تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (III)

بطور خلاصه در دو مطلب قبل دیدیم که بسیاری از موجودیت ها در جهان هستی قابلیت جاری شدن از پتانسیل بیشتر به سمت پتانسیل کمتر را دارا می باشند. همچنین با مفهومی بنام آنتروپی آشنا شدیم که معیاری است برای سنجش بی نظمی در یک سیستم و دیدم که سیستم ها ذاتا” تمایل دارند به سمتی حرکت کنند که آنتروپی زیاد شود و اساسا” برای نگاه داشتن آنتروپی در حد متعادل و کاهش نسبی آن به منظور جلوگیری از افزایش بی رویه آن – که موجب بی نظمی و در نهایت به نوعی انفجار سیستم میشود – باید کار انجام شود.

در این مطلب سعی بر آن داریم تا راجع به سیستم مغزی انسان و رابطه آن با آنتروپی صحبت کنیم که در نهایت نشان خواهیم داد موسیقی از جمله موجودیت هایی است که با انرژی بسیار توان کاهش آنتروپی مغز انسان را دارد.

برمی گردیم به مطلبی که در قسمت اول به آن اشاره کردیم، یعنی اطلاعات. تعریفی که از اطلاعات با توجه به مفهوم آنتروپی میتوان ارائه داد آن است که اطلاعات – یا اگر دقیقتر گفته شود یک بسته اطلاعاتی – موجودیتی است که توان کاهش آنتروپی مغز را داشته باشد، برای درک بهترموضوع به یک مثال توجه کنید.

در نظر بگیرید که صبح است و طبق عادت معمول مشغول انجام کار در محل کار خود هستید. اگر یکی از همکاران به شما بگوید که “الان خورشید در آسمان است” ذهن شما عکس العمل خاصی انجام نمی دهد و به فکر فرو نمی رود. اما اگر به شما بگوید که “دانشمندان تحقیق کرده اند و گفته اند که امروز خورشید غروب نخواهد کرد!” به شدت به فکر فرو میروید و در ذهن خود به کنکاش میپردازید.

در حالت اول بسته اطلاعاتی قدرت تغییر آنتروپی مغز شما را ندارد چرا که پتانسیل اطلاعاتی آن خبر حتی پایین تر از پتانسیل اطلاعاتی مغز شما بوده اما در مورد خبر دوم کاملا” بر عکس، پتانسیل اطلاعاتی آن خبر بالا تر از اطلاعات مغزی شما بوده و توانایی کاهش آنتروپی مغز شما را داشته. باید دقت کنید که اگر در طول زندگی به مغز انسان اطلاعاتی وارد نشود پتانسیل اطلاعاتی آن پایین مانده و آنتروپی آن بشدت افزایش پیدا میکند و به نوعی انسان به موجودی بی عقل که بر خلاف حکمت و رشد معرفتی انسان است تبدیل میشود.

بنابراین بطور خلاصه آن دسته از اخباری که ما میشونیم و توانایی به فکر فرو بردن ما را دارا هستند حاوی اطلاعات پر انرژیی هستند که آنتروپی مغز ما را کاهش میدهند و در نهایت بر دانش و معلومات ما می افزایند. نکته مهمی که در اینجا به آن باید اشاره کرد اینکه هنگامی که دوست ما شروع به دادن اطلاعات به ما میکند اصولا” در زمینه های مورد علاقه خود اینکار را انجام میدهد و زمینه های مورد علاقه انسانها بیانگر خصوصیات ذاتی و رفتاری هر شخص می باشد.

به عبارت دیگر با شنیدن صحبت های مردم تا حد بسیار زیادی میتوان شناخت نسبت به آنها پیدا کرد. از اینجا میتوان پی به اهمیت اطلاعات برد، چرا که اطلاعات توانایی تغییر آنتروپی مغز را دارند و در راستای این تغییرات باید کار انجام شود. پایین آوردن آنتروپی توسط تزریق اطلاعات به سازندگی و تکامل انسان کمک میکند، به بیان دیگر میتوان گفت که که اطلاعات همانند گرما، الکتریسیته و… حاوی انرژی میباشد.

اما موسیقی،
موسیقی عینا” مانند اخبار که توانایی تغییر آنتروپی مغز را دارد، حاوی انرژی است و بالاتر از آن حتی انرژیی دارد که علاوه بر تحریک مغز پا فراتر گذاشته و میتواند در تمام اعضای بدن انسان تغییر آنتروپی ایجاد کند. همانگونه که هر خبری توانایی تغییر آنتروپی مغز را ندارد هر موسیقی ای هم این قدرت را برای هر فردی ندارد. دلیل آن به ساختار مغزی انسان که نتیجه آن علایق و رفتار انسان ها است بر میگردد. فردی ممکن است با خواندن یک مطلب علمی تغییر آنتروپی مغزی داشته باشد و فردی ممکن است با خواندن یک مطلب هنری و دیگری سیاسی. دقیقا” در موسیقی هم ساختار مغزی و رفتاری انسان مشخص میکند که کدام نوع موسیقی میتواند آنتروپی این سیستم بیولوژیکی را کاهش دهد.

برای بسیاری از مردم موسیقی آرام توانایی ایجاد تغییرات شدید در آنتروپی مغز را دارا میباشد و برای بسیاری دیگر همان میزان تغییرات را ممکن است یک موسیقی تند یا حتی نوای یک پرنده ایجاد کند. سیستم های عصبی و یا ماهیچه های عضلات دست و پای بسیاری از مردم در اثر موسیقی تغییر آنتروپی پیدا میکنند که نتیجه آن چیزی جز بوجود آمدن حرکات موزون بنام رقص نیست، در بسیاری از مردم هم این پدیده رخ نمیدهد چرا که بین سیستم بدنی آنها و موسیقیی که در حال پخش هست هیچ گونه مسیری برای جریان یافتن سیال موسیقی پیدا نمی شود. آیا هیچ دقت کردید که وقتی صدای موسیقی را بلند میکنید در بسیاری موارد درک شما از موسیقی بیشتر میشود. این موضوع را میتوان اینگونه مدل کرد که با بلند کردن صدا مقاومت میان منبع اطلاعاتی موسیقی و بدن شما کمتر شده و سیال راحت تر به جریان می افتد و آنتروپی منفی سریعتر به سیستم بدنی شما تزریق میشود.

نکته جالبی که در اینجا میتوان راجع به آن صحبت کرد اینکه درست همانند جاری شدن اطلاعات از سمت و سوی دوستان به سمت شما که باعث شناخت شما از آنها میشود. با گوش دادن به موسیقی می توانید به شناخت روحی از آهنگساز و پیامی که او در موسیقی خود داشته دست پیدا کنید. بسته به اینکه سیستم مغزی و بیولوژیکی شما چقدر در مسیر دریافت موسیقی مقاومت از خود نشان میدهد رسیدن به سطح هم پتانسیل با آهنگساز از طریق گوش دادن به موسیقی آهنگساز میتواند در یک لحظه، یک ساعت و شاید ماه ها و سالها به طول انجامد درست مانند استادی که درس فیزیک میدهد و تعدادی از شاگردان خیلی سریع و بسیاری خیلی کند مطلب را درک میکنند.

در موسیقی نیز همینگونه می باشد، آنچه مشخص است این است که بدون شک این تعادل پتانسیلی انجام خواهد گرفت و شما دقیقا” احساس و پیام آهنگساز را همانگونه که وی هنگام ساخت آهنگ داشته درک خواهید کرد.

در پایان باید اضاف شود که جا برای صحبت پیرامون تاثیر موسیقی بر آنتروپی بسیار زیاد است و تحقیقات بسیاری راجع به آن انجام شده که متاسفانه بیان آنها خارج از حوصله این مطلب میباشد.

7 دیدگاه

  • afshin
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۶ ب.ظ

    با سلام
    لطفا اگر ملبی درباره تعریف تئوری دارید یا آدرس خاصی برای من بفرستید متشکرم

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۷ ب.ظ

    با سلام
    لطفا اگر مطلبی درباره تعریف تئوری دارید یا آدرس خاصی برای من بفرستید متشکرم

  • sahar
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۵ در ۵:۵۱ ب.ظ

    salam
    khaste nabashid , kheili jaleb bood . age bekham dar in mored bishtar bedoonam ketabi hast ?

  • ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۸ ب.ظ

    سلام
    مطلب جالبی بود، آنتروپیم کم شد!!؟دلیل اینکه با دو سه ماه تاخیر (نسبت به زمان نوشته شدن این مطلب) نظرم را می‌نویسم این است که به تازگی با این سایت آ شنا شده‌ام، انگیزه‌ی نوشتنم هم به تئوری اطلاعات مربوط می‌شود(تفاوت نظر دو نفر!!). البته دو نکته‌ای که بیان خواهم کرد، الزاما در تضاد با این نوشته نیست بلکه ممکن است تاکید ،تشریح یا تغییر زاویه قلمداد شود.
    ۱٫باید تاکید شود که موسیقی (یا شیوه‌های دیگر ارتباطی) به مانند جریان بین دو بار و یا انرژی در حال تبادل بین اجسام سرد و گرم است، و نه مثل بار یا جسم! اگر قرار باشد مغز مخاطب را جسم مقصد فرض کنیم قاعدتا باید طرف دیگر را چیزی از همان رده قرار دهیم یعنی مغزی دیگر، مانند مغز آهنگساز؛ پس ذات موسیقی نمیتواند به خودی خود تاثیری در آنتروپی مغزی مخاطب داشته‌باشد و صرفا ابزاری‌ست در دست آهنگساز؛
    ۲٫به اینکه موسیقی (مشابه گونه‌‌های دیگر هنر) بر خلاف مثال‌های فیزیکی ابزاری یکطرفه است اشاره‌ای نشده؛ بدین معنی که ممکن است مغز مخاطب تحت تاثیر اثر هنری به سطحی بالاتر (یا پایین‌تر) برسد اما مغز هنرمند مطلقا از هر گونه اثری مصون می‌ماند؛ البته توجه داشته باشید که یک هنرمند ممکن است در مقام شنوده تحت تاثیر اثر خود یا دیگری قرار بگیرد، که این چیزی از اصل موضوع کم نمی‌کند.

  • حامد
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    آقا کاوه یه دنیا ممنون.مطلب خیلی قشنگی شد.اگر وقت و حوصله داشتید کمی درباره کنترل و نگهداشتن آنتروپی هم بحث کنید.

  • farzadbte
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۸۵ در ۱:۳۶ ب.ظ

    ba arze salam va tashakor az aghaye rahnama age momkene sitey dar in zamine (besoorate farsi)moarefi farmaeed
    ….mamnoon

  • مرتضی
    ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ب.ظ

    salam kheyli mamnon mataleb kheyli be dardam khord

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

از روزهای گذشته…

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر، ۱۹ بهمن در تالار وحدت برگزار شد و با وجود بارش برف تا بالکن سه تالار مملو از جمعیت بود. اولین گروه، کر کلیمیان بود که به اجرای برنامه پرداخت، این گروه همراه با یک پیانو قطعه کرال “آزادی” ساخته ارزشمند گلنوش خالقی را اجرا کرد که روی هم رفته هماهنگ و دقیق اجرا شد، هر چند شنیدن این قطعه با گروههای کر بزرگتر جذابیت بیشتری دارد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

در پایان پارتیتور دهلوی نیز نت نوشته سولوی ویولون صبا و همینطور بخش بعدی که آواز زندانیان بوده، همراه با شعر لری آن، به چاپ رسیده است و این گفته و نت، می تواند فرض قبلی را مبنی بر ساخته شدن این اثر بر مبنای یک ضربی با شعر “مارو کجا می برید؟” رد کند.
کنسرت برای دو پیانو

کنسرت برای دو پیانو

۸ مهر ماه کنسرت دیگری از گروه دوئت دو پیانو در تالار وحدت به روی صحنه خواهد رفت. بهاره کمائی و صفا شهیدی که تاکنون آثار برجسته دو پیانویی همچون سونات برای دو پیانو (موتزارت)، واریاسیون های پاگانینی (لوتوسلاوسکی)، سوئیت فندق شکن (چایکوفسکی)، سوئیت کارمن (بیزه)، سوئیت شماره ۱ دو پیانو (آرنسکی)، راپسودی ارمنی (باباجانیان) و … را نواخته اند، در این برنامه، بار دیگر آثار متنوعی از آهنگسازان غربی و ایرانی همچون ولفگانگ آمادئوس موتزارت (اتریش)، امانوئل شابریه (فرانسه)، فردریک شوپن (لهستان)، مانوئل دفایا و مانوئل این فانته (اسپانیا)، سرگئی راخمانینف (روسیه)، حشمت سنجری و صفا شهیدی (ایران) را به اجرا خواهند گذاشت.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (II)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (II)

علینقی وزیری مطابق با تصورش از هم مرتبگی یا یکسان بودن نقش «شاهد» در مقام و «تونیک» در گام، با صدای شاهد شور گام را شروع می کند. اما این گام با مشکل متغیر بودنِ فاصله پنجم، (دمینانت یا نمایان) خواص یک گام دیاتونیکِ هفت صدایی را ندارد.
موسیقی pop دهه ۶۰ ، ریشه Rock

موسیقی pop دهه ۶۰ ، ریشه Rock

با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، سربازان آمریکایی پس از چهار سال به جمع خانواده باز گشتند. در طی پنج تا ده سال بعد از آن تعداد نوزادان و کودکان در آمریکا چنان به طرز بی سابقه ای افزایش یافت که این دوران در تاریخ آمریکا “Baby Boom” نام گرفته است.
علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری امروز پرکارترین رهبر ایرانی در سطح بین المللی است. رهبری هنرآموخته هنرستان موسیقی ملی است، همان هنرستانی که در آخرین سالهای زندگی اش در ایران، مدیریت آن را هم (به همراه مدیریت هنرستان عالی موسیقی) به عهده داشت. خصوصیت بیشتر فارغ التحصیلان هنرستان ملی که در دوره ریاست حسین دهلوی تحصیل کرده اند، توجه خاص به موسیقی ایرانی است، چراکه بر خلاف هنرستان عالی که تمرکزش تنها بر شناخت و اجرای موسیقی کلاسیک غرب و رپرتوار وسیع آن بود، هنرستان ملی به سازها و موسیقی ایرانی توجه ویژه ای داشت.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
کنسرت گروه صهبای کهن در نشست سالانه ایکوم

کنسرت گروه صهبای کهن در نشست سالانه ایکوم

به همت کمیته ملی موزه های ایران (ایکوم) نشست روز جهانی موزه‌ها (با اختلاف دو روز از روز جهانی موزه ها) در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، با شعار «موزه‌ها درحال‌ تغییر» در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست برنامه ها و گزارش های مربوط به وضعیت موزه های ایران توسط مسئولین کمیته ایکوم ایران قرائت شد و از فعالین حوزه موزه داری تقدیر به عمل آمد.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
شاید چنین باشد، شاید (I)

شاید چنین باشد، شاید (I)

چهارمین شماره از مجموعه‌ی «گوش» با جلدی پر از عینک‌های آفتابی متولد شد. طراحی جلد این شماره از مجله‌ی شنیداری گوش بسیار متحول شده است. عینک‌های آفتابی به مثابه‌ وسیله‌ای حفاظتی یا چیزی که تابش آفتاب را به شکل انتخابی از خود عبور می‌دهد، شاید دایر بر حفاظت گوش‌ها است و شاید هم بر انتخابی که ناخواسته در پدید آوردن چنین مجموعه‌ای دخالت دارد.