جوزپه وردی، اپراساز محبوب (II)

جوزپه وردی (1813-1901)
جوزپه وردی (1813-1901)
بین سالهای ۱۸۴۰ پس از مرگ همسرش مارگریتا، وردی شروع به همکاری با خانم جوزفینا استرپونی (Giuseppina Strepponi) خواننده برجسته سوپرانوی، نمود. در آگوست ۱۸۵۹ با یکدیگر ازدواج کردند. وردی در “سالهای پر کار و مشقت” یکی دیگر از بهترین شاهکارهایش را خلق نمود؛ اپرای “ریگولتو” که در سال ۱۸۱۵ برای اولین بار در ونیز اجرای جهانی داشت که بر اساس نمایش نامه ای از ویکتور هوگو به نام “حماقت پادشاه” (Le roi s’amuse) بود.

اشعار اپرا با محدودیتهایی به دلیل سانسور نیز مواجه بود و آهنگساز در مرحله ترک کار بود. اما به سرعت موفقیت فراوانی کسب نمود. این اپرا اثری نمایشی با موضوعات اجتماعی و فرهنگی، ترکیبی ویژه از کمدی و تراژدی بود. پس از آن دو اپرای معروف دیگر وردی در این دوران؛ “تروبادور” (Il Trovatore) در سال ۱۸۵۳ در روم و “لاتراویاتا” در ونیز تولید شد.

بین سالهای ۱۸۵۵ و ۱۸۶۷ اوج دوره اپراهای بزرگ وردی بود همچون: Un ballo in maschera در سال ۱۸۵۹، “جبر سرنوشت” (La forza del destino) سفارش داده شده توسط تئاتر امپریال شهر سنت پترزبورگ روسیه برای سال ۱۸۶۱ که این اپرا تا سال ۱۸۶۲ اجرا نشد و نسخه تجدید نظر شده ای از “مکبث” در سال ۱۸۶۵٫ آثار دیگر وی کمتر اجرا شدند همچون “ستاره سیسیلی” (Les vêpres siciliennes) در سال ۱۸۵۵ و دؤن کارلوس ۱۸۶۷ که هر دوی آنها به سفارش اپرای پاریس و به زبان فرانسه ساخته شد.

در حال حاضر دو اپرای آخر از جمله اپراهایی هستند که اغلب به زبان ایتالیایی اجرا می شوند. در سال ۱۸۶۹ از وردی خواسته شد تا قطعه ای با فرم رکیوم (requiem) در یادبود جیوآچینو روسینی (Gioachino Rossini) بسازد، چرا که این قطعه باید توسط یکی از معاصران ایتالیایی خود روسینی ساخته می شد.

پس از تکمیل و پایان آن متاسفانه اجرای آن در آخرین دقایق لغو شد و تا زمان حیات وردی اجرا نشد. وردی مسئول این اتفاق را عدم اشتیاق رهبر منتخب آن اجرا آنجلو ماریانی (Angelo Mariani) دانست، کسی که رابطه دوستی بلند مدتی با وی داشت، اما این اتفاق رابطه آنان برای همیشه به اتمام رسانید.

audio file بشنوید قسمتی از اپرای “Rigoletto” را

خواننده سوپرانو ترزا استولز (Teresa Stolz) کسی که بعدها رابطه محکم حرفه ای و احتمالا عاشقانه ای با وردی برقرار نمود، در آن زمان نامزد ماریانی بود اما وی نیز پس از آن ماجرا او را ترک کرد! پنج سال بعد وردی بخشی از اپرای رکیوم به نام Libera Me را جدا کرد و از آن قطعه ای جدا به نام (requiem mass) در ادای احترام به نویسنده مشهور و شاعر الکساندرو مانزونی که در سال ۱۸۷۳ درگذشت تنظیم نمود.

این اثر برای اولین بار در سال ۱۸۷۴ در کلیسای جامع میلان اجرا شد. اپرای بزرگ آیدا به سفارش و دعوت سازمان کدیوو (Khedive) برای اجرا در بازگشایی خانه اپرای جدید آنان ساخته شد. این سازمان در اواخر ۱۸۶۹/۷۰ این بار از وردی خواست تا اپرایی بنویسد اما وی آن را جدی نگرفت و زمانی که او را تهدید کردند که ساخت این اپرا را به چالرز گونود و یا ریچارد واگنر محول خواهند کرد از خود علاقه نشان داد و قراردادی را در ژوئن ۱۸۷۰ با آنان امضا نمود!

ترزا استولز که هر دو اپرای آیدا و رکیوم و در بسیاری دیگر از اپراهای وردی حضور داشت، نقش آیدا مخصوص وی نوشته شده بود و اگرچه او در اولین اجرای جهانی آن در قاهره در سال ۱۸۷۱ حضور نیافت اما در اولین اجرای اروپایی آن که در میلان در فوریه ۱۸۷۲ برگزار شد نقش خود را ایفا نمود. شایعات بسیاری مبنی بر رابطه ای عاشقانه بین خانم استولز و وردی بوده که هیچ گاه صحت آن ثابت نشده اگرچه پس از مرگ جوزفینا استرپونی همسر وردی، استولز تا پایان زندگی وردی نزدیکترین فرد به وی بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برندگان اعزامی جایزه پیانوى باربد به پاریس رسیدند!

برندگان جایزه بین المللی پیانوی باربد، «اشکان لایق» و «محمدجواد بهرامی» که از سوی این فستیوال به فرانسه اعزام شده اند، به مقصد رسیده و هم اکنون در پاریس هستند. به نقل از آرش اسماعیلی، دبیرهنری فستیوال پیانوی باربد، حضور در فستیوال پلاژ موزیکال در بل ایل فرانسه و شرکت در مستر کلاس های پیانو و موسیقی مجلسی این فستیوال، بخشى از جوایز برندگان نهایى نخستین دوره جایزه بین المللى پیانوى باربد است که ٢٢ تا ٢۴ دى ماه سال گذشته (۱۳۹۵) در شهر شیراز برگزار شد.

رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

در مورد این سوال شما باید بگویم، خب قطعاتی که ابتدای قرن، مثلاً حدود ۱۰۰ سال پیش نوشته شده اند، بعضی از این آهنگ ها به نسبت خیلی ابتدایی هستند، فقط می توان گفت یک هارمونیزاسیون است، روی یک سری تم های ایرانی که به هر صورت وقتی که موسیقی غربی وارد کشور ایران شد، در آن زمان هنوز پیانیست های حرفه ای از غرب به ایران نیامده بودند که این ساز را به صورت حرفه ای آمورش دهند و پیانو در حقیقت ساز دوم بوده است که در کنار سازهای نظامی که تدریس می شده و در حقیقت پیانو برای درس های هارمونیک استفاده می شده است و همینطور به عنوان یک ساز دوم موزیسین ها روی آن کار می کردند.

از روزهای گذشته…

آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» با نوازندگی تار امین میراحمدی و تنبک حامد زندکریم خانی توسط انتشارات «آوای دلگشای شهرود» منتشر شد. میراحمدی در این آلبوم با تاثیر پذیری از مکتب تارنوازی استاد علی اکبرخان شهنازی به اجرایی در دستگاه نوا پرداخته است، دستگاهی که علی اکبر خان در ردیف اش به اجرای آن نپرداخته است. میراحمدی در جلد این آلبوم می نویسد:
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

در آخرین مرحله آزمایشات Niewczyk (تصویر۱۶-۱) ضخامت صفحات را طوری مشخص می کنیم که بتوانیم آنها را با نتایج حاصل از تجربیات هاتچینز(Hutchins) مقایسه کنیم. بر اساس این قیاس باید بگویم که اگر کل سطح صفحه نازک شود، فرکانس های رزونانس اول و دوم به اندازه ۷۰% از مقدار ضخامت کم شده، کاهش می یابند، در حالیکه در رزونانس پنجم این عدد به ۵۰% می رسد و زمانیکه ضخامتها در یک صفحه تخت کم می شود به اندازه ۱۰۰% از کاهش ضخامت در صفحه، فرکانس های رزونانس نیز کاهش می یابند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قوسهای صفحات بیشترین تأثیر را در کاهش رزونانس می گذارند و این حالت بیشتر در رزونانس پنجم دیده می شود.
مرزهای زنانگی در هنر (I)

مرزهای زنانگی در هنر (I)

پرداختن به مسائل حوزه ی زنان که طی یکی دو دهه ی اخیر با تبی فراگیر توجه روشنفکران و گاهی روشنفکرنماها را در سطح جهان به خود مشغول کرده است، در قرن هجدهم و با انتشار بیانیه ای سیصد صفحه ای از سوی “مری ولستون کرافت” (۱) نویسنده و ادیب انگلیسی آغاز شد و سرآغازی شد بر جریانی اجتماعی که به موج اول فمینیسم (۲) مشهور است و هدف آن بیشتر روی رفع تبعیض های جنسیتی در قوانین اجتماعی تمرکز داشت. اما امروزه پرداختنِ ناآگاهانه به چنین موضوعاتی از سوی خیلی ها نه تنها به پیشبرد اهداف این جریان کمکی نمی کند بلکه با اهداف متناقضین عدالت جنسیتی بیشتر سازگار شده است. نوشته ی پیش رو به دور از بحث های دستمالی شده ی مذکور، تنها سعی دارد جایگاه مفهوم زنانگی را از منظر فلسفه ی هنر، در روند تکوین یک اثر هنری و متعاقباً در کیفیت فهم مخاطبان آثار هنری مورد پژوهش قرار دهد.
طبقه‌بندی سازها (III)

طبقه‌بندی سازها (III)

در اروپای قرون وسطا، سازها اهمیت کمتری داشتند. بررسی علمی سازها یا سازشناسی تا دوره‌ی رنسانس مورد غفلت واقع شد. در نتیجه اطلاعات کمی در باره‌ی سازهای دوره‌های پیشین باقی مانده است، اگر چه آن‌ها در گراورها، مینیاتور‌ها و نقاشی‌های آبرنگ به تصویر کشیده شده و گزارش‌هایی توسط شاعران قرون وسطا، فیلسوفان و متفکران وجود دارد.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

جا انداختن برخی جملات کتاب اصلی و گاه تحریف مطالب کتاب‌، بدلایل نامعلوم و احتمالاً بر حسب سلیقه یا بی‌اطلاعی. در فصلنامۀ موسیقی ماهور ترجمه‌ و تلخیصی از یکی از فصول کتاب مورد بحث یعنی فصل مربوط به صادق‌جان؛ نوازنده‌ و متحول‌کننده‌ی تار آذربایجانی منتشر شده است. (صادق‌جان اسداُغلی، ترجمه و تلخیص فرهود صفرزاده، ماهور، ش ۶۸، تابستان ۱۳۹۴، صص ۹۸-۱۰۱) این مقاله با وجود اینکه تلخیصی از یک فصل همان کتاب بوده، حاوی مطالبی است که در کتاب ترجمه‌شده وجود ندارد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (II)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع،بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است و سوم که از این نقدهای پیچیده‌ی تاریخ علم به‌دور است شاید تنها با کاربردی بودن کتاب مربوط باشد؛ این یک کتاب آموزشی برای دوره‌های تحصیلات تکمیلی در روسیه بوده پس عجیب نیست اگر لااقل بخشی از مثال‌هایش به آثاری اختصاص یابد که دانشجویان با آنها آشناتر هستند.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

هدف از انتخاب نوع خاصی از دست‌گرفتن مضراب در اجرای عود، دستیابی به صدایی دقیق و رساست. مضراب نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان زیر و بمی صدا، نُوانس و نیروی محرک آن دارد. هنگامی که روش‌ها براساس نگهداشتن مضراب و فنون آن قیاس ‌شوند، روشن خواهد شد که در بیشتر اوقات، مضراب تارگان در عین نرمی و بی‌عیب و نقصی، چالاک است. علاقه‌ی تارگان به موسیقی غربی در این خصوص تأثیرگذار بوده است و در مواقعی می‌توان حالت‌های گیتارنوازی را در به کارگیری مضراب او مشاهده کرد.
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع

سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع

بی.بی.کینگ که در سراسر جهان به عنوان سلطان مسلم بلوز شناخته میشود، بدون شک با اهمیت ترین نوازنده گیتار الکتریکی در نیمه دوم قرن گذشته است و بدون اغراق باید گفت گیتار سولو معاصر بدون حداقل یکی دو فن نوازندگی از کینگ، قابل تصور نیست.