موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (II)

این راه حلی است که قمصری در جاهای دیگری هم آن را به کار گرفته است؛ مثلا اگر به قطعه‌ی اول آلبوم «سرو روان» توجه کنیم همین رویکرد در آن مشهود است. علاوه بر این می‌توان همسانی در نوع نگاه به قطعه‌ی آغازین آلبوم را که در نقش گشایش است دید؛ در هر دو مورد آواز جذب شده در یک زمینه‌ی ضربی نقش آغازگر را دارد.

نقشی که به صورت سنتی از آنِ پیش درآمد، چهارمضرابی کوتاه یا گوشه‌ی نخست بوده است. همین نشانه‌های اولیه ما را راهنمایی می ‌کند که بپنداریم این آلبوم را هم از جهات مخلتف می‌توان ادامه‌ی آلبوم سرو روان دانست هر چند که ویژگی‌های آن را تشدید کرده باشد.

قمصری آهنگ‌سازی است که قطعاتی پر تحرک را که بیشتر شخصیت سازی دارند، به عنوان همراه یا پس‌زمینه‌ی آوازی‌ها در نظر می‌گیرد. با همه‌ی پر تحرکی و تندروندگی، تصنیف «در عاشقی» فقط اندکی از عناصر زمینه‌ی زیرین آواز در «مقدمه‌ی چهارگاه» پر تحر‌ک‌تر است. مثال بهتری از این نگاه را می‌توان در رابطه‌ی تندروندگی و تحرک اولین قطعه در سرو روان با تصنیف نخست این مجموعه مشاهده کرد؛ آن هم تنها کمی از قطعه‌ی بعدش کم تحرک‌تر است، به علاوه، در این مورد مصالح ملودیک مرتبط نیز دو قطعه را به هم مرتبط می‌‌کند و نشانه‌هایی از ارتباط و شواهدی برای تقویت این حدس که این دوقطعه را می‌توان مرتبط با یکدیگر تحلیل کرد، در اختیار قرار می‌دهد.

این قطعات به‌ویژه از دیدگاه ریتمیک و در نظر اول به سختی با آوازی که روی آن خوانده می‌شود ارتباط برقرار می‌کند. این ممکن است نکته‌ی پر اهمیتی نباشد؛ چرا که تاکنون در این نوع همراهی‌ها عملا شنونده‌ی موسیقی‌ ایرانی الگوی متحرک زمینه را ندیده گرفته و توجه خویش را به آوازی که بر روی آن خوانده می‌شود، معطوف داشته است.

اما از سوی دیگر شنوندگان ظریف‌اندیش‌تر حتما از این نکته غافل نخواهند شد. قمصری با کمی آزاد گذاشتن زیرسازه‌ها قدم‌هایی به سوی آزاد کردن موسیقی از قید اجبارهای ریتمیک شعر برمی‌دارد.. این کار را با نوشتن قطعات پر تحرک سازی برای همنوایی با شعر شروع می‌کند و به همین شکل مجبور می‌شود خط آواز تا حدودی آزاد کند.

حد و اندازه‌ی این آزادی را که در تصنیف «سرو روان» به شکلی محدود شروع شده و تا تصنیف در عاشقی امتداد می‌یابد می‌توان اینگونه تفسیر کرد که به دلیل گزینش الگوهای ریتمیک خاص، شعر در نقاط لنگر وزن کلام روی موسیقی سوار می‌شود اما پس از آن آزادانه سیر می‌کند در نتیجه موسیقی آنقدرها هم رها از قید و بند وزن شعر شنیده نمی‌شود.

شاید این مقدار دور شدن از وزن کلام چندان زیاد نباشد، ولی لااقل قمصری این جرات را دارد که با تنش‌های ریتمیک قطعه‌اش بازی کند و آنها را درست روی وزن کلام نچیند و بگوید: «بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کُنم» با آن «اُ»ی موکد دور از ذهن یا آن «چون» که روی حرکت سازی سریعی از هم می‌پاشد و پاره پاره می‌شو، یا آن «آتش» که سنگینی وزنش روی «تش» قرار می‌گیرد تا در انتهای دوره‌ای از ریتم‌ها بر آنها منطبق شود.

همچنین است تصنیف «عاشقی» در آب، نان، آواز، که شعر آن وزنی صریح و وادار کننده دارد، به شکلی که تصنیف‌سازان به سادگی وزن خود شعر را برای بستر حرکتی قطعه‌شان به کار می‌گیرند، ولی قمصری با معکوس کردن سنگینی کلام، شخصیتی مخصوص به خود به آن داده، جدا از سرعت حرکت فیگورهای سازی که همراه نواخته می‌شوند، بخش آواز این تصنیف بازیگوشانه در مقابل وزن متصوَر شعر مقاومت کرده و مداوم روی ساختاری از ضد ضرب‌ها می‌جهد و به پیش می‌رود.

از این دیدگاه –و همچنین اگر به یاد داشته باشیم که چگونه جاهایی در میانه‌ی شعر تحریر نقش رها کننده را به عهده می‌گیرد- در عاشقی حرکتی رو به جلو محسوب می‌شود در مسیری که به نظر می‌رسد در کارهای باکلام قمصری در حال پیشرفت است؛ تصنیف از وزن شعر دورتر شده است.

امکانات فیگورهای متحرک به قمصری اجازه داده که تصویر وزن شعر را که در فرهنگ موسیقی ما بسیار دیکتاتور مآبانه است کمی مبهم و دگرگونه بنماید و از آنچه مورد انتظار است دور شود. آشکار است که همه‌ی تصنیف‌هایش (چه در این مجموعه چه در جاهای دیگر) چنین خاصیتی ندارند، چنانکه در تصنیف آب، نان، آواز باز به ایده‌ی سازگاری موسیقی با وزن شعر باز گشته و از این منظر تصنیف معمولی‌تری را ارائه می‌کند.

یک دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۹ ق.ظ

    وزن و ریتم تصنیف در عاشقی چند ضربیست؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

چگونه منتقد محترم فراگیری مبانی اجرای موسیقی را عمل نمی دانند و از ارائه یک روش برای فراگیری مبانی اجرای موسیقی (هر نوعی از موسیقی) ایراد می گیرند؟ آیا فراگیری مبانی اجرا در موسیقی یک فعالیت بدنی (physical) و فکری (mentally) نیست؟ در هیچ کجای کتاب مورد نقد، اشاره­ای به این نکته شده که: «مثل…
ادامهٔ مطلب »

جلسه نقدِ «نقد موسیقی» در خانه هنرمندان برگزار می‌شود

جلسه ویژه نقد و بررسی نقد در موسیقی با عنوان «نقد نقد در موسیقی ایران» روز پنجشنبه ۵ مهرماه در خانه هنرمندان برگزار می‌شود. این نشست با حضور علیرضا میرعلینقی منتقد و مورخ موسیقی، مهران مهرنیا نوازنده آهنگساز و پژوهشگر، آروین صداقت کیش منتقد و پژوهشگر موسیقی، سجاد پورقناد سردبیر سایت هارمونی‌تاک و کامیار صلواتی پژوهشگر موسیقی به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

با همین سنجه است که ما اغلب فیلم یک کنسرت کلاسیک را فارغ از جداکننده‌هایی مانند طول مدت (شرط‌های کافی حاشیه‌ای)، با همه‌ی حضور پررنگ کارگردان تلویزیونی و دوربین در فرآوری‌شان، نماهنگ نمی‌دانیم. گرداندن سر به سوی جایگاه نوازنده‌های فلوت هنگام اجرای «رقص فلوت‌ها» در «سوییت فندق‌شکن» «چایکوفسکی» رفتار هنجاری از یک دیده‌ور خودمختار آزاداراده است و ما اگر دوربین انجامش دهد همذات‌پندارانه حضور واسطه‌گونش را از میانه برمی‌داریم؛ به عنوان سوژه‌ی مستقل از دید خویش بازش نمی‌شناسیم. همچون هوای شفاف که تنها به واسطه‌ی دید نمی‌توان به عنوان چیزی در میانه‌ی چشم ما و ابژه‌ها شناسایی‌اش کرد.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
سلطانی: موسیقی داوودیان سرشار از نشانه های ایرانیست

سلطانی: موسیقی داوودیان سرشار از نشانه های ایرانیست

در موسیقی یکی دو قرن پیش نگاهی وجود داشت که موسیقی بصورت توصیفی نگاه میشد ولی امروز بسته به نگاه آهنگساز است که چه نگاهی به موسیقی داشته باشد، من نگاهم به موسیقی اینطور نیست و گاهی هم ممکن است به این شکل موسیقی بنویسم.
سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

ببینید ایشان به مرور دچار این فراموشی می شوند، همین طور که خانم میلانی در گفتگویشان گفتند و در کتاب هست، می بینیم که برای یکی از فستیوال ها که می روند ارمنستان، در آنجا گروه کر می بیند که آقای سرشار انگار یک تیکه هایی را دارد دوباره میخواند به اشتباه و رهبر ارکستر همه چیز را جمع میکند. اوایل خیلی به صورت تدریجی این اتفاق برای آقای سرشار می افتد. من از هرکس که این سوال را کردم فقط همه تایید می کردند حتی از آقای گلمکانی که گفتند آدرسها را فراموش میکردند. این فراموشی ایشان یاد ِ همکارانشان هست. بقیه هم اگر قانع نمیشوند کتاب را بخرند و بخوانند و قضاوت کنند. من در مورد هنر ایشان کار کرده ام نه در مورد مردن ایشان!
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (I)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (I)

مارتا آرگریچ (Martha Argerich) در بوینوس آیرس، آرژانتین متولد شد. از سن پنج سالگی آموختن پیانو را نزد Vicenzo Scaramuzza آغاز کرد. در ۱۹۵۵ او همراه با خوانواده اش به اروپا رفت و تحت تعلیم فردریک گولدا (Friedrich Gulda) قرار گرفت؛ همچنین از دیگر آموزگاران او نیکیتا ماگالوف (Nikita Magaloff) و استفان اسکناس (Stefan Askenase) بودند.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بیایم بررسی کنیم امروز را با گذشته، ببینیم مثلا در مقابل دستگاه چهارگاه، ما چه چیزی به موسیقی اضافه کردیم؟ وقتی هیچ قدمی در این راه برداشته نمی شود، چنین استنباط می شود که دارایی های امروز ما از موسیقی ایرانی کافیست و حتی فرض کنیم: «اصلا هر کاری که قدما کردند کافیست، موسیقی ایرانی فقط همین ها است، قدما پرونده موسیقی ایرانی را بستند»!
کارن کارپنتر، پیشگام درام نوازی زنان

کارن کارپنتر، پیشگام درام نوازی زنان

کارن آنه کارپنتر (Karen Anne Carpenter) یک خواننده و درامر آمریکایی بود. او و برادرش، ریچارد، یک گروه موسیقی دو نفره تشکیل دادند به نام کارپنترها (The Carpenters). در سالهای اخیر، هنرمندانی مثل مدونا (Madonna)، شانیا تواین (Shania Twain)، و کی.دی.لنگ (K.D. Lang) در میان دیگران از او به عنوان یک موزیسین تاثیرگذار نام برده اند. “اگر من یک کارپنتر بودم” یک آلبوم تکریم کارپنترهاست که چندین گروه راک آلترنیتیو (alternative rock) بر روی صداهای موسیقی های اجرا شده توسط ریچارد و کارن کارپنتر موسیقی نواخته اند.( یکی از تحسین برانگیز ترین ترانه های این آلبوم آهنگ “Superstar” است که Sonic Youth آنرا بازنوازی کرده است.)
انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

به‌تازگی آلبوم دیگری از ساخته‌های بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا منتشر شده است. آلبومی که قطعه «بیداری» را نیز در خود دارد؛ اثری که حدود دو سال پیش به سفارش یک جشنواره کره ای ساخته شد.
شریف لطفی در شیراز سخنرانی خواهد کرد

شریف لطفی در شیراز سخنرانی خواهد کرد

روز چهارشنبه نهم اسفند ماه سال جاری به همت آموزشگاه موسیقی نگین فارس و با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس، شیراز میزبان شریف لطفی است. وی برنامه ریزی و تدوین رشته های تحصیلی موسیقی برای دوه های کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی و کارشناسی ارشد را پس از انقلاب به عهده داشته و نیز رهبر و بنیان گذار ارکستر فیلارمونیک تهران است. شریف لطفی سالها به عنوان نوازنده هورن ارکستر سمفونیک تهران و آهنگساز و مدرس موسیقی شهرت دارد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

مجددا تایید شد، در را باز کردند، وارد اتاق شدم و در بسته شد. بدون اتلاف وقت ابزار و لوازم مورد نیاز را آماده کرده و زوایای لازم را برای عکس برداری دقیق انتخاب و در ذهن مراحل بعدی کار را طبقه بندی می نمودم تا که لحظه ایی پایمال نگردد.