جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال
جنیفر پال
جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.

آشنایی وی با ساز ابوای دمور با ورود او به کالج موسیقی رویال لندن به عنوان هنرجوی ابوا آغاز شد که زندگی وی را به طور کامل دگرگون ساخت و او امروز تنها سولیست ابوای دمور در جهان است که خود و حرفه خود را وقف یادگیری و نوازندگی این ساز زیبا نموده است.

اگرچه با بسیاری از ارکسترهای مهم انگلستان و اروپا به عنوان نوازنده ابوا اجرا داشته است اما آثار اجرا شده اش هیچ گاه آنچنان مورد توجه و علاقه قلبی وی نبودند! موسیقی در هر قالب و سبکی، او را قادر می ساخت تا شور خود را به طور وسیعی بیان نماید. دامنه وسیع اجراهای وی از اجرا در ارکستر تا اجراهای سولو، وسعتی را به روی خانواده این ساز و نوازندگان آن گشوده است.

خانم پال رسیتالهای ابوای فراوانی در انگلستان و سرتاسر اروپا به همراه جان مک کیب (John McCabe) اجرا کرده است، مک کیب کنسرتوی برای ابوا و هم موسیقی برای ابوا و پیانو برای خانم پال ساخته است. این دو نوازی (پیانو و ابوا) برای اولین بار در تئاتر امپراطوری لیورپول در حضور ملکه الیزابت دوم در سال ۱۹۷۱ اجرا شد.

audio file قسمتی از اجرای جنیفر پال را بشنوید

آثار بسیاری تنها مخصوص خانم پال ساخته شده، از جمله از طرف آهنگسازانی چون: لئونارد سالزدو (Leonard Salzedo) و اوین کار (Edwin Carr)… در سال ۱۹۹۵ آلبوم مجموعه “ابوای دمور” (oboe d’amore) را ضبط کرد. اولین CD که در برگیرنده تنها این ساز ابوا می باشد!

آثار دیگر وی نیز بر روی CD عرضه شد؛ کنسرتوی A ماژور برای ابوا به همراه ارکستر فیلارمونیک اتلنیا که در سال ۱۹۹۷ ضبط شده است. دامنه فعالیت وی از نوازندگی تا موسیقی تراپی و تحصیل، برنامه ریزی کنسرتها و جشنواره ها و ارکسترها می باشد. مجذوبیت وی نسبت به تمام هنرها، او را به عرصه نویسندگی کشانید. خانم پال گفته است: “لنزی که من از دریچه آن موضوعات آثار خود را ملاحظه می کنم، نگاه موسیقیدانانی است {اشاره به خود} که اتحاد هنرها را به وضوح درک کرده است، مقایسه آنان با هنر خود و درک جدایی ناپذیری بین آنها.”

audio file قسمتی از اجرای جنیفر پال را بشنوید

اولین کتاب خانم جنیفر پال: “کتی بربرین و موسیقی تفکر آمیز” در سال ۲۰۰۷ توسط نشر آموریس چاپ و منتشر شد. خانم پال دو فرزند دختر و دو فرزند پسر دارد و در سوئیس نزدیک مرز فرانسه، در روستایی زندگی میکند. تاریخ، سفر و جابجایی حسی برای او همواره جذاب بوده است.

وی صادقانه، آموختگی خود را از تمام هنرها بیان می کند، چرا که هنر را در همه ظواهرش بسیار قوی و تاثیرگذار می داند. در حال حاضر بر روی کتاب بعدی اش کار می کند.

لئون گوسنز (Leon Goossens) بهترین نوازنده کرانگله، از تصمیم جنیفر پال مبنی بر وقف حرفه خود برای ساز “ابوا دمور”، در مصاحبه ای گفته است: “خانم جنیفر پال به طور یقین راه درستی را پیش می گیرد. وی حق دارد که این ساز را معشوق خود بداند. اگر می خواهید در کاری رشد کنید و به شکوه برسید نمی توانید با آن گاه گاه و به طور تفریحی برخورد کنید. نمی توانم قبول کنم، قطعه ای را به یکباره بدون آمادگی و نواختن مداوم و برقراری ارتباط با سازی، بر روی آن بنوازید. دستیابی باید طبیعی و تدریجی باشد و این تلاشها نتیجه بخش و با ارزش خواهند بود زمانی که شما بتوانید صدایی زیبا از آن ساز بیرون آورید. خانم پال به درستی این ساز را به عنوان حرفه اولین و اصلی خود انتخاب نموده. از بسیاری شنیده ام که فکر می کنند می توانند گاه گاه این ساز را در دست گیرند و قطعه ای بنوازند و آن را به فراموشی سپارند. اگر بتوانید مردم را با صدای ساز خود شیفته نمائید، می توانید مطمئن باشید که آهنگسازان را جذب خواهید کرد تا مشتاقانه آهنگی برایاتان بسازند. از این روی، جنیفر پال سمبلی شایسته از داشتن تخصص و حرفه ای شدن در یک ساز است. با آرزوی موفقیت برای وی.”

amoris.com
en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.
موسیقی وزیری (I)

موسیقی وزیری (I)

مطلبی که پیش رو دارید سندی است مربوط به ۸۶ سال پیش که نظر یکی از بینندگان کنسرت وزیری را در اولین سالهای اجرای موسیقی ارکسترال در ایران نشان می دهد. این نوشته در مجله «آینده» در سال ۱۳۰۴ به قلم شخصی به نام دشتی (نام کوچک قید نشده است) نوشته شده است که خواندن آن برای شناخت اوضاع موسیقی در آن دوره خالی از لطف نیست؛ لازم به یاد آوری است که عده زیادی هم خطابه های تندی در رد موسیقی ونگاه وزیری در همان دوره نوشته اند و حتی با صفت هایی مانند «گوش خراش» از اجرای ارکستری او یاد کرده اند؛ هرچند جدا از کیفیت اثر نوشته شده توسط وزیری، نباید فراموش کرد که بیشتر نوازندگان ارکستر اولین تجربیات اجرای صحنه خود را پشت سر میگذاشته اند. (سردبیر)
چاهیان: دغدغه ثبت و حفظ میراث موسیقی نواحی ایران را دارم

چاهیان: دغدغه ثبت و حفظ میراث موسیقی نواحی ایران را دارم

بله، بعد از ارائه پایان نامه کارشناسی ارشد آهنگسازی ام در تیر ماه ۹۵، در مهر ماه همان سال به سخنرانی در نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان در فرهنگستان هنر تهران دعوت شدم.
تدارک ارکستر (IV)

تدارک ارکستر (IV)

شامل تیمپانی، ساید درام (شبیه اسنر درام در موسیقی پاپ)، سنج، درام باس (بزرگتر از کیک درام در موسیقی پاپ) میباشد. صرفه نظر از تیمپانی که تا حدودی قابلیت کوک شدن دارد، دیگر ساز های مذکور غیرقابل کوک هستند. از دیگر سازهای ضربی غیرقابل کوک در ارکستر میتوان این سازها را نام برد: مثلث، wood blocks و حتی ویپ (whip)
شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.
صبا، رپرتوار موسیقی (II)

صبا، رپرتوار موسیقی (II)

به زندان: قطعه‌ای است در شوشتری که صبا برای ویولن نوشته و نشان‌دهنده فضایی است که در آن عده‌ای زندانی که دست‌هایشان با غل و زنجیر به‌هم بسته شده است، توسط ماموران به مکانی نامعلوم برده می‌شوند و در تمامی مدت، زندانیان نگران عاقبتشان هستند و این نگرانی باعث شده از ماموران سوال کنند که «ما را کجا می‌برید؟» یا «مگر ما چه کردیم؟».
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

مشایخی بعد از چند اجرای ضعیف با ارکستر سمفونیک تهران، کنار گذاشته شد و پس از آن رهبری ارکستر به منوچهر صهبایی رسید. منوچهر صهبایی با برگزاری تمرین های هدفمند و منظم، وضعیت ارکستر سمفونیک را بهبودی بیشتری بخشید ولی اجراهای پی در پی برنامه های سفارشی و کم ارزش ارکستر سمفونیک تهران، مخل تمرینات منظم بود.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

تلقی دنیا به عنوان دهکده ی جهانی مرزهای سرزمینهای مختلف را از بین برده تا رویدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و حتی سیاسی یک جامعه در کمتر از چشم به هم زدنی به سایر مناطق جغرافیایی انتقال پیدا کند چنان که در گذشته این نقل و انتقال به این سرعت امکان پذیر نبود. وقتی پای را از سنت فراتر می گذاریم به نوآوری می رسیم که همان بدعت است و موافقان و مخالفان خود را دارد. به نظر من که بدون شک نظر جامعی هم نیست به طور کل بدعت در سنت در دو زمان اتفاق می افتد: ۱- وقتی که سنت یک جامعه بر اثر گذشت زمان دچار رکود می شود و ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا نمی شود و جامعه عامل اصلی ارضا نشدن ذائقه اش را سنت می داند ۲- وقتی تمام ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا و شناخته شده و رویدادی به نام بدعت اتفاق می افتد که در آگاهی کامل است.
از اثر تا عمل موسیقایی (II)

از اثر تا عمل موسیقایی (II)

نویسنده در فصل سوم، «اجرا؛ بداهه حفظ اثر» گام بعدی را برمی‌دارد؛ اگر اثر متمایز از نت‌نوشت/اجرایش و مصون از تاثیر آنها نیست، چه چیزی فاصله‌پیش‌پنداشته‌ میان آنها را باید پر کند؟ برای پاسخ، علاقه‌مندی و پیشینه فیلسوف به‌عنوان پیانیست جزء و بینشی که از آن کسب کرده، سکوی پرش می‌شود و «بداهه» -که در فصل‌های قبل به آن پرداخته بود- را در مقام پرکننده شکاف هستی‌شناختی یادشده می‌نشاند. همین فصل و بخش‌هایی از فصل اول اولین بزنگاه خوانش دور از مقصود کتاب و چشم اسفندیار آن است. زیرا کتاب به‌ویژه از لحاظ موسیقی‌شناختی در مقایسه با مطالعات پیشرو در این زمینه (چه در مبداء چه اینجا) چیزی ندارد که بر بینش ما بیفزاید و خواندن احتمالی آن از این زاویه مصداق بارز مصادره به مطلوب است.