نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

Nikolay Rimsky-Korsakov هنگاميکه دانشجوي افسري بود
Nikolay Rimsky-Korsakov هنگاميکه دانشجوي افسري بود
مارچ سال ۱۸۴۴، نیکلای ریمسکی – کورساکف در شهر کوچکی به نام تیخوین (Tikhvin) در ۲۰۰ کیلومتری سنت پترزبورگ متولد شد. خانواده او از نظر سن افراد کمی غیر طبیعی به نظر می رسید چرا که در بدو تولد پدرش ۶۰ ساله، مادرش ۴۲ ساله و برادرش یک افسر نیروی دریایی ۲۲ ساله بود.

نیکلای کوچک نواختن پیانو را در تیخوین شروع کرد و والدینش متوجه پیشرفت شایان او و قدرت خوب شنوایی وی شدند اما هرگز توجه خاصی به آن نشان نداند. بنا به خواسته پدر و مادرش نیکلای در سن ۱۲ سالگی وارد مدرسه دریانوردی در سنت پترسبورگ شد تا مانند برادرش دریانورد شود. از آن پس او به کنسرت های اپرا و سمفونی می رفت و بتدریج علاقه شدیدی به موسیقی پیدا کرد.

معلم جدیدش کانیل (Canille) متوجه استعداد شاگردش در زمینه موسیقی شد و به او گفت که باید آهنگسازی را شروع کند. کانیل قواعد کلی آهنگسازی را به او آموزش داده و تمریناتی برای انجام دادن در منزل به او داد. همچنین او را به آهنگ سازی به نام میلی بالاکیرف (Mily Balakirev) که رئیس حوزه موسیقی در سنت پترزبورگ بود معرفی کرد.

audio file قسمتی از سوئیت سمفونیک شهرزاد که در سال ۱۸۸۸ نوشته شد

در سال آخر تحصیلاتش در مدرسه دریانوردی (سالهای ۱۸۶۲-۱۸۶۱) نیکلا شروع به ساختن موسیقی سمفونیک کرد، خوشحال بود و آرزو می کرد که روزی آهنگ ساز بزرگی شود. پدرش در مارس ۱۸۶۲ از دنیا رفت و مادر و برادرش او را متقاعد کردند که شغل موسیقی هیچ تضمینی برای در آمد کافی در زندگی نیست و بنابراین او باید یک افسر دریانورد شود. برای این منظور او باید عازم سفری به دور دنیا می شد. در اکتبر ۱۸۶۲ نیکلا ریمسکی کورساکوف عنوان یک افسر مسئول آشپزخانه در کشتی آلماز (Almaz) عازم سفر شد.

آهنگ ساز جوان با امید به اینکه می تواند در کشتی آهنگ سازی کند با والدینش موافقت کرد، اما حال و هوای موجود در کشتی برای ساخت موسیقی مناسب نبود. وظایف نظامی هیچ وقت اضافه ای برای فعالیت موسیقی باقی نمی گذاشت، نه پیانو و نه هیچ ساز دیگری در کشتی موجود بود و هیچ یک از خدمه کشتی به موسیقی علاقه ای نداشتند. و فقط توقف طولانی در انگلستان (زمستان ۱۸۶۳-۱۸۶۲) به او فرصت ساخت قسمت “Andante” از سمفونی مورد علاقه اش را به وی داد.

کم کم علاقه او به موسیقی از بین رفت و فکر می کرد که موسیقی هیچ نقش دیگری در زندگی او ایفا نخواهد کرد. سفر دریایی، دو سال و ۸ ماه طول کشید و در طول این مدت نیکلای از آلمان، انگلستان، ایالات متحده امریکا (هنگام سفر به آبشار نیاگارا)، برزیل، فرانسه و اسپانیا دیدار کرد. او بسیاری از مناظر طبیعی به خصوص دریاهای شمال، استوای و جنوب، اقیانوس های طوفانی و آرام، آسمان پرستاره نیم کره جنوبی و… را مشاهده کرد. این تصاویر طبیعی تأثیرات قابل توجهی بر ذهن او گذاشت بگونه ای که بعدها با استفاده از استعداد فوق العاده اش، این تصاویر و آثار طبیعی را درموسیقی اش تفسیر کرد بطوریکه نگاهی گذرا به کارهای او به وضوح تاثیر این مسافرت ها را در موسیقی وی آشکار می کند.

پس از اینکه ریمسکی کورساکوف به روسیه بازگشت (می ۱۸۶۵) شروع به انجام خدمات دریایی در سنت پترزبورگ کرد و تصمیم گرفت به دانشگاه دریانوردی وارد شود. اما در آنجا به دوستان قدیمی که با آنها موسیقی کار می کرد بر خورد کرد، آنها او را مجبور کردند که به کار موسیقی بازگردد و پی گیر کار ساخت سمفونی اش باشد. در همان سال، در دسامبر هزاره دوم اولین سمفونی وی برای اولین بار با رهبری میلی بالاکیروف (Mily Balakirev) اجرا شد و موفقیتی شگفت انگیز برای او به ارمغان آورد. بخصوص هنگامی که حاضرین متوجه شدند که سازنده این قطعه تنها یک افسر نیروی دریایی خیلی جوان است.

از این پس زندگی حرفه ای موسیقی او آغاز شد، اما هنوز مجبور بود برای امرار معاش در فعالیت های دریایی باشد و این کار را تا هشت سال در کنار آهنگسازی ادامه داد. او در ۲۷ سالگی استاد مدرسه هنرهای زیبا بود، به مدت هفت سال مدیر مدرسه آزاد موسیقی، ده سال دستیار آهنگسازی دربار و بیش از سی سال رهبر ارکسترهایی چون سنت پترز بورگ، مسکو، کیف، بورکسل و پاریس بود. نیکلای ریمسکی کورساکوف در سن ۶۴ سالگی پس از اتمام آخرین اپرای خود در خانه اش درگذشت.

گفنگوی هارمونیک

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

چرا سنتور سل کوک؟ (II)

چرا سنتور سل کوک؟ (II)

در این قسمت می پردازم به شرایطی که یک هنرجوی مبتدی با خرید یک سنتور سل کوک شروع به آموختن می کند. هنرجو با خرید سنتور به طور معمول با سه مسئله کم و بیش درگیر است اول داشتن میز سنتور، دوم پذیرش وزن سنتور (برای جابجایی های داخل خانه یا برای بردن آن به کلاس برای سیم انداختن یا کوک یا بردن سنتور به منزل اقوام و دوستان)، سوم در نظر گرفتن فضایی از خانه برای گذاشتن تشکیلات سنتور (میز، صندلیِ مناسب با آن، پایه ی نت، جعبه سنتور)
خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Monserrate Feliciano) به واقع یکی از مشهورترین خواننده ها و نوازندهای گیتاری است که دنیای موسیقی پاپ تا بحال بخود دیده است. او که اصلیت لایتن دارد در سال ۱۹۴۵ در پورتوریکو بدنیا آمد و متاسفانه از بدو تولد قربانی بیماری آب سیاه بود و خیلی زود در همان ایام نوزادی بینایی خود را از دست داد.
یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

بررسی روند کار کامکارها در دهه‌ی اخیر به ویژه در مواردی که شعر فارسی را همراه موسیقی کرده‌اند نشان از افت دارد (نمونه‌ی نازل‌اش تصنیف «زمستان است») و به نظر می‌رسد کار قابل توجه کامکارها در بین آثار منتشرشده‌ در چند سال گذشته همین آلبوم بی‌کلام باشد هرچند این نیز به پای آثار گذشته همچون «بر تارک سپیده» نمی‌رسد. در سه قطعه‌ی هوشنگ کامکار در این آلبوم، چند تم‌ کُردیِ آشنا، در فرم‌های سازیِ خانواده‌ی کنسرتو دستمایه‌ی کار قرار گرفته است. شاید خاستگاهِ علاقه‌‌ی مسبوق کامکارها به کنسرتو ناشی از کنار هم قرار گرفتن ویرتوئوزیته و آهنگسازی در این خانواده باشد. در هر حال کنسرتو عودِ ارسلان کامکار در مجموع پر و پیمان‌تر از قطعات برادر بزرگتر است. این کنسرتو (که دگره‌هایی از آن در برخی از کنسرت‌های اخیر نیز اجرا شده) تابلویی از تغییرات سریع نوانس‌، بازی‌های کروماتیک و متراکمِ عود، مدولاسیون‌های زودگذر و پاساژهایی طولانی و گریزان در طول سه موومان است و توالی عناصر متباینی از این دست، شنونده را با اثر همراه می‌سازد.
مفهوم تنالیته (I)

مفهوم تنالیته (I)

اگر کمی حرفه ای به موسیقی پرداخته باشیم حتما” برداشت مشخصی از تنالیته داریم و کم و بیش درک مشترکی از آن بدست آورده ایم و میتوانیم درک خود از تنالیته را برای دوستانی که موسیقی می دانند بازگو کنیم. اما اگر بخواهیم تنالیته را برای افرادی که موسیقی را علمی نمی دانند تشریح کنیم موضوع کمی پیچیده میشود. چرا که تعریف کردن تونالیته بدون استفاده از واژه هایی مانند گام، مد، آکورد، نت و … بسیار پیچیده و دشوار است.
درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.
گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

در آغاز باید توضیح کوتاهی در مورد عنوان این مقاله داده شود. Cremona نام شهریست در شمال کشور ایتالیا که مرکزیت تاریخی را در طول زمان بواسطه حضور هنرمندان بزرگی در زمینه ساخت ادوات موسیقی، مخصوصا ساز ویلن به خود اختصاص داده است. این شهر گذشته ای کهن و توام با وقایعی زیبا و قابل تعمق در خود داشته و حس کنجکاوی هر انسان اهل تحقیق و بررسی را بر می انگیزد.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

او ادامه داد: در مقابل وقتی از موسیقی صحبت می‌کنیم به طور عام تجربه موسیقایی را مدنظر قرار می‌دهیم و من می‌توانم مطمئن باشم که همه ما تجربه موسیقایی داشته‌ایم؛ یا به عنوان نوازنده یا به عنوان آهنگساز و در مجموع خالق اثر یا به عنوان شنونده آن. تجربه موسیقایی از آن جایی شکل می‌گیرد که به زبان پشت می‌کند. بر اثر شنیدن یا نواختن موسیقی اتفاقی کیفی در ما شکل می‌گیرد که ساحتش با ساحت زبان، چه مکتوب و چه شفاهی کاملا متفاوت است. اگر به همان جمله آشنای هایدگر نگاه کنیم که «زبان خانه ماست»؛ به خاطر آن که زبان است که تفکر و جهت فکری ما را به وجود می‌آورد، اتفاقا آن زمان که در حال تجربه موسیقایی هستیم تفکرمان را کنار می‌گذاریم و با یک احساس کیفی سر و کار داریم و آن احساس کیفی قابل تبدیل مستقیم به زبانِ «زبان» نیست چون با آن سنخیت ندارد. مثالی در مورد این تجربه کیفی می‌زنم؛ من هر حجمی از درد را که از سر گذرانده باشم، احساسی کیفی را از سر گذرانده‌ام که اگر بخواهم در متنی در موردش صحبت کنم نمی‌توانم عینِ آن احساس را در شمای خواننده به وجود بیاورم.
ویولن kustendyke  بر اساس<br>  ۱۶۹۹ Antonio Stradivari

ویولن kustendyke بر اساس
۱۶۹۹ Antonio Stradivari

از آنجا که همه پیش نیازها و مقدمات مراحل اولیه ساخت این ویلن خاص فراهم گردید، توانستیم با موفقیت و با اقتباس از ویلن اصلی که به سال ساخت ۱۶۹۹ میلادی و بدست آنتونیو استرادیواری ثبت گردیده است، به طرح و الگوی بنیادین این ویلن با استفاده از دانش امروزی دستیابی پیدا کرده و در نهایت قالب و مدل ساختمانی آن را به جهت شروع مرحله اول آماده نمائیم.
ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

کیوان میرهادی که امروز یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران در زمینه موسیقی معاصر جهان محسوب می شود، برای اولین بار دست به انتشار آلبومی می زند که آثاری ار آهنگسازی و نوازندگی او را در بر دارد.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.