مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

ایگور اویستراخ
ایگور اویستراخ
پدرت نسبت به تو سخت گیر بود؟
بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!

آیا با نوازندگان دیگر مانند پیکایسن (Pikaisen) و کلیموف (Klimov) هم رقابت دوستانه ای داشته ای؟
اوه بله، آنها رقیب من نیستند بلکه با استعداترین همکارانم هستند!

اجرای برنامه در سالن رویال آلبرت در سال ۱۹۵۳ بود.
این اجرا یک سال قبل از اجرای پدرم بود. من کنسرتو های بتهوون و خاچاتوریان (Kachaturian) را نواختم. اگرچه خاچاطوریان اثر خود را به مسیح تقدیم کرد و آن را چندین بار با رهبری خودش ضبط کرد، اما این اجرا اولین اثر ضبط شده من برای بریتیش کلمبیا EMI بود که رهبری ارکستر فیلارمونیا را اوژن گوسنز (Sir Eugene Goossens) به عهده داشت.

اما نوازندگی تو متفاوت بود، آزادتر و پرشورتر که نقطه مقابل اصالت کلاسیک است.
من نمی توانم در این مورد اظهار نظر کنم چون معمولا یک روزنامه می نویسد که کار خاچاتوریان کلاسیک تر و کار من رمانتیک تر بوده و روزنامه ای دیگر کاملا عکس آن را می نویسد. این سؤال بسیار پیچیده ای است اما پیشرفت من از سال ۱۹۴۵ که خودم را کاملا وقف ویولون کردم آغاز شد. زمانی که من لیپینسکی می نواختم همشاگردی هایم اجرای پاگانینی، چایکوفسکی، برامس و بتهوون را آغاز کرده بودند، بنابراین من با چنان سرعتی کار کردم که در ۴ سال جایزه بوداپست و چند سال بعد جایزه وینیاوسکی (Weiniawski) را بردم.

برای جبران تاخیر در شروع نوازندگی از همان ابتدا باید تلاش می کردم تا در بیست سالگی به تکنیک خودم دست یابم، سپس می توانستم رپرتوار و انعطاف پذیری، رنگ آمیزی صداها را به کارم بیفزایم. شاید در ۱۸ سالگی از لحاظ تکنیکی بهتر از الان بودم، اجرای “Hymn to the Sun” از The Golden Cockerel اثر ریمسکی کورساکوف (Rimsky Korsakov) آنقدرها هم بد نبود! ارنست (Ernst Studies) و کنسرتوی شماره ۲ وینیوسکی را به آسانی انجام دادم، سپس نواختن سوناتهای بسیاری را آغاز کردم، تمام آثار باخ، موزار و بتهوون.

هرچه می گذشت پخته تر می شدم و همیشه به دنبال پیدا کردن موزیکالیته های جدید بودم تا بتوانم در آثارم به کمال برسم. اما هیچ گاه نمی خواستم که شبیه پدرم کار کنم، هرگز به دنبال تقلید کردن نبودم.

اجرا با دیگر نوازندگان بخش اصلی رپرتوار یک هنرمند است. بله! من خیلی خوش شانس بودم که با کاسالز (Casals) همنوازی کردم. همسرم ناتالیا زرتسالوا (Natalia Zertsalova)، کاسالز و من با یکدیگر تریو می نواختیم که برای من بسیار آموزنده و یک رخداد فراموش نشدنی بود. کار با یهودی منوهین (Menuhin) نیز مایه افتخار و خرسندی من بود. همچنین این شانس را داشتم که با رهبرانی مانند کلمپرر (Klemperer)، رینر (Reiner)، سولتی (Solti)، گوئیلنی (Giulini) و… کار کنم، مایه خرسندی است که تا کنون از هر کدام از همکارانم چیزی آموخته ام.

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۹ در ۱:۳۹ ق.ظ

    khachaturian concertoye khodesho be masih taghdim kard ya david oistrakh?
    ?

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر» با اجرای مهران مهرنیا نوازنده تار و سه تار و آهنگساز، هاشم احمدوند خواننده و پیمان ناصح پور نوازنده تنبک در تاریخ ۵ دی ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد.
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

در سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی، دکتر پیروز ارجمند به عنوان سخنگوی هیات داوران به روی صحنه آمد و بیانیه هیات داوران را قرائت کرد که در ادامه متن این بیانیه را به همراه تصاویری از جلسه هیات داوران،‌ می خوانید و می بینید:
همگون و ناهمگون (VII)

همگون و ناهمگون (VII)

آن دسته از افراد که هنوز در خانه‌های خود مشغول به کار هستند نیز به دلیل بیماری، قالی‌ای را که در طول دو ماه به پایان می‌رساندند، اکنون یک ساله می‌بافند. در چندین کارگاه قالیبافی نقش‌خوانانی را دیدم که توانایی قالیبافی نداشتند و فقط نقش‌خوانی می‌کردند و همچنین نقش‌خوانانی هستند که در کارگاهها فقط به خاطر نقش‌خوانی خود حقوق می‌گیرند. (۱۸)
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (I)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (I)

خسرو جعفرزاده را اهالی موسیقی ایران بیشتر با نقدهای تند و صریحش می‌شناسند، نقدهایی که بدون در نظر گرفتن دوستی‌ها و رفاقت‌هایش با اهالی موسیقی، کاملاً بی‌طرفانه و علمی نوشته شده و در مجله‌های مختلف کاغذی و اینترنتی منتشر شده است. فعالیت اصلی و تحصیلات آکادمیک جعفرزاده اما در رشتۀ معماری است و موسیقی همیشه علاقۀ دوم او بوده، گرچه امروز دیگر ارزش فعالیت او در زمینۀ موسیقی کمتر از فعالیت‌های معماری‌اش نیست. سال‌هاست جعفرزاده در مقالاتش به موضوع عامیانگی (۱) در گفتمانِ (discourse) علمیِ موسیقی ایران پرداخته است و یکی از دلایل عدم توافق نظر تئوری‌پردازان این عرصه و نیز ناکارآمد بودن تئوری‌های مرسوم را در نداشتن یک زبان علمی می‌داند.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: “یونان فرایندی متداوم است.” تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.
راپسودی آبی – قسمت دوم

راپسودی آبی – قسمت دوم

از آنجائیکه گرشوین برای ساخت این اثر چند هفته بیشتر زمان در اختیار نداشت، با عجله مقدمات نوشتن را آغاز کرد. در حقیقت ایده اصلی راپسودی آبی در قطار به هنگام سفر به بوستون به ذهن گرشوین خطور کرد.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.
ویژگی های یک سنتور خوب (VII)

ویژگی های یک سنتور خوب (VII)

در ادامه سعی می کنم به نکاتی اشاره کنم که در مجموع باعث بهتر شدن صدای یک ساز می شوند: جا افتادن ساز (یا به اصطلاح آب بندی شدن): گفته می شود هر چه یک ساز بیشتر مضراب بخورد صدای آن بهتر و پخته تر می شود. این مطلب صحت دارد اما نه برای هر سازی با هر کیفیتی بلکه این امر فقط برای سازهای خوب و خیلی خوب مصداق دارد. برای روشن شدن این مطلب به مثالی اشاره می کنم.