همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

مهدی قاسمی و شهرداد روحانی
مهدی قاسمی و شهرداد روحانی
می‌دانید که به گروه کر شهر تهران در این اجرا تعداد زیادی از دانشجویان موسیقی و هنرستانی‌ها اضافه شده‌اند، فکر می‌کنید که از نظر آموزشی، هم‌کاری با ارکستر سمفونیک به‌عنوان بزرگترین ارکستر رسمی در ایران چه تأثیری می‌تواند برایشان داشته باشد؟
روحانی: این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

باتوجه‌به اینکه شما با وضعیت جهانی موسیقی کلاسیک آشنا هستید در کشورهای دیگر هم این همکاری بین دانشجویان موسیقی و ارکستر مرسوم هست؟
روحانی: بله. من یادم هست که وقتی خودم در وین دانشجو بودم اتفاقاً همین سمفونی نهم بتهوون را با ارکستر سمفونیک ویَن، که خودشان صاحب گروه کُری حدوداً ۶۰نفره بودند، اجرا کردیم. و بعد حتی دو تا گروه دیگر هم به آن‌ها اضافه شد، که یک گروه از دانشجویان آکادمی موسیقی بودند که من خودم جزو آن افراد بودم و باریتون می‌خواندم. و خیلی جالب است که ما هم در وین اجرا داشتیم و بعد همین ارکستر فیلارمونیک وین با گروه کر همین برنامه را در بیروت هم اجرا کردیم. فکر کنم شاید در حدود ۴۰ سال پیش بود. درنتیجه ما هم این تجربه‌ها را سپری کردیم. این تجربه‌ی دانشجویی خیلی مهم است و مثلاً من یادم می‌آید که در یکی از مصاحبه‌های زوبین مهتا، او حتی تعریف می‌کرد که با آبادو به‌عنوان کر می‌خواندند، در ارکستری در زمان دانشجوییشان در آکادمی. صرفاً برای اینکه تجربه پیدا کنند و با رهبرهای ارکستر و خود قطعه و اجرا آشنا بشوند. این است که به نظر من این تجربه‌ی بسیار خوبی می‌تواند برای دانشجوها باشد.

جناب قاسمی لطفاً از تجربه‌های قبلی هم‌کاری‌تان با ارکستر سمفونیک و همراه کردن دانشجویان دانشگاه و هنرستانی‌ها با گروه کر شهر تهران بگویید:
قاسمی: خواهش می‌کنم. ما با ارکستر سمفونیک تا به حال چهاربار همراهی داشتیم و این بار پنجم است. اولین‌بار سال ۹۴ کارمینا بورانا با آقای علی رهبری اجرا شد، یک بار هم رکوییم موتزارت با یک رهبر میهمان از ترکیه، و بعد که آقای رهبری رفتند یک قطعه هم از آقای پژمان با جناب روحانی اجرا کردیم (سرزمین دلاوران). اسفند ماه سال گذشته سمفونی نهم بتهوون را با ارکستر سمفونیک اجرا کردیم و این هم‌کاری پنجم ما با ارکستر سمفونیک تهران است. اما در مورد بچه‌ها که فرمودید، ظرفیت کر خود ما محدود است. ما جایی که تمرین می‌کنیم بیشتر از ۵۰ نفر گنجایش ندارد، ولی از سال ۹۲ اولین بار خودم که کارمینا بورانا را یک سال قبل از اجرای آقای رهبری کار کردم، چون کر بزرگ می‌خواستیم – حدود ۱۲۰ نفر – آن سال برای اولین‌بار فراخوان دادیم و یک‌سری از دوستان میهمان آمدند و به جمع ما اضافه شدند و در یک روز جداگانه‌ای آن‌ها را تمرین می‌دادیم،

جدای از کُر ثابت و اصلی‌مان. در نهایت هرچه تمرین‌ها جلو رفت، میهمانان به کُر اصلی ملحق شدند. و در کارمینا بورانایی که آقای رهبری اجرا کردند هم چون خیلی زمانی نگذشته بود و آن دوستان در آن پروژه حضور داشتند، از ایشان خواهش کردم که تشریف آوردند. و این بار هم چون جناب روحانی کر بزرگی برای سمفونی نهم می‌خواستند، یک‌سری از بچه‌های دانشگاه و هنرستان به ما ملحق شدند. کلا میتوانم بگویم هم این دوستان مهمان ما و هم اعضای ثابت گروه، علاوه بر این که کارشان خوب است و می شود گفت موزیسین‌های حرفه‌ای هستند، به سلفژ مسلط هستند و عموماً آواز را در حد خیلی خوبی کار کرده اند، تجربه‌ی حضور در کر و یا ارکستر دارند، و اغلب در حدی هستند که تدریس می کنند. و خلاصه نتیجه این کُرِ خوش‌صدایی شد که دیدید و شنیدید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۸۵)
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.
جادوگر پیانو

جادوگر پیانو

ری اسپنسر (Ray Spencer) در زندگینامه اش اشاره کرده که آرت تاتوم به طور غریزی با موسیقی خود را تهذیب میکرده و قطعاتی به یاد ماندنی از خود به جای گذاشته که نیازی به قضاوت در مورد آنها نیست.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IV)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IV)

اگر به سراغ همسنجی بازگردیم و وضعیت ایران را در کنار دیگر نهضت‌های موسیقایی ملی یا دیگر جاهایی که چنین نهضتی عملا وجود نداشت اما گرایش‌های ملی ظاهر شده بود بگذاریم، اولین تفاوت‌ها خود را نشان می‌دهد. جنبش‌های رومانتیک ملی که در سده‌ی نوزدهم پا گرفت عمدتا خود را در جاهایی نشان داد که تحت اشغال بودند یا چنین خطری تهدیدشان می‌کرد. لهستانی‌ها و چک‌ها و تا حدودی رومانیایی‌ها و مجارها درجاتی از اشغال یا بودن اجباری (۱۳) در یک واحد سیاسی (و به همراهش ممنوعیت‌های زبانی و فرهنگی)، نروژی‌ها خطر شکست و اشغال به دست روسیه و انگلستان، فرانسوی‌ها دوبار دلگیری و نگرانی از فراگیری و سروری فرهنگ‌های موسیقایی دیگر (۱۴)، و آلمانی‌ها فرآیند یکپارچه شدن شاه‌نشین‌های کوچک و پیدایش آلمان مدرن را تجربه کرده‌اند (۱۵).
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
چالشهای یک موسیقی

چالشهای یک موسیقی

موسیقی ایران از دیرباز متاثر از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی و همواره به فراخور شرایط زمانی در حال تغییر و تحول بوده است. این موضوع به گونه ای موجب شده است که بیان عواطف و احساسات مردم به عنوان یکی از اهداف موسیقی تلقی شود. هدفی که اکثر موسیقیدانان و آهنگسازان در تلاشند تا با بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و تطبیق آن با فعالیتهای هنری خود به آن نایل آیند.
میک پرتنی

میک پرتنی

میک پرتنی (Michael Stephen Portnoy) در ۲۰ آوریل سال ۱۹۶۷ در شهر Long Beach نیویورک آمریکا بدنیا آمد. پدرش بعنوان DJ در رادیو محلی مشغول به کار بود و همین زمینه ای شد برای علاقمندی وی به موسیقی. گروههایی مانند Queen Led Zeppelin, The Who, Yes و Beatles نیز تاثیرات بسزایی در گرایش وی به موسیقی داشتند. او بصورت خود آموز شروع به یادگیری درام نمود و دروس تئوری را در دوران دبیرستان فرا گرفت.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

والتر به عنوان دستیار و حامی مالر رابطه کاری نزدیکی با او داشت. عمر مالر کفاف اجرای آثاری مانند Das Lied von der Erde یا سمفونی شماره نه را نداد. اما بیوه او، آلما مالر، از والتر درخواست کرد که هر دو اثر را برای نخستین بار اجرا کند. بنابراین والتر اولین اجرای Das Lied را در سال ۱۹۱۱ در مونیخ و اجرای سمفونی شماره نه را در سال ۱۹۱۲ در وین و با ارکستر فیلارمونیک وین رهبری کرد.
گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه، برای خرید کتاب به انتشاراتی ویستار واقع در میدان هفت تیر تهران رفته بودم، به طور اتفاقی پیمان سلطانی هم در آن جا حضور داشت. بعد از احوال پرسی مثل همیشه صحبت موسیقی به میان آمد و بحث بر سر آواز ایرانی بالا گرفت. پس از دقایقی صحبت، با خود اندیشیدم که چه خوب است این گفت و گو را به مصاحبه ای تبدیل کنم، اول خواستم به ایشان بگویم وقتی تعیین کنند که مفصل در این باره بحث کنیم اما با اطلاع از اینکه پیمان سلطانی مشغله ی کاری زیادی دارد و ممکن است به این زودی فرصتی برای این کار پیدا نشود، تصمیم گرفتیم بحث را در همان جا ادامه دهیم و از او خواستم چند دقیقه ای وقتش را به من دهد و او هم مثل همیشه با خوش رویی پذیرفت و گفت و گو را ادامه دادیم.