کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (I)

کلود دبوسی (1862-1918)
کلود دبوسی (1862-1918)
برخی کلود-آشیل دبوسی (Claude-Achille Debussy) آهنگساز فرانسوی را بوجود آورنده سبک امپرسیونیزم در موسیقی می ‌دانند اما او خود همچون موریس راول از پذیرفتن این عنوان پرهیز داشت. سبک موسیقی دبوسی از موسیقی اواخر دوره رومانتیک تا مدرنیسم قرن بیستم است. در چرخه ادبیات فرانسه سبک این دوره به عنوان سمبولیسم شناخته شده، جنبشی که با الهام از دبوسی چه به عنوان آهنگساز و چه فعال فرهنگی، گرفته شده است. دبوسی نه تنها از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی است همچنین نقشی کلیدی در موسیقی اروپا با ورود به قرن بیستم داشته است.

وی مدال شوالیه افتخار سال ۱۹۰۳ فرانسه را به دست آورده است.

کلود دبوسی در خانواده‌ای متوسط در سال ۱۸۶۲ بدنیا آمد، در سال ۱۸۷۲ به کنسرواتوآر پاریس راه یافت. در آنجا استاد پیانوی او آنتونین مامونتل (Antoine François Marmonte) بود. بین سالهای ۱۸۸۰ تا ۸۲ زمانی که دبوسی در روسیه زندگی می کرد، مخارجش را از طریق آموختن پیانو به فرزندان نادژدا فن مک (Nadezhda von Meck) حامی اسرارآمیز چایکوفسکی تامین می نمود.

سه بار اقامت بلند مدت در روسیه برای دبوسی فرصت بسیار خوب و مهمی بود تا فرهنگ موسیقی خود را پربارتر گرداند و به او این امکان را داد تا با موسیقیدانان آن سرزمین آشنا گردد. در این میان او در هنرستان موسیقی به شاگردی گیرو در آمد، آموزگاری که شاگردانش را به اندیشیدن در هنر و سوق یافتن به تکنیکهای شخصیشان فرا می خواند، روشی که مورد ستایش دبوسی بود و این موجب شد که دوستی ژرفی میان او و آموزگارش برقرار گردد.

در سال ۱۸۸۳ با قطعه “کانتات گلادیاتور” در مسابقه جایزه رم شرکت کرد اما تنها جایزه دوم را از آن خود نمود، اما یک سال بعد “کودک نابغه” وی موفق به دریافت جایزه اول رم گردید.

اندکی بعد واکنش او به این پیروزی چنین بود : “… مرا باور کنند یا نه، میتوانم بگویم که تمام شادی من از بین رفت… گرفتاری هایی که یک عنوان رسمی به همراه می آورد را به روشنی میدیدم و دانستم که دیگر آزاد نیستم.”

پس از یک دوره اقامت کوتاه در ویلا مدیچی، زمانی که سختیهای زندگی در آنجا برایش غیر قابل تحمل شد، ویلا را به قصد پاریس ترک کرد. در آنجا در رابطه ای عاشقانه با دختری به نام گابریل دوپون (که امور مالی او را بخوبی اداره میکرد) و در دیدارهای پیوسته با دوست شاعرش استفان مالارمه (Stéphane Mallarmé) روزگار را سپری می کرد.

audio file بشنوید “بعدازظهر یک فون (رب النوع)” اثر کلود دبوسی را

در ۱۸۸۸ برای نخستین بار در جشنواره موسیقی بایروت آلمان شرکت کرد و سال پس از آن، به آنجا سفری دوباره داشت، در بازگشت دبوسی دیوانه وار پیرو ریچارد واگنر شده بود، اما سالها بعد با تندی زیادی از واگنر انتقاد می کرد. در سال ۱۸۸۹ در نمایشگاه جهانی پاریس با موسیقی آسیای دور آشنا گردید، در همین سال او به مطالعه اپرای روسی “بوریس گودونف” اثر مودست موسورگسکی پرداخت که دریچه‌های تازه‌ای در موسیقی به روی وی گشود. دبوسی ساختن اپرای “رودریگ و شیمن” را نیمه کاره رها کرد تا سالها بعد به دست ادیسون دنیسوف تکمیل و در سال ۱۹۹۳ در اپرای لیون اجرا شد.

audio.gif بشنوید “Clair de Lune” اثر دبوسی را

مهمترین اثر وی برای ارکستر “بعد از ظهر یک دیو” (Prlude l’aprs-midi d’un faune) است که نخستین اجرای آن در ۲۲ دسامبر ۱۸۹۴ با استقبال بسیار خوبی روبرو شد و سرآغاز خلق آثار مهم دیگر دبوسی بود و او هرچه بیشتر به چهره‌ای نامدار و خبر ساز تبدیل می گشت، این موسیقی بعدها برای اجرای رقص باله استفاده شد. از جمله آثاری که او در این دوره نوشته میتوان از “سه ترانه بیلیتیس” و”نکتورنها” نام برد.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    سلام.من دنبال آهنگ رقص مجار از دبوسی هستم.از طریق ایمیل باخبرم کنید.

  • HOSEIN
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    BA SALALMO SALAMATI. KHEILI KHOLASE VA GUYA BUD. VALI NAZARE SHAKHSI HAM DASHT DALILE EKHTELAFASH BA VAGNER RA BEGUID FAGHAT SALIGHEI BUDE NA ELMI DAR ZEMN MOTAASER AZ EKHTELAFE ALMAN VA FARANSE

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)

«یادداشتی در مورد استفاده از کلمه ی هم طول در این مقاله: واضح است که در اجرا، زمان بندی های متریک به ندرت هم طولند و هدف تغییرات بیانی قرار می گیرند برای مثال می توانید نوشته های گبریلسون، سلوبودا، کلارک، شافر و تاد را ببینید. از طرف دیگر، این موضوع حائز اهمیت است که تفاوت های بین الگوهای زمانی که داری مدت زمان های مساوی هستند و اقسام دیگر که مدت زمان های متفاوتی دارند را باز شناخت. بنابراین، وقتی من کلمه ی هم طول را به کار می برم، منظور من این است: “بازنمود بنیادین یک سری مدت زمان هم طول که در اجرا می توانند هدف تغییر بیانی قرار بگیرند.»

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

با توجه به کمبود مثال‌های فارسی بخش‌هایی از کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» نوشته‌ی «تورج زاهدی» (۱۳۸۸) خوانده، و اشاره شد؛ همان‌طور که در ابتدای کلاس گفته شد برداشت سطحی از نشانه‌شناسی به مفهوم تشخیص اینکه «چه چیز نشانه‌ی چه چیز است» می‌تواند متن‌هایی را شکل دهد که از نشانه‌شناسی تنها تفسیر اولیه‌ی نام فارسی‌اش را برخود دارند:
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
جنبش اتنوموزیکولوژی

جنبش اتنوموزیکولوژی

اولین اسناد نوشته شده در زمینه پژوهش بر اساس موسیقی شناسی قومی، نوشته های ژان ژاک روسو، نویسنده و اندیشمند سوئیسی است. در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با فعالیت های روز افزون جنبش های ملی گرایانه دراروپا، توجه به موسیقی های قدیمی و محلی اروپایی و در ادامه آن توجه به فرهنگ و موسیقی دیگر ممالک، رشد چشمگیری پیدا کرد.
میشل پتروسیانی (I)

میشل پتروسیانی (I)

غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.
لئوش یاناچک (I)

لئوش یاناچک (I)

لئوز جاناک (Leoš Janáček) آهنگساز چک، تئوری دان و متخصص موسیقی فولکلور، در ۳ ژوئیه ۱۸۵۴ در هوکوالدی در بخشی از امپراطوری اتریش، بدنیا آمد. او از موسیقی فولکلور موراویایی و اسلاوی برای خلق موسیقی ناب و مدرن تاثیر پذیرفت. تا سال ۱۸۹۵ خود را وقف تحقیقات روی موسیقی فولکلور نمود و تاثیر این نوع موسیقی را نیز بر روی آهنگساز معاصر خود آنتونین دورژاک (Antonín Dvořák) مشاهده می کرد.
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین نشست جهانی موسیقی ۴th world forum on music”” از ۲۶ سپتامبر تا اول اکتبر ۲۰۱۱ در تالین استونی با شرکت شورای جهانی موسیقی، شورای موسیقی اروپا، شرکت تجاری NAMM (که یکی از اسپانسرهای اصلی این برنامه بود)، وزارت فرهنگ استونی، مرکز فرهنگی استونی، پایتخت فرهنگی اروپا ۲۰۱۱ تالین، یونسکو، بنیاد طراحی برنامه های هنری جوانان، بنیاد طرح برنامه های فرهنگی اتحادیه اروپا و میهمانان و اعضای آزاد از سایر کشور ها، کار خود را آغاز کرد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌
ایران در کشاکش موسیقی (IV)

ایران در کشاکش موسیقی (IV)

موسیقی واپسگرایان دارای یک لحن و یک بیان بوده و در آن تکرار و یکنواختی، آنهم سرا پا ناله، حزن، اندوه و یاس آلودگی و مهمتر از همه بیان تسلیم گرایانه دیده می شود. درست است موسیقی بازتابی از سیر تحولات تاریخی هر ملتی است و کشور ما در طی تاریخ همواره مورد تخت و تاز بیگانگان قرار گرفته اما این امر به تنهایی نمی تواند دلیل یاس آلودگی کل موسیقی ما باشد.
رامین صدیقی: منتی سر جشنواره نیست!

رامین صدیقی: منتی سر جشنواره نیست!

سه دوره موفق برگزاری بخش بین الملل جشنواره موسیقی فجر از سال ۹۰ تا ۹۲ بر عهده رامین صدیقی، مدیر موسسه انتشارات موسیقی هرمس بود که علی الرغم کمبود بودجه به خوبی برگزار شد و هنرمندان بین المللی سرشناسی چون انور براهم و اشتفان میکوس در این جشنواره برای اولین بار کنسرت دادند که با استقبال همگانی این بخش مواجه شد. اما زمانی که گمان می رفت او بازهم در این سمت برگزیده باشد کناره گرفت و دیگر حاضر به همکاری نشد. حتی امسال نیز او تمایلی به همکاری با مدیر جشنواره نداشته و اکنون خوشحال است که همکاری نکرده. با او درباره دلایل استعفای آن روز و عدم تمایل به همکاری امروزش گپی زده ایم که امیدواریم متولیان فرهنگی کمی درباره این دلایل بیاندیشند و افراد شایسته را از خود دور نسازند.