ایزایی پادشاه ویولون (I)

اوژن ایزایی (1858-1931)
اوژن ایزایی (1858-1931)
اوژن ایزایی (Eugène Ysaÿe) ویلنیست، آهنگساز و رهبر بزرگ بلژیکی است. تئو ایزل (۱۸۶۵-۱۹۱۸) برادر وی: آهنگساز و پیانیست بود. اوژن ایزایی به نام “پادشاه ویلن” شهرت دارد. اگرچه ایزل در خانواده ای روستایی به دنیا آمد اما بیشتر اعضای خانواده نسل در نسل ساز می زدند.

ایوژن ایزایی در بلژیک به دنیا آمد و از سن پنج سالگی نواختن ویلن را از پدر آموخت. در سن هفت سالگی به کنسرواتور شهر لیژ راه یافت و در آنجا زیر نظر جوزف ماسارت (Joseph Massart) تحصیل کرد، اگرچه خیلی زود از او خواسته شد به دلیل عدم پیشرفتش کنسرواتور را ترک کند.

علت آن بود که ایوژن جوان برای تامین مخارج خانواده مجبور بود به صورت تمام وقت در دو ارکستر محلی نوازندگی کند که یکی از آنان توسط پدرش رهبری می شد. پس از اخراج از کنسرواتوار همچنان به نوازندگی در ارکسترها و گروهها ادامه می داد و در عین حال خود به مطالعه و تمرین فراوان می پرداخت.

در سن دوازده سالگی آنچنان ویلن را خوب می نواخت که وقتی در حال تمرین در زیرزمین بود، هنری ویوتام (Henri Vieuxtemps) هنگام عبور از خیابان، از شنیدن صدای ویلن اش بسیار تحت تاثیر قرار گرفت. وی ترتیبی داد تا ایزایی را بار دیگر در کنسرواتوار بپذیرند و این بار زیر نظر دستیار ویوتام: هنریک وینیاوسکی (Henryk Wieniawski) آموزش دید و بعدها از هنرجویان اصلی خود ویوتام شد.

آنان به عنوان استاد و شاگرد بسیار علاقمند به یکدیگر بودند. ویوتام در اواخر سالهای زندگیش از ایزایی می خواست که پیش او برود و برایش ساز بزند. تحصیل در محضر چنین اساتیدی بدین معنا بود که ایزایی جز اساتید مدرسه بلژیکی-فرانسوی ویلن بود که به زمان مدرن شدن آرشه ویلن توسط فرانسیس تورت (François Tourte) می رسد.

audio file بشنوید قسمتی از موومان سوم کنسرتو ویولون مندلسون را با اجرای ایزایی بشنوید

بدین ترتیب تکنیکهای آموزش این مدرسه بسیار بالا بود: آرشه های بلند بدون هیچ گونه تکان و لرزش، تکنیکنهای دقیق دست چپ و کشیدن آرشه با استفاده از تمام ساعد در حالی که مچ و بازو هر دو بی حرکت می ماندند، این روش بر خلاف تکنینک: مکتب آلمانی جوزف یواخیم(Joseph Joachim) که از مچ برای کشیدن آرشه استفاده می شود و یا منطق لئوپاد آئور (Leopold Auer) مبنی بر استفاده از تمام قسمت دست (مچ، ساعد و بازو)، می باشد.

پس از پایان تحصیلش در کنسرواتور لیژ، ایزایی به عنوان ویلنیست اصلی ارکستر بنجامین بیلس و کمی پس از آن، فیلارمونیک برلین منصوب شد.

بسیاری از موسیقیدانان برای شنیدن اجراهای این فیلارمونیک به خصوص نوازندگی ایزایی، در کنسرتهای آنان شرکت می کردند، چهره هایی همچون: جوزف یواخیم (آهنگساز و ویلنیست مجار)، فرانتس لیست (پیانیست و آهنگساز مجار)، کارلا شومان (Clara Schumann) و آنتون روبینشتین (Anton Rubinstein- پیانیست و آهنگساز روس) شخصی که از ایزایی درخواست کرد که فیلارمونیک را ترک کند و با او به سفرهایش بپیوندد.

زمانی که ایزایی بیست و هفت ساله بود به عنوان سولیست به ارکستر سمفونیک کولونه پاریس معرفی شد که مقدمه ای بر موفقیتهای بزرگ وی به عنوان هنرمند کنسرت بود. سال بعد ایزایی مقام استادی کنسرواتوار بروکسل را به دست آورد.

این آغازی بر حرفه وی به عنوان مدرس بود. در میان هنرجویان ویلنیست مشهورش می توان از: ژوزف گینگولد (Josef Gingold- ویلنیست، سرپرست نوازندگان ارکستر کلاولند و استاد دانشگاه ایندیانا)، ویلیام پریمورس (William Primrose- نوازنده ویلا)، ناتان میلشتین (Nathan Milstein)، لوئیز پرسینگر (Louis Persinger)، آلبرتو باچمن (Alberto Bachmann)، متیو کریکبوم (Mathieu Crickboom)، جانی هیکنس (Jonny Heykens)، جاشوآ برودسکی (Jascha Brodsky) و آلدو فرارسی (Aldo Ferraresi) نام برد. در دوره تدریسش در کنسرواتور بروکسل به سفرهای بین المللی اش نیز ادامه داد: اروپا، روسیه و آمریکا.

با وجود عدم سلامتی کامل به خصوص شرایط نامناسب دستهایش، بهترین اجراهای خود را به صحنه برد و بسیاری از آهنگسازان برجسته آثار خود را به وی تقدیم کردند از جمله: کلود دبوسی (Claude Debussy)، کامیل سن سانس (Camille Saint-Saëns)، سزار فرانک (César Franck) و ارنست شاسون (Ernest Chausson).

7 دیدگاه

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    هر چقدر تشکر کنم باز هم کمه،منتظر بعدی ها هستم

  • yek daneshjoye mosighi
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۵۳ ب.ظ

    salam ba tashakor az kasi ke in matno tarjome karde.in matnetoh por az eshtebahate vahshatnak hastesh ke khanande aslan nemifahme matn chi dare mige be onvane mesal shoma maktan dar violin ra kelase dars tarjome kardid(مدرسه آلمانی جوزف جوشیم)maktab dar farsi mitone sabk ya estilya chizaye dige tarjome beshe vali na madrese !!!!!!!!!!lotfan matn ro baraye eslah be hamkar haye basabeghaton mesle aghaye nornakhsh va ya porghanad baraye ntasih neshon bedin bad montasher bokonid.ba tashakor az zahmate shoma.

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۹ در ۸:۵۵ ب.ظ

    جوزف جوشیم (jozef yoakhim)

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    دوست عزیز متاسفانه این متن زمان انتشار به ویرایش نهایی نرسیده بود
    با تشکر از توضیح شما

  • rampal
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۴ ق.ظ

    متاسفانه این اولین بار نیست که یک متن بصورت کاملا بی دقت و ناشیانه ترجمه شده و سوال این است اگر متن زمان انتشار به ویرایش نهایی نرسیده بود، چه اصراری برای انتشار آن وجود دارد؟ اگر در این سایت سطح و میزان دقت در مقالات ترجمه ای بالا تر رود بسیار به کیفیت سایت کمک می گردد.

  • salar
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۳:۱۷ ب.ظ

    merciiiiiiiiiiiiiiiii

  • zahra
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۹ در ۸:۵۴ ق.ظ

    man kheili doost dashtam guitar ro az internet yad begiram

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

با پایان میزان ۱۶، تاکید سازهای مضرابی ایرانی جملات را به شکل کوبنده تری نشان می دهند و ما را به سوی جملاتی سریع تر با دیرند کوتاه تر نغمه ها سوق می دهند. نقش سازهای ایرانی در این جمله و جملاتی که در ادامه می آید، تغییر فیگورهای ریتمیک و ایجاد ضد ضرب های قوی است.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

در ۲۶ ماه مارس سال ۱۹۷۰، فیل اسپکتور (Phil Spector) – تهیه کننده و آهنگساز – ترانه مذکور را برای آلبوم ” Let It Be” مجددا تنظیم نموده و در آن تغییراتی نسبت به نسخه تک آهنگ اعمال نمود. از جمله اینکه دو اجرای مختلف تک نوازی گیتار به طور همزمان در آن گنجانده شد و در انتهای ترانه جمله ” There will be an answer” به جای یک بار دو بار تکرار می گردید. اجرای قدیمی این ترانه در آلبوم Anthology 3 که در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۹۶ روانه بازار شد، مجددا به گوش رسید.
نشست خبری گروه کر فلوت تهران برگزار شد

نشست خبری گروه کر فلوت تهران برگزار شد

نشست خبری گروه کر فلوت تهران که قرار است در پایان این هفته به روی صحنه برود، صبح امروز پنجم مردادماه در تالار وحدت با حضور سعید تقدسی رهبر ارکستر، فیروزه نوایی سرپرست گروه، سهیل کوشان پور مدیر هنری و احسان تارخ مدیر اجرایی این گروه در تالار وحدت برگزار شد.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس به آن‌جا دعوت کردند و من برای مدّتی بسیار طولانی در آنجا تدریس می‌کردم.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
“رازهای” استرادیواری (V)

“رازهای” استرادیواری (V)

آخرین ملاقاتم با Sacconi باعث شگفتی بسیار من شد. Signora Teresita جعبه‌ای بزرگ را به من نشان داد که پس از گشودن آن، تعداد زیادی قطعات کوچک کاغذ به هم پیچیده شده بودند. این کاغذ بی‌شباهت به کاغذهای قرعه‌کشی مؤسسات خیریه نبودند. وقتی یکی از این کاغذها باز شد، متوجه شدم که آن‌ها حاوی قطعات کوچک Varnish سازهایی هستند که Sacconi تا کنون آن‌ها را تعمیر کرده است. او همیشه برای شناخت Varnish ها که مجموعه‌ای مرتبط از کیفیت و زیبایی است ، تحقیقات خستگی‌ناپذیری انجام داده است.
ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت منتشر شد

ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت منتشر شد

کتاب «ساز حنجره و چالش‌های تولید صوت»، که به‌تازگی توسط نشر سوره‌ی مهر در ۲۵۰۰ نسخه با قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است، ثمره‌ی سال‌ها پژوهش فریبا (فرنگیس) یاوری در زمینه‌ی صدای انسانی- چه گفتار و چه آواز- است. فریبا یاوری تحصیلکرده‌ دو رشته‌ی به‌ظاهر نامرتبط بیهوشی و موسیقی است.
جایزه موسیقی بیلبورد

جایزه موسیقی بیلبورد

بارها در خبرهای موسیقی و یا برنامه های تلویزیونی با این نام برخورد کرده اید. جایزه موسیقی بیلبورد (Billboard Music Award) یکی از سه جایزه (جایزه گرمی و جایزه تالار مشاهیر موسیقی راک) معتبر موسیقی در آمریکا محسوب میشود که هر سال در ماه دسامبر برگزار میشود و در حقیقت حامی اصلی این جایزه مجله موسیقی بیلبورد میباشد.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.