“رازهای” استرادیواری (VIII)

پیچک ویلن Cremonese استراد به سال 1715 Palazzo Comunale, Cremona
پیچک ویلن Cremonese استراد به سال 1715 Palazzo Comunale, Cremona
Stradivari ضمن رسیدن به این حد کمال در حرفه اش، باز هم از نتایج بدست آمده راضی نبود، بنابراین طرح های جدیدی را ترسیم و در آنها اندازه ها و مقادیر را تغییر می داد و در نتیجه سازهای زهی را با ویژگیهای متمایز خلق می نمود با این هدف که این سازها صدای بهتری تولید کنند تا جائیکه دیگر نیازی به تکرار و ساخت مجدد آنها نباشد.

در نتیجه با یک قالب جدید که اندازه ها و منحنی های آن تنها اندکی متفاوت بودند، دوباره بر روی تک تک اجزای ساز کار می کرد تا بتواند به یک نظام یکپارچه و هماهنگ دست پیدا کند.

وی در همین راستا سازهای جدید و کاملی ساخت که همه آنها بطور یکسان، از طریق ویژگیهایی که من در آثار استاد سراغ دارم قابل شناسایی و تمایز هستند.

این ویژگیها در شدت و طنین های صوتی متفاوت هستند، مانند بعضی نرم و موقر بعضی قوی و نیرومند گروهی لطیف و سرشار از ابهام بعضی قوی و شفاف اما همگی دارای طبیعتی باشکوه نمود پیدا می کند.

استرادیواری در خلال این تغییر و تحولات حتی از جزئیاتی که فقط ارزش زیباشناسانه داشته اند نیز غافل نبوده است.

حتی عدم تقارنهای جزیی که برای سایر لوتیرها انعطاف ناپذیری و نقص کار تلقی می شود، در سازهای او، نشان دهنده خصوصیاتی هستند که در هر جزء کوچک ساختار نمود می یابد و در پیوستگی مفهوم و ارتباط همه اجزا با یکدیگر، تلفیق می شوند.

آیا استرادیواری یک هنرمند ساده بود که تنها دارای دانش تجربی بود و پیشرفت خود را از طریق روش آزمون و خطا بدست آورد و بخت و اقبال هم به او رو کرد تا به این درجه از پیشرفت برسد؟ و یا اینکه از طریق مشاهدات علمی و استنتاج و استنباط از دانش ژرف طبیعت به موفقیت رسید؟ یقیناً او یک محقق و دانشمند نبود، چرا که خطاهای دستوری و اشتباهات املایی در نوشته های او به چشم می خورند. با این وجود، ماهیت هندسی سازهای او و نسبت های ثابتی را که در تناسبی ماهرانه با یکدیگر قرار دارند در تمام آثار او حتی هنگامیکه اختلاف اندازه در آنها وجود دارد، دیده می شود.

سیستم مورد استفاده در کلیت کار و طراحی پیچک Scroll، ما را به این استنتاج وا می دارد که او از فرهنگ ریاضیات عصر رنسانس، که برای هنرمندان آن عصر کاملاً شناخته شده بوده، بی اطلاع نبوده است. بعلاوه مطالعات مربوط به Varnish نشان دهنده یک کار قدیمی است که وی دانش سنتی را در مسیرهای جدیدی استفاده می کرده است.

طرح اولیه پیچک ویلن استراد که با قلم نقره ای رسم شده است.
موزه civic کرمونا


ما در سازهای او از باز شدن پیچک و تناسب و تقارن ظریف آن حیرت می کنیم و از حرکات سریع در انحناهای پیچک و زیبائی و انعطاف در شکل پذیری آن لذت می بریم و اندازه های متفاوت را در سازهای او به همراه وجود ارتباط بین تمام اجزاء ساز مشاهده می کنیم، اینها مواردی هستند که در بین هزاران اثر سازندگان بی نظیر دیگر، خطاناپذیر هستند و به خاطر داشته باشیم که اینها توسط کاربرد دو قانون هندسی طراحی شده اند: حرکت مارپیچی ارشمیدس برای بسط قسمت ابتدایی پیچک و نیز قانون Vignola برای تکمیل قسمت پشت پیچک.

تنها با استفاده از این دو قانون پیچکی کامل را می توان دوباره ساخت، و این کار از طریق چشم و بدون استفاده از قوانین نام برده، امکان پذیر نیست. با بررسی دقیق در کارهای Stradivari به ارتباط بین دو سمت پیچک پی می بریم که البته این نکته بخصوص در ویلن سلوها قابل توجه می باشد.

اگر یک پیچک در اختیار داشته باشیم احتمالاً تصور می کنیم که این پیچک به سادگی و بطور اتفاقی متقارن ساخته شده،اما تصور این نکته که ساخته شدن پیچک های ظریف و متقارن شانسی بوده و این شانس صدها بار تکرار شده، بسیار دشوار خواهد بود.

بعلاوه، طرح پیچک یک ویولن، که توسط استرادیواری با خط نقره ای در پشت یکی از الگوهای کاغذی وی ترسیم شده، می تواند موضوع را روشن کند.

2 دیدگاه

  • پدر استراد
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۸:۱۱ ب.ظ

    لطفا در مورد دو قانون هندسی اشاره شده در متن توضیح دهید.

  • R.Z-W
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    duste mohtaram
    darbareie do ghanune onvan shode behtar ast az tarighe search google eghdam namaeid.
    mataleb besyar ziad bude va az
    zarfiete negaresh kharej mibashad.
    ba sepas

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

پس از پیمان سلطانی، کامیار صلواتی در پاسخ به این سئوال که روند بازسازی تصانیف دوره قاجار را چگونه می بینید گفت: «به دلیل تکصدایی بودن آثار موسیقی مربوط به دوره قاجار، کار آهنگسازی و چندصدایی روی آثار موسیقی این دوره بسیار مورد استقبال آهنگسازان معاصر قرار گرفته است ولی من می خواهم از نگاهی دیگر به دسته بندی آثار بازسازی شده، چه به صورت تکصدایی و چه چند صدایی بپردازم؛ ظرف دوره ای و زمانی ای که هر آهنگساز و موزیسین در آن قرار می گیرد، او را ناخودآگاه تحت تاثیر پارادایمهای مسلط خود قرار میدهد.
ناصر مسعودی: فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت!

ناصر مسعودی: فعالیت در زمان ما بیشتر بر مبنای رفاقت بوده تا دخالت!

این روزها بحث در مورد معضل خواننده سالاری، موضوع بسیاری از نشریات موسیقی است. همیشه یکی از دلایل وجود این مشکل در ایران و خود بزرگ بینی خوانندگان موسیقی ما، بی اطلاعی این گروه از دیگر رشته های موسیقی شمرده شده است؛ چراکه در موسیقی کلاسیک غربی که خوانندگان ارتباط تنگاتنگی با دیگر موسیقیدانان دارند و (بر خلاف خوانندگان موسیقی ایرانی) همچون دیگر موسیقیدانها از تحصیلات زیادی بهره مند هستند، این مشکل وجود ندارد و خوانندگان مانند دیگر سولیست ها و موسیقیدان ها از اعتباری معقول برخوردارند.
لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال ۱۹۰۹ در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.

«توانایی یا دانایی»

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!
ایزایی پادشاه ویولون (I)

ایزایی پادشاه ویولون (I)

اوژن ایزایی (Eugène Ysaÿe) ویلنیست، آهنگساز و رهبر بزرگ بلژیکی است. تئو ایزل (۱۸۶۵-۱۹۱۸) برادر وی: آهنگساز و پیانیست بود. اوژن ایزایی به نام “پادشاه ویلن” شهرت دارد. اگرچه ایزل در خانواده ای روستایی به دنیا آمد اما بیشتر اعضای خانواده نسل در نسل ساز می زدند.
نباید نگران بود (II)

نباید نگران بود (II)

این درست همان ایرادی است که معمولا در گام اول بروز می‌کند؛ تصمیم می‌گیریم که موسیقی ایرانی را با یک زمینه‌ی دراماتیک و شاید با متنی که کمتر تاکنون همراه آن بوده به هم بیامیزیم اما نه بیان تکنیکی متحول شده و نه مفاهیم زیباشناختی، موسیقی همان است که بوده. این ایراد عمده‌ای است که در اغلب تلاش‌های اینچنینی دیده‌ایم. در واقع وقتی به قول شما صحبت از تغییر «زیست» نوعی موسیقی است (من واژه‌ی زیست را که شما به کار بردید به عنوان استعاره‌ای برای طیفی از تغییرات فرض می‌کنم) انتظار داریم موسیقی نیز برای هماهنگ شدن با شرایط زیست جدیدش لااقل کمی تغییر کند اما اغلب چنین نمی‌شود.
پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.
مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

معلمان من در استرالیا از خانواده هاوکینگز بوده اند. پنج سال با آنها تمرین کردم. آنها خیلی تحت تاثیر سوزوکی بودند و تاکید داشتند که داشتن سرگرمی بخشی از نواختن موسیقی است. امروزه به نظر می رسد که بیشتر نوازندگان این امر مهم را به فراموشی می سپارند، به وی‍‍ژه هنگامیکه پیرتر و عصبی تر می گردند. همچنین من ۷ سال با کری اسمیت از کوین لند کنسرواتور تمرین کردم و در دو سال آخر نیز با پیتر ژانگ از کنسرواتور سیدنی تمرین کردم.
کیتارو (I)

کیتارو (I)

New age یا قرن جدید … ملودیهای بسیار زیبا با تنظیمی کاملا متفاوت برای سازهای شرق وغرب…قدرت بیان تفکر در موزیک یا به عبارتی دیگر بیان فرنگ کشور به جهانیان…روحانیت شرق و نفوذ آن در موسیقی موزیسینی به نام کیتارو…