نوربخش: در زمینه تدریس با مشکل استاندارد روبرو هستیم

علی نوربخش
علی نوربخش
چطور شد که تصمیم به نگارش مقالات “اصول نوازندگی ویولن” گرفتید؟
در ابتدا تصمیم من برای نوشتن این سلسله مقالات ناشی از دو امر بود: اول، یکسری نیازها و کاستی هایی که در زمینه تدریس ویولون احساس می کردم و دوم، عقایدی که بطور کلی خودم در ارتباط با آموزش داشتم. من احساس می کردم که ما در زمینه نوازندگی ویولن نیازمند به تبیین و بیان یکسری استانداردهای صحیح هستیم و اطلاع و استفاده از استانداردها را نیاز همگان می دانستم.

بنابراین در این زمینه شروع به تحقیق کردم و این کار شامل تحقیق در فیلم های آموزشی، مقالات اینترنتی و کتب آموزشی ویولن و پرس وجو از دوستان در ارتباط با یافتن مطالبی در ارتباط با استانداردهای نوازندگی ویولن بود. اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که یافته هایم از لحاظ ساختار بیانی، دقت، محتوا و حجم مطالب، برآورده کننده نیازهایی که در این رابطه احساس می کردم، نیست و من را راضی نمی کند.

پس تصمیم گرفتم با اتکا بر دانسته ها و معلوماتی و آموخته هایی که در طی سالیان نوازندگی به دست آورده بودم و جمع بندی مشکلاتی در نوازندگی که غالبا در هنرجویان به وجود می آید و من در محیط کلاس ها شاهد آنها بوده ام و این اشکالات حالتی تکرار شونده در افراد گوناگون دارد و همینطور استانداردهایی که فکر می کنم درست است و در نوازندگان بزرگ ویولن شاهد آن هستیم و بایستی رعایت گردد، این مقالات را بنویسم.

البته کار بسیار سختی بود؛ به این خاطر که همانطور که گفتم، من نمونه خاصی را در تحقیقاتم پیدا نکردم که به شکل مورد علاقه ام موضوع را بررسی کرده باشد و خصوصیت مهمی که مقالات این مجموعه برای من دارد این است که مطالب آن برگرفته از هیچیک از مقالات و کتب یا رفرنس های آموزشی ایرانی یا غربی نیست و من برای نگارش این مقالات از هیچ مرجع مکتوبی در این رابطه استفاده نکردم.

هرچند استفاده از مراجع و رفرنس های مختلف در کارهای پژوهشی و علمی روشی مرسوم و صحیح است و ذکر منابع نیز عملی جا افتاده در دانشگاه است و من به هیچ عنوان این کار را اشتباه نمی دانم. اما همانطور که گفتم به هر حال این مقالات بر اساس تکیه بر دانسته های شخصی ام تهیه شده است.

مسئله دیگری هم که وجود داشت، این بود که هر مطلبی را که من کد بندی و شماره گذاری می کردم و می نوشتم، باید طوری روی آن کار می کردم که بعد از اینکه از موضوع گذشتم، دیگر در آن رابطه موردی وجود نداشته باشد که بعدا بخواهم آن را بیان کنم و هرعنوان و مطالب مربوط به آن عنوان بایستی به شکلی کامل بیان گردد. چون این مطالب به گونه ای بیان می شود که دارای نظم و ترتیب خاصی است و همه شماره گذاری دقیق دارد و بنابراین نمی شود وقتی از یک مطلب گذشتیم، دوباره برگردیم و یک چیزی را به آن اضافه کنیم.

بنابراین یک نظم خاصی وجود داشت که این، زحمت مضاعفی را برای من بوجود می آورد و هنوز هم بوجود می آورد، چون هنوز من این مقالات را ادامه میدهم و مطلب ادامه دارد.

آیا اصول خاصی به صورت همگانی برای تدریس ویولون وجود دارد؟
به طبع اساتید در کلاس، اصولی را که صحیح می دانند به هنرجویان تدرس می کنند و یا بعضی اصول و قواعد مربوط به نوازندگی در بین نوازندگان وجود داشته که به یکدیگر منتقل می کنند. اما این مطالب و شیوه انتقال آنها به شکل تدوین شده و قابل استناد مکتوب که در دسترس همگان باشد، نیستند.

از طرفی هر چند بطور مثال، شاهد ارائه مطالب آموزشی به عنوان پایان نامه در دوره فوق لیسانس نوازندگی ویولن در دانشگاه هستیم و این اقدامی بسیار مفید است، اما پایان نامه ها نیز غالبا پس از ارائه در کتابخانه دانشگاه نگهداری می شوند و عده قلیلی بعدها به آن مراجعه می کنند و این نوشته ها قابل دسترس برای عده ی محدودی است.

همین مسائل بود که من را به این نتیجه رساند که به عنوان یک فرد از جامعه نوازندگان اگر دانش و توانی در زمینه انتقال مطالب و دانسته هایم دارم، باید آنها را از طریقی فراگیر و آسان در دسترس دیگران بگذارم و اینترنت در این رابطه به عنوان بهترین ابزار می توانست به من کمک کند.

آیا منتشر کردن این مطالب در محیط مجازی تفاوتی با انتشار کتاب دارد؟
این مطالب در محیط وب عنوان می شود و نویسنده در محیط اینترنت می تواند ارتباط خیلی مستمر و مستقل و به روز با مخاطبانش داشته باشد و این باعث می شود که من همواره با خوانندگان سایت و همچنین با نوازندگان ارتباط داشته باشم و اگر فردی ایرادی به مواردی که عنوان کرده ام، ببیند می تواند از طریق ایمیل و یا بخش نظرات سایت آنرا به گوش من برساند و موضوع قابل بحث و بررسی است و بطور قطع قبل از آنکه این سلسله مطالب به پایان برسد، موارد احتمالی اشتباه تصحیح خواهد شد. به هر حال هدف من ارائه مجموعه ای در بهترین شکل است و تعصبی هم درباره تصحیح موارد احتمالی اشتباه ندارم.

البته خوشبختانه تا امروز که مطالب در طی ده شماره مقاله ارائه شده، اشکالی گرفته نشده است و تا به حال دوستان موردی را گوش زد نکرده اند که لازم به تغییر مطلب باشد و من از این موضوع خوشحالم.

11 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ب.ظ

    با سلام

    حتما از وضع کنسرتای ارکستر سمفونیک خبر دارید توی اروپا

    نه از جنبه ی سیاسی بلکه حداقل یه بررسی به مشکلات این ها بکنید

    شما نویسندگان و مدیران سایت که همگی از فعالان موسیقی هستید که بهتر از ما از بدبختی های این بچه ها خبر دارید

    بگین چی شد که به این روز افتادن که هیچکس نمیاد رهبری ارکستر رو بگیره

    بگین سمفونی های سفارشی این بلا رو به سر ارکستر آورد

    انتظار داریم ازتون یه مطلب درباره ارکستر سمفونیک در قالب نقدی مصاحبه یا چیزی بنویسید تو رو خدا

  • jamal
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    tanks

  • آرش
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ در ۵:۳۵ ب.ظ

    اگر از فایلهای midiاستفاده کنید بهتر است.(برای اجرای نتها)
    خسته نباشید

  • شهاب حسینی
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۹ در ۵:۵۴ ب.ظ

    ba arze salam khedmate shoma va tashakkor az maghaalehaye khoobe shoma ke be man dar yadgirye violon besyar komack kard.
    man mykhastam baraye yadgirye bishtare violon khedmate shoma biayam.
    agar mishavad sharayete morede niaz ra baraye man e-mail konid.
    ba tashackor faravon.
    thank you,goodbye.

  • نوربخش
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۹ در ۹:۳۵ ق.ظ

    از طریق ایمیل تماس بگیرین تا راهنمایی کنم.با تشکر

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۱ در ۹:۵۱ ب.ظ

    با سلامو خسته نباشید
    اگر امکانش هست لطفاً راجع به نحوه وارد آوردن فشار انگشتان دست چپ بر روی گریف بطوریکه از ناحیه مچ نباشد و از نوک انگشت باشد توضیح دهید (دقیقاً چطور میشه این کارو کرد.)
    ممنون

  • نوربخش
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۹۱ در ۷:۳۳ ب.ظ

    لطفا سوالتون رو در انتهای همان مقاله ای که خوانده اید مطرح کنید تا در همان جا پاسخ بدهم چون این پاسخ ممکن هست که جواب دیگر دوستانی که در اینده همان مطلب را می خوانند باشد و دیگر نیازی به تکرار نخواهد بود

  • محمود ضیائی
    ارسال شده در بهمن ۱۷, ۱۳۹۱ در ۴:۱۸ ب.ظ

    با سلام خدمت شما استاد گرامی مطالب مربوط به سن یاد گیری را خواندم بسیار با ارزش بوذ به این لحاظ که من عاشق ساز ویولنم ولی سنم ۵۰ سال است و با هر که مشورت کردم کفتند از سن شما کذشته است خواهشمندم راهنمایم کنید

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۳ در ۹:۱۶ ب.ظ

    سلام وخسته نباشید
    قبلایک ویولن بامارک تی اف داشتم اصول اولیه ویولن نوازی رایادگرفتم ولی شکست ودیگه بدرد نمیخوردازشماخواهش میکنم من راراهنمایی کنید که برای یادگیری بهتر چه ویولنی رابخرم که صدای خوبی داشته باشد؟
    باتشکر

  • نوربخش
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ب.ظ

    این موضوع بستگی دارد به عواملی چون توانایی شما در نگهداری و محافظت از یک ساز, بودجه ای که صرف این منظور می کنید,سطح نوازندگی شما و میزان درک و شناخت شما از ساز ویولن.بنابراین در هرراهنمایی این موارد را باید در نظر داشت

  • امین
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۴ در ۱:۵۵ ق.ظ

    اقای نوربخش میشه شما بگید که چرا بعضی از هنرجوها یکی دو کتاب میزنن خودشون میرن کلاس میزنن.فکرمیکنن که دیگه خیلی یاد گرفتند.جالبه که دیگه استاد خودشون رو هم قبول ندارند.جالب تر اینه که اصلا سواد موسیقی ندارند. درس میدن.و چه ادم هایی نمیدونن میرن پیش همچین اشخاص.و از ساز زده میشن.به نظر شما یک استاد خوب رو چطوری باید شناخت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

دیوید اویستراخ – قسمت اول

دیوید اویستراخ – قسمت اول

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
هارمونی یکی از کارهای التون جان

هارمونی یکی از کارهای التون جان

با وجود سادگی ظاهری و زیبایی مردم پسند کارهای التون جان، هارمونی موسیقی او اغلب خیلی هم ساده و پیش پا افتاده نیست. یکی از این ترانه ها Your Song است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.
بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

هنر و از آن جمله موسیقی، به مثابه بازیِ دوسویه‌ای است که میان هنرمند و مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطبِ موسیقی در مسیرِ اهداف گوناگونی می‌تواند دنبال‌کننده‌ی مستمر آثار یک آهنگساز مشخص باشد که در دو گروه اصلی قابل دسته‌بندی است؛ اول، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با تکرار در ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ آشنا به عنوان «سَبکِ هنریِ شخصی»، اثری مطابق چارچوب‌های آشنای ذهنی او خلق کند و این گروه شامل توده‌ی مخاطبان است. دوم، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ بدیع و نیز دگرگونی عوامل آشنای قبلی، وی را در فراسوی ابعادی تازه از درک و دریافت هنری بپروراند و این گروه شامل شنونده‌ی خاص هنر است. در بازی هنر، شنونده‌ی گروه دوم می‌تواند با تخیّل هنری پویا و دیدگاه تحلیلی – انتقادی خود، با آهنگساز وارد گفتمان هنری شده و در جهت ره‌یافت‌های نوینِ خلق هنری (وینیو ۱۳۹۰) – به دور از الگوهای از پیش مقررشده- مشارکت ورزد.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

کناره‌گیری فخرالدینی از رهبری ارکستر موسیقی ملی ایران در سال ۸۸ فرصت خوبی به او داد تا نوشته‌های پراکنده‌ی خود و از همه مهمتر خاطرات خود و همسرش را سر و سامانی دهد و آثار مکتوب دیگری از خود به جا بگذارد. فخرالدینی در گذشته نیز تنها به آهنگسازی مشغول نبوده و گاه دغدغه‌ها و یافته‌های خود را نیز منتشر کرده است. سلسله مقاله‌های «ریتم در موسیقی ایران» در شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷ مجله موسیقی در سال ۱۳۴۶، مقاله‌‌ای در مورد شیوه‌ی ثبت و نگارش الحان موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای در جلد سوم کتاب ماهور در سال ۱۳۷۲، مقالات دیگری در شماره‌‌های مختلف فصلنامه‌ی ماهور و موارد دیگر، گواه این مدعا هستند. اما بی‌شک دهه‌ی نود شمسی برای فخرالدینیِ مؤلف جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که بین سال های ۹۰ تا ۹۴ چهار کتاب از او به چاپ رسید. یادداشت حاضر مروری است کوتاه بر فحوای این چهار اثر مکتوب از فرهاد فخرالدینی:
کنترپوان ، آشنایی – قسمت دوم

کنترپوان ، آشنایی – قسمت دوم

انواع کنترپوان – به بیانی تکنیکهای تهیه آن – تعریفی از کنترپوان مطلق است که به عنوان یک ابزار آموزشی توسعه یافته مطرح می شود و در آن به کار گیری کنترپوان های متفاوت سبب یادگیری ساده تر و پیشرفت هنرجویان می شود.
رهبر ارکستر

رهبر ارکستر

رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟
دیوید پی یت

دیوید پی یت

دیوید پی یت (David Pyatt) در سال ۱۹۸۸ در حالیکه فقط ۱۴ سال داشت به عنوان جوانترین برنده جایزه بزرگ موسیقیدان جوان سال BBC شناخته شد. به دنبال این موفقیت او به حرفه نوازندگی سولیستی روی آورد که باعث شناخته شدنش در انگلیس، اروپا، آمریکای شمالی، کانادا و ژاپن شد. او در انگلیس با ارکسترهای مهمی مانند ارکستر مجلسی انگلیس (English Chamber Orchestra)، موزار نوازان لندن و ارکستر هاله کار کرده است. اولین برنامه ای که از او در شبکه BBC پخش شد، اجرای دومین کنسرتوی هورن اشترائوس (Strauss) در سال ۱۹۹۳ بود.
گروه موسیقی صهبای کهن به یاد پایور مینوازد

گروه موسیقی صهبای کهن به یاد پایور مینوازد

گروه موسیقی صهبای کهن به سرپرستی علی نجفی ملکی و آواز رامین بحیرایی، به اجرای رپرتواری از آثار فرامرز پایور می پردازد. گروه موسیقی صهبای کهن، پیش از این نیز آثاری از این آهنگساز موسیقی ایران به روی صحنه برده است ولی این اولین بار است که یکی از مشکل ترین قطعات فرامرز پایور که با همکاری احمد عبادی ساخته شده را به صورت رسمی اجرا میکند.
بازگشت ایرانی  (I)

بازگشت ایرانی (I)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا، زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد.
متبسم:هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد

متبسم:هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد

استفاده از ساز سیتار در این مجموعه به چه منظور بود؟ آیا با افزوده شدن یک ساز غیر ایرانی در ساز بندی، این اثر جزو آثار تلفیقی ایرانی-هندی به شمار می‌آید؟ آیا فکر نمی‌کنید ورود ناگهانی این ساز، به حال و هوای ایرانی این اثر و همچنین چهارچوب موسیقی ایرانی لطمه وارد می‌کند؟ چرا که مجموعه‌ی “به نام گل سرخ” در غالب موسیقی دستگاهی ایران عرضه شده و ساز سیتار جزو ساز‌های اصیل هندوستان به شمار می‌رود. همچنین لطفا بفرمایید ساز سیتار در چه گوشه‌ای نواخته و آیا برای این ساز هم نت نوشته‌شده بود یا نوازنده به صورت آزاد بر اساس حس و حال خود نواخته است؟