درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

مقدمه
نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.

زمانی که تصمیم برای ترجمه و تنظیم این قبیل موضوعات گرفته شد مسائل مختلف و ایده های جدیدی پیش رو بود که البته همچنان پا بر جاست اما و ای کاش همکاری جدی تری را از طرف سایر دوستان مشاهده می کردیم که آن نیز برای من تفألی نیک است.هدف از انجام اینکار وضوح وقایعی است که در دنیای فعلی ما رخ می دهد، متونی که با عناوین متنوع و در سطوح مختلف بوسیله رسانه ها،جراید و اینترنت اطلاع رسانی می شود، میزان و حجم مطلب بسیار است و موضوعات بسی بیشتر که اگر با مشکلات خاصی مواجه نشویم آن را ادامه خواهیم داد. در این میان از همکاری با اشخاص- هنرمندان و گروه های پژوهشی نیز استقبال کرده و تمایل خود را برای ایجاد مجموعه ای گسترده تر اعلام می داریم.

دستور کار برای مطالب مهم تر به جهت استفاده نوازندگان گروه خانواده ویلن – تحقیات علمی- مسترکلاسها – اجراهای مختلف در سطح دنیا – معرفی بهترین ویلن ها – معرفی دانشگاه ها و کنسرواتوارها – معرفی نوازندگان جدید – سازندگان ساز- تعمیرات ساز – قیمت گذاری سازها – لوازم جانبی- آخرین اخبار روز در باب موضوعات مربوطه – و بسیاری از مطالب دیگر می باشد که حتی ارائه متن اصلی به زبان انگلیسی به جهت استفاده علاقه مندان نیز فراهم است.

شایان ذکر است که موضوعات اینترنتی نبوده و بصورت اطلاعات ماهانه و به روز تحت عنوان مجله الکترونیکی ویلن ارائه خواهد شد که البته می توان روند اطلاعات و کلیه موضوعات را از گذشته تا حال درخواست کرده و فراهم نمود.

تحقیق و پژوهش: رضا ضیایی
مترجم: امیر محمد کاظمی

سیمون فیشر از جمله استادان برجسته انگلستان وهمچنین از اساتید دارای کرسی در مدرسه منوهین ‌و Guildhall می باشد. وی کتاب هایی به زبان ساده و قابل فهم برای عموم تألیف کرده است که می توان به کتاب های basics و practice اشاره نمود. (مقاله ی حاضر برگرفته از basics می باشد.)

مبحث انگشت چهارم دست چپ: (نویسنده: سیمون فیشر)

بیشتر نوازنده ها در مقایسه بین انگشتان دست چپ خود در می یابند که انگشت چهارم آن ها نسبت به دیگر انگشتان ضعیف تر است؛ بطور مثال در فعالیت هایی چون : تریل، ویبراسیون، تعویض پوزیسیون و…

راه حل مناسب برای چابکی و آمادگی انگشت چهارم در گرو تمریناتی ساده و مستمر می باشد. این تمارین به نوبه خود می توانند بعنوان روشی مناسب برای گرم کردن دست چپ قرار گیرند، پس حتماً لازم نیست تا برای انجام آنها زمان جداگانه ای غیر از تمرین روزانه خود در نظر بگیرید. این تمرین ها سریع ترین راه برای داشتن انگشت چهارمی نیرومندتر و آماده تر هستند.


(فیگور a1)
۱) افزایش لامسه
اگر با استفاده از نوک انگشت، انگشت گذاری کنید، انگشت بطور طبیعی دارای خمیدگی و قوس می شود (فیگورa1)

اما اگر با استفاده از نرمچه ی انگشت انگشت گذاری کنید. انگشت تقریباً بصورت راست و قائم قرار می گیرد.(فیگورb1)



(فیگور b1)


(لازم به ذکر است که این دو شیوه ی انگشت گذاری غلط نمی باشد و هر کدام کاربرد خاص خود را خواهد داشت.)

استفاده از نرمچه انگشت چهارم در حین انگشت گذاری این مزیت را برای شما ایجاد می کند تا ویبراسیونی ُپرتر و عمیق ترنسبت به انگشت گذاری با نوک انگشت داشته باشید. (نویسنده از واژه ای juicier به معنای آبدار تر استفاده کرده است)

شما می توانید در خیلی مواقع از این روش استفاده کنید و مشکلی بوجود نخواهد آمد اگر کمی انگشت چهارم خود را قائم تر و صاف تر قرار دهید البته بهتر است وقتی از این روش (استفاده بیشتر از نرمچه انگشت) بهره ببرید که آگاهانه و با تسلط کافی انجام گیرد.

اما انگشت گذاری با نوک انگشت و بصورت خمیده به شما اطمینان خاطر می دهد که وقتی انگشت خود را برداشتید دوباره می توانید به همان شکل اولیه و در محل قبلی آن را قرار دهید. (هم می توانید محل دقیق انگشت گذاری صحیح قبلی را دوباره بیاید و هم درصد خطای شما در فالش نواختن به حداقل خواهد رسید.)

همچنین اطمینان یابید که حرکت انگشت شما از مفصل اصلی صورت می گیرد نه از مفصل میانی.(شما باید قادر باشید در هنگام فرود آوردن انگشت از وزن خود انگشت استفاده کنید، در واقع آزاد و راحت، بدون هیچ فشاری آن را روی سیم پرتاب کنید البته این نحوه ی انگشت گذاری در انگشتان دیگر نیز صدق می کند)

توجه:
استفاده از نوک انگشت به این معنا نیست که از ناخن هم استفاده کنید. این کار صحیح نیست و باعث به گوش رسیدن صدایی نادرست می شود. منظور این است که باید از میانه انگشت (گوشت سر انگشت) استفاده کنید و به هیچ وجه نباید ناخن روی سیم قرار گیرد.)

تمرین افزایش لامسه انگشت با تغییر قسمت های انگشت (از نوک تا نرمچه) که روی سیم قرار می دهید به شرح زیر است:


۱- با نوک انگشت چهارم
۲- استفاده کمتر از نوک انگشت
۳- کمتر
۴- بیشتر استفاده از نرمچه انگشت
۵- کاملاً نرمچه ی انگشت
۶- استفاده کمتر از نرمچه
۷- کمتر
۸- نوک انگشت چهارم

۲) هدف گیری انگشت [ برای گرفتن صحیح نت ها]:
گاهی اوقات بعضی نوازنده ها برای اینکه اطمینان یابند میانه نوک انگشت چهارم به درستی با سیم تماس پیدا کرده است.[بطور ناخودآگاه] انگشت خود را عقب تر می گذارند. آنها باید انگشت گذاری و یافتن هدف خود را (منظور پیداکردن محل صحیح نت است) بهبود بخشند. شاید در حین نوازندگی حس جالبی نباشد که انگشت سیم را گم کرده و در محل مورد نظر فرود نیاید یا با سیم های مجاور تماس پیدا کند (این عوامل سبب ایجاد صداهای اضافی شده و در آخر سونوریته ای تمیز و دقیق به گوش نمی رسد)




توجه داشته باشید که در حین تمرین نباید انگشت بطور کامل راست و قائم باشد. تاآن جا که امکان دارد انگشت باید خمیده و قوس دار گذاشته شود. فقط باید سعی کنید تا در این تمرین حداقل کمی از نوک انگشت روی سیم می یا ر قرار گیرد.

۳) مستقل کردن انگشت چهارم
انگشت چهارم مستقل از انگشت سوم نیست، شاید این به خودی خود یک ضعف به حساب آید. خصوصاً به این مسئله در تکنیک های پایین دسته ساز (منظور پوزیسیون اول است) مشهودتر است.

با انجام چند تمرین ساده می توانید این ضعف را (که در واقع بدلیل آناتومی انگشتان دست می باشد) بهبود بخشید تا [در حین نوازندگی] انگشت چهارم عکس العملی نسبت به حرکت انگشت سوم نشان ندهد.

انگشت سوم خود را با نیرو و محکم [ولی راحت و بدون هیچ فشاری] پرتاب کنید.



– در حین گذاشتن و برداشتن انگشت چهارم آن را خمیده و قوس دار نگه دارید.
– همزمان با پرتاب سریع انگشت سوم، انگشت چهارم را [ به سرعت از روی سیم] بردارید.



(روی تصویر می خوانید به ترتیب: سبک تر – با تمام وزن انگشت – وزن دار و محکم تر – ضربه زدن نرم – و سبک انگشت چهارم به سیم)
– با انگشت سوم روی سیم فلاژوله بزنید و تا آنجا که امکان دارد
[بدون آنکه آرشه با سیم لا برخوردی داشته باشد] به آرامی با انگشت چهارم به سیم لا ضربه بزنید که بصورت × روی نت ها نمایش داده شده است.
– انگشت خود را خمیده نگه دارید و [میانه] نوک انگشت باید با سیم تماس پیدا کند.
– در ابتدا به نرمی انگشت گذاری [روی سیم لا] را انجام دهید ؛ رفته رفته با انگشت خود قوی تر و محکم تر به سیم لا ضربه بزنید سپس به تدریج از قوی به سمت ضعیف تر شدن انگشت گذاری کنید. (باید دوباره به نقطه ی شروع تمرین بازگردید)
– در طول تمرین باید دقت کنید تا حرکات انگشت چهارم روی انگشت سوم تأثیری نداشته باشد.


– برای این تمرین تا آنجا که امکان دارد دو انگشت(انگشت‌سوم و چهارم) را گرد و خمیده نگه دارید.

۴) تمرین انعطاف پذیری
(از این تمرین می توانید برای گم کردن [دست چپ] قبل از نواختن گام ها استفاده کنید)

اغلب نوازندگانی که دارای دستان کوچکی هستند متوجه می شوند که انگشت گذاری (پرش) از انگشت اول به انگشت چهارمی که روی سیم مجاور قرار دارد مشکل است.(بطور مثال: انگشت اول “سی بمل روی سیم لا” و انگشت چهارم “لا بکار روی سیم ر” و…) (درواقع چون فاصله ی بین این دو انگشت زیاد است این سختی حس می شود.)

تمرین زیر باعث می شود تا این فاصله راحت تر گرفته شود تا [نوازندگانی که دارای انگشتان کوتاهی هستند] راحت تر قادر به گرفتن نت صحیح باشند:



– عرض میان انگشت چهارم خود را با بازکردن از مفصل های اصلی دست افزایش دهید. تماماً در طول تمرین انگشت اول خود را نگه دارید. بعلاوه مراقب باشید تا به انگشت اول و دوم فشار وارد نشود.
– سعی کنید انگشت چهارم خود را گرد و خمیده نگه دارید.
دقت کنید که تمام دست چپ شل باشد (راحت و آزاد) همچنین شست دست چپ باید راحت و آزاد باشد.

۵) تمرین کشش


همین الگو را روی سیم های دیگر تکرار کنید. ابتدا پوزیسیون های بالا سپس در پوزیسیون های پایین (این شیوه تمرین به این دلیل است چون در پوزیسیون های بالا نسبت به پوزیسیون‌های پایین تر فواصل کوچک تر است ابتدا راحت تر می توان به انجام این تمرین پرداخت تا فشاری به دست وارد نشود. بعد از آمادگی دست چپ می توان تمرین را روی پوزیسیون های پایین که فواصل نت ها از هم بیشتر است به معنی دیگر گرفتن نت ها سخت تر می شود تمرین کرد.)

30 دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۲:۲۴ ق.ظ

    mersi az zahamateton ke baraye dosatan mikeshid.messiiiiiii

  • چاره اندیش
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۸ ق.ظ

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۷ ق.ظ
    جناب ضیایی؛ آیا فکر نمی کنین که عدم مشاهده همکاری جدی از طرف سایر دوستان(نوازندگان و معلمین) با جنابعالی، در ارتباط با مقالات آموزشی ویولون ناشی از عدم اشراف شما و غیر متخصص دانستن شما در حیطه نوازندگی و آموزش این ساز است؟ شما در متن ترجمه، نقش خود را محقق و پژوهشگر معرفی نموده اید، سوال اینجاست که در این نوشته – جدای آنکه انتخاب یک متن از نوشته های فیشر برای ترجمه است- نقش پژوهشی و تحقیقی شما در کجای مطلب احراز شده؟ آیا هیچ نظر فنی از شما در نوشته به چشم می خورد؟ بسیاری از اساتید و نوازندگان باسابقه در مملکت ما پس از سالها تلاش در زمینه آموزش و داشتن مدرک، خود را اینگونه محقق و پژوهشگر مطلب آموزشی معرفی نمی کنند! آیا بهتر نیست تمامیت خواهی را کنار گذاشته و به موضوع شغل خود و نیز نوشته های نیمه کاره خود بپردازید؟ هرچند ممکن است در نگاه اول انجام هر کوششی برای سایرین مفید به نظر رسد، اما دخول دانشی فرد تلاش کننده بر موضوع کار، باعث می شود تا نتیجه کار مفید و بی ضرر باشد و به همین دلیل ساده است که در همه جای دنیا و در تمام رشته های علمی و فنی بر تخصص قبل و بیش از هر موضوعی پا می فشارند! در ضمن من در صحفه شخصی شما دیدم که شما خودتون را مستر لوتیر معرفی نموده اید، ممکن است بفرمایید مدرک دیپلم، یا کالج یا لیسانس سازگری خود را در رشته سازگری از کدام مراکز دریافت نموده اید که بعد لوتیری و مستر لوتیری حضرتعالی احراز شود؟ از مسئولین سایت خواهشمندم کامنت بنده رو بدون حذف یا دخل و تصرف در سایت قرار دهند تا شاید بعضی از زوایای پنهان مسائل آشکار شود.با تشکر

  • شهاب
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۶ ب.ظ

    سپاس فراوان به شما هنردوستان واقعا خشته نباشید عزیزان

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ب.ظ

    همکاران عزیز گفتگوی هارمونیک،
    (به ویژه مترجمان این مجموعه)
    کار جالبی را آغاز کرده اید که امیدوارم به گسترش دانش نوازندگی ویلن و آشنایی دوستداران و هنرجویان و هنرآموزان این ساز با فعالیت های روز بیانجامد. با وجود این اگر از همین ابتدای راه دقت بیشتری در ترجمه و نگارش صورت گیرد هم به سود خوانندگان است و هم در جهت اعتبار مترجمان و گفتگوی هارمونیک. اگر می گویم دقت بیشتر از این جهت است که در این نوشته اشتباه های سهوی بیش از معدل اشتباه های معمول در گفتگوی هارمونیک است؛ به «بزاعت» به جای «بضاعت» و «تفعل» زدن به جای «تفأل» زدن توجه کنید.

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۲:۰۷ ب.ظ

    سلام.ممنونم

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۶:۲۲ ب.ظ

    سلام
    اگر بخواهم با فرهنگ نوشتاری شما پاسخگوی پرسش ها باشم همان بس که در لیاقت کلامتان شما را به انتظاری ابدی دعوت کنم.
    اما چاره اندیش عزیز شخصیت تو درمیان کلمات و انحرافات لغوی نوشتارت مشهود است.(کینه و حسادت ،همیشه از نگاه هوشیارانه پیشی می گیرد)
    وپاسخ شما:
    قسمت اول:جالب است که شما نسبت هایی که من می دهید را در قالب پرسش مطرح می کنید ،این روش چندان زیبنده نیست، ولی دو ستانی که از آنها یاد می کنید که مرا به عنوان شخصی متخصص در زمینه نوازندگی قبول ندارندو غیره،باید به عرضتان برسانم که خیر چنین نیست و جالب تر برایتان این که از سال ۱۳۶۸ تا کنون مشغول به نوازندگی ویلن هستم و هیچ گاه ادعایی برای دانستن فنون نوازندگی نداشته ام،در مقدمه نیز مراتب احترام خود را به همه افرادی که به نوعی در این کار فعالیت می کنند اعلام کرده ام و همچنین عدم تعیین تکلیف را برای آنهاو همچنین فراخوانی برای همکاری بیشتر. واقعا ملال آور است که محتوای موضوع را هنوز درک نکرده اید. ضمنا خودتان حتما میدانید که همانطور که هر زیست شناسی، دامپزشک نیست، هر نوازنده ای هم پژوهشگر نیست و هر پژوهشگری هم نوازنده نیست، حتی اگر پژوهشگری در زمینه تکنیک، سوادی بیشتر از یک نوازنده ویرتوز داشته باشد، سواد او نشانه بالا بودن تکنیکش نیست، شما از ایوان گالامیان که بزرگترین ویولونیستها را تربیت کرده یک ساعت ویولون نوازی هم نمیتوانید پیدا کنید.
    قسمت دوم:
    خیر من تمامیت خواهی را کنار نخواهم گذاشت پافشاری من در برابر سکوتی است که ایده هایی همچون شما را تولید می کند،در پشت سایه ها می نشینید و بدون آنکه به میدان خلق و توسعه فکر وارد شوید عجولانه قضاوت می نمائید.پژوهش و تحقیق من در راستای هدفی است که تهی بودن اطلاعات را رصد می کند و برای جایگزینی آن به منابع معتبر و کارهای نکرده اقدام میکند با آنکه می داند نظراتی نا عادلانه و بی منطق در اتمسفر هنر غوطه می خورند.
    ۲:اگر خوب دقت می کردید که نکردید درمتن مقدمه به نکات و برنامه های متعددی (مجله الکترونیکی ویلن )اشاره شده است که تمامی اهداف از ابتدا تا مراحل نهایی بوسیله من تحقیق و پژوهش شده است و همانطور که مجددا خواهید دید در پایان قسمت مقدمه نام من ذکر شده است ضمنا در ابتدای مطلب نام مترجم نیز قید شده است که از گروه مترجمین ما بوده و در سطح تخصصی مشغول آموزش نوازندگی ویلن کلاسیک می باشد و از شاگردان یکی از همان افرادی است که به قول شما مرا مشرف به نوازندگی نمی دانند که البته با تکمیل نظرات ایشان و سایر دوستان نوازنده کار به انجام رسید.
    ۳:
    صحبت شما در زمینه تخصص جای بحث دارد آن هم از آن منظر که من به عنوان سازنده ویلن، باید و باید اطلاعات قابل قبولی در زمینه نوازندگی و علوم مربوط به آن داشته باشم،همانطور که نوازنده را موظف به دانستن علوم کافی در زمینه ساختار و روند کارکرد سازش می دانم و در این مسیر نیز تلاش نموده ام. این موضوع دخالتی در حیطه تخصص صرف اشخاص ندارد ،امیدوارم این موضوع را بتوانم روزی رودر رو برایتان تشریح کنم زیرا که از حوصله خواننده خارج است.
    و اما در مورد مقالات نیمه کاره ای که از من یاد کردید ، باید بگویم بخشی از مقالات با شمارگان تعیین شده به پایان رسیده است و برخی دیگر نیز ادامه یافته که در هفته های گذشته در سایت ثبت گردیده است ،البته اگر منصف باشید که شک دارم حجم مقالات من و ترجمه متون بسیار زیاد بوده و در عناوین مختلف مطلب ارائه شده است ضمنا در این مورد شما تصمیم گیرنده نیستید صلاح این کار را بر عهده ما گذارید.
    و اما موضوع آخر :اگر همانطور که گفتید صفحه من را دیده باشید که باز هم فکر می کنم شور انتقاد مانع از دقت شما شده باشد،در بالا قید شده استmaster violin maker و در پائین نوشته قید شده است مورد تایید مستر لوتیر های کرمونایی ، قبل از دریافت هر مدرکی از هر کجا سابقه ای معادل ۱۹ سال همراه من است که از آگاهی من تا امروز سپری می شود زمانی که افتخاری بود برای من تا به ایتالیا سفر کنم به جهت آگاهی از سطح دانسته هایم سالها می گذردکه توانستم تجربیاتم را در اکثر مراکز آموزشی ایتالیا از جمله مدرسه استرادیواری کرمونا ،مدرسه پارما و مدرسه میلان به ثبت برسانم البته به این لیست اکثر سازندگان کرمونایی اضافه می شوند که با دست خط خود در سربرگهای خود مراتب تایید و تقدیر آنها درج شده است به این مجموعه در حدود تقریبی ۶۰ گیگابایت اطلاعات تصویری از تمامی ملاقاتهای من تا امروز با بزرگترین سازندگان دنیا موجود است .با این توضیحات من در ژوئن سال ۲۰۰۷ موفق به دریافت درجه مستر لوتیر با اختیارات قابل توجه از خانه ویلن کرمونا برای تمامی تلاشها،ابتکارات ،تولیدات-ساخت سازدر گروه خانواده ویلن -ارائه طرحای محاسباتی ویلن با نرم افزارهای مهندسی و مکانیک -تهیه و استحصال چوب -رنگ و تولید رنگهای طبیعی با فرمتهای گوناگون و داشتن مجموعه آموزشی ساخت ساز شدم.
    امروز متاسفم از بیان این مسائل زیرا که مدرک لزومی برصلاحیت افراد نیست و داشتن این تاییدیه ها برای من نه چندان افتخاری بزرگ.

    اگر نمی دانید من شما را آگاه میکنم که مقالات متعددی در دست اقدام است که با گستردگی بیشتر در حوزه علم و هنر ارائه خواهد شد.

    به امید روزهای بهتر

  • چاره اندیش
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    متاسفانه بازهم انواع توهین ها در مقابل پرسش از ادعاها، دوست عزیز خونسردی خود را حفظ کنید! تنها چند سوال کوچک داشتم!اول: فرموده اید:دوستانی که از آنها یاد می کنید که مرا، به عنوان شخصی متخصص در زمینه نوازندگی قبول ندارندو غیره،باید به عرضتان برسانم که خیر “چنین نیست”. بنابراین بفرمایید کدامیک از اساتید و یا نوازندگان مطرح ایران تخصص شما را در زمینه “نوازندگی” تایید می کنند؟لطفا تک تک نام ببرید. در ضمن اتفاقا بر عکس آنچه فرموده اید که هر پژوهشگری هم نوازنده نیست، در زمینه نوازندگی تا فردی اشراف کامل بر نوازندگی و تکنیک آن نداشته باشد نخواهد توانست در پژوهش آن نیز موفق باشد و مقالات آموزشی نیز در این باب ارائه کند! و درست بر عکس آنچه درباره گالامیان بزرگ فرموده اید، ایشان نوازنده ای توانمند بودند که کنسرت های بزرگی را نیز اجرا کردند و می توانید به زندگی نامه ایشان مراجعه کنید. منطقا هم غیر از این نمی تواند باشد! فرض کنید ایشان چگونه توان تدریس به نوازندگان جولیاردی قوی چون پرلمن ها را داشته و خود نوازنده ای ضعیف یا پژوهشگر صرف بوده! و آیا در این حالت تیم آموزشی جولیارد به او اجازه آموزش می داده!مگر آنجا هم ایران است؟ لطفا تعمق بیشتری بفرمایید. دوم:اینکه از سال ۶۸ نواخته اید نیز دال بر توانایی نوازندگی شما نیست.بسیاری از نوازندگان قدیمی بعد از عمری ساز زدن نیز حتی توانایی اجرای صحیح یک گام دو یا سه اکتاوی را ندارند! مگر توان اجرایی از شمارگان سالهای نوازندگی بدست می آید؟ سوم:این نوع پژوهش را هرگز ندیده ام:پژوهش و تحقیق من در راستای هدفی است که “تهی بودن اطلاعات” را رصد می کند.پس بفرمایید هدف و تعریف شما از پژوهش چیز دیگری است! پژوهش در مکتب شما یعنی مچ بگیری!و نیز بیسواد و نادان خواندن دیگران!و همینطور تحقیر دیگران، البته به اقرار خودتان. پژوهش در علم تعریف دارد و هر کسی پژوهشگر و محقق نیست و شما سوال مرا در این زمینه پاسخ ندادید:نقش پژوهشی و تحقیقی شما در کجای این مطلب احراز شده؟ آیا هیچ نظر “فنی” از شما در نوشته به چشم می خورد؟ آیا اینکه شما نوازندگان و اساتید را تهی از اطلاعات جلوه دهید، ارضاتان می کند؟ براستی اگر غیرتی هنوز وجود داشته باشد، این رفتار شما شایسته تحریم فعالیت های سازگری و خدمات تان توسط نوازندگان و اساتید است! چهارم: این گفته یعنی چه؟توانستم تجربیاتم را در اکثر مراکز آموزشی ایتالیا از جمله مدرسه استرادیواری کرمونا ،مدرسه پارما و مدرسه میلان به ثبت برسانم. همه کمابیش می دانند، در رابطه با مراکز آموزشی و نیز آموزش عالی “ثبت تجربه” بی معنی است بلکه شرکت کامل در ترمهای آموزشی، حضور در امتحان پایان دوره، گذراندن موفقیت آمیز با نمره قبولی در امتحانات پایان ترمها در کلیه واحد های آموزشی اثبات کننده دارا بودن مدرک سازگری است! نه سفر به ایتالیا و دست خط گرفتن های دورهمی از اساتید!و نه دارا بودن مجموعه ۶۰ گیگابایتی تصاویر این ملاقاتها!فراموش نکنید سالها پیش نیز ساز آقای قنبری توسط منوحین مورد تایید و تقدیر قرار گرفت و اتفاقا!!!!!!! تصاویر آن نیز موجود است! ولی آیا براستی منوحین پس از خروج از فضای سایه چتر مهمانی شاهنشاهی هیچگاه با این ساز نواخت؟ و ضبطی با آن داشت؟ یا آنرا به مثابه تحفه و یادگاری از دیار غریب به دیوار خاطرات سفرش آویخت؟ و ما نیز تا زنده ایم با دیدن آن تصویر مشعوف می شویم. لطف بفرمایید در صورت امکان تاریخ، شماره، عنوان و متن مدرک و امضا کنندگان مدرک پایان دوره چند ساله مدرسه ساز سازی،مرکز کالج یا دانشگاه، معدل پایان تحصیلات و…. خود را ارائه دهید.البته وقتی شما هیچگاه حتی حاضر به نام بردن از اساتیدتان نیستید دیگر تکلیف سایر موارد روشن است! من در هیچ کجای مطالب شما تاکنون کوچکترین نامی از اساتید و نیز مدتی که در نزد آنها آموزش داشته اید را نیافته ام! حتی در قالب نیم بیتی در گرامیداشت یاد و خاطرات آنها!براستی چرا؟؟؟آیا استاد نداشته اید؟ یا اساتیدتان را قبول نداشته اید؟ یا به تنهایی و بدون بهره گیری از اساتید به یکباره مسترلوتیر گشته اید؟ یا اینکه قدر زحمات آنها را نمی دانید؟و….! دوست عزیز یک مسترلوتیر از مطالعه شخصی لابلای کتب سازسازی و دیدارهای شخصی و دستخط گیری زاده نمی شود!من هم با تخریب شما بزرگ نمیشوم و اگر خرده می گیرم برای ایجاد فضای شفاف و واقع گرایی است.ببخشید اگر مکدرتان ساختم.بدرود.

  • عدنان
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    ممنونم

  • ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۷ ب.ظ

    Bi shak reza ziaei az madood honar mandan motekhases va sharifi est ke dar nahayate sheraafat say dar erteghaye sathe honar jamehe va komak be hamvatananash dard va in gooneh barkhord haye takhribi niz tazegi nadarad va har rooz shahede in goone takhrib ha dar site hastim va omidvaram in ravand kochek tarin tasirei dar talash hay arzande ash nadashte bashad. Ba tashakor

  • رضا ضیایی
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۴:۴۹ ق.ظ

    با سلام
    مراتب شفافیت و واقع گرایی شما را دریافت نمودم بسیار از مغلطه ها و سفسطه های ماجراجویانه تان آموختم براستی اگر هدف شما از این مباحث وضوح حقایق است به شیوه نگارشتان توجه نمائید که چگونه به صورت گزینشی مطالب را انتخاب کرده و از قول من تعیین تکلیف می کنید . من هرگز نگفتم که نوازندگان ایرانی مرا به عنوان نوازنده قبول دارند بلکه دلیل شما را رد کردم ، نیازی هم به نام بردن تک تک آنها نیست زیرا که هم در مقاله و هم در پاسخ قبلی عدم ادعای خود را در این زمینه اعلام کردم پس لطفا توجه و دقت بیشتری را به خرج دهید. یاد آوری:( هیچ گاه ادعایی برای دانستن فنون نوازندگی نداشته ام،در مقدمه نیز مراتب احترام خود را به همه افرادی که به نوعی در این کار فعالیت می کنند اعلام کرده ام و همچنین عدم تعیین تکلیف را برای آنهاو همچنین فراخوانی برای همکاری بیشتر. واقعا ملال آور است که محتوای موضوع را هنوز درک نکرده اید)
    و اما در مورد پژو هش و مبحث تکراری که برای هر چه داغ تر شدن شفاف کردن بحث آنرا مطرح نمودید شما را به یاد آوری مطلب قبل ارجاع می دهم البته شما چون عادت دارید جملات را کوتاه و همچنین انتخاب می نمائید من بصورت کامل آنرا برایتان مجددا تکرار می کنم شاید برای دومین بار توجه شما بیشتر جلب شود :
    ( پژوهش و تحقیق من در راستای هدفی است که تهی بودن اطلاعات را رصد می کند و برای جایگزینی آن به منابع معتبر و کارهای نکرده اقدام میکند با آنکه می داند نظراتی نا عادلانه و بی منطق در اتمسفر هنر غوطه می خورند. ۲:اگر خوب دقت می کردید که نکردید درمتن مقدمه به نکات و برنامه های متعددی (مجله الکترونیکی ویلن )اشاره شده است که تمامی اهداف از ابتدا تا مراحل نهایی بوسیله من تحقیق و پژوهش شده است)
    و اما تعرف شما دوست عزیز :” پژوهش در مکتب شما یعنی مچ بگیری!و نیز بیسواد و نادان خواندن دیگران!و همینطور تحقیر دیگران، البته به اقرار خودتان. “
    من به یا نمی آورم که در مقاله ام اقدام به مچ گیری و یا در پاسخ به شما کسی را بی سواد و نادان خوانده باشم ،استدلال شما جدای از شرم ساری بیشتر مایه تعجب از عمق کینه و سیاه نمایی را به یاد می آورد که البته برای من این گونه رفتارها تازه نیست ، دلیل آن به اندازه کافی واضح و روشن است زیرا که مسیر حرکتی من مشخص است ، از نامم گرفته تا جایی که مشغول به کار هستم قابل دسترسی است چیز پنهانی وجود ندارد ،مشکلتان چیست؟ چه چیزی شما را رنج می دهد ؟آیا اینجا نان و روزی کسی بسته شده است؟ آیا حجم اطلاعات ارزشمندی بدون اجازه شما آزاد شده است؟
    در اینجا توجه تان را مجدادا به روشی از نگارشتان جلب می کنم که شاید خود تان در زمانی که خون سرد هستید متوجه آن نباشید:
    چاره اندیش :”آیا اینکه شما نوازندگان و اساتید را تهی از اطلاعات جلوه دهید، ارضاتان می کند؟”
    ضیایی: مقاله: نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر ، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم،آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص وافرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارندو آنها نیز د ر مسیرتوسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
    از گالامیان گفتید و نوشتید کنسرتهایی داشته، من هم نگفتم کنسرتی نداشته ،پرسیدم یک ساعت ضبط پیدا میکنید؟ گالامیان تا همین اواخر زنده بوده چرا ضبطی نداشته؟! اگر بخاطر درجه یک نبودن نوازندگی اش بوده چرا پرلمن و گیل شهام جای او درس نمیدادند؟ درس دادن و نواختن دو موضوع جدا است. هرچند در بسیاری از موارد در یک نفر هم جمع شده این توانایی ها؛ در دانشگاه ها هم میبینید رشته آموزش داریم و رشته سولیستی که تخصص هایی جدای از هم هستند و در معلمی هم سطحی معادل سولیستی نمی خواهند.
    ضیایی :جواب کامنت اول شما: (هیچ گاه ادعایی برای دانستن فنون نوازندگی نداشته ام،در مقدمه نیز مراتب احترام خود را به همه افرادی که به نوعی در این کار فعالیت می کنند اعلام کرده ام و همچنین عدم تعیین تکلیف را برای آنهاو همچنین فراخوانی برای همکاری بیشتر.)
    بعد از دو بار نوشتن مراتب احترام ،مجددا چنین نوشته تخریب کننده ای از جانب شما مطرح می شود آن هم با دستوری معادل ارضاء شدن !!!!!!– شما هم کمی تعمق کنید. این نکات بسیار واضح هستند و البته ظریف .دوست عزیز مکدر کردن من شاید برایتان مهم نباشد ،آیا مکدر کردن خودتان مهم هست؟
    و اما جمله بعدی که به خوبی نقش بازی با احساسات را تداعی می کند : “براستی اگر غیرتی هنوز وجود داشته باشد، این رفتار شما شایسته تحریم فعالیت های سازگری و خدمات تان توسط نوازندگان و اساتید است.”
    باید به عرضتان برسانم که همچنان سترگ بر جای ایستاده ام و با پشتکار هر چه بیشتر تلاش خواهم کرد ، غیرت و شجاعت را نزد خویشتان نگه دارید تا عدالت تان در مسیر قضاوت پایمال نگردد ، معیشت وتمکین من به دست شما و هیچ شخص دیگری جز آفریدگار نیست هر نوازنده و استادی به اقتضای تشخیص خود عمل می کند ، مراقب گفتار و کردار خود باشید.
    و اما شما که از احترام به اساتید صحبت به میان می آورید ، به نظرر می رسد که باید بسیار توجه بیشتری داشته باشید :
    یاد آوری: گفته شما: “فراموش نکنید سالها پیش نیز ساز آقای قنبری توسط منوحین مورد تایید و تقدیر قرار گرفت و اتفاقا!!!!!!! تصاویر آن نیز موجود است! ولی آیا براستی منوحین پس از خروج از فضای سایه چتر مهمانی شاهنشاهی هیچگاه با این ساز نواخت؟ و ضبطی با آن داشت؟ یا آنرا به مثابه تحفه و یادگاری از دیار غریب به دیوار خاطرات سفرش آویخت؟ و ما نیز تا زنده ایم با دیدن آن تصویر مشعوف می شویم.”
    شما از نام استاد قنبری مهر برای توجیه بی معنی بودن ثبت تجربیات استفاده نمودید! البته متن شما واضح و آشکار است که چگونه در ذهنتان تحلیل می کنید و در ادامه استفاده از واژه منوحین؟!(ح) احترام را به حد اعلا رساندید .براستی معنای تمسخر را میدانید ؟پژوهش را رها کنید و حتی موضوعات دیگر را . شان و مقام انسانی را باری دیگر جدای از پارامترهای ارزش گذاری تان همچون (تاریخ، شماره، عنوان و متن مدرک و امضا کنندگان مدرک پایان دوره چند ساله و معدل پایان تحصیلات و….) بازبینی کنید.
    و اما نکته آخر که برایتان به تفضیل شرح دادم و نیازی به تکرار مجدد آن نیست ،ارائه ریز نمرات و سایر درخواستهای شما نیز توقعی بی جاست که بی محبا و بی ملاحظه و بدون رعایت ادب آنرا درخواست می کنید . تمامی مراحل سنجش صلاحیت علمی و عملی من که لزومات دریافت سطح سازگریست با موفقیت مورد تایید و ثبت و طی مدارکی مستند ارائه شده است.
    از نوشته ( دست خط گرفتن های دورهمی) شما واضح است که دنیای غرب نیز در هر سطحی برایتان در جهت نوشتاری تاریک ، کاربرد دارد .
    در این جا فضای خالی انتقاد شما از متن ترجمه شده بسیار مشهود است ، انگار نام من شما را بسیار افروخته و ناراحت می کند و یا هر چه از مجموعه من ساطع شود در نظر شما همچون خطایی سهمگین است ، علت واقعی حساسیت شما چیزی جدای از این نوشتها نیست؟ براستی شما چرا در جهت اعتلای ویلن و هنر نوازندگی اقدامی به عمل نمی آورید ؟شاید نمی خواهید نامتان در لیست تمامیت خواهان ثبت شود !؟ و یا شاید همچون دیده بان حقوق بشر از همان نظام مچ گیری که خودتان مطرح کردید و کم سواد خواندن و تمسخراساتید اغنا می شوید؟!
    این متن در پاسخ به تمام کامنتهای شما خواهد بود که با آلوده کردن فضای نت در زیر هر مقاله ای با تعدد نامهای مستعار روزگار خود را سپری می کنید.
    امیدوارم عذر مرا برای سکوت در برابر فرهنگ و ادبیات سیاسانه ای که در نوشتارتان مورد به مورد عنوان کردم پذیرا باشید.
    زیرا که زمان گوهری بی همتاست
    به امید دیدار

  • m
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۶ ق.ظ

    متاسفانه باز هم شاهد حسادت بودیم.
    دوست عزیز (چاره اندیش ) به شما پیشنهاد می دهم اگر کسی را ندیده اید و نمی شناسید در موردش قضاوت نکنید .چرا که اولین کسی مکدر می شود خودتان هستید.
    چه لزومی دارد که ایشان بیاید و به دروغ خودش را master violin maker معرفی کند.؟
    بیایید کمی هم معرفت به خرج دهیم و خودمان هم تلاش کنیم تا همگی شاهد موفقیت یکدیگر باشیم.از همه مهمتر راه انتقاد سازنده را بیاموزیم و یکدیگر را تخریب نکنیم.
    به امید صلح ودوستی !
    یا حق

  • چاره اندیش
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    از مدیر محترم سایت خواهشمندم در جهت رعایت عدالت و مساوات، این کامنت را بدون دست کاری منتشر نماید.با تشکر؛ جناب ضیایی، چند سال پیش فردی به نام کیوان یحیی در این سایت مطلب می داد. بعد از یک مدتی ایشان به یکباره تبدیل به “دکتر”کیوان یحیی گردید.آنهم در رشته موسیقی و از دانشگاه آکسفورد! که بعد از پیگیری خوانندگان و بحث های فراوان مشخص گردید ایشان آمپول زن هم نبوده، چه رسد به دکتر!! و بعد از مدتی هم عنوان دکتر ایشان از جلوی اسمشان برداشته شد و بعدها هم دیگر خبری از ایشان و مطالب بعدی شان نشد!هنوز هم مطالب و هم کامنتهای رد و بدل شده در سایت موجود است و می توانید مراجعه کنید.
    سوالی که مطرح بود و به اعتبار سایت پرارزشی چون هارمونی تاک خدشه وارد می نمود این بود که مسئولین چرا و چگونه بدون اطمینان و احراز قطعی موضوع مدارک معتبر دانشگاهی ایشان فردی را به عنوان دکتر موسیقی معرفی نموده اند.
    به نظر می رسد اکنون نیز در مورد شما با روندی مشابه روبرو هستیم.کلیه اطبا، مهندسین، وکلا و حتی تکنیسین های فنی که بخواهند از مدرک خود برای کار و خدمات در جامعه بهره گیرند ملزم به نصب یا ارائه مدارک معتبر دانشگاهی یا آموزش عالی یا حداقل دیپلم مراکز فنی و حرفه ای خود هستند و اگر کسی از آنها در این باره جویا شود به او پاسخ هایی نظیر: نیازی به تکرار مجدد آن نیست ،ارائه ریز نمرات و سایر درخواستهای شما نیز توقعی بی جاست که بی محبا و بی ملاحظه و بدون رعایت ادب آنرا درخواست می کنید، نمی دهند. جالبه که شما ادعایی(مستر لوتیری) رو در “سطح عموم جامعه هنری” مطرح نموده اید و وقتی از شما تاریخ، شماره، عنوان و متن مدرک و امضا کنندگان مدرک پایان دوره چند ساله مدرسه ساز سازی،مرکز کالج یا دانشگاه، معدل پایان تحصیلات و… خواسته می شود، سوال کنندگان را بی ادب می خوانید!جالبه، مسئله اساسا چه ربطی به ادب دارد؟ و البته شما به این سوال اولیه و ساده من نیز پاسخ ندادید که چرا شما هیچگاه حتی حاضر به نام بردن از اساتیدتان نیستید؟من در هیچ کجای مطالب شما تاکنون کوچکترین نامی از اساتید و نیز مدتی که در نزد آنها آموزش داشته اید را نیافته ام! حتی در قالب نیم بیتی در گرامیداشت یاد و خاطرات آنها!براستی چرا؟؟؟آیا استاد نداشته اید؟ یا اساتیدتان را قبول نداشته اید؟ یا به تنهایی و بدون بهره گیری از اساتید به یکباره مسترلوتیر گشته اید؟ یا اینکه قدر زحمات آنها را نمی دانید؟و….! دیگر تکلیف مدارک آموزش عالی روشن است! به نظر من شما نیز بمانند بسیاری دیگر از جامعه زحمتکش و هنرمند سازگران، یک سازگر عادی ولی تمامیت خواه و پر اشتهاهستید که این حس باعث می شود تا بدون کسب مدارج معتبر دانشگاهی مدعی کسب بالاترین مدارج باشید.اما سایر موارد:
    اول:در اولین پاسخ گفته اید: حتی اگر پژوهشگری در زمینه تکنیک، سوادی بیشتر از یک نوازنده ویرتوز داشته باشد، سواد او نشانه بالا بودن تکنیکش نیست، شما از ایوان گالامیان که بزرگترین ویولونیستها را تربیت کرده یک ساعت ویولون نوازی هم نمیتوانید پیدا کنید.بنابراین موضوع ضبط را نشانه داشتن تکنیک دانسته اید.در واقع به این موضوع اشاره کرده اید که گالامیان انسان پردانشی است که سوادش بیش از تکنیکش است و به همین دلیل از او ضبط نداریم.که من عرض کردم خیر ایشان در نوازندگی هم پرتوان بوده و کنسرتهای زیادی هم داده؛بنابراین موضوع مغلطه نفرمایید.
    دوم:در فارسی بسیاری منوهین را منوحین می نویسند همانطور که بعضی گیل شاهام رو شحام می نویسند و این دلیل بر تمسخر نیست! و نیز آنکه آنچه بر ساز “اهدایی” و نه “خریداری” شده توسط منوحین قنبری گذشت، به واقع همان بوده که گفتم و شما خود نیز مستحضرید.
    سوم: به سوال من درباره هم ارزش نبودن “ثبت تجربه”در مراکز آموزشی و دارا بودن مدرک رسمی آموزش عالی پاسخ ندادید. مدرک رسمی آموزش عالی با شرکت کامل در ترمهای آموزشی، حضور در امتحانات پایان دوره ها و نیز گذراندن موفقیت آمیز با نمره قبولی امتحانات پایان ترمه در کلیه واحد های آموزشی بدست می آید که گذراندن مراخل فوق اثبات کننده دارا بودن مدرک سازگری است و اساسا این موضوع با ثبت تجربه تفاوت فاحش دارد.
    دوست عزیز ثبت تجربه و نیز دست خط گیری با داشتن مدرک از مراکز آموزش عالی داشتن متفاوت است.
    در ایران هم بسیاری از اساتید بعد از چند سال به هنرجویان خود دستخط می دهند اما این به معنی اینکه فرد دورهای رسمی هنرستان و دانشگاه را طی سالیان طی کرده، در کلیه کلاسها و آتلیه ها و کارگاه ها شرکت نموده و در پایان نیز مدرک رسمی دولتی دریافت نموده کمی و البته تنها کمی! تفاوت دارد.امروز مردم ما بسیار آگاه تر از گذشته هستند و اتفاقا پاشنه آشیل شما هم دقیقا همین موضوع است و آشفتگی شدید شما نیز دقیقا از همین نقطه است!!! شما مدرک رسمی دانشگاهی یا آموزش عالی ندارید و بی جهت خود را در جامعه هنری بعنوان مستر لوتیر معرفی می نماید.همانند دکتر کیوان یحیی! امیدوارم تمامیت خواهی باعث نشود تا به سرنوشت او مواجه نشوید.در پایان بایستی خاطر نشان سازم در متن من پرسش هست اما توهین نیست! مگر آنکه سوال در برابر ادعا را توهین قلمداد کنیم و اما در پاسخ شما ده ها نوع توهین ریز و درشت دیده می شود که در شان یک مستر لوتیر نیست!

  • m
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۵:۴۶ ب.ظ

    متاسفانه باز هم حسادت .
    دوست عزیز (چاره اندیش ) به شما پیشنهاد می دهم اگر کسی را ندیده اید و نمی شناسید در موردش قضاوت نکنید .چرا که اولین کسی مکدر می شود خودتان هستید.
    چه لزومی دارد که ایشان بیاید و به دروغ خودش را master violin maker معرفی کند.؟
    بیایید کمی هم معرفت به خرج دهیم و خودمان هم تلاش کنیم تا همگی شاهد موفقیت یکدیگر باشیم.از همه مهمتر راه انتقاد سازنده را بیاموزیم و یکدیگر را تخریب نکنیم.
    به امید صلح ودوستی !
    یا حق

  • ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    آقا یا خانم چاره اندیش که با نامهای مختلف در سایت نظر میگذارید، توجه داشته باشید که این آخرین بار است که به این نوع ادبیات و این طرز نظر گذاری، اجازه انتشار میدهیم آن هم به این خاطر که با نادانی شما، بسیاری از بینندگان سایت به سمتی کشیده شده اند که گویی خطایی رخ داده که از طرف سایت پنهان شده است.
    در مورد آقای یحیی، البته فراموش کردید که ادعای ایشان در چه زمینه ای بوده ولی دوباره نظر شما را به همان مطلبی که عنوان کردید ارجاع میدهیم تا ببینید که هیچ مدرکی و عنوانی از طرف سایت به ایشان داده نشده است. ایشان روی سایت ستونی نداشتند که مدرک ایشان مورد بازبینی قرار گیرد، فقط به عنوان یک نویسنده آزاد (از طرف موسیقیدانانی به ما معرفی شدند) مطلب روی سایت گذاشتند و به خاطر پرسشی که مخاطبین سایت داشتند، قرار شد که مدرک ایشان در مدت خاصی در دید عموم قرار گیرد که نگرفت و با پایان یافتن مدت ادعای ایشان در مورد مدارک، از روی سایت حذف شد تا وقتی که مدارک آورده شود، هرچند ارزش مطالب ایشان از نظر علمی با مدارک نه رد و نه تایید میشود، ارزش پژوهشی و علمی هر مطلب به محتوای آن برمیگردد.
    در مورد مدارکی که روی سایت عنوان شده در ستونهای نویسندگان، حتی ما از خانم خسروی که خواننده ای با سابقه ای بیش از ۳۰ سال و تدریس در آواز کلاسیک است، هم استثنا قائل نشدیم و مدرک ایشان در سایت موجود است، همینطور مدرک مستر لوتیری آقای ضیایی هم در سایت موجود است، انکار این مدرک میتواند عواقب حقوقی برای ما داشته باشد. اینجا باید اضافه کرد که انکار با پرسش متفاوت است، این آخرین بار است که به یک نظر بدون نام اجازه انکار یک حقیقت قانونی را میدهیم چراکه صاحب مدرک میتواند به عنوان مسئول سایت از ما شکایت کند و ما دسترسی به شمای واقعی نداریم.
    شما هنوز اطلاعاتی از مدرک مستر لوتیری ندارید و فکر میکنید مدرکی است مثل فوق لیسانس و دکترا! آیا شما میدانید این مدرک از نظر دانشگاهی معادل چیست؟! آیا میدانید که بسیاری از مستر لوتیر های ایتالیایی در کرمونا، به خاطر به رسمیت شناخته شدن و تایید بوسیله همان مدرسین مدرسه ویولون سازی، مستر لوتیر هستند؟ آیا شما توانایی های یک مستر لوتیر را میشناسید؟
    این سئوال شما به همان اندازه بی ربط است که بگویید استاد معادل چه مدرکی است؟! استاد دانشگاه را میگویید؟ استاد ساز؟ استاد چه سطحی از دانشگاه؟!… لطفا پیش از زدن اتهام به یک پژوهشگر کارکشته اطلاعات خود را کمی کامل تر کنید!
    آقای ضیایی در ایران از شاگردان آقای قنبری مهر بودند و همانطور که فروتنانه در پاسخ به بی ادبی های شما جواب دادند، مدرک مستر لوتیری ایشان (که غیر از اصل سند، دریافت آن فیلم برداری شده و در آرشیو ما موجود است.) ضمن اینکه باید بدانید، شرایط ما برای گرفتن مطلب از نویسندگان، بسیار فراتر از مدارک است، ما به اشراف فرد و محتوای مطلب او توجه داریم نه به مدرکی که ارائه میشود، چنانکه میبینید، بسیاری از بهترن مطالب تخصصی ما توسط نویسندگانی نوشته شده که مدرک دانشگاهی بی ارتباطی با نوشته هایشان دارند.
    راستی سئوال اساسی اینجاست که چرا در مورد همه چیز در این قسمت نوشته میشود به جز مطلب نوشته؟!

  • ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    عجیب است دوست عزیز که فکر میکنید ویولون آقای قنبری مهر حتی اینقدر ارزش دیدن نداشته که برای زدن با آن رژیم وقت مجبور بوده مثلا با پول، هنرمند مشهوری مثل منوهین را دعوت کند تا بلکه آرشه ای روی آن کشیده شود! آیا فکر میکنید در دوره ای که بهترین نوازندگان ویولون به ایران رفت و آمد داشتند و بهترین سولیستهای ایرانی مثل خادم میثاق و فروغ روی صحنه میرفتند، یک ویولون ساز سطح پایین موجب بالا رفتن آبروی موسیقی میشده که برای او خرج کنند؟!
    لازم شد اینجا ماجرایی را در مورد آقای قنبری نقل کنم که در مجله ای خواندم: روزی در مدتی که آقای قنبری مهر دوره آموزشی ویولون خود را طی میکرده، دیوید اویستراخ از آن کارگاه دیدن میکند و اویستراخ با ویولون ایشان مینوازد از ساخت آن لذت میبرد و برای آقای قنبری مهر دست خطی میگذارد که دستخط اویستراخ و ترجمه آن در شماره ۶ مجله موزیک ایران (۱۳۳۹) چاپ شده است.
    (ترجمه دستخط)
    استاد جوان با ذوق، ابراهیم قنبری به شما صمیمانه تبریک می‌گویم (ویولون) شما نه تنها ذوق هنری سرشار و پشتکار فوق‌العاده شما را نیز در مسئله شکل صدای ویولن نمایان می‌سازد. کمتر اتفاق می‌افتد که این خواص با هم توام شوند. بنابراین از صمیم قلب موفقیت بزرگتری را در آینده برای شما آرزو می‌کنم.
    ارادتمند شما دیوید اویستراخ
    ۱۹۶۰/۶/۱۶- پاریس

    اصلا فرض بگیرید تمام این نوشته ها دروغ محض است (به هیچ وجه با منش و شخصیت آقای قنبری مهر هم خوانی ندارد) و همه اینها با پول شاه خریداری شده و ایستراخ هم که مشهور به اخلاق بی نظیر در بین موسیقیدانان است این تنها اشتباه زندگی اش را مرتکب شده و پولی کلان گرفته تا دروغ بگوید، در مورد این افرادی که در فیلم، آقای ضیایی را تایید میکنند و برایش عنوان مستر لوتیر مینویسند چطور؟! آیا رژیم شاهنشاهی پشت ایشان است؟! لطفا قبل از نوشتن هر چیزی که به ذهنتان میرسد دقیقه ای! نه ثانیه ای فکر کنید.
    در مورد استاد گالامیان که اتفاقا یکی از موارد تحقیقی بنده هم بوده و مقاله ای هم در همین سایت در مورد ایشان نوشتم، گفته آقای ضیایی را تایید میکنم، ایشان نوازنده بوده ولی نه نوازنده درجه یک بلکه پژوهشگر و معلم درجه یک بوده است. به همان علتی هم که بسیاری از نوازندگان ایرانی حتی تا پای کنسرت میروند ولی هرگز پای دستگاه ضبط نمیروند، ایشان هم چنین بوده و ضبطی امروز از ایشان در بزرگترین فروشگاه های آن لاین هم پیدا نمیکنید.

  • 20
    ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۹ در ۷:۲۵ ب.ظ

    sghsye por ghanad man az galamian zabte partitaye 2 bacho daram va hazeram baraton emeil konam
    be ostad ziaee tosie mikonam ketabe fishero kamel tarjome konand va bad be farsi chao konand akhe inja majaleye mosighie na kelase tadrise violin nemidonam shayad bain karhaton mikhayd shagerd khososi begirid……………je ne suis pas!

  • saman
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱:۳۳ ق.ظ

    خب من بی صبرانه منظرم ببینم این آقا یا خانم چاره اندیش دوباره میخواد چی سر هم کنه

  • امیر محمد کاظمی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

    با سلام
    اینجانب بعنوان نوازنده و مترجم این سری از مقالات لازم دانستم تا حمایت خود را از دوست عزیز و گرانقدرم رضا ضیایی که عاشقانه و خالصانه برای پیشرفت موسیقی تلاش میکند را اعلام کنم.حقیقتاٌخواهان آن بودم تا مقاله حاضر که با زحمات رضا ضیایی عزیز و ترجمه اینجانب برای شما هنردوستان تنظیم گردیده بود از لحاظ فنی و تکنیکی مورد نقد قرار گیرد.البته دوست خوبمان آروین صداقت کیش عزیز نکاتی را متذکر شدند که صمیمانه از ایشان سپاسگزارم ؛اما متأسفانه مسا ئل دیگری مورد نقد و بررسی قرار گرفت که واقعاٌ تعجب آور است.هر چند از قبل انتظار چنین رفتارهایی می رفت اما سرانجام به وقوع پیوست.متأسفانه جای بسی نا امیدی است.باعرض شرمندگی از آن عزیزانی که با تمام وجود در راستای اعتلای موسیقی کشور تلاش می کنند باید بگویم فضای صمیمی و متحدی در موسیقی کشور به چشم نمی خورد.شاید برخی از گفته بنده گلایه کنند ،ولی بیاییم منصفانه بنگریم.این وضعیت تا کجا ادامه خواهد داشت. آیا در دوردست ها خاتمه ای برای آن هست.چرا باید بجای آنکه دوستانه کنار هم برای هدفی واحد تلاش کنیم مدام در صدد تخریب یکدیگر باشیم…….بخود بیایید……فراموش کردید که پشتیبانی جز خود نداریم وبرای بعضی هم بودونبودموسیقی تفاوتی ندارد.چه بسا نبود آن بهتر.این حرفها کهنه شده و گوشهایمان دیگر مجالی برای شنیدن دوباره ندارند.اما ای کاش یک بار واقعاٌمی شنید تا عمق فاجعه را دریابد.در آخر می خواهم از کسانی که مقاله را برای مقاله خواندند و به مقاله برای مقاله نظر دادندسپاسگذاری کنم همچنین از مسئولین هارمونی تاک به جهت این برخورد قاطعانه…
    به امید آن روزها که عشق جای کینه ها را در دل می گیرد.

  • فرهاد مصلی نژاد
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    تو این ایران که همش دارن هنرمندا رو اذیت میکنن…ای خودمونیم که داریم خودمونو و کارمونو زیر سوال میبریم..ما باید پشت هم باشیم نه زیر پای همدیگرو خالی کنیم اقای ضیایی فرد بسیار محترمی هست…ادم باید از شاگرداشم نکته یاد بگیره…اقای ضیایی جای استاد ما هاست…حالا هر چقدرم قوی باشیم باید از هم چیز یاد بگیریم….جمع هنرمندا خیلی کمه…..نزارید همینم که هستیم از هم بپاشیم….باید همو تشویق کنیم پشت هم باشیم….این طور حرف زدن راجع به هم دیگر مخصوصا کسی که حتی ۱ پیرن از ما بیشتر پاره کرده درست نیست ونشان میده که ۱ هنر مند نیستیم یک حسودیم…. با تشکر

  • مهرداد مهدوی
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۲:۰۵ ب.ظ

    با سلام و تشکر
    امیدوارم این مجموعه مقالات همچنان ادامه داشته باشه و نوازندگان و اهل فن موسیقی در کمال آرامش با هم گفتگو کنند. چه بسا این تعامل، نکات و نگاه تازه ای به ما ارائه بده.
    با تشکر از زحمات جناب ضیائی و دوست خوبم امیر محمد کاظمی.
    موفق و پیروز باشید

  • 22
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۵:۱۰ ب.ظ

    azize man akhe jaye tarjomeye ketab inja nist ya kame l dar sait be onvane ketabe elktriki bogozarin ya tarjomeye ketabo chap konid bedin biron akhe to inja ke nemishe kelase violin ra andakht!!!!!!!!!!!!

  • 22
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۵:۱۲ ب.ظ

    saz haye aghaye ziaee ham be khodeshon rabt dare …………

  • پريا
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ در ۹:۳۳ ق.ظ

    “هارمونی دانشی است برای چندبخشی‌کردن موسیقی بر پایه حصوصیت‌های آکوردها و شایستگی وصلشان به یکدیگر به قصد ساختن ملودی‌های زیبا”.
    از استاد ضیایی و آقای کاظمی برای تلاش بی‌منت و باارزششان، صمیمانه تشکر می‌کنم. امیدوارم همانگونه که از نام سایت بر می‌آید، از این عرصه تنها برای “گفتگو” یی “سازنده” به قصد اعتلای دانش و بینش جامعه موسیقی کشور استفاده شود.

  • سعید
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۸۹ در ۹:۳۳ ب.ظ

    آقا یک نفر بی منت وقت گذاشته و لطف کرده مطلبی را برای آموزش دیگران در سایت گذاشته است که جای تقدیر دارد. حال به جای استفاده و نقد در مورد محتوی مطلب و سعی در کامل کردن محتوی و قابل استفاده تر کردن آن، این بحثهای بی نتیجه و حاشیه ای چه ضرورتی دارد. خیلی وقت دارید که به جای حرف حساب و دو کلمه یاد گرفتن و یاد دادن به دیگران بحثهایی که نه به درد هنرجو میخورد و نه به درد هیج بنی بشر دیگری را با اینهمه تفضیل مرقوم میفرمایید.؟!!
    لطف کنید به جای این حرفهای بی نتیجه و غیر ضرور اگر حرف حسابی دارید در مورد محتوای مطلب بنویسید و کاری کنید که هنرجوی جوانی که مطلب را میخواند چیز بیشتری فرا بگیرد و صمیمیت و صفا و بزرگ منشی و … را از شما یادبگیردو نه اینکه به راه بغض و کینه و حسادت هدایت شود.
    خدا عاقبت همه را بخیر کند و همه را به راه راست و درست راهنمایی کند.

  • محمد صادق سراندیب
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    دوست عزیزم
    ببخشید که اینقدر دیر… خسته نباشی و آفرین
    چالش و جنجال یعنی تو کار بزرگی کردی
    پیروز باشی

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۹ در ۹:۴۱ ق.ظ

    با تشکر از سایت بسیار زیبای شماومطالب آموزنده .
    من۲۰ سال توکار هنر هستم متاسفانه کسانی هستند که به فکر سر کیسه کردن دیگرانند واز پیشرفت همنوعان خود غصه می خورند وآنهایی که حرف می زنند وانتقاد می کنند باید پرسید خودتان برای پیشرفت کشور وهنرمندان چه قدمی برداشتید ؟

  • بهنوش
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۹ در ۱:۰۶ ق.ظ

    مرسی ..ممنون…ممنون…عالی بود…خسته نباشید…کمی وقت همم گذاشتم و حرف های چاره اندیش رو خوندم از کینه و حسادت کامنت هاش خسته شدم…آقای ضیایی دست شما درد نکنه…به هر حال اینجا ایرانه…هنرمندا همیشه با مشکل روبرو بودن مخصوصا در زمینه ی موسیقی…افراد زیادی هستن به قدردان زخمت شما هستن پس به خاطر اونها همواره ثابت قدم باشین و ادامه بدین… که امثال چاره اندیش ها کم نیستن…بدرود…

  • آماتی
    ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۹ در ۴:۴۵ ب.ظ

    من کامنت های رد و بدل شده بین آقای ضیای و چاره اندیشی رو دیدم.به نظر من دو نکته هست که باید به اونها دقت کرد اول اینکه بطور قطع چاره اندیش تا حالا سازی از آقای ضیایی رو ندیده یا نداشته و باهاش ننواخته و هیچ شناختی راجع به کیفیت کار و سطح سازهاش نداره و دوم اینکه آقای چاره اندیش فرق و تفاوت مدرک مستر لوتیری را با مدرک دیپلم یا لیسانس سازگری نمی دونه و دائما هم بر این موضوع تکیه می کنه و چاره اندیش از این موضوع غافل است در صورتی که مدرک مستر لوتیری مدرکی بسیار با ارزش است که هر کسی به این سطح در سازگری نمیرسد! با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر برای آقای ضیایی

  • مهرداد مكارم شيرازي
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۹ در ۵:۰۵ ب.ظ

    ابتدا از تلاش بی پایان دوست عزیزم جناب ضیایی در رابطه با تمام علوم مربوط به ویولن سپاس گذاری میکنم و آرزوی موفقیت روز افزون برای ایشان دارم.
    دوستان عزیز
    در عجب است از شما موسقی دوستان که با پرداختن به حاشیه ونادیده گرفتن اصل مطلب وتلاش های بی منت دوستان، اینگونه بی پروا وقت ارزشمند خود و دیگران را تلف می کنید و موسیقی این مرز و بوم را همچنان از پیشرفت باز می دارید.

    اینکه آقای ضیایی چه تخصصی دارند یا اینکه از کجا مدارک خود را گرفته اند چه اهمیتی دارد؟ در حالی که ایشان به کمک آقای کاظمی مطلب ارزشمندی را از کتابی ارزشمند به درستی ترجمه کرده اند.

    دوستان عزیز تنها راه پیشرفت و پیشبرد در دنیای هنر و به خصوص موسیقی همدلی، همکاری ودوری از هرگونه دشمنی و ادعااست.
    بیایید با هم دوست و یار یکدیگر باشیم و از دوستان گرانقدری چون آقای ضیایی حمایت کنیم.
    با آرزوی موفقیت روزافزون برای تمام دوستداران واقعی موسیقی.

  • امير محمد كاظمي
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۲۷ ق.ظ

    از حمایت های شما دوستان عزیز متشکریم.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

دکتر حسین عمومی، در فضای موسیقی دستگاهی ایران چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده است. او نی‌نواز و ردیف‌دانی است که سبکش را در ادامۀ سبکِ بزرگانی چون نایب‌اسدلله و حسن کسایی، از نوازندگان و موسیقی‌دانان مکتب اصفهان، می‌دانند. علاوه بر این، او در زمینۀ پژوهش و نیز طرّاحی و اصلاح ساختار دو ساز تنبک و نی فعالیّت‌هایی داشته که با بازخوردهایی مثبت از سوی جامعۀ موسیقی مواجه شده است.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با خانم دیلنا جنسون (Dylana Jenson) در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰ ساعت ۴:۵۷ صبح. ویلنیست و استاد بزرگ ویلن، متولد ۱۴ مه ۱۹۶۱ در کالیفورنیا-آمریکا است. برای درک هنر خانم جنسون تنها به اثر جدید وی از کنسرتو ویلن شوستاگویچ گوش سپارید. این اثر مرا مجذوب خود نمود: قدرت، استعداد دیوانه کننده، غمی ژرف و شور… مرا به شنیدن آن وا داشت، مرا به گریستن سپرد.
آوازهای تلخ سرزمین من  (I)

آوازهای تلخ سرزمین من (I)

منیر وکیلی (منیر وکیلی نیکجو) به شهادت ضبط هایی که از صدایش موجود است، یکی از برترین خوانندگان اپرای ایران است. منیر وکیلی در سال ۱۳۰۰ در تبریز متولد شد؛ این شهر به خاطر نزدیکی با کشورهای همسایه ی شمالی، بارها شاهد اجرای اپرت هایی بود که ادامه دار بودن آنها در این شهر، محبوبیتی برای این رشته میان خانواده های آذربایجانی ایجاد کرده بود. خانواده ی منیر وکیلی نیز از علاقمندان این موسیقی بودند.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هر دانشمندی (موسیقیدانی) که تئوری موسیقی ای از خود ارائه دهد، حتما باید با علومی همچون فیزیک و ریاضی تا حدود زیادی آشنا باشد. این بدین دلیل است که در دنیای امروز برای اثبات مطلبی تئوریک، استفاده کردن از نمودار بسیار آسان تر از اثبات آن روی ۵ خط حامل است. با توجه به این که این تئوری جدید در دنیای امروز و در فضایی سه بعدی تعریف خواهد شد، لزوم آشنایی با نمودار ها را برای هنرجویان عزیز توصیه می کنم. قبلا در کتاب “تئوری موسیقی ایران” نوشته آقای داریوش طلایی، استفاده از “مربع های عمودچین شده روی هم” که نقش تتراکورد ها را بازی می کرد را دیدیم. این خود شیوه نوین تری بود، اما رفاه در انتقال مفهوم به هنرجو در آن بسیار کمتر دیده می شد. نهایتا هدف، رسیدن به پولی فونی با رفاه بیشتر در ساختار مدال و ایجاد کنترپوان های متوالی قدرتمند برای گسترش (Development) موسیقی، آن هم نه به صورت کلاسیک بلکه راحت تر از همیشه، است. ( یعنی حاوی بالاترین تکنیک کمپوزیسیون)
لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

یک معلم باید برای حل هر کدام از این اشکالات در هنرجویش، راهکارهایی داشته باشد. فکوس کردن صدا، تشدید کردن، ساپورت عضلات و… باید برای هنرجو تشریح شود و همه با دقت کار شود.
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

استاد حنانه فرم موسیقی را با مِتُدِ ایتالیایی و از روی کتابِ جولیو باس (تئوریسین، کمپوزیتور و اُرگ نواز ایتالیایی) تدریس می کردند. این کتاب را هم خودشان از زبان ایتالیایی ترجمه کرده و بصورت دستی تایپ کرده بودند که بصورت زیراگس در آن سالها تکثیر و در اختیار امیر علی حنانه و من و سپس بقیه شاگردانشان قرار گرفت. البته جلد اول (شامل عناصر ریتمیک در ملودی و پیوند شعر و موسیقی) و جلد دوم (شامل موتیف، نیم جمله، جمله و پرییود موزیکال) بعدها یعنی در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات چنگ (با سانسور بخشی از مقدمه مترجم کتاب که توسط استاد حنانه نوشته شده بود!) چاپ شد. این کتاب در اصل در شش جلد است.
سقوط اضطراری! (I)

سقوط اضطراری! (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است به آلبوم “شوق دوست” که توسط محمد جواد ضرابیان ساخته شده است. این مطلب یک سال پیش در مجله “هفت هنر” به چاپ رسیده بود که امروز در این سایت می خوانید.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (V)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (V)

جمله‌های تکمیل کننده‌ی زیر نیز بلاتکلیفی معنایی مخاطب را در تجربه‌ی شنیداری خرده‌روایتها، بیش از پیش برطرف می‌سازد (ایگلتون، ۱۳۹۱: ۶۵):
تور اروپایی گروه بین المللی رومی و سالار عقیلی

تور اروپایی گروه بین المللی رومی و سالار عقیلی

گروه بین المللی مولانا رومی، تور اروپایی امسال (۲۰۱۲) خود را به خوانندگی سالار عقیلی در چند کشور اجرا خواهند کرد. گروه رومی (Rumi Ensemble) را جاوید افسری راد آهنگساز و سنتور نواز، پایه گذاری کرده و جمعی از هنرمندان برجسته از ایران، هند، اروپا و آمریکا در آن حضور دارند. این گروه از نیمه دوم فوریه امسال برای اجرای کنسرتهایی در هلند، بلژیک، آلمان، اسپانیا، سوئد و نروژ به روی صحنه خواهد رفت.