چندین اثر را از آن دوره جدی پنداشت: موسیقی نمایش پانتومیم “جیک در جعبه”، “جنویو د برابانت” (Geneviève de Brabant) اپرای کوتاه کمدی با مضمونی جدی، “ماهی خیالپرداز” قطعه ای برای پیانو و تنها چندین اثر دیگر که بیشتر آنان در آن زمان نه تنها چاپ بلکه روی سن نیز برای عموم اجرا نشد. هر دو آثار: “جنوی باربنت” و “ماهی خیالی” به نوعی شباهت به سبک آهنگسازی کلود دبوسی دارند.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.
کنسرت گروه آینه با آواز بحیرایی

کنسرت گروه آینه با آواز بحیرایی

گروه موسیقی آینه به خوانندگی رامین بحیرایی و سرپرستی مجید کولیوند کنسرتی را در روزهای ۱۵ و ۱۶ مهرماه در تالار رودکی اجرا می‌کند. گروه آئینه که بیشتر اعضای آن از فارغ التحصیلان و یا دانشجویان موسیقی در دانشکده موسیقیِ دانشگاه هنر تهران هستند با این هدف تشکیل شده است تا عرصه ای باشد برای ابراز اندیشه ها و توانمندی های اعضای خود در عرصه موسیقی ایرانی. گروه آینه قصد دارد، ضمن بکارگیری و پاسداشت ارزش های هنری موسیقی سنتی سرزمین خود، عرصه های جدیدی را در حوزه های آهنگسازی و اجرای موسیقی ایرانی تجربه کند.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (III)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (III)

بصورت تقریبی اولین مراسم «گرگیعان» را با تاریخ تولد امام دوم شیعان، امام «حسن مجتبی» (ع) که در ۱۵ رمضان سال سوم پس از هجرت در مدینه توسط کودکان و خبر دادن این تولد به پیامبر (ص) صورت گرفت و چون “گرگیعان» یک مراسم آیینی و همراه با اعتقادات دینی و فرهنگی مردمان بوده است، پس انجام آن را سینه به سینه به فرزادان خود انتقال و آن را با دادن شیرینی و پول تشویق می کردند.
مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.
فلورنس فاستر جنکینز (I)

فلورنس فاستر جنکینز (I)

در پاییز سال ۱۹۴۴، اعلام شد که فلورنس فاستر جنکینز (Florence Foster Jenkins) قصد دارد آواز خود را در تالار ارزشمند و “مقدس” کارنگی هال (Carnegie Hall) نیویورک سر دهد. جهان موسیقی بلافاصله از هیجانی نادر پر شد. بلیطهای کنسرت تا چندین هفته متوالی پیش فروش شد و قیمت آنها تا ۲۰ دلار برای هر بلیط (در سال ۱۹۴۴!) افزایش یافت.