گفتگو با ند رورم (II)

ند رورم
ند رورم
شما اغلب اشعارتان را به زبان انگلیسی می سرائید.
من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.

به نوعی تقلیدی که به طور عرف در آمده از چیزها و اشخاص می باشد. غم چهارصد هزار سال پیش در مقام مینور وجود نداشت. موسیقی با کلام معنایی دارد اما معنای تعریف شده آن تنها به خاطر استفاده از کلمات است. برای مثال به هنرجویانم گفته ام برای سه شنبه آینده می خواهیم یک شعر را در غالب موسیقی در آوریم.

از آنجایی که شاعر آن قطعه هیچ گاه از ما تقاضای این کار را نداشته، من که هستم پس تعیین میکنم موسیقی آن باید اینچنین باشد، تنها دو قانون برای انجام این کار می توانم بیان کنم؛ کلماتی را که خود شاعر تکرار نکرده است تکرار نکنید و سرعت قطعه را طوری تنظیم کنید که کلمات رسا ادا شوند. نتیجه کار برایم بسیار جالب بود که هر کدام چقدر با یکدیگر متفاوت بودند.

تصوری که از موسیقی داریم همانند آن نکته نیست که چرا مردم نمی دانند که یک موسیقیدان چه کسی است؟
همانطور که گفتم من چهار چیز هستم، همه می دانند همجنس باز بودن به چه معنا است زیرا همه سعی کرده اند وانمود به آنکه نیستند کنند و همه می دانند الکلی بودن چیست که درک آن امری است کاملا طبیعی و آتئیزم اعتقادی است که از طرز تفکری معین شکل می گیرد. اما اصل موسیقی و کسی که آن را خلق می کند به نام اهنگساز تعریفی خاص و معین ندارد.

زمانی که سمفونیهای شما را شنیدم بسیار هیجان زده بودم و نمی دانستم که شما آنرا ساخته اید، من کوچکتر از آن بودم که اثر سوم شما را که در آن زمان مشهور بود شنیده باشم و دو اثر اولیه شما هم که در آن زمان اصلا معروف نبودند. پس از آن بسیاری از آثار شما برای ارکستر بدون کلام است و هیچ گاه از عنوان سمفونی استفاده نکرده اید. برایم جالب است بدانم چه چیز باعث می شود که به جای استفاده از عنوان اصلی سمفونی، از نامهایی انتزاعی استفاده کنید.
من سمفونی نوشته ام برای آنکه سمفونی بنویسم. آثار انتزاعی ارکستری فراوانی دارم که عنوانهایی توصیفی همچون “صبح یکشنبه” را دارند. در بسیاری از آثار بدون کلامم همانند چهار کوارتت زهی نام آثار پیکاسو را یکی پس از دیگری روی آنها گذارده ام زیرا مجذوب آن نقاشیها هستم. یک آهنگساز همانند یک نقاش همواره دوست دارد روی آثارش همانند فرزندانش اسمی گذارد حتی نام اتنزاعی شماره ۲ همانند آثار جکسون پالاک که به عقیده من آثار او نیز انتزاعی نیست و همواره می توان در دل رنگها و ابرها تصویری یافت.

آیا این معادل تنالیته در نقاشی است؟
شما نمی توانید هنرها را بدین گونه با یکدیگر مقایسه کنید اگرچه مردم همواره اینکار را انجام می دهند. اگر هنرها همه شبیه هم بودند ما تنها به یک هنر نیاز می داشتیم. اگر شاعر آثارم در قید حیات باشد با او ارتباط برقرار خواهم کرد و گاهی آنان واقعا مرا می رنجانند. برای مثال الیزابت بیشاپ؛ من تا سال ۱۹۵۲ تا زمان مرگش در دهه ۷۰ با او در مکاتبه بودم. او اشعار را برایم می فرستاد و من برای بسیاری از آنان موسیقی می ساختم و یکی از آن آلبومها با روی جلد کوکتئو (Cocteau) عرضه شد که آنرا برایش پست کردم.

وی بسیار از این اثر هیجان زده شده بود. در نامه ای که مرا تحت تاثیر قرار داد نوشته بود: “من این اثر را دوست داشتم اما نمی دانم چه بود. شاید باید آهسته تر یا بالاتر می بود، یا توسط مردی اجرا می شد.” من او را درک می کنم اما خب بگذارید خودش آهنگش را بسازد. بدین گونه است که می دانیم هنرها متفاوتند، آنچه در ادبیات قابل ستایش است در موسیقی نقص محسوب می شود.

البته اپرا بزرگترین فرم این ترکیب ادبیات و موسیقی است. شما چندین نمایشنامه را برگزیدید و آنها را به اپرا تبدیل نمودید برای مثال در اپرای “شهر ما” شما کاملا به تورنتون وایلدر (Thornton Wilder’s) وفادار مانده اید.
زمانیکه آنرا ساختم برای دیدن اجرای آن برای مدت زمانی طولانی تمایلی نداشتم. اما سرانجام خودم را مجبور کردم و به دیدن آن رفتم. آنان بسیار تمرین کرده بودند و اجرا بسیار خوب بود، از اینکه رفته بودم خوشحال بودم. ارکستر هیچ گونه اشتباهی نداشت. من در میان تماشاگران نشسته بودم، همانند یکی از آنان.

به طور مسلم مردم می دانستند که شما آنرا ساخته اید.
آنان با من همانند گرتا گاربو (هنرپیشه سوئدی سالهای ۱۹۰۰) رفتار می کردند . در این اپرا دو خواننده اصلی حضور داشت. یکی از آنان سیاه پوست بود اما صدایش از دیگری بهتر بود.

با آثار مطرح همیشه این اتفاق رخ می دهد. شما مجبور به حفظ بسیاری از المانهای موجود در خود آن قطعه هستید، هرچند احساس کنید گزینه های شما در آن غالب درست تر باشد.
البته، همینطور است.

newmusicbox.org

یک دیدگاه

  • بهنام
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ق.ظ

    خوب نسیت باید چندتا آهنگ هم می گذاشتند تادانلودبشه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

جامعه شناسان همواره به موسیقی به عنوان یکی از انتزاعی ترین هنرها در دوره های مختلف از تحول پژوهش جامعه شناختی نگاه های متفاوتی داشته اند. برای جامعه شناسان مطالعه کارکردهای موسیقی در جهت ایجاد هویت و تلاش برای داخل شدن در زندگی فرهنگی جامعه، موسیقی و سیاست مقاومت در برابر قدرت، مصرف موسیقی و بازتولید جایگاههای طبقاتی، الگوی توزیع اجتماعی مصرف موسیقی و مدیریت احساسات عمومی و… بسیار اهمیت داشته است.
برنامه های ۲۸ و ۳۱ خرداد در فرهنگسرای ارسباران

برنامه های ۲۸ و ۳۱ خرداد در فرهنگسرای ارسباران

فرهنگسرای ارسباران در تاریخ ۲۸ و ۳۱ خرداد، دو نشست انتقادی را برگزار می کند که اولی با عنوان “نگاهبان شعله یا پاسدار خاکستر؟” به سخنرانی محمدجمال سماواتی، موسیقیدان و منتقد موسیقی و دیگری، هفتمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول» با موضوع «نقد و بررسی عملکرد دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» است.
جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (II)

جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (II)

شرکت پنتاتون (PentaTone) اولین سی دی فیشر را در پاییز ۲۰۰۴ روانه بازار کرد: این سی دی عبارت بود از ویولن کنسرتو های روسی به رهبری یاکوف کرایزبرگ و ارکستر ملی روسیه. این اثر فیشر نظر مساعد منتقدان را به خود جلب کرد و تنها در چند روز به یکی از پنج اثر کلاسیک پرفروش در آلمان تبدیل شد.
جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (I)

جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (I)

جیمز مارشال هندریکس معروف به جیمی هندریکس در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. هندریکس را همگان به عنوان پدر گیتار الکتریک میشناسند کسی که با نبوغ خویش بدون هیچ استادی ساز گیتار را به شهرتی جهانی رساند. نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز و کسی که بیشترین تاثیر را در نوازندگان گیتار راک داشت و وی را به عنوان یکی از برترین شخصیت های این سبک میشناند.
گفتگوی من و خودم در آینه (I)

گفتگوی من و خودم در آینه (I)

همیشه رسیدن یک بسته‌ی صوتی جدید دلهره‌ای برایم به همراه داشته است خاصه که قرار بوده باشد به جستجوی ویژگی‌هایش واژه‌ها را زیر و رو کنم و بوریایی ازشان ببافم. دلهره‌ی باز کردن یک بسته و کشف درونش؛ آیا چیزی خواهی یافت که تو را شاد کند؟ در این آینه‌ی اوهام که نگاه می‌کنی تصویری هزار بار از پیش تکرار شده بازمی‌تابد یا تصویر تازه‌ی خودت؟ نو است؟ کهنه است؟ آشنایی است که لباسی دیگر پوشیده؟ همه‌ی اینها دست و دلت را می‌لرزاند چنان که باز کردن بسته‌ی دیگری، تنها تفاوت این است که درست بعد از باز کردن زرورق به جواب پرسش‌ها نمی‌رسی. لایه‌ای صوتی هست که باید به گوش بگشایی تا دریابی که اجرای مجدد خواهی شنید یا …
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

آموزشگاه موسیقی آریا به مدیریت آریا عظیمی نژاد با همکاری شرکت آرشه (موسس استاد بزرگ لشگری) – تنها نمایندگی رسمی کمپانی یاماها از سال ۱۹۹۲ در ایران – در تاریخ ۶ لغایت ۱۳ اسفند ماه ۱۳۸۹ اقدام به برگزاری کارگاه گیتار کلاسیک زیر نظر فرزین طهرانیان – نوازنده گیتار و استاد دانشگاه – می نماید.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (III)

در مورد فواصل او مانند بعضی از دیگر همدوره‌هایش (۹) سعی می‌کند پلی بر نظریات نظریه‌پردازان مشهور قرون گذشته در خاورمیانه بزند (مانند عبدالقادر مراغی و صفی‌الدین ارموی) و از آن‌ها برای توضیح مسائل امروزی موسیقی ایران بهره گیرد هر چند که او بر این نکته واقف است که ساختار اجرایی موسیقی دستگاهی با دوره‌ی مورد بحث تفاوت‌های اساسی دارد اما به دنبال قرابت‌ها می‌گردد و سعی می‌کند نشان دهد که فواصل از دوره‌ی مورد بحث تاکنون تغییری نکرده‌ است (البته در میزان موفقیت وی و دیگر همفکرانش هنوز جای بحث هست).
داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.
تندرلی

تندرلی

نسیم عصر با لطافت و نرمی درخت ها را نوازش میدهد، درختها در حال رقصیدن، نسیم را در آغوش خود میگیرند …