گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفت و گو با جان کیج (XII)

John Cage during his 1966 concert at the opening of the National Arts Foundation in Washington, D.C.

به جز یک ذهن با کیفیت، مثلا یک نفس فوق العاده. آن را می توانست در گریزارد دید. او سعی می کرد متواضع بماند تا خودخواهیش معلوم نشود. اما کاملا معلوم بود که او تا جایی که می توانست گیر افتاده و می خواست که بهترین چیزی که ممکن بود، برایش اتفاق بیفتد. او پیش خود فکر کرده بود که کار خوب و خلاقانه ای انجام داده است که ترجیح داده به جلای اینکه اثری را در برادوی اجرا کند هملت را اجرا کرده است. این اخلاق ریاکارانه غیر قابل تحمل است. من از این حرف ها زدم، خیلی داغ کرده بودم، معمولا خوشم نمی آید علیه چیزی حرف بزنم اما از من خواسته شده بود که این کار را بکنم. وقتی نمی توانستیم درباره هپنینگز بحث کنیم چون آن ها نه اطلاعاتی داشتند و نه علاقه ای و فکر نمی کردند که به اندازه هملت جدی است و می پنداشتند که از دیگران برتر بوده اند، من هم پرسیدم که «خب، نظرتان راجع به تلوزیون چیست؟» آنها به تلوزیون هم علاقه ای نداشتند. این درحالی هست که آنها در دنیای الکترونیکی زندگی می کنند که تلوزیون بسیار مرتبط تر از تئاتر مشروع (legitimate theatre) است.

شکنر: مشکل اینجاست. وقتی یک نقاش به یک هپنینگ می آید با خود یک سنت نقاشی می آورد، وقتی یک موزیسین به هپنینگ می آید با خودم سنت موسیقی می آورد اما هیچ کس در تئاتر چیزی با خود نمی آورد.


کیج: به جز یک ذهن با کیفیت، مثلا یک نفس فوق العاده. آن را می توانست در گریزارد دید. او سعی می کرد متواضع بماند تا خودخواهیش معلوم نشود. اما کاملا معلوم بود که او تا جایی که می توانست گیر افتاده و می خواست که بهترین چیزی که ممکن بود، برایش اتفاق بیفتد. او پیش خود فکر کرده بود که کار خوب و خلاقانه ای انجام داده است که ترجیح داده به جلای اینکه اثری را در برادوی اجرا کند هملت را اجرا کرده است. این اخلاق ریاکارانه غیر قابل تحمل است. من از این حرف ها زدم، خیلی داغ کرده بودم، معمولا خوشم نمی آید علیه چیزی حرف بزنم اما از من خواسته شده بود که این کار را بکنم. وقتی نمی توانستیم درباره هپنینگز بحث کنیم چون آن ها نه اطلاعاتی داشتند و نه علاقه ای و فکر نمی کردند که به اندازه هملت جدی است و می پنداشتند که از دیگران برتر بوده اند، من هم پرسیدم که «خب، نظرتان راجع به تلوزیون چیست؟» آنها به تلوزیون هم علاقه ای نداشتند. این درحالی هست که آنها در دنیای الکترونیکی زندگی می کنند که تلوزیون بسیار مرتبط تر از تئاتر مشروع (legitimate theatre) است.

چرا ما این آدم های تئاتر را همانطور که هستند نمی بینیم؟ آن ها نوعی از موزه هستند. و ما باید موزه داشته باشیم پس باید از آنها برای کاری که می کنند ممنون باشیم و مزاحمشان نشویم. بگذارید چیزی اضافه کنم که این بحث را روشن می کند. نگرانی اولیه یک دارماتیست و بازیگر چیست؟ محتوا، به هر هفتاد و دو شیوه ای که محتوا را تفسیر می کنیم. اما مارشال مک لوهان (Marshall McLuhan) اثرش درباره رسانه های جمعی را اینگونه آغاز می کند که محتوا اهمیتی ندارد. او می گوید «ابزار پیام است». او می گوید که شما تنها زمانی می توانید به این نتیجه و آگاهی برسید که خود را از اندیشه محتوا رها کنید. این گفته بسیار شبیه حرف من درباره رهاندن خود از فکر نیت است، آنها خیلی بهم شبیهند. مک لوهان چه چیزی را به عنوان فعالیت برای بازیگر می بیند؟ این خیلی زیباست و هر بار که ما آن را می بینیم از آن لذت می بریم: او می گوید تنها کاری که باید انجام دهیم این است که اطلاعات را با اطلاعات تجربه کنیم و هیچ اهمیتی ندارد که چه می شود. با این تجربه از دنیایی که خود دارد همین کار را انجام می دهد آگاه می شویم.

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است