گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.

آیا شما تاکید زیادی بر روی وزن دست در اجرای تکنیک دارید؟
در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.

اگر آرشه به سیم نزدیک تر باشد، سیم قدرت فشار کمتری دارد پس صدای تولید شده قدرت و گیرایی کمتری دارد.

اما اگر آرشه به پل نزدیکتر باشد، سیم فشار بیشتری دارد و صدای خوشایندی تولید می شود. در نهایت تنها با تغییر نقاط فشار روی سیم یک تفاوت در تحرک به وجود می آید. با استفاده از یک حرکت سریع، فشار بیشتری را می توان خلق کرد، همانند برداشتن بستنی با قاشقهای گرد نتها با یک حرکت سریع، اگر به بستنی فشار زیادی وارد کنیم (کاری که بسیاری از افراد در هنگام نواختن ویلنسل انجام می دهند) در نهایت بستنی چندان زیادی در کاسه ظاهر نخواد شد.

در هنگام نواختن ویلنسل، نوازنده نباید به ساز به سمت پایین فشار وارد کند. در حقیقت بهتر است آرشه را به شکل مدوری به پایین به سمت ویلنسل هدایت کنید بدون هول دادن مستقیم آرشه به پایین بر روی سیم مثلا هنگامی که آرشه به سمت پایین می آید شما قوسی همانند لبخند به سمت راست خودتان ایجاد می کنید. قوسهای عمیقتر به شما صدای بیشتری می دهند و قوسهای کم عمق و بدون ایجاد شکل لبخند، صدایی خفه تولید می کنند.

آیا این قوس یا کمان هنگامی بوجود می آید که آرشه به پایین به سمت پل می رود و بعد به بالا باز می گردد؟
نه، برای ایجاد ویبره روی سیم استفاده می شود.

این قوس چطور به وجود آمده، بوسیله استفاده از فشار بیشتر؟
نه. فشار کلمه خطرناکی است. مشکل فشار این است که: فشار به سمت پائین هنگامی توسط نوازنده بکار گرفته شده که مانع ایجاد ویبریشن می شود.

آیا قوس قابل دیدن است؟
خیر نیست. برای شنوندگان همانند آن است که یک آرشه صاف و مستقیم کشیده می شود اما برای یک نوازنده به صورتی شفاف تصویر می گیرد. توضیح آن بدون نشان دادن روی ویلنسل دشوار است اما از آنجایی که سیم در زیر فشاری صحیح، کیفیت خوب و هیجان انگیزی بر روی ویلنسل ایجاد می کند، می توان آن انرژی را از صدای آن دریافت کرد.

برای مثال زمانی که نزدیک به پل می نوازید برای در آوردن صدای ساز، قدرت کمی را نیاز به استفاده دارید. ایده، زدن ضربه ای سریع به پایه سیم است و هماهنگ کردن سرعت آرشه با ویبریشن طبیعی سیم که باعث متفاوت شدن نقاط فشار روی سیم می شود.

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است