گفتگو با ند رورم (III)

ند رورم
ند رورم
زمانی که آندره پروین اپرایی را بر پایه “تراموای شهری به نام هوس”(A Streetcar Named Desire) فیلم سال ۱۹۵۱، روی سن برد، همه صحبتها این بود که آیا رودنی گیلفری (Rodney Gilfry) به اندازه کافی شبیه استنلی کوالسکی (Stanley Kowalski) بوده و یا او چقدر شباهت به مارلون براندو که نقش اول را در فیلم بازی کرده بود، دارد.
به عقیده من ساخت اثری اپرایی بر پایه یک فیلم و یا یک اثر ادبی مشهور، کاری خطرناک است. نمی دانم اگر از من خواسته نشده بود اپرای “شهر ما” را بسازم، آیا آن را می ساختم یا خیر. همه می گفتند، ند رورم تا چه اندازه می تواند اصل این اثر را بهبود بخشد؟ من قصد نداشتم آنرا بیشتر از آنچه هست بهبود دهم که وردی اتلوی شکسپیر را تغییر داد!

“شهر ما” (Our Town) نمایشنامه ای که در دهه ۳۰ توسط تورتون وایلدر (Thorton Wilder) نوشته شد، داستانی است درباره ساکنین یک شهر در اوایل قرن بیستم، اپرای شما ۱۰۰ سال پس از وجود آن منطقه ساخته شد. حال قطعه ای همانند “شهر ما” چه حرفی برای گفتن به مردم قرن بیست و یکم دارد؟

آنچه مهم است کیفیت نمایشی و تئاتر گونه این اثر است همانند نمایشنامه های سقراط (Socrates)، یوریپیدس یونانی (Euripides) و یا لیسیستراتا (Lysistrata) که آثار نمایشی فوق العاده ای برای تمام دوران هستند.

از دید شما نقش یک هنرمند و آهنگساز در دوباره شکل بخشیدن به یک زبان که خاصه خود وی باشد چیست؟

من کاری را انجام نمیدهم که از من انتظار آن را می رود، آن را انجام می دهم چون می خواهم! مطمئن نیستم که تا قبل از قرن هجدهم آهنگسازی علاقه داشت که حرفی نو بزند و یا زبان خاص خود را داشته باشد. وی زبان خود را با لغت نامه خود صحبت می کند.

هر کسی می تواند آهنگساز خوبی باشد اما این بدان معنی نیست که هر آنچه می گویند ارتباط پذیر است. شما می توانید تکنیک را به همه یاد دهید اما آن زبان ویژه قابل یاد دادن نیست، مقوله ای کاملا شخصی است که هر کسی با روش خود صاحب آن می شود.

باید بگویم که من زمانی که اثری از شما را می شنوم تشخیص می دهم که آهنگسازش شما هستید.

جدا این طور است؟ بسیار از شنیدن این حرف خوشحالم.

اخیرا بحثی به وجود آمده درباره تفاوتهای موسیقی “بالای شهر” و “پائین شهر” . این مرا به یاد تقسیم بندی شما بین موسیقی آلمانی و فرانسوی انداخت. همچنین تفاوت موسیقی اروپایی و آمریکایی و یا بین فرهنگ بالا و پائین. آیا همچنان به این نوع تعلیق بین دو قطب اعتقاد دارید؟

خیلی نا مساوی تر از آن است که در گذشته بوده. امروزه ۹۹ درصد موسیقی پاپ حرف اول را می زند و تنها یک درصد موسیقی کلاسیک. در موسیقی کلاسیک نیز بیشتر بتهوون و موزار مورد توجه هستند.

اگر افراد روشنفکر درباره بتهوون و ویوالدی می دانند درباره دانته و فیلیپ روث و یا میکلانجلو و جکسون پالاک و در موسیقی معاصر استینگ و بیتلز را می شناسند. امروزه من نام پاپ را بدلیل آنکه نمی دانم چه اسمی روی آن بگذارم به کار می برم.

در زمان من، موسیقی پاپ: کول پورتر (Cole Porter) و گرشوین (Gershwin) بودند به همراه گروههای فوق العاده ای همچون آرتی شاو (Artie Shaw)، بنی گودمن (Benny Goodman) و برادران دورسی (Dorsey Brothers). صدای واقعی امروزه کم پیدا می شود.

کسانی همانند خانم کی.دی لانگ (k.d. lang) امروزه کمیاب هستند. وی صدای واقعی دارد، در مرکز هنری کندی برای رئیس جمهور وقت آمریکا جرج بوش خوانده است در حالی که همانند مردان لباس بر تن داشت. اما بیشتر خوانندگان پاپ معاصر مورد توجه من قرار نمی گیرند حتی بیشتر اوقات متوجه نمی شوم چه می خوانند. امروزه همه چیز تنها پول است و پول. دیگر مانند پنجاه سال پیش نیست که اروپا دارای فرهنگی ویژه باشد.

دیگر به طور درخشان و فراوانی ادبیات، نقاشی، تئاتر یا موسیقی خاصی از کشوری خلق نمی شود. همه چیز تغییر کرده است اما من شاهد تغییرات مثبت نیستم. درباره سوال شما، بالا شهر، پائین شهر، آیا همچنان چنین تعبیری وجود دارد؟ من نمی توانم تشخیص دهم که موسیقی متعلق به بالا شهر است یا پائین شهر، واقعا نمی دانم!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

داشتن انقباضات عضلانی و همچنین استرس در هنگام نواختن را در هنگام تمرینات کمتر متوجه میشوید، چراکه در زمان تمرین با خیالی آسوده در خانه و برای خودتان مینوازید! اما چرا وقتیکه که برای کنسرت و یا اجرا در برابر دیگران حاضر میشوید این استرس و انقباضات خود را نشان میدهد؟ در این مقاله به ذکر چند نکته بسنده میکنیم و سعی میشود تا در مطالب آتی به سراغ حافظه ناخود آگاه و خود آگاه برویم و کشف این نکته که در هنگام تمرین و اجرا چه اتفاقی برای نوازنده می افتد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
روش سوزوکی (قسمت چهلم)

روش سوزوکی (قسمت چهلم)

پرنس توکوگاوا از طرز فکر پدر من خیلی خشنود شده بود. احتمالاً پدرم به او گفته بوده که من بسیار خوشحالم که پسر مرا می خواهید با خود همراه کنید و حتما هم او را در آلمان بگذارید تا با باقیمانده پول هایش تحصیل کند. اما آدمی‌ هرگز نمی‌تواند بفهمد که سرنوشت او را به کجا می‌کشاند، من در آغاز سال از ورود به آکادمی‌ موسیقی اونو ناامید بودم، در پاییز با کشتی بخار لوکس‌ هاکونه مارو (Hakone Maru) به سمت مارسل (Marseille) می‌رفتم و به پیشنهاد پدرم به یک سفر دور دنیا می‌رفتم ولی در واقع راه من مرا بطرف آلمان برای تحصیل می‌برد.
طلایه‌دار تلفیق (IV)

طلایه‌دار تلفیق (IV)

پیشگامی او در ساخت ترانه‌هایی که آن روزها به جاز و امروز به پاپ معروف است، بخشی دیگر از سابقه مغفول‌مانده اوست. بی‌شک بسیاری از ما ترانه معروف «ای دختر صحرا نیلوفر» را با شعر اسماعیل نواب صفا و صدای خوانندگان مختلف شنیده و گاه زمزمه کرده‌ایم، اما هرگز نمی‌دانسته‌ایم که آهنگ گیرای آن را عباس شاپوری ساخته و از این راه الگوی بسیاری از ترانه‌سازان پس از خود شده است. او شعر بعضی ترانه‌هایش را هم خود می‌سرود که «گلی‌جان» و «آرزو» از آن جمله‌اند.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (I)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (I)

مقاله ای که پیش رو دارید در رابطه با نخستین آهنگساز بزرگ آمریکایی، “چارلز آیوز” (۱۹۵۴-۱۸۷۴) است، اما پیش از آنکه بحث اصلی آغاز گردد لازم است تا به نکات حائز اهمیتی اشاره شود:
یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

در ادامه بحثی که درباره مقاله خواننده و خواننده سالاری توسط علیرضا جواهری در این سایت بوجود آمد، دکتر کیومرث پیرگلو، آهنگساز، موزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور، نیز برای “گفتگوی هامونیک” مطلبی ارسال کرده که میخوانیم: هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانــــــه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایـــــــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و… کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم، چراکه از یک طرف معضل “نوگرایی” که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند (و استاد آنها را اجرا کنند) و از طرف دیگر جریان خواننـــــــــــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان ها نتوانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند. پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.
ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو (Al Gallodoro)یکی از افسانه های عرصه موسیقی است، این استاد با سابقه ای ۸۰ ساله در زمینه ساکسیفون و کلارینت کماکان در اجراهایش شنوندگان را متحیر می کند. او آموزش موسیقی را از سن هفت سالگی آغاز نمود، در سن ۱۳ سالگی به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی گشت و امروز در آستانه ۹۳ سالگی همچنان به فعالیت مشغول است.
گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از پرفورمنسی درباره موسیقی با عنوان «شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد» که در خانه هنرمندان به اجرا رسید. این گزارش به قلم مسعود قدسیه، هنرمند گرافیست نوشته شده است.