ویلن مسیح

ویولون مسیح در حال آزمایش محققان
ویولون مسیح در حال آزمایش محققان
در سال ۱۷۷۵ پائولو با کوزیو دی سالابو (Cozio di Salabue) قراردادی برای فروش تعدادی ساز که از مغازه و کارگاه پدر باقی مانده بود، بست که یکی از بهترین مجموعه های ساز در طول تاریخ بوده است. اگرچه پائولو قبل از واگذاری کامل مالکیت سازها به سالابو از دنیا رفت با اینحال سالابو مالک آنها شد. تا سال ۱۸۲۷ سالابو سازها را نگه داشت تا آنکه به لوجی تاریسیو (Luigi Tarisio) ایتالیایی فروخت، شخصی که تجارتی مهم را با ساز ویولن فراهم کرد؛ اگرچه هیچ گاه سازها را با خود به همراه نمی برد اما با صحبت کردن با خریداران در پاریسی وارد میشود.

تاریسیو، برای ژان بابتیسته ویلائوم (Jean-Baptiste Vuillaume) از ارزشها و قابلیتهای این ساز فوق العاده سخن میگفت. بدین ترتیب این ساز نا شناخته اسم گذارده شد؛ ویلنی که تا به امروز نیز به این نام شناخته می شود.

تاریسیو هیچ گاه از این ویلن جدا نشد تا مرگش در سال ۱۸۵۴ و هیچ کس خارج از کشور ایتالیا آن را ندید. در سال ۱۸۵۵ ویلائوم قادر شد صاحب این ساز شود و وی نیز آنرا تا دم مرگش حفظ کرد. ویلائوم سنت این ساز را ادامه داد و تا قبل از مرگش آنرا در جعبه ای شیشه ای نگهداری می کرد و به هیچ کس اجازه دست زدن و نواختن آنرا نمی داد. اگرچه در سال ۱۸۷۲ در نمایشگاه سازها در موزه جنوب کنسینگتون اجازه نمایش آنرا داد و این اولین حضور این ساز در انگلستان بود. بعد از مرگ وی در سال ۱۸۷۵ ویلن به مالکیت دو دختر و داماد ویلنیستش، آلارد، درآمد.

بعد از مرگ آلارد در سال ۱۸۸۸ ورثه او ساز را در سال ۱۸۹۰ به هیل (W.E. Hill) انگلیسی به مبلغ ۲۶۰۰ پوند فروخت که در آن زمان بالاترین مبلغ برای یک ویلن به شمار می آمد. بحث ها درباره مالکیت نخستین این ویلن اصیل به طور تکنیکی و محرمانه بالا گرفت. داماد ویلائوم اسم آنرا مسیح (La Messie) گذارده بود، زیرا مسیح شخصی است که همه انتظار او را می کشند اما هیچ گاه حضور نمیکند!

پولنس محقق ویولون، ایرادی در زمینه سوراخ اف مانند این ویلن یافت، زیرا اغلب فرمی به شکل اس دارند. سرانجام پولنس برای دکتر پیتر کلین (Dr. Peter Klein) تاریخ دان، از دانشگاه هامبورگ این سئوال را مطرح کرد. نتیجه آن بود که درختی که این ویلن از آن ساخته شده بعد از مرگ آنتونیو استرادیواریوس (Antonio Stradivarius) در سال ۱۷۳۷ بوده. قطر ساز مسیحا شباهت زیادی به ویلن های عصر طلایی ساخته شده استرادیواریوس دارد همانند ویلنهای بتز (Betts) 1704، سرمونس (Cremonese) 1715، توسکان-مدیسی (Tuscan-Medici) 1716. با این وجود این شباهتها همچنان اصالت این ساز را ثابت نخواهند کرد که به حقیقت در چه سالی و توسط چه کسی ساخته شده.

تحقیقات دانشگاه آرکانزا و تعداد دوایر چوب درختی که ساز از آن ساخته شده ثابت کرده که این ساز توسط استرادیواریوس ساخته شده و این درخت در زمانی که وی در قید حیات بود، قطع شده. مالکوم کلولند (Malcolm Cleaveland) پروفسور علم زمین شناسی در جلسه انجمن ویلن آمریکا در کارلیسله به همراه هنری گریسینو مایر (Henri Grissino-Mayer) از دانشگاه تنسه و پائول شیپرد (Paul Sheppard) از دانشگاه آریزونا شرکت کردند و تحقیقات خود را مبنی بر ویلن مسیحا گرد هم آوردند که اعتقاد آنان بر این بود که این ویلن توسط آنتونیو استرادیواریوس، ویلن ساز سرشناس، ساخته شده است.

بعد از گذشته ای رنگارنگ، مسیح، در موزه آشمولن در آسفورد-انگلستان جای گرفت. چهار سال پیش نظریه جدیدی صادر شد مبنی بر آنکه ویلن مسیح مربوط به سالهای ۱۶۸۰ است، در حالی که محقق آلمانی تعداد حلقه های درخت، ساخت این ویلن را متعلق به سال ۱۷۳۰ می داند که این زمان برای آنکه توسط استرادیوس ساخته شده باشد، دیر است.

کلولند گفته است: “محققین آلمانی دستگاهی برای تشخیص زمان ویلن نداشتند و تنها از روی حلقه های درخت ارزیابی می کردند و محققین انگلیسی از روی مقایسه با عکسهای تنه درخت تشخیص می دهند.” هلن هایز (Helen Hayes) رئیس انجمن ویلن، از کلولند، مایر و شیپرد دعوت کرد تا حلقه های درخت روی ساز را بشمارند، آنان به وسیله میکروسکپهای قوی و وسایل اندازه گیری مجهز، حلقه های قسمت جلویی ویولن را اندازه گیری کردند.

برای انجام تحقیقات آنان اجازه داشتند سیمها را از ساز جدا کنند تا روی بدنه ساز نیز جستجو کنند. بدنه جلویی ساز از دو تکه چوب و هر دو از یک درخت از نروژ ساخته شده است. آنان همچنین حلقه های روی بدنه ساز را با ویلن معروف دیگر آرچینتو (Archinto) مقایسه کرده اند که آنرا در آکادمی رویال موسیقی لندن بررسی کرده اند. آنان با این مقایسه توانستند ثابت کنند که تاریخ ساخت مسیح باز می گردد به سالهای ۱۶۸۶ یعنی زمانی که استرادیواریوس در قید حیات بوده است. کلولند گفت: “ما همچنان نمی توانیم ثابت کنیم استرادیواریوس سازنده این ساز بوده، اما می توانیم با اطمینان خاطر ثابت کنیم به زمان وی تعلق دارد.”

ویلن مسیح اینچنین وصف شده: لعاب قرمز شدید، حاشیه ای زیبا، بالا و پشت بدنه ساز بسیار خوش ساخت. چوب کناره ها و گردن ساز از یک درخت بوده. در نهایت تحقیقات انجام شده چنین ثبت کرد: “ویلنی بسیار زیبا با ساختاری عالی از استرادیواریوس برای ما به جای مانده که مسیح نام دارد، ما این ساز زیبا را به او مدیونیم اما زمان که گذشت لعاب ساز از بین رفت و ترکی برداشت…”

cozio.com

6 دیدگاه

  • Эрфан
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    باز هم ترجمه ای ضعیف از نیسندگان سایت!!لطفا بیشتر وقت بذارید روی این قسمت از کار.

  • نیلوفر
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۸ در ۸:۲۹ ب.ظ

    سلام مطلب جالبی بود شاید شبیه ویولنی که من در دست دارم که به طور قطع اطمینان دارم ساخته استرادیواریوس است لطفا اگر مطالب بیشتری در اینباره سراغ دارید در اختیارم بگذارید ممنون

  • پوریا
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۸ در ۴:۰۶ ب.ظ

    مطلب قشنگی بود

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۹ در ۴:۰۹ ب.ظ

    نیلوفر عزیز، ویولای بنده هم حتماً استرادیواریوسه. اصلاً حالا که دقت میکنم همون ساز معروف “پاگانینی-مندلسون”ه ! در سراسر کره خاکی فقط یک ایرانی استراد داره اون هم علی فروغه که به سلامتی و میمنت اسمشو عوض کرده و گذاشته سایرس و تبعه ی ایالات متحده س! ولی به گمونم اسم بنده و سرکار رو هم باید اضافه کنن!

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    نیلوفر خانوم،شما اصلا صدای ویولن مسیح رو شنیدین؟ ظاهر ساز مطرح نیست.
    از دوستانی که مایلند صدای این ساز فوقالعاده رو بشنوند دعوت می کنم cd من روح ویولن ها هستم رو از آقای کزازی بخرند. تبلیغ ایشون پشت مجله های موسیقیه

  • shannon
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۸۹ در ۹:۴۴ ب.ظ

    salam agha man ye done az vilinhaye antonius ro daram ke asl bodanesh to canada tahid shode ma mikham in ra befrosham mitonid komakam konid?man 2 sale ke daram mifroshamesh

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آفرینندگی اعداد (II)

با این توضیح دسته نت های فوق نغمگی به تصاعد حسابی فرکانس ها با قدر نسبت 2 و دسته نت های مادون نغمگی به تصاعد حسابی طول موج (معکوس فرکانس) با همان قدر نسبت بستگی دارند. تصاعد حسابی اعداد با قدر نسبت دو، سری اعداد 3، 5، 7، 9، 11، 13 و … را به دست می دهد. در جدول زیر نسبت فرکانسی دسته نت های فوق و مادون نغمگی در محدوده یک اکتاو ارائه شده است.

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

در اینجا به نوشته شما در مورد دیدار با آقای شجریان می پردازم:‌ شما فرمودید سازی که ایشان ساخته اند از چوب گردو بوده است. به نظر شما چوب گردو با وجود چگالی و وزن بالایی که دارد، مناسب برای کاسه رزونانسی است؟ شما خوب می دانید که سازگرهای ایرانی با اینکه از آکوستیک اطلاع چندانی ندارند ولی به جز دسته ساز که نیاز به چوبی دارد که فقط محکم باشد هیچ وقت برای کاسه رزونانس سراغ گردو نمی روند؛ تنها سازی که کاسه آن را از چوب گردو می سازند سنتور است که نوع ارتعاش آن و وزنی که روی صفحه آن است به کلی با ویولون متفاوت است (ضمنا سنتور را هم با چوبهای دیگری مثل آزاد، افرا، توت می سازند)

از روزهای گذشته…

انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

این گذرهای ناگهانی از دیسونانس های تند و تیز به کنسونانس های ملایم، از ویژگی های موسیقی آیوز است و در سراسر قطعه “اردوگاه پاتنام” شنیده می شود. پیانو، بادی های چوبی و بادی های برنجی برای جلب توجه شنونده رقابت می کنند و چندان نمی گذرد که گویی دو دسته همنواز، همزمان در تقابل با یکدیگر می نوازند.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (III)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (III)

من از آنها استفاده نمی کنم، زیرا احساس می کنم نیاز ویلنسل را بر آورده نمی کنند. ویلنسلیستها مشکلات متفاوتی برای حل کردن دارند. اگرچه معتقدم تدریس موسیقی در مدارس بسیاری از دانش آموزان را تشویق به نواختن ساز می کند، همچنین فکر می کنم تلاش و استعداد شخصی دانش آموزان است که خود را به عنوان نوازنده ای برای تمام زندگیشان ببینند و پیشرفت کنند.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

یکی از این روش ها “حرف زدن با سازدهنی” یا اصطلاحا “Talking Harmonica Style” است که به مفهوم ادای کلمات و جملات ساده به وسیله هارمونیکا است. بسیاری از نوازندگان قطعاتی به این شیوه ضبط کرده اند ولی شاخص ترین آهنگ موجود در این زمینه آهنگی است به نام I Love My Mama که توسط Saltey Holmes دردهه 1930 و با سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا شده است. به بخشی از این آهنگ توجه کنید:
ادیت در ویولن (XI)

ادیت در ویولن (XI)

همانطور که در بخش پیشین ذکر شد بهترین راهکار نواختن دوبل نت اولین جمله، تعویض پوزیسیون بر پایه انگشتان اول-دوم می باشد که پتانسیل اجرایی بالاتری را برای نوازنده فراهم می سازد و این تعویض پوزیسیون ما بین پوزیسیون های دوم و سوم می باشد.
صنعت فرهنگ (قسمت دوم)

صنعت فرهنگ (قسمت دوم)

یکی دیگر از مهمترین ابزارهای صنعت فرهنگ در تمام دنیا تلویزیون است که ابزاری قدرتمند برای همانند سازی و پایین آوردن سطح درک عمومی از هنر وهمچنین حذف موفق هرگونه مخالفت فرهنگ ورانه‌ای. این رسانه در کشور ما تابع همان وضعیت دو پاره جغرافیایی است اما حتا نگاهی بسیار سطحی به آثار هنری ارائه شده در این رسانه نشانگر عدم تفاوت عمده در روند هر دو بخش با وجود ظاهر بسیار متفاوتشان است.

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ -۳

هندریکس‌ این‌ آهنگ‌ را ابتدا در استودیوی‌ Olympic لندن‌ و به‌ صورت‌ چهار track با دوستانش ‌Brian Jones (پیانو) و Dave Mason (گیتار Bass و آکوستیک‌) ضبط‌ کرد. Mitch Mitchel هم مسئولیت نواختن درامز را برعهده گرفت. چهار ماه‌ بعد در استودیوی‌ Record Plant نوار مستر را بر روی‌ یک‌ نوار دوازده track منتقل‌ کرد و بعد از حذف‌ پیانو و گیتار Bass قبلی‌ خودش‌ گیتار Bass را نواخت‌ و به‌ نسخه‌ منتشر شده‌ اضافه‌کرد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.
میکرو تونالیته (I)

میکرو تونالیته (I)

با شروع قرن 20 دنیای موسیقی شاهد تحولات چشمگیر در مسیر خود بوده است. دنیای پیچیده این قرن بی شک نیازمند بیان موسیقایی بود که شاخص عصر خود بوده و محدود به گام ها و فواصل مرسوم نباشد.