جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (VIII)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
همان طور که پیش‌تر اشاره شد روند گردش ملودیک که بر روی پایه‌ی سه نتی سوار شده است با چهارمضراب‌گونه‌ای که در دل گوشه‌ی باوی نواخته می‌شود نزدیکی بسیاری دارد (مقایسه‌ی حرکت‌های فروشو پلکانی از سل و سپس فا در شکل ۹-الف با خط دوم و سوم شکل ۹-ب). این روند ملودیک در قسمت دوم بخش دوم و بخش سوم، نیز دوباره با الگوی‌های مضرابی متفاوتی تکرار می‌شود.

گذشته از بحث تکرار در فرم و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک که در این جستار موضوع اصلی است، تکنیک‌های گسترش (مرسوم) در این بخش‌ها به کار گرفته شده‌اند، که به ویژه در بخش دوم قطعه، منجر به قرینه‌سازی‌های ناهم‌طول شده است. با در نظر داشتن ساختار چهارمضراب‌گونه‌ی این بخش چنین ارتباطاتی را (مانند رابطه‌ی میان جمله‌ی مستقر در میزان‌های ۷۱ تا ۷۶ و جمله‌ی مستقر در میزان‌های ۷۷ تا ۹۶) نمی‌توان با موضوع جستار حاضر مرتبط دانست بلکه آن را باید بیشتر حاصل گسترش جمله از طریق آغازهای مشابه و تغییر عناصر هم‌وزن پایانی در نظر گرفت.

الف- میزان‌های ۳۲ تا ۳۷٫


ب- بخش‌هایی از گوشه‌ی باوی. شکل ۹
این روند تا مشابهت‌های روشن‌تر مانند این الگو در میزان‌های بعدی ادامه می‌یابد (شکل ۱۰) و پیوند خوردن میان مصالح اولیه و بخش ظاهرا متضاد دوم را غنای بیشتری می‌بخشد.

شکل ۱۰- میزان‌های ۶۳ و ۶۴٫
و نیز مشابهت دیگری که هم‌صدایی نقش‌مایه‌ی کشیده‌ی کمانچه و نی (که در بافت به بخش ممتازتر تبدیل شده) (شکل ۱۱) با نقش‌مایه‌ی آ از جهت کرسی‌های حرکت پیدا می‌کند به طوری که این نقش‌مایه‌ی چهار نتی ساده (از لحاظ کشش‌ها) را می‌توان فروکاهیده‌ی نقش‌مایه‌ی تزیین‌یافته‌تر آ دانست.

شکل ۱۱- میزان‌های ۵۳ تا ۵۶، خط چهارم و پنجم (کمانچه و نی).

اینچنین، پنداری که یک چهارمضراب در دل یک مقدمه گنجانده شده است و این موضوعی است که به ندرت اتفاق می‌افتد. گستره‌ی قسمت نخست بخش دوم درهم تنیدگی فرمی و تفکیک بافت بخش اول را ندارد اما دامنه‌ی مقامی ملودی را که در بخش اول گرد ر می‌چرخید و تا فا (و به ندرت به عنوان زینت تا سل) پیش می‌رفت تا لا بمل بالاتر گسترش می‌دهد (تا آخرین نقطه‌ی دامنه‌ی بیداد کُت و باوی) در همان حال که شاهد روی ر باقی مانده و فضای مقامی بیداد را تداعی می‌کند.

قسمت دوم بخش دوم با که با میزان‌نمای (دو چهارم) مشخص شده، دوباره با الگوی مضرابی و ریتمیک-متریک‌اش متمایز شده و طرحی جدید را در ساختار بزرگ مقیاس قطعه درمی‌اندازد. این طرح از لحاظ الگو هنوز به بخش پیشین نزدیک است اما چنان که خواهیم دید در متن آن (به خصوص هنگام جابه‌جایی در بخش‌های شفاف‌تر بافت) بازگشت به بعضی نقش‌مایه‌های موثر فرم بخش نخست شدت می‌یابد تا قطعه را به بازگشت نهایی رهنمون شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مسئولیت هوشنگ ظریف بودن!

درباره جایگاه هوشنگ ظریف نیاز به هیچ مقدمه ای نیست. به قدری منش و شخصیت او در میان اهالی موسیقی شناخته شده است که تنها نامش به خودی خود سمبل و الگوی جوانان است. «هوشنگ ظریف شدن» رویای بسیاری از جوانانی است که به دنیای حرفه ای موسیقی وارد می‌شوند و عموما با این حسرت بازنشسته.

تکروی بااستقامت! (IV)

قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.

از روزهای گذشته…

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

آثار واگنر به طور گسترده ای از اسطوره شناسی و افسانه های اروپای شمالی نشات گرفته، به ویژه موسیقی ایسلندی و آلمانی. از طریق اپراها و مقالاتش، واگنر تاثیر فراوانی را روی نحوه اجرای اپرا به جای گذاشت. او مدافع تفکر جدید شوپنهاوور مبنی بر “موسیقی نمایش” بود که در این صورت تمام عناصر موسیقی و نمایش در هم ادغام می شوند. برخلاف دیگر آهنگسازان اپرا که معمولا وظیفه نوشتن متن و اشعار را خود بر عهده نمی گیرند و به دیگران می سپارند، واگنر تمام این متون را خود می نویسد و آن را شعر می نامد.
جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن (متولد ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵) یک خواننده اپرای آمریکایست. نورمن یکی از شگفت انگیزترین خواننده های اپرا و تکخوان است و یکی از بهترین اجرا کنندگان آواز در موسیقی کلاسیک است.
نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

در یازدهم و دوازدهم آذرماه ۱۳۸۲، نخستین دوسالانه (بینا ل) آهنگسازی موسیقی نو (برای پیانو) در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار گردید. این برنامه به همت کانون موسیقی دانشگاه تهران، گروه موسیقی تهران و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با نظارت علیرضا مشایخی و فریما قوام صدری ترتیب یافته بود.
لنی و من: خاطراتی با برنشتاین (II)

لنی و من: خاطراتی با برنشتاین (II)

تلوزیون برای او رسانه طبیعی بود، نه فقط برای اجرا بلکه او با دوربین طوری حرف می زد که انگار با دوستش صحبت می کند. برای کنسرت بچه ها او بعضی وقت ها از آهنگ های بیتل ها استفاده می کرد به عنوان تصاویری که ایده های موسیقایی از جمله مد را نشان می دهند. برای بزرگسالان او در مورد موسیقی، زبان و سبک، با رسیتاتیف های فی البداهه به سبک موزار، وردی و واگنر سخنرانی می نمود!
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

به همین خاطر از درون سیستم شعر کلاسیک ایران بیرون می‌آید و پایه شعر معاصر ایران را می‌ریزد. همین کار را می‌توانیم در موسیقی انجام دهیم. شما اگر دانگ‌های موسیقی ایران را به‌طور مستقل استفاده کنید دیگر در سیستم موسیقی ردیف نمی‌گنجد و ما نمی‌توانیم به آن بگوییم موسیقی سنتی یا کلاسیک ایران ولی حالت زبانش هنوز فارسی و ایرانی است همانند شعر نیما یوشیج.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

دکارت، کانت، هگل و غیره فیلسوف های اروپایی و ویوالدی، باخ، بیزه، بتهوون، موتسارت و غیره آهنگسازان اروپایی هستند. تقسیم بندی های تاریخی در علم فلسفه و هنر در اروپا نه بر حسب ملت ها و ملیت ها، ‌بلکه براساس دوره ها و سبک ها انجام می شود. از این دیدگاه تئوری موسیقی نوشته ابونصر فارابی، تئوری موسیقی ایرانی یا عربی یا ترکی نیست. بلکه تئوری موسیقی جهانی – جهان متمدن قرن دهم میلادی- است که به این ترتیب مشکلی هم ایجاد نمی شود اگر متذکر شویم که فیلسوف مهم قبل از فارابی ای که او نیز در موسیقی تالیفات مهمی دارد الکندی عرب است.
نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.
چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

لوریس چکناواریان را نه تنها به عنوان یک موسیقیدان توانا که به عنوان هنرمندی که برای آزادی و استقلال وطن دوم اش ارمنستان کوشیده است، دوست دارم و می ستایم. در سال های اول استقلال کشور ارمنستان تعداد اندکی بودند که به تنهایی صدای تمامی مردم شدند و یک تنه در برابر ظلم حاکم ایستادند و در راه تامین آزادی اندیشه از پای ننشستند. در آن سال ها ارمنستان تمامی صدای موسیقی شده بود و ارکستر فیلارمونیک تنها برای یک ملت می نواخت چرا که از آن یک ملت بود، سکان دار این آهنگِ نا منتها کسی نبود جز لوریس چکناواریان.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (III)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (III)

گذشته از این ایراد که میان کتاب‌های دانشگاهی ترجمه شده (به ویژه آنها که روابط و نمودارها نقش اصلی را در آنها بازی می‌کنند) متداول است، در کتاب یک نشانه‌ی دیگر هم هست که از دیدگاه مترجمان و ناشران نسبت به یک متن مرجع درسی حکایت می‌کند. در متن به مناسبت‌های مختلف اشاره به کتابنامه‌ای است که در پایان کتاب چاپ شده است و قرار است راهنمایی باشد برای مطالعات تکمیلی دانشجویان پی‌گیری که این کتاب را می‌خوانند. برای مثال «بسیاری از نوشته‌های شنکر امروزه به ترجمۀ زیبایی از انگلیسی آراسته شده که فهرست آنها در بخش کتابنامه آمده است» (کادوالادر و گانیه ۱۳۹۱: ۱۷) در حالی که این کتابنامه از متن کتاب فارسی به کلی حذف شده است.
جانِ تولدی نو

جانِ تولدی نو

گوستاو کلیمت نقاش نماد گرای اتریشی، انشعاب وین (سِسِشِنیزم) را در سال ۱۸۹۷ بنیان نهاد. غالبا موضوع نقاشی های کلیمت زن است که یکی از فاکتورهای محبوب آثار او به حساب می آید. زن در نقاشی های او بیشتر جنبه ی آیینی دارد و همچنین تداعی گر حالات و وضعیت های مبهم احساسی است. در آثار او، زن ها غالبا با رنگ های طلایی و درخشان نشان داده می شوند و برخلاف آثار “ادوارد مونش” که زن در آن ها گاه تا مرز گمنامی و سادگی پیش می رود، کلیمت زنان را با حالات انسانی و مقتدر به تصویر می کشد.