نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

George Gershwin - 1898-1937
George Gershwin - 1898-1937
در سال ۱۹۱۵ شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال ۱۹۲۱ ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال ۱۹۱۹ نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد. سوانی (Swanee) در سال ۱۹۲۰ هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود ۱۰ هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت ۵ سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید:

audio file Lullaby تنظیم شده برای پیانو و ارکستر زهی

یکی از روزهای ژانویه سال ۱۹۲۴ بود که آیرا (Ira) به آگهی کوچکی در یکی از روزنامه ها دقت کرد. قرار بر این بود تا پاول وایتمن (Paul Whiteman) به همراه ارکستر بزرگ خود در یکی از تالارهای نیویورک به اجرای کنسرت بپردازد. آیرا با دیدن این آگهی به جورج پیشنهاد نوشتن یک کنسرتوی جز (Jazz Concerto) را داد. روز بعد هنگامی که جورج در قطار نشسته بود و به بوستون می رفت ریتم چرخهای قطار به او کمک کرد تا ایده اصلی کنسرتوی مورد نظر به ذهنش خطور کند. مدتها این ایده موسیقی را در منزل با پیانوی دیواری خود می نواخت و روزی که در یک میهمانی بود به ناگاه پشت پیانو رفت و شروع به نواختن تم های جدید از کنسرتوی خود را نمود. او بسیار کار کرد و توانست کار خود را تا ۱۲ فوریه ۱۹۲۴ که شب کنسرت بود آماده کند.

در شب کنسرت پس از اجرای کارهای وایتمن، جورج به روی صحنه رفت و پشت پیانو نشست و با ارکستر وایتمن شروع به اجرای کنسرتوی خود که Rhapsody in Blue نام داشت نمود. تریل زیبای کلارینت در چشمان همه حاضرین هیجان افکند و جورج شروع به نواختن بداهه نوازی هایی نمود که هفته قبل آنها را تمرین کرده بود. بعدها او گفت که : “در میان کنسرتو اشک از چشمانم جاری شده بود”. در میان حاضرین می توان از چهره های معروف عالم موسیقی مانند جاشوا هایفتز، فریتز کرایسلر، لئوپولد استوکوسکی، سرگی راخمانینف و ایگور استراوینسکی نام برد.

audio file تکنوازی کلارینت در ابتدای Rhapsody in Blue
audio file قسمتهایی از اجرای سازهای زهی و بادی Rhapsody in Blue
audio file قسمتهایی از تکنوازی پیانو Rhapsody in Blue


Concerto in F را در تابستان سال ۱۹۲۵ برای پیانو و ارکستر نوشت که از زیباترین کارهای او می باشد. قطعاتی که امروزه بنام Preludes for Piano از شهرت بسیاری برخوردار هستند را در سال ۱۹۲۶ تهیه کرد و تقریبآ در تمام مدت سال ۱۹۲۸، جورج مشغول تهیه An American in Paris بود که بر گرفته از مسافرت او به اروپا از مارچ تا جون بود. در این مدت او با خانواده خود مشغول سفر بود و این فرصت را پیدا کرد تا با موسیقیدانانی چون پورکوفیف (Porkofiev)، میلهاود (Milhaud)، راول (Ravel)، برگ (Berg) و … دیدار داشته باشد. او همچنین در مدت اقامت خود در فرانسه برای موسیقیدانان ساکن فرانسه Rhapsody in Blue و Concerto in F را اجرا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

ایران در کشاکش موسیقی (V)

ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام ونگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

پیش از انقلاب، زمانی که حسین دهلوی در مسند رهبری ارکستر قرار داشت، «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بارها به روی صحنه رفت که بعضی از این کنسرتها با سولیست های معتبر آن زمان مثل رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو و بعضی دیگر با هنرجویان هنرستان موسیقی ملی که در رشته ویولون تحصیل میکردند به اجرا رسید.
موسیقی انقلاب

موسیقی انقلاب

پس از ورود خط نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.
بزرگداشت حسن ناهید در ارسباران برگزار می شود

بزرگداشت حسن ناهید در ارسباران برگزار می شود

مراسم بزرگداشت، استاد حسن ناهید، نوازنده و مدرس پیشکسوت ساز نی، با همکاری موسسه فرهنگی – هنری «راد نواندیش» پنجشنبه ۲۶ دی ماه، در ساعت ۱۷:۳۰ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.
یادی از باقرخان رامشگر (III)

یادی از باقرخان رامشگر (III)

از صفحات جالبی که باقر خان در این دوره به ضبط می رساند، صفحه تک نوازی پیانوی ایشان است که در گریلی می نوازد به شماره کاتولک ۱۵۵۰۰-۷٫ باقرخان ۱۱ روی صفحه گرامافون بصورت تک نوازی و ۴ صفحه با میرزا اسدالله خان به صورت همنوازی بدون آواز دارد و یک صفحه با ویلن حسین خان هنگ آفرین و آواز رضا قلی خان.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

مرجان راغب افزود فصل بعدی کتاب «بررسی خصوصیات عارف قزوینی» و سوابق او در خوشنویسی، شعر، موسیقی و سیاست می‌پردازد. فصل بعدی کتاب، به «آثار مکتوب عارف قزوینی» می‌پردازد که شامل دیوان عارف، زندگی‌نامۀ خودنوشت او، و عارف‌نامۀ هزار است و در کتاب به تفاوت آنها پرداخته شده است. فصل بعدی «منابع سه‌گانۀ موجود از تصنیف‌های عارف» بررسی و همراه با جدول‌هایی مقایسۀ تطبیقی شده‌اند.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).
نماد‌شناسی عود (II)

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.