ویژگی های یک سنتور خوب (I)

بیشتر علاقه مندان به ساز سنتور که امیدوارانه تلاش خود را در راستای پیشرفت همه جانبه چه در زمینه ی نوازندگی و چه در کامل کردن معلومات موسیقی خود انجام می دهند، معمولا بعد از گذشت حدود دو، سه یا چهار سال احساس نیاز به یک ساز بهتر، باعث ترغیب آنها برای تهیه ی یک ساز خوب می شود. این عنوان مقاله را با این هدف شروع به نوشتن کردم که راهنمایی باشد برای آنها، جهت شناختن ویژگیهای یک ساز خوب و سعی کردم تا حدی به مسائل حاشیه ای این موضوع نیز بپردازم تا برخی از سوالات بی شماری که هنرجویان سنتور دارند پاسخ داده شود تا بلکه کمی از سردرگمی نجات یابند و البته روشن است بررسیهای ذیل از دیدگاه یک نوازنده می باشد که ممکن است با دید یک سازنده اندکی متفاوت باشد (چرا که اکثر سازندگان بیشتر سازهای خود را در نوع خود خوب می دانند!)

نا گفته نماند تا زمانی که یک هنرجو به آن مقدار از توانایی لازم، جهت کارشناسی فنی ساز نرسیده است، صلاح آن است برای خرید یک ساز خوب با استاد خود مشورت کند یا از اساتید فن، تایید ساز خریداری شده ی خود را بگیرد.

به این دلیل که هنوز تعریف “کیفیت سازهای ایرانی” (مثل خیلی چیزهای دیگر) به درستی معلوم نیست و استانداردی برای آن مشخص و تعریف نشده است، بنابراین مطالبی که منوط به ویژگیهای یک سنتور خوب در این سلسله مقاله به نظر دوستان میرسد نمی تواند صد در صد صحیح باشد ولی امیدوارم آنقدر باشد تا در حد و توانایی خودشان به تدریج و با تمرین و توجه به این موارد، تفاوت سازهای خوب، معمولی و بد برای آنها تا اندازه ای قابل درک و مقایسه باشد.

هنگامی که شما نزد سازنده ای می روید برای خرید ساز، اینگونه باب است که سازنده از تمام سازهای خودش تعریف می کند و حتی اگر سازی مشقی نیز باشد اغلب می گویند “نسبت به یک ساز مشقی قیمتی ندارد و یا کیفیت خوبی دارد” حال اینکه قیمت ساز مشقی چقدر است را حتا حدودا هم نمی توان گفت، چه بسا ساز مشقی از هشتاد هزار تومان می توان سراغ گرفت تا سیصد هزار تومان که در “اغلب اوقات” این دو، از لحاظ کیفی تفاوت چندانی هم، با هم ندارند!

شاید یکی از دلایلی که سازندگان برای قیمت بالای سازهای مشقی خود دارند این است که می گویند “چوب و مواد بکار رفته دارای مرغوبیت بالایی هستند”، گر چه صدای ساز تناسبی با قیمت آن ندارد و اینجا سوالی که پیش می آید این است که چرا باید سازندگان، مواد مرغوب را برای ساز مشقی به کار ببرند؟ اگر قرار نبوده است که سازی برای صدادهی با کیفیت بالا مهندسی و ساخته شود، آیا این استفاده بی مورد باعث از دست دادن منابع موجود برای ساختن سازهای درجه ی یک نیست؟

آیا برای یک هنرجو در وحله اول کیفیت مواد بکار رفته در ساز برای او اهمیت دارد یا کیفیت صدای آن؟ طبیعی است هنرجو هزینه ای که برای خرید ساز می کند برای به دست آوردن صدای مطلوب است، نه برای خرید چوب خوب یا خرکهای شیک و مرغوب و نه سیمهای به اصطلاح درجه یک!

واقعیتی که متاسفانه با آن روبرو هستیم این است که، تا به حال رخ نداده یا من ندیده ام که سازنده ای که قصد دارد کلا سازهای حرفه ای بسازد بتواند از مجموعه سازهایی که هدف ساخت آنها، بوجود آمدن سنتور درجه یک است از هر ده سنتور مثلا هشت تای آن واقعا با کیفیت صدایی بالا باشند. معمولا همیشه چند ساز از هر ده سازی که می خواهند درجه یک باشد واقعا درجه یک در بیاید به نظر می رسد امری نسبتا تصادفی است.

البته به هیچ عنوان منکر شناخت و زحمات سازندگان سنتور نیستم، چه بسا طی دو سه سال اخیر سازهای مشقی واقعا خوبی ساخته شده است و به نظر میرسد بطور کل در زمینه ی سنتور سازی پیشرفتی حاصل شده باشد ولی تجربه نشان داده که سازنده ای که توان ساخت سنتور درجه یک را دارد وقتی عزم را جزم می کند که یک سنتور عالی بسازد، قابل پیش بینی نیست که ماحصل کار واقعا همانی شود که می باید یا می خواهد باشد؛ چه بسا گاهی اتفاق افتاده که ماحصل کار خیلی بهتر از چیزی شده که حتی خود سازنده انتظار داشته (که متاسفانه اکثر سازندگان خود این را تشخیص نمی دهند!) و گاهی نیز ساز با کیفیت متوسط یا اصلا ضعیفی از کار در می آید.

گاهی سه سنتور که پشت هم ساخته می شوند همگی عالی هستند (به نسبه) و انتظار می رود مابقی نیز با همان کیفیت باشند ولی مثلا چهار سنتور بعدی دارای کیفیتی متوسط از آب در می آیند.

نکته دارای اهمیت دیگر اینکه با توجه به سبکهای مختلف نوازندگی و گسترده بودن تنوع قطعات حتی اگر یک سنتور خیلی خوب و درجه یک هم باشد ممکن است برای نوازندگی مثلا در فلان سبک مناسب نباشد که با توجه به این موضوع قیمت و کیفیت سنتورهای خوب از دید سبکهای مختلف، تعاریف متفاوتی خواهد داشت. البته این موضوع در دیگر سازها به شدت بیشتری نیز وجود دارد ولی این مشکل تمام سازهای ایرانی است چرا که در سازهای غربی این مشکل از طریق استاندارد کردن تمام انواع موجود سازها حل شده و تنها نکته ای که باقیمانده و حل شدنی نیست سلیقه ی اساتید در مورد “صدای منحصر به فرد” هر ساز است.

در شماره بعدی اجمالا به نکاتی می پردازیم که هنرجویانی که در اوایل کار هستند با توسل به آن، تا حدودی بتواند ساز خوب را از بد تشخیص دهند البته تکرار این نکته ضروری است که باز هم احتمال خطای یک هنرجو ی کم تجربه به نسبت بالاست بنابراین گرفتن تایید از یک استاد، همیشه برای او الزامی است.

11 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۸ در ۸:۲۸ ب.ظ

    kheili mamnoon mofid bood be khosoos agar shomarehaye badi biad

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ق.ظ

    این نکته که غالبا نتیجه کار -حتی به شرط به کار بردن متریال خوب برای ساخت- به شکل تصادفی مطلوب می شود به دلیل ندانستن علوم مربوط به سازگری و بی سوادی در این زمینه است و فرایند ساخت تنها بر اساس تجربه صرف به پیش می روند. عدم مطالعه، نبود استاندارد، نبود کتب-عکس-مقالات تحلیلی و خسیسی در انتقال دانش به هنرجو و همکار باعث بوجود آمدن شرایط اسفناک کنونی برای سازگران است. به طبع هیج سلیم العقلی در شرایطی که توان ساخت ابزاری با کیفیت و قیمت بالاتر را داشته باشد حاضر به ساخت آن با کیفیت و قیمت پایین تر نیست اما اینکه چرا ماحصل کار ساز با کیفیت نازل است بر می گردد به اینکه نتیجه به دلایل اشاره شده تا حدود زیادی از دست سازگر خارج بوده و به روال شانسی به پیش می رود.

  • ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۸ در ۷:۵۳ ق.ظ

    سلام
    دستتون درد نکنه
    امیدوارم مطالب بعدی از مقدمه به اصل قضیه بپردازید و واقعا مطلب مفیدی باشد .
    کاش یکی از اساتید لطف می کرد و در مورد ویژگیهای یک نی خوب می نوشت .
    آقای پورقناد لطفا از آقای نجفی دوست عزیزم که نوازنده نی هست بخواهید مقاله ای در زمینه ساز نی تهیه کند و بگذارید روی سایت
    ممنونم

  • ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    با تشکر از آقای ضرابی عزیز. در انتظار ادامه مطلب هستیم.

  • ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۸۸ در ۲:۳۲ ق.ظ

    با سلام

    من که آنچنان مطلب جدیدی نخوندم شاید نویسنده اصلا یادش رفته باید در مورد ساز صحبت کنه.نه در مقاله اش در مورد امور بازاریابی سازهای ایرانی صحبت کنه.به عقیده من تا زمانی که هیچ کدام از سازهای ایرانی به رسمیت شناخته نشده اند هیچ اتفاقی برای ساز ایرانی نمی افته . به امید روزی که دفی ساخته بشه که با هر ضربه که بهش میزنی ۴تا حلقه اش نیفته.

  • محسن
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    سلام
    با عرض معذرت اما صرف نظر از قیمت سازندگانی همچون استاد معمارزاده هم هستند که همه سازهایشان درجه یک است و حرف اول را میزند اگه شما ندیدید میتونید با من تماس بگیرید تا بهتون معرفی کنم

  • ارسال شده در مهر ۲۸, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    محسن جان میشه بگی این استاد معمارزاده کجاست؟شماره نداره بدی بهم؟

  • نگین
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۹۳ در ۸:۲۴ ب.ظ

    من میخوام بخرم

  • میثم
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۹۳ در ۴:۵۲ ب.ظ

    سلام اقای ضرابی تشکر از راهنمای خوب شما

  • جهان
    ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۹۷ در ۸:۵۷ ب.ظ

    ما که چیزی نفهمیدیم

  • احمد
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۹۸ در ۹:۲۳ ب.ظ

    ایا سازنده ی سنتور خیلی تاثیر داره عشقی بهتره یا ماهور؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک می‌شود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز می‌شود.
گروه ریمونز (V)

گروه ریمونز (V)

در تابستان ۲۰۰۴ مستندی درباره ریمونز “پایان قرن: نقل ریمونز” (End of the Century: The Story of the Ramones) ساخته و در سالنهای تئاتر نمایش داده شد. جانی کسی که در خفا با سرطان پرستات می جنگید، در ۱۵ سبتامبر ۲۰۰۴ در لوس آنجلس بعد از نمایش فیلم از دنیا رفت. در روز مرگ جانی اولین موزه جهانی ریمونز گشایش شد. این موزه در برلین، آلمان، واقع است، شامل بیش از ۳۰۰ یادگار از اعضای گروه مانند شلوار جین روی سن جانی، دستکش روی سن جوی، کتونی های روی سن مارکی و بند گیتار بیس سی.جی.
سیاست در ژانرهای مختلف موسیقی

سیاست در ژانرهای مختلف موسیقی

یک بررسی ساده نشان می دهد اگر موسیقی فولک یا مردمی بخواهد به نوعی وارد عرصه های سیاسی شور اغلب دیدگاه معترضین و حامیان جناح چپ در جوامع را بیان می کند.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

در این نوشته به دلیل نداشتن اجازه برای انتشار دست‌نوشته زنده یاد فرامرز پایور، تنها به تشریح قسمت‌هایی از آن خواهم پرداخت.
شیوه ای برای نوت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (II)

شیوه ای برای نوت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (II)

در سیستم کوک پرده میانه ۱۱/۱ کما فاصله پنجم معتدل بوده و به اندازه ۱۱/۱ کمای سنتونیک از فاصله پنجم ۲/۳ کمتر می باشد. بر اساس چرخه بالا رونده و پایین رونده فاصله پنجم فواصل زیر حاصل می شود:
برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

با همکاری موسسه چنگ فرزانه مستر کلاس‌های فیروزه نوایی برگزار می‌گردد. این کلاس‌ها شامل مباحث مختلفی می‌باشد؛ در کارگاه های ایشان شرکت برای همه هنرجویان در هر سطحی امکان پذیر است و اصول اولیه نوازندگی و آشنایی بیشتر و تخصصی تر با قسمتهای مختلف ساز بیشتر بررسی می‌شود.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

در اینجا صحبتم را تمام می‌کنم و توجه را جلب می‌کنم به منابع مکمل شفاهی و مکتوب و تاریخی‌ای که وجود دارند و در نهایت باز هم به جناب آقای دکتر قادری تبریک می‌گویم چون این ردیف نزد معدودی از اهل فن مشهور بود و می‌شناختند و سال‌ها رویش کار می‌کردند ولی تا وقتی اجرا نشود و به نت‌نویسی‌ای قابل فهم برای اکثریت جامعۀ موسیقی تبدیل نشود تأثیری ندارد، کمااینکه چند سال است نسخۀ خطی نت‌نوشته‌های هدایت چاپ شده و فکر نمی‌کنم کسی دیده باشد و شاید پنج نفر، ده نفر با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌ باشند. به همین خاطر، قطعاً این کتاب در معرفی‌ این ردیف به جامعۀ بزرگ‌تر موسیقی بسیار ارزشمند است و امیدوارم در آینده هر دو دوست عزیزمان به این نکات استیل اجرایی هم بیش از پیش توجه کنند.
دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

عموما که معرفی کردن توسط خودم انجام شده، به آن صورت که خودم دوست داشتم معرفی کردم ولی شاید این بار به صورت دیگری معرفی کنم. حمید رضا دیبازر، ۴۲ ساله، متاهل، بدون فرزند، آشپزی و مکانیکی بلد نیستم، کار خانه را گاهی اوقات دوست دارم و گاهی دوست ندارم انجام دهم، دوست دارم سریع رانندگی کنم، دوست دارم گاهی در ماشین موسیقی گوش ندهم، دوست دارم رستورانهایی برم که در آنها موسیقی اجرا نمی شود. در استودیو شخص دقیقی هستم و تقریبا از کارم خسته نمی شوم، در ارتباط با کارم با انرژی و با انگیزه هستم. نسبت به کارم فرد امیدواری هستم، کارم به من انرژی می دهد و من هم با تمام انرژی کار می کنم.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (II)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (II)

زمانی که من در مسابقات بزرگ جهانی بین ۳۵ کشور معروف دنیا مدال طلا بردم، که یکی از این کشورها هم به‌جز اسراییل از خاورمیانه نبود، هیچ واکنشی از طرف این افراد نشان داده نشد. نه آن زمان و نَه ده سال بعد! منظورم از افراد هم اصلاً دولت و وزیر نیست. چون بیش‌تر شانسی است که در میان دولتیان یکی موسیقی را دوست داشته باشد یا نداشته باشد. شوراهای موسیقی به فکر نبودند؛ متأسفانه باید با جرأت گفت که خود موزیسین‌ها نقش داشتند و من پس از ۳۰ سال، وقتی به ایران آمدم، احساس نکردم که این‌ها خوشحال شدند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XI)

تمدن اروپای امروزی حدود قرن های ۱۲ تا ۱۴ با تاسیس دانشگاه ها و ساختن کاتدرال ها در ناحیه اروپای مرکزی پدیدار می شود. جواهر‌ لعل ‌نهرو در کتاب جالبش «نگاهی به تاریخ جهان» (ترجمه محمود تفضلی) به نقش کاتدرال ها در پیدایش تمدن اروپایی اشاره می کند که:«… یک نوع معماری جدید… رشد و تکامل یافت که پیش از آن هرگز در اروپا دیده نشده بود. به‌وسیله‌ی پیداکردن راه‌حل‌های ذکاوتمندانه در معماری، سنگینی و فشار طاق‌ها و سقف‌های سنگین به پشتیبان‌های بزرگی که در خارج از عمارت بود، منتقل می‌گشت. در داخل فقط ستون‌های ظریف و کشیده، طاق‌های بلند و بسیار مرتفع را نگاه می‌داشتند که حیرت و شگفتی را برمی‌انگیخت.