تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

حرکت هارمونیک روی توالی آکورد I-IV-V
حرکت هارمونیک روی توالی آکورد I-IV-V
در ادامه مطلب قبل راجع به نوشتن همراهی برای ملودی، یکبار دیگر به ملودی آماده شده نگاه کنید. فرض را بر این میگذاریم که ملودی ما دارای تونالیته هست لذا باید سعی کنیم تونالیته آن را پیدا کنیم. – البته این فرض غلطی نیست چرا که موسیقی های بدون تونالیته را به این سادگی نمی توان درک کرد! – در بسیاری از موارد سرکلید ها کمک بسیار خوبی برای نزدیک شدن به تونالیته موسیقی هستند (اما نه همیشه). بنابر این از سرکلیدهای قطعه مشخص هست که ملودی یا در Eb ماژور نوشته شده یا در C مینور.

نکته مهم دیگری که خیلی میتواند روی موسیقی های تونال برای تشخیص تونالیته به ما کمک کنه نتی هست که ملودی در انتها روی آن فرود می آید. که در اینجا نت C می باشد. نت فرود برای ملودی های ساده اغلب نت پایه گام هست و اگر این نباشد حتما” یکی از نت های آکورد پایه هست. بنابراین با دیدین این نت C می شه نزدیک به این شد که ملودی در C مینور نوشته شده است یا حداقل گامی که آکورد پایه آن نت C دارد اما این بازهم کافی نیست و باید بیشتر بررسی کرد.

اگر کادانس هارمونیک آخر ملودی کادانسی طبیعی باشد باید حرکتی از درجه پنجم به اول باشد لذا با دیدین نتهای Bb که در انتهای ملودی به حالت بکار به B تبدیل شده اند میتوان این حدس را زد که اینها احتمالا” از نت های آکورد پنجم گام هستند که این کمک خوبی است و ما را به آکورد G7 هدایت میکند، یعنی پنجم C مینور.

باز برای اطمینان اگر نت های آکورد Cm را در نظر بگیریم خواهیم دید که این نت ها در ملودی بیش از سایر نت ها تکرار شده است و تقریبا” می توانیم به جرات بگوییم که طبیعی ترین انتخاب نوشتن هارمونی برای این ملودی همان C مینور هست. دقت کنید که شما بعنوان یک آهنگ ساز میتوانید همین ملودی را در هر تونالیته یا گامی به هر صورت که بخواهید هارمونیزه کنید. این کاملا” به شما مربوط است مثلا” به راحتی می توانید روی Eb ماژور این قطعه را هارمونیزه کنید، که البته این کار کاملا” به جسارت و میزان تجربه شما وابسته می باشد.

اگر مطالب قبلی راجع به آکورد ها و نحوه انتخاب توالی آکورد ها را مطالعه کرده باشید خواهید دید که در یک گام مینور یکی از طبیعی ترین حرکت ها حرک از اول به درجه چهارم و سپس درجه پنجم و در نهایت بازگشت به درجه اول می باشد. که در رابطه با این ملودی معادل Cm-Fm-G-Cm می باشد. در صحبت های قبل گفتیم که این آکوردها (I,IV,V) از مهمترین آکوردهای هر گام میباشند و برای هارمونیزه کردن هر قطعه موسیقی می توان از آنها استفاده کرد.

نکته ای که میتواند تا حدی برای ما دغدغه ایجاد کند اینکه کدام آکورد را در کجا استفاده کنیم؟ کاملا” به شما بستگی دارد که حرکت ملودی را چگونه میخواهید جلوه دهید. بطور طبیعی حرکت I-IV-V همانند شکل به سمت بالا بوده و پس از صعود کامل به درجه پنجم، فرودی روی درجه اول دارد. اگر از این روش بخواهیم استفاده کنیم باید تعدادی از میزانهای اول ملودی را با آکورد Cm و تعدادی از آکورد های وسط ملودی را با Fm و تعدادی از میزان های پایانی را با G7 هارمونیزه کنیم و سپس روی Cm فرود بیاییم.

اینکه کدام آکورد در چه میزانهایی باشد بستگی به ملودی و ذوق و سلیقه آهنگساز دارد. برای سادگی ابتدای کار فرض میکنیم که هر میزان هارمونی ثابتی دارد و درون یک میزان هارمونی تغییر نمیکند. حال شما باید تشخیص دهید که در هر میزان چه نت هایی نتهای آکورد و کدام نت ها بیگانه هستند. در این حالت کاملا” میتوانید ملودی را هارمونیزه کنید. برای این مدل میتوانید چهار میزان اول را با آکورد Cm، دو میزان بعدی را با آکورد Fm و دو میزان آخر را با آکورد G هارمونیزه کنید. در این صورت نتهای D و F در چهار میزان اول نت های بیگانه و نت های Eb و D هم در دو میزان بعدی بیگانه و … خواهند بود. هرچه تعداد نتهای آکورد که در ملودی موجود است و کشش مربوطه بیشتر باشد ملودی ساده تر قابل هضم خواهد بود، در غیر اینصورت – یعنی وجود بیشتر نتهای بیگانه – شما را به هارمونی پیچیده ای نزدیک میکند که نیاز به تجربه زیاد دارد.
حرکت هارمونیک روی توالی آکورد I-IV-I-IV-V

شما به همین سادگی میتوانید ملودی خود را با همین توالی یعنی Cm-Cm-Cm-Cm-Fm-Fm-G-G هارمونیزه کنید، ملودی را با این آکورد ها بنوازید خواهید دید که خوش صدا جواب میدهد، اما این بهترین نیست. (حداقل باید آکورد های درجه پنجم را هفت کنید و کمی رنگ به آن ببخشید.) برای تهیه یک توالی آکورد بهتر باید ملودی را بقولی در امواج متلاطم دریای هارمونی بیندازید! کافی است که تعداد بالا و پایین رفتن ها را بیشتر کنید وحتی المقدور سعی کنید بیش از یکبار به قله – که همان درجه پنجم است – نروید چرا که در اینصورت ارزش فرود اصلی ملودی را کاسته اید. درصورتی که به این کار نیاز داشتید میتوانید از آکوردهای نزدیک به درجه پنجم مانند Bmdim یا Dm7 و … استفاده کنید. به این شکل نگاه کنید، می توانیم چند بار بین درجات اول و چهارم حرکت کنیم و در نهایت به درجه پنجم برویم که در ارتباط با ملودی ما این توالی آکورد اینگونه خواهد شد Cm-Fm-Cm-Fm-Cm-Fm-G7 -G7. (البته در شکل بدلیل کمبود جا تعداد کمتری بین درجات اول و چهارم بالا و پایین رفته ایم.)

بنابراین تا اینجا یاد گرفتیم که با بررسی مختصر ملودی می توانیم بسادگی تونالیته و در صورت نیاز گام ملودی را مشخص کنیم و نیز با طرحی که در ذهن داریم میتوانیم حرکت هارمونی را نیز مشخص کنیم. قبل از اتمام این مطلب باید ذکر شود که یک آهنگساز – بخصوص آهنگساز Jazz که موسیق او بر پایه هارمونی هست، – هرگز یک دفعه شروع به نوشتن هارمونی های پیچیده نمی کند و با ارائه طرح هارمونی از بالا به پایین هارمونی موسیقی را از ساده به سمت پیچیده سوق میدهد.

درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

وزنه اصلی در این بررسی، استوار کردن ساختار موسیقی ایرانی از «مجموعه گوشه ها و ردیف آنها» به «مجموعه مقام ها و جنسیت هایشان» است. به عبارت دیگر شناسایی علمی و سیستماتیک موسیقی از راه شناسایی سیستم های صدا ها، به جای شناسایی عامیانه با کمک آهنگ ها (گوشه ها). بنا بر این در این کتاب در پی شناسایی «دستگاه» ها و «آواز» ها و «گوشه» ها نیستم، بلکه در پی شناسایی سیستم های سازنده آنها، خواهم بود، به عبارت دیگر «مقام زابل» یا مقام «مویه» که در این نوشته شناسایی شده است، تفاوتی اساسی با «گوشه زابل» یا «گوشه مویه» دارد.

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.

از روزهای گذشته…

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

می خواستم از یکی از فعالیت هایم صحبت کنم که برگزاری جایزه ی پیانو باربد در شیراز است. من پارسال به همراه آقای محمد ملازم رئیس کارخانه ی پیانوی باربد در ایران و آقای محسن خباز، مدیر کانون فرهنگی شهر آفتاب در شیراز و همین طور آقای آرش اسماعیلی سردبیر مجله ی زنگار در شیراز، تصمیم گرفتیم یک فستیوال پیانو را برپا بکنیم، برپایی این فستیوال در حقیقت به عهده ی آقای محمد ملازم بود که خیلی دوست داشتند اسپانسر یک فعالیت هنری برای پیانیست های کشور باشند.
حرکتهای کروماتیک در ملودی

حرکتهای کروماتیک در ملودی

در جواب یکی از دوستان بسیار خوب سایت می خواهیم بطور مختصر راجع به حرکت های کروماتیک در ملودی صحبت کنیم، اینکه آیا این حرکتها می توانند باعث شوند تا از محوریت تونالیته موسیقی کاسته شود یا خیر و … برای شروع بحث به میزان اول از این شکل توجه کنید که یک ملودی ساده را نمایش می دهد، ساده ترین آکوردی را که می توان برای آن انتخاب کرد CMaj7 می باشد.
«نگاره ها» کاری تازه از رضا والی

«نگاره ها» کاری تازه از رضا والی

«نگاره ها» (Calligraphies) نام آلبومی تازه از ساخته های رضا والی، آهنگساز موفق ایرانی مقیم آمریکا، است که چندی پیش به وسیله کمپانی آلبانی رکوردز(Albany Records) در سطح جهانی پخش شده است. این آلبوم دربرگیرنده سه اثر به نام های «کوارتت زهی شماره ۲»، «کوارتت زهی شماره ۳» و «نگاره ها» است که به ترتیب در سال های ۱۳۷۱، ۱۳۸۰ و ۱۳۷۹ ساخته شده اند و در ضبط اخیر به وسیله کوارتتو لاتین آمریکانو (Cuarteto Latinamericano) به اجرا درآمده اند.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

میشائل نشسته پشت پیانو و حالا اوست که سرسام آور می‌نوازد. تکنوازی پیانو به شکلی آشوبناک در محدوده‌ی بم است و هر از گاهی به مُشتی ختم می‌شود که پیانیست بر کلاویه‌ها می‌کوبد و مایه‌ی شعف و شوق حاضرین می‌شود. تکنوازی نمایشیِ آتونال. چیزی که باز هم، شاید جایی در اجرای درِکس‌لِر نداشت. ولی به هر حال، آرام‌آرام پیانو وارد تونالیته می‌شود و ریتم می‌گیرد و یکی دو میزان بعد، درست سرضرب، درامز و کلارینت‏باس وارد می‌شوند و قطعه را به اتفاق به پایان می‌برند.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
سرگشته در تودرتوی زمان (II)

سرگشته در تودرتوی زمان (II)

اندیشیدن و مهار طیف‌های صوتی در جهت بیان هنری توانایی دیگری است که او از آهنگسازان فرانسوی اواخر قرن بیستم وام گرفته است، اما آن را هم به شکلی شخصی و به‌ویژه مرتبط با تکنیک بسط و گسترشی که پیش از این در مورد آن صحبت کردیم به کار می‌گیرد.
توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی (Tomaso Albinoni) در سال ۱۶۷۱ در ونیز متولد شد. او فرزند کوچک خانواده ثروتمندی بود، پدرش تاجر و ملاک بود و برخلاف نظر خانواده ترجیح داد تا در زندگی به موسیقی بپردازه تا تجارت و بازرگانی. او موسیقی را از سن ۹ سالگی با ساز ویلن و آواز آغاز کرد و به دلیل وضعیت خوب مالی که داشت برخلاف اغلب موسیقیدانان نیازی به کار کردن برای امرار معاش نداشت و این نقطه قوتی برای او بود چون می توانست روی موسیقی تمرکز بیش از حد داشته باشد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

آنچنان که از مطالعه‌ی کتاب برمی‌آید سه هدف را برآورده می‌سازد. دو هدف آشکار و به‌خواسته و تصریح خود مولف و یکی پوشیده‌تر و بی‌اشارهی مستقیم وی. آنچه خود طلایی به عنوان غایت پژوهش دنباله‌دارش به شکل عام و تحلیل ردیف به طور خاص طرح می‌کند چنان که دیدیم یافتن نوعی دستور زبان است آن هم نه با قصد صرف شناخت، بلکه با این پندار که موسیقی مشابه زبان است و با کمک قواعد محدود و واژه‌ها می‌توان بی‌نهایت ترکیب معنی‌دار در آن ساخت.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.
بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.