خدایی: آرزو دارم اپرای مولوی اجرای زنده بشود

علی خدایی
علی خدایی
دسترسی به مجموعه ای از اطلاعات مهم در زمینه آواز کلاسیک غربی در اروپا هم مشکل است، چطور میتوانید این مشکل را در آکادمی حل کنید؟
با احترام به اساتید آواز و صاحب نظران موسیقی، ما از همه آنها تقاضا داریم که در این مرکز حضور جدی داشته باشند و این مرکز به مأمن و مکان هنری تخصص آواز تبدیل شود با مشورت و رفت و آمد این استادان. همانطور که قبلا خودتان در جایی میگفتید “کلا در تمام دنیا در زمینه آواز وضعیت علمی مورد قبول نیست” ما میخواهیم به این موضوع به طور جدی بپردازیم و با تماس مکرر با استادان آواز و پزشکانی که کارهای آزمایشگاهی انجام میدهند، بخش پژوهشی مان را به حدی قدرتمند کنیم که بتواند حرف گفتنی در مورد استانداردهای پزشکی و هنری برای هنرجویان آواز سراسر دنیا داشته باشد.

امکانات پزشکی مانند تصویر برداری از حنجره و دسترسی به پزشکان این رشته را در نظر گرفته اید؟
ما با پزشکان حنجره که در زمینه آواز به آنها مراجعه میشود تماس گرفته ایم و جلساتی با آنها خواهیم داشت که موقعیتی پیش بیاوریم که خوانندگان با حضور آنها بتوانند از دستاوردهای علم پزشکی برای پیشرفت در زمینه آواز بهره ببرند.

در بخشی دیگر، قسمتی مربوط به پخش شنیداری و دیداری داریم که کنسرتهایی پخش میشود و هنرجویان با اجرای استادان مختلف هنگام کنسرت آشنا میشوند و نکاتی توسط استادان و یا پزشکان در زمان پخش به هنرجویان آموزش داده میشود.

ما باید همکاری میان استادان آواز را بسیار جلوتر از شرایط فعلی ببریم، استادان پیشکسوت آواز امروز به تعداد انگشتان دست هستند و باید فرصت را غنیمت شماریم و تا زمانی که هنوز امکان تدریس برای آنها وجود دارد از هنر آنها بهرمند شویم.

به تازگی شما در پروژه بزرگ اپرای مولوی شرکت داشتید و به عنوان یکی از چهار نقش اصلی اپرا، نقش عطار را ایفا می کردید، این اپرا نمونه ای بود از همکاری سبکهای مختلف آوازی اعم از ایرانی و غربی، این تجربه را چطور دیدید و نظرتان در مورد پروژه های اینچنینی چیست؟
من قبلا هم در مصاحبه مهر نیوز عرض کردم که این حرکتها بسیار تاثیر گذار و خوب است، هرچند به طور ضعیف تر قبلا هم تجربیاتی شده بود ولی اگر این پروژه ها ادامه دار باشد باز هم پیش خواهیم رفت. وقتی صحبت اپرای عروسکی میشود بعضی از افرادی که اطلاعاتی در این زمینه ندارند فکر میکنند چیزی است مثل خیمه شب بازی و عروسک بازی! نه، این کار واقعا یک اثر هنری جدی است و بسیار بسیار جای بحث و تفکر دارد و دوست بسیار عزیزم آقای بهزاد عبدی در مورد این اثر بسیار عالی عمل کرده بودند و همینطور استاد بهروز غریب پور، بسیار اثر پخته و بی نظیری را خلق کرده بودند…

من خوشبختانه در این اثر نقش عطار را داشتم که همیشه به او عشق می ورزیده ام. اشعار عطار را همیشه در هایممیخوانم و زندگی او، برای من الگوی زندگی است. اثر آقای عبدی در این اپرا خوشبختانه به گونه ای بود که قسمتهایی از صدای من که تا به حال استفاده نشده بود استفاده شد و در واقع خودم هم این بخش از صدایم را پیدا کردم. امیدوارم این پروژه ادامه دار باشد و حتی اگر بشود با اجرای زنده خودمان بتوانیم آن را روی صحنه بیاوریم البته با دوره هایی که دکتر غریب پور میتوانند برای ما بگذارند، بسیار میتواند تاثیر گذار باشد.

میدانید دکتر غریب پور یکی از مطرحترین کارگردانان تئاتر ایران و همینطور از کارکشته ترین آنها هستند و اجرای صحنه ای اپرا با کارگردانی ایشان میتواند باز یک اتفاق مهم هنری دیگر را رقم بزند. مطمئن هستم در این زمینه صحبتهایی با ایشان شده و آرزو دارم به زودی به مرحله عمل برسد و باز با هم همکاری داشته باشیم، راستی شما چه نقشی را خوانده بودید؟! (با خنده!)

اسم خوبی ندارد قابل عرض نیست…! بگذریم! آلبومی هم مثل اینکه در دست انتشار دارید؟
آلبومی به نام “صبح سحر” را پیش از این منتشر کردیم به همت بزرگمرد و حکیم موسیقی ایران استاد لطفی که آهنگسازی آن توسط دوست نازنینم جناب آقای حمید مرتضوی، جوان خوب و نواساز توانمند، انجام شد و توسط انتشارات “آوای شیدا” به بازار آمد و ظاهرا مورد استقبال قرار گرفته؛ هرچند که متاسفم برای رادیو و تلویزیون که با اینکه این اثر دو بار مجوز پخش از شورای مرکز موسیقی صدا و سیما گرفته، هنوز اجازه پخش به آن ندادند! واقعا برای صدا و سیما متاسفم!

آلبومی دیگر که در دست انتشار دارم و فکر کنم همین روزها توسط انتشارات سروش به بازار بیاید، آلبومی هست به نام “مژده باران” که ساخته استاد مجید درخشانی که بسیار با ذوق و هنر ساخته شده است و امیدوارم به زودی این اثر هم به بازار بیاید و به دست دوستدارانش برسد.

قبلا شما با آقای درخشانی تجربه کنسرت داشته اید، در مورد این کنسرت خبررسانی خاصی نشد، لطفا از این برنامه بگویید.
من متاسفانه باید همیشه بگویم متاسفم، متاسفم! چون آن اجرای بسیار خوبی بود از گروه “خورشید” در سالن یونسکو که مکان بسیار پراهمیت فرهنگی دنیا است در سال مولانا ولی با وجود تقدیر و استقبالی که در آنجا از ما شد، در ایران به هیچ وجه اطلاع رسانی نشد و فقط من یک مصاحبه با روزنامه جام جم داشتم. در این آلبوم البته قطعات دیگری هم هست و اجرای یونسکوی ما نیست. اشعار این آلبوم از مولانا، عطار، حافظ و استاد دکتر شفیعی کدکنی است.

یک دیدگاه

  • حامد
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۹ در ۲:۵۱ ب.ظ

    سلام
    میخواستم ببینم کلاس های اکادمی کجا برگزار میشود؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

علیت‌یابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمان‌ها است. پس انتظارمان از تاریخ می‌شود این‌که وقایع‌نگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود این‌که حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخ‌نگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دوره‌بندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدم‌ها و نظریه‌ها است و نه آثار موسیقی و روابط‌شان وقتی به نقطه‌ی عطفی تاریخی چون وزیری می‌رسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و توانایی‌های افسانه‌ای او اشاره می‌کنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیت‌اش می‌شنویم (۹).
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند  (II)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (II)

برای یافتن چگونگی وجود نت نگاری موسیقی هندی در نت نگاری غرب، شانکار، دیوید مورفی (رهبر ارکستری از کشور ولش) را متقاعد کرد تا به او برای تبدیل آثارش به قطعه ای برای ارکستر کمک کند. کنسرتوی شانکار همراه با مقدمه ای شورانگیز آغاز می شود، معرفی این موسیقی بیگانه (موسیقی هند برای غربیان) شامل چرخش ملودیها، تغییر وزنها و صدای پائین نتها، بر خلاف موسیقی غرب که حرکت و پیشرفتش بیشتر از طریق هارمونی است، موسیقی هندی شدیدا تحت تاثیر ملودی و ریتم است.
یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

در موسیقی کلاسیک، گاهی با قطعاتی برخورد میکنیم که با وجود اینکه قبلا توسط آهنگسازی برای ارکستر و ساز خواصی تصنیف شده اند، به گونه ای دیگر بازنوازی و بازسازی میشوند. اینگونه قطعات اکثرا از ایده های بکری در ملودی سازی یا فرم برخوردارند که به آهنگسازان این امکان را میدهند که چند گونه تنظیم و اجرا شوند. در این مطلب و چند مقاله ای که در آینده روی سایت قرار خواهد گرفت به بعضی از این آثار میپردازیم.
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
“رازهای” استرادیواری (III)

“رازهای” استرادیواری (III)

بواسطه فضای موسیقایی که در اطراف Molinari در جریان بود، Sacconi توانست با بسیاری از ویولونیست‌ها و ویولون سلیست‌های این قرن ارتباط برقرار کند. این افراد چه در زمینه آگاهی پیدا کردن در مورد سازهای قدیمی و چه در زمینه سازهایی که در اختیار داشتند در زمره مراجعین وی قرار می گرفتند. او نام تمام مراجعینش را برای من ذکر کرد و مایل بود که من تمام آن‌ها را به همراه ویژگی‌ها و شخصیت هنری‌شان بیان کنم. اسامی این فهرست با لحنی آهنگین در کلام او طنین‌انداز شد و گویی بیانگر مرحله‌ای خاص از زندگی وی و روزهای بیاد ماندنی مواجه و رویارویی با مردمانی استثنایی بود.
«بعد از تو هم در بستر غم می‌توان خفت»

«بعد از تو هم در بستر غم می‌توان خفت»

تورج نگهبان، ترانه‌سرای ایرانی که از اواسط دهه ۱۳۷۰ در آمریکا ساکن شده بود، در سن ۷۶ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت. تورج نگهبان در سال ۱۳۱۱ در شهر اهواز متولد شد و ترانه‌سرایی را از سال ۱۳۲۸ با شعری بر روی آهنگ همایون خرم آغاز کرد. همکاری وی با خوانندگانی چون ملوک ضرابی، دلکش، مرضیه، الهه، پوران، عهدیه، هایده، مهستی، بنان، ایرج، پروین و گوگوش ادامه پیدا کرد.
ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.
والی: موسیقی چندصدایی غرب به پایان رسیده

والی: موسیقی چندصدایی غرب به پایان رسیده

مسئله ایرانی بودن و غیر ایرانی بودن نیست،‌ مسئله پایه موسیقی است؛ آیا این موسیقی از درون خود سیستم دستگاه آمده است یا پایه غربی دارد و رویش موسیقی ایران کار شده است.
جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز (James Ehnes) در سال ۱۹۷۶ در براندون، کانادا، به دنیا آمد. جیمز اینز خیلی زود نام خود را در میان نوازندگان جوان ویلن تثبیت کرد. اینز در بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا نواخته است، از جمله: بوستن، شیکاگو، فیلادلفیا، لس انجلس، پیترزبورگ، نیویورک، سمفونیک لندن، فیلارمونیا، فیلارمونیک بی بی سی، جمهوری چک، برلین DSO و ارکستر سمفونیک ارکستر NHK. او با رهبران بیشماری کار کرده است که از جمله آنها، آشکنازی (Ashkenazy)، آلسوپ (Alsop)، سر اندرو داویس (Sir Andrew Davis)، دوتویت (Dutoit)، ایوان فیشر (Ivan Fischer)، پاوو خاروی (Paavo Järvi)، مازل (Maazel)، ماکراس (Mackerras)، نوسدا (Noseda)، رابرتسون (Robertson)، سارسته (Saraste) و ثیلمان (Thielemann) هستند.