هرمان بومان، آوازه خوان هورن

هرمان بومان
هرمان بومان
«هرمان بومان (Herman Baumann) یک موسیقیدان برجسته است، چه به عنوان تکنواز و چه به عنوان همنواز در اجراهای مجلسی. ویژگی های منحصر به فرد نوازندگی او، تن صدای سازش است که می تواند مانند خواننده های اپرا باشد؛ نرمی و آرامی نواخته هاش حتی وقتی که با مدل های قدیمی تر این ساز مینوازد، قابل توجه است.» او پیشگام نواختن هورن های قدیمی (Hand horn) باروک و کلاسیک است.

بومان حتی در فاتق آمدن بر بیماری اش، یگانه بوده! بهبودی او پس از یک سکته مغزی شدید بسیار شگفت انگیز بوده است.

هرمان رودلف کنارد بومان در سال ۱۹۶۴ در شهر هامبورگ آلمان به دنیا آمد. شاید جای تعجبی نباشد که هورن نوازی او به خوانندگی تشبیه شده است زیرا او فعالیت موسیقایی خود را به عنوان خواننده و نوازنده درام جز (Jazz Drum) آغاز کرد و در ۱۷ سالگی به هورن روی آورد. او هورن را زیر نظر استاد و تکنواز برجسته فریتز هات (Fritz Huth) آموخت سپس به مدت ۱۲ سال در ارکسترهای مختلف شامل ارکستر دورتماند و ارکستر سمفونیک رادیوی اشتوتگارت به عنوان هورن نواز اول به نوازندگی پرداخت.

audio file قسمتی از هورن نوازی بومان را بشنوید

پس از بردن جایزه مسابقه بین المللی موسیقی ARD در سال ۱۹۶۴ در مونیخ، بومان پیشنهاد تدریس در مدرسه موسیقی فولکوانگ (Folkwang Hochschule) را در اِسن پذیرفت و به دنبال آن حرفه خود را به عنوان تکنواز هورن ادامه داد. تکنوازی، اجرا، برگزاری کنسرت در کشورهای مختلف و ضبط کارهایش از جمله فعالیتهای بومان بودند که باعث شناخته شدن و مرد تحسین قرار گرفتنش شدند. نواخته های او چه با استفاده از هورن مدرن و چه با هورن های طبیعی (شامل Corno da Caccia) تحسین منتقدان را برانگیخته است.

علاقه بومان به هورن طبیعی در مسابقه مونیخ رخ داد. پس از اجرای بومان یکی از حاضران به نام ویلی اِبی که سازنده ماشین آلات کشاورزی در سوئیس بود اظهار کرد که اشکال کار بومان این است که هورن های طبیعی را نمی شناسد و از او دعوت کرد که به سوئیس برود و کلکسیون هورن های طبیعی او را امتحان کند. او همچنین یک آلپ هورن (alphorn) نیز به بومان هدیه داد!

بومان طی سی سال تدریس خود در مدرسه موسیقی فولکوانگ نوازندگان موفق بسیاری را به جامعه تحویل داد. از نظر یکی از دانشجویانش نقطه قوت تدریس او این است که به جای اینکه دانشجویان را مجبور کند که از او تقلید کنند، به روش نوازندگی هر شخص احترام می گذاشت. او دانشجویانش را تشویق می کرد که گروهی تمرین کنند و با آن ها به کنسرت می رفت. در طی چندین دهه او سخنرانی های متعددی ارائه داده و کلاسهای آموزشی زیادی را در کشورهای مختلف برگزار کرده است. او درحالیکه بازنشست شده است، همچنان در سمپوزیوم های مختلف شرکت می کند. همسر بومان که هلا نام داشت از حامیان او و شاگردانش بود که در سال ۱۹۹۷ درگذشت.

audio file قسمتی از هورن نوازی بومان را بشنوید

بومان به سفارش آهنگ سازانی مانند جان-وک داربلای (Jean-Luc Darbellay)، برنارد کرل (Bernard Krol) و هانس جورج فلوگر (Hans-George Pfluger) اثراتی را نواخته است. او اولین اجرای تریوی هورن، ویولون و پیانوی لیگتی (Ligeti) را در سال ۱۹۸۲ انجام داد که مورد تحسین فراوان آهنگ ساز قرار گرفت. او همچنین ساخته های خود را نیز اجرا کرده است که مهمترین آنها الژی (Eligia) است که با هورن دستی نواخته شد. در سال ۱۹۹۹ انجمن تاریخی سازهای بادی جایزه “کریستوفر مانک” را در پاریس به خاطر خدمات ارزشمند بومان به موسیقی با نواختن سازهای قدیمی (period instruments) به او اعطا کرد.

بومان همچنین هورن های طبیعی دیگری را نیز مانند کلف هورن (kelphorn) آفریقای جنوبی، پست هورن (posthorn) و دانیش هورن (Danish Horn) که به ندرت بر روی صحنه نواخته می شوند را می نوازد.

بومان در سال ۱۹۹۲ به عنوان عضو افتخاری HIS برگزیده شد و شماره آگوست ۱۹۹۸ مجله Horn Call نیز به او اختصاص داده شده است. در این شماره، بومان ماجرای سکته خود را که سمت راست بدنش را فلج کرده بود و روزهای دشوار بهبودی را تعریف می کند. بومان کنسرتوی شماره ۲ استرائوس را با گروه بوفالو فیلارمونیک اجرا کرد و صبح بعد او را در حالیکه سکته کرده بود در اتاقش در هتل پیدا کردند!

پس از گذراندن دو هفته در درمانگاهی در بوفالو به مرکز توانبخشی در اِسن انتقال یافت. او باید مجددا راه رفتن، حرف زدن، شنیدن و نهایتا نواختن هورن را می آموخت. او پنج ماه پس از سکته تدریس را شروع کرد و دو سال بعد تکنواز و رهبر یک کنسرت در جشنواره بود!

hornsociety.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختتامیه ششمین نوای خرّم برگزار شد

آیین اختتامییه ششمین جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرّم (نوای خرم ۶) شامگاه پنجشنبه ۲۱ آذر ماه با حضور تعدادی از هنرمندان، شرکت کنندگان و تعدادی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت تهران برگزار شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

از روزهای گذشته…

خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
خانلری و موسیقی (II)

خانلری و موسیقی (II)

آشنایی با شادروان خالقی، سبب بیداری ذوق موسیقی در خانلری شد، مدتی به‏ نوازندگی ویلن پرداخت، ولی چون نمی‏توانست بطور جدّی به موسیقی بپردازد، بتدریج‏ نواختن ویلن را ترک کرد و به این اندیشه روی آورد که دربارهء«آهنگ کلام»مطالعه‏ کند، و عناصر سازندهء«لحن را در لفظ»مورد بررسی قرار بدهد؛به همین سبب نه تنها موضوع رسالهء دکتری خود را«وزن شعر فارسی»انتخاب کرد، بلکه بعدها هم که برای‏ ادامهء مطلاعات به کشور فراسنه رفت(۱۳۲۷ خورشیدی)بسوی دانش فونتیک‏ tique ? Phone و زبان‏شناسی روی آورد. خود او نوشته است:
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.
مرگِ دهلوی؛ غروبِ یک سده آرمان‌گرایی در موسیقی ایرانی

مرگِ دهلوی؛ غروبِ یک سده آرمان‌گرایی در موسیقی ایرانی

جامعهٔ موسیقی ایرانی، موسیقی‌دانی محتشم و آرمان‌گرا و رُکنی استوار از آخرین حلقه‌های تجددطلبی، نوجویی و ملّی‌گرایی در صدسالِ اخیرِ خود را از دست داد؛ استاد حسین_دهلوی، معلّم، آهنگ‌ساز و موسیقی‌دانِ نامدار ایرانی، کوشنده‌ای دانا، مدیری منضبط و مسئول‌، آهنگ‌ساز و معلّمی فرهیخته و هنرمندی به‌غایت حساس و نازک‌طبع، درگذشت.
ارکستر سمفونی ملی اکراین

ارکستر سمفونی ملی اکراین

ارکستر سمفونی ملی اکراین (Ukraine National Symphony) به دستور وزارت هنر اکراین در سال ۱۹۱۸ تاسیس شد. این ارکستر برای اولین بار به رهبری الکساندر هوریلیج به روی صحنه رفت. ناتان راچلین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۶۲ مدیریت هنری این ارکستر را عهده دار بود. استفان کوژوچار، فدیر هلوچنکو، ایگور بلاژکوف و تئودر کوچر از رهبران اصلی این ارکستر بودند. از رهبران مدعو که به همکاری با این ارکستر پرداختند نام هایی چون لئوپولد استوکویسکی، ایگور مارکتویچ، کورت سندرلینگ، ایوگنی مراوینسکی، کیریل کندراشین، ایوگینی سوتلانو و گنادی روژدستونسکی به چشم می خورد. سولیست هایی که با این ارکستر به اجرای برنامه پرداخته اند عبارتند از: آرتور روبنشتاین ،یهودی منوهین ،دیوید اویستراخ، سویاتوسلاو ریختر، مستیسلاو رستروپویچ، امیل گیللز، لئونید کوگان، گیدون کرمر، اولگ کریسا، مونسرات کاباله، خوزه کارراس و خوان دیگو.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

یکی از شکل‌های آرمانشهر سرمایه‌داری که در موسیقی معاصر پیشگویی شده –می‌توانیم آنرا مکتب شیکاگو یا شکل نئولیبرال بنامیم- ، تصویر آرمانی فروشگاه آثار صوتی با تکثیر باور نکردنی و گوناگونی کالای موسیقایی و وعده‌اش درباره ” اجرای متفاوت برای مردم متفاوت” است، چنانکه خصوصیت آدم حقه‌ باز است: …- (در اینجا نویسنده نام انواع مختلف موسیقی را می‌برد که چون بیشترشان برای خواننده غیر متخصص فارسی زبان ناآشنایند در برگردان حذف شده‌اند م.)
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

«کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در هفته‌ی گذشته به میانه‌ی راه خود رسید. چهارمین جلسه‌ی این کارگاه هشت جلسه‌ای، چهارشنبه ۱۸ بهمن ماه، به درس‌های «سه یاریگر نقد موسیقی» و «زبان و واژگان» اختصاص داشت، که ابتدا به پیوند میان «نظریه‌ی موسیقی»، «تجزیه و تحلیل موسیقایی» و «موسیقی‌شناسی» با نقد موسیقی و سپس مسائل مربوط به زبان و واژگان به کار رفته در نقد می‌پرداخت.