نابوکو (II)

نیکولا بعد از رد کردن سرودن اشعار نابوکو، بر روی “Il Proscritto” کار کرد که اولین اجرای آن در مارچ ۱۸۴۱ فاجعه ای بود و باعث شد نیکولا قراردادش را لغو کند و زمانی که به وین بازگشت و درباره موفقیت نابوکو شنید بسیار خشمگین شد و گفت: “اپراهای وردی بسیار زشت هستند، قطعات وی از لحاظ تکنیکی تمسخر آمیز اند وی حتی حرفه ای نیز نمی باشد، باید برای او تاسف خورد، آهنگساز خوار.” همچنین اپرای نابوکو را هیچ خواند و گفت: “جنون آمیز، پرخاشگر و جانی”.

البته ادعاهای نیکولا در اکثریت قرار دارد. نابوکو موفقیت وردی را تا بازنشستگی اش پس از ساخت ۲۹ اپرا (از جمله نسخه های جدید و بازنویسی بعضی از آثارش) تضمین نمود.

تاریخ نگاران موسیقی بخش سوم این اپرا “آوازهای کر از بردگان عبری” را به عنوان یک اسطوره ثبت کرده اند.

audio file بشنوید قسمتی از این اپرا را

آنان معتقدند که تماشاچیان پس از اجرای سرود اثر گذار بردگان برای بازگشت به سرزمینشان، غیرت ملیشان به خروش آمد و درخواست اجرای دوباره آن قطعه را کردند. تکرار آن در آن زمان از طرف دولت ایتالیا ممنوع بود. اگرچه تماشاگران در تکرار آن بخش اصرار ورزیده بودند اما به جای آن “Immenso Jehova” آهنگی که توسط بردگان یهودی در سپاسگزاری از پروردگار خوانده بودند تکرار شد. بعدها “آوازهای کر از بردگان عبری” به عنوان سرود ملی رهایی بخش در ایتایا درآمد.

audio file بشنوید قسمتی از این اپرا را

سازهای استفاده شده در ارکستر این اپرا، دو فلوت (یکی به طور دوبل به عنوان پیکولو)، دو ابوا (یکی از آن دوبل به عنوان کرآنگله)، دو کلارینت، دو فاگوت (bassoons)، چهار ترمپت، سه ترومبون (دو عدد با صدای تنور، یکی باس)، یک چیمباسو (cimbasso)، تیمپانی، درام بیس، سنج (cymbals)، مثلث (triangle)، ساید درام (side drum)، دو چنگ و سازهای زهی است.

audio file بشنوید قسمتی از این اپرا را

خلاصه ای از اپرای “ناکوبو”
زمان: ۵۸۷ سال قبل از میلاد مسیح
مکان: اورشلیم و بابل

قسمت اول (Act 1): اورشلیم
“خداوندا، من این سرزمین را به پادشاه بابل تحویل خواهم داد و او آن را به آتش خواهد کشانید.”

فضای ورود به شهر اورشلیم
یهودیان شکست خورده اند و نابوکو مسلح در حال ورود به شهر است. کشیش اعظم زکریا به مردم می گوید نا امید نشوند و به خداوند اعتماد کنند. فننا و ابیگیل دختران نابوکو بودند. زمانی که زکریا، نابوکو را تهدید به قتل فننا می کند، اسماعیل برادرزاده پادشاه شهر اورشلیم به دلیل آنکه عاشق فننا بود او را نجات می دهد و یهودیان وی را خائن می نامند.

قسمت دوم (Act 2): ناباوران
“هان، گردبارد لرد چهارم، بر شروران خواهد رسید.”

پرده اول: قصر بابل
نابوکو، فننا را به عنوان نائب السلطنه خود بر می گزیند. آبیگیل در می یابد که دختر واقعی نابوکو نیست بلکه فرزند یکی از اسرای یهودی است. به ابیگیل خبر رسید که فننا بعضی از اسرای یهودی را آزاد کرده، وی از این فرصت استفاده نمود و شایعه کرد که نابوکو در جنگ کشته شده و خودش: ابیگیل، ملکه می شود، اینجاست که او کابالتا (قطعه اپراتیک کوتاه) را می خواند: “من آماده ام تا تخت پادشانی خونین و تاج طلایی را دریافت کنم.”

پرده دوم: تالار قصر بابل
به همراه صدای ویلنسل، زکریا منتظر فننا است، فننا دینش را به یهودیت تغییر می دهد. اگرچه خبر رسیده بود که شاه مرده است و ابیگیل قصد تسخیر تاج و تخت از فننا را دارد. به طور غیر منتظره ای نابوکو وارد می شود و می گوید “من پادشاه نیستم، خدا هستم” و دستور می دهد تمام یهودیان کشته شوند. ناگاه نابوکو بر اثر آذرخش از حال می رود و تاجش بر زمین می افتد و ابیگیل آن را تصاحب می کند.

قسمت سوم (Act 3): پیشگویی

“بنابراین حیوانت وحشی کویر و جزیره و جغدها باید در یکجا سکنی گزینند.”

پرده اول: باغهای معلق بابل
نابوکو وارد می شود و تاجش را می طلبد. ابیگیل او را استیضاح می کند و به زندان می اندازد. نابوکو نجات فننا را از مرگ خواستار می شود و می خواند: “این چه عذابی است که در این کهنسالی باید آن را تاب آورم”.

پرده دوم: در کناره رود فرات
یهودیان در آرزوی وطن هستند؛ آوازهای کر از بردگان عبری: “پرواز کن با بالهایی از جنس طلا، پرواز کن و منزل بگیر بر دامنه ها و تپه ها”. زکریا بار دیگر آنان را نصیحت می کند که نابوکو بابل را ویران خواهد کرد.

قسمت چهارم: بت خرد شده

پرده اول: قصر بابل
نابوکو از خواب بیدار می شود فننا را در زنجیر می بیند که به قتلگاهش برده می شود. از خدای یهودیان طلب بخشش می کند و از طریق سربازان وفادارش از زندان آزاد می شود و فننا را نیز نجات می دهد.

پرده دوم: باغهای معلق بابل

نابوکو به اسرای یهودی می گوید که آزاد هستند و پرستشگاه جدید بار دیگر ساخته خواهد شد. ابیگیل وارد می شود در حالی که خود را مسموم کرده است، به کارهایش اعتراف و از فننا طلب بخشش می کند و از دنیا می رود. زکریا، نابوکو را پادشاه پادشاهان می نامد.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ در ۷:۵۰ ق.ظ

    دوست عزیز مترجم،
    ترجمه ای که از مدخل «نابوکو» در فرهنگنامه ی ویکیپدیا کرده اید ترجمه ای پر اشتباه است برای نمونه: (The Hanging Gardens of Babylon) به معنای «باغ های معلق بابل» است و نه «باغهای قتلگاه بابل». یا جمله ی (Abigaille enters. She has poisoned herself) ، که به (ابیگیل وارد می شود در حالی که به خود سم خورانده است) برگردانده شده در فارسی به سادگی به (ابیگیل وارد می شود. او (یا درحالیکه) خودش را مسموم کرده است) ترجمه می شود. حالا که می خواهید برای خوانندگان فارسی زبان ترجمه ای از مدخل های این فرهنگنامه ی آزاد را فراهم آورید بهتر است کمی بیشتر دقت کنید تا برای خوانندگان مرجعی مطمئن تر باشید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (XII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (XII)

بیچام به اندازه کافی عمر کرد تا آثاری را نیز به صورت استریو ضبط کند. علیرغم اینکه او در اوایل دهه سی قرن بیستم در برنامه های آزمایشی ضبط استریوفونیک در انگلیس شرکت کرده بود و سمفونی ژوپیتر موتسارت را اجرا کرده بود اما از این فرایند جدید ضبط ابراز ناآگاهی می کرد. کارهای ضبط شده او به صورت استریو عبارتند از: اجراهایی از پوئم سمفونیک تاپیولای سیبلیوس که سپس به عنوان اولین صفحه های ال پی سرافیم (Seraphim) منتشر شد و موسیقی متن او برای توفان (The Tempest).
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIII)

راک هندی در ردیف میرزاعبدالله اولین گوشه از سلسله گوشه‌های راک است که در دستگاه ماهور با آن برخورد می‌کنیم. واقع‌شدن راک هندی پیش از گوشه‌های دیگر، چنان‌که در ادامه شرح داده خواهد شد، به‌هیچ‌وجه اتفاقی نیست.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.
گاه های گمشده (II)

گاه های گمشده (II)

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.
سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا (Seiji Ozawa) متولد ۱ سبتامبر ۱۹۳۵ در فنیتین سابق – شنیانگ (Shenyang) کنونی است. ازاوا رهبر ژاپنی ارکستر است که تحصیل موسیقی را از سن بسیار پائین آغاز کرد و از هنرستان موسیقی توهو در توکیو با بالاترین نمره در آهنگسازی و رهبری فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۹ جایزه اول مسابقات رهبران ارکستر را در بسانکون-فرانسه، دریافت کرد. چالرز مونش (Charles Munch) رهبر ارکستر سمفونیک بوستن، او را به پیوستن به کانون موسیقی تانگلوود (Tanglewood) دعوت کرد، در آنجا جایزه کوتسویتزکی (Koussevitzky) را به عنوان درخشانترین رهبر محصل در سال ۱۹۶۰ دریافت کرد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

مقاله ایی را که ملاحظه می نمائید در ادامه مجموعه مقالات پروژه ساخت کنن می باشد البته به عنوان مبحث تکمیلی و نهایی. همان طور که تاریخ نگارش آخرین شماره مقاله نشان میدهد، فاصله زیادی را تا امروز پیموده است و آن گونه که تصمیم من بود قراری برای بخش کنونی در نظر نگرفته بودم اما به سفارش و تاکید برخی از دوستان به جهت تشریح بیشتر وقایع پیش آمده در مسیر تکمیل این پروژه و همچنین بیان ارزشهای فکری و احساسی و زمان ارزشمندی که صرف خلق این ساز شد متقاعد به نوشتن این متن شدم.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.