جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (I)

جک برایمر
جک برایمر
جک برایمر (Jack Brymer) کلارینت نوازی بود که سبک آرامش بخش نوازندگی و تُن آرام او الهام بخش یک نسل از نوازندگان پس از جنگ بود. همانطور که بسیاری از موسیقیدان ها پس از شنیدن فلوت نوازی جیمز گالوی تصمیم به نواختن فلوت کردند، تنوع و شکوه نوازندگی برایمر نیز کلارینت را برای انگلیسی ها جذاب تر از ویولون ساخت.

کلارینت سازی است که به چنین فرستاده ای برای ترویج آن احتیاج داشت. برای نوازندگان نو پایی که تنها می توانستند آهنگ های گوشخراشی بنوازند، گوش دادن به کنسرتو کلارینت موزار با نوازندگی برایمر و به رهبری سر توماس بیچام، سر نویل مرینر و سر کالین دیویس باعث امیدواری آنها برای بهبود نوازندگیشان و ایجاد آهنگی متعالی با این ساز می شد.

برایمر همچنین تحت سرپرستی استوکوفسکی، کوسِویتسکی و برونو والتر به نوازندگی پرداخته است.

اما مهارت کلارینت نوازی برایمر از درک او از محدودیت های این ساز ناشی می شد. به گفته خودش «توانایی نواختن کلارینت توانایی غلبه بر نقص های این ساز است. هیچ گاه چیزی به عنوان یک کلارینت بی نقص وجود نداشته، ندارد و هرگز نخواهد داشت.» اکنون که نوازندگان، کنسرتوهای موزار را بیش تر از اینکه با کلارینت استاندارد ارکستر اجرا کنند با باست هورن (basset horn) می نوازند، اجرای برایمر-بیچام که در دهه ۵۰ ضبط شد، دست نیافتنی به نظر میرسد، بسیار لطیف و صبورانه اجرا شده است.

این قطعه نشان دهنده نگرشی آرام نسبت به موسیقی است؛ تجربه و استعداد برایمر حاکی از این بود که او قبل از کنسرت ها احتیاجی به تمرین زیاد ندارد. همکارانش به آرامش خاطر و سلفژ او غبطه می خوردند.

برایمر با اجراهایی که در نقاط مختلف کشور ترتیب داد و هم چنین با سفرهای دریایی خود جذابیت کلارینت را با نشان دادن قابلیت های این ساز از نواختن جاز سنتی و کنسرتو متحیرکننده و سنکوپ شده الی زیگمایستر (Elie Siegmeister) گرفته تا تنظیمات موسیقی باروک توسط گوردن جیکوب بیش تر ساخت.

برایمر همچنین این آثار را با قطعات ضبط شده نوازنده ای که پنسیل (pencil) می نواخت و با داستان هایی که روایت آنها به آرامش بخشی نوازندگی خودش بود تنظیم کرد. برایمر همان اندازه که به عنوان نوازنده شناخته شده بود، سخنران خوبی نیز بود زیرا مرتبا در برنامه های رادیو BBC شرکت می کرد.

جان برایمر در ۲۷ ژانویه ۱۹۱۵ در ساوث شیلدز در دورهام به دنیا آمد. پدرش یک ساختمان ساز و نوازنده کلارینت بود که ساز خود را برای جان به ارث گذاشت. برایمر از ۴ سالگی به خودآموزی نواختن کلارینت پرداخت و در ۱۱ سالگی در یکی از گروه های موسیقی ارتش تکنوازی می کرد.

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو کلارینت موزار را با اجرای جک برایمر

او همچنین خیلی زود به یک ساکسیفون نواز معروف تبدیل شد. اما برایمر زیاد به فکر ادامه دادن این کار به طور حرفه ای نبود. او پس از به پایان رساندن دانشکده گرامر در ساوث شیلدز به دانشکده گلد اسمیث در دانشگاه لندن رفت تا دوره تربیت معلم را بگذراند. برایمر از سال ۱۹۳۵ تا سال ۱۹۴۰ که به جنگ فراخوانده شد، در دانشکده کلارک هیث در کرویدون به تدریس مشغول بود. در طول جنگ برایمر به آموزش تربیت بدنی به نیروی هوایی سلطنتی پرداخت. او سپس به کرویدون بازگشت و به تدریس رشته های متفاوتی مشغول شد.

در همین زمان او با ارکسترهای آماتور همکاری می کرد که باعث آشناییش با همسرش جون ریچاردسون شد که حاصل آن یک فرزند پسر بود. زمانی که سر توماس بیچام که به دنبال جایگزینی برای رجینالد کِل در ارکستر فیلارمونیک سلطنتی بود گزارش نوازندگی برایمر را در ارکستر ارنست رید مطالعه کرد، تحولی بزرگی در زندگی برایمر آغاز شد. وقتی که بیچام با برایمر تماس گرفت او در حال رنگ آمیزی دیوارهای بیرونی خانه اش بود و گمان کرد که یکی از دوستانش با تقلید صدای بیچام او را دست انداخته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قیطاسی: در حال پیشرفت هستیم!

آرمین قیطاسی متولد 1361 تهران و هنرآموخته هنرستان موسیقی و لیسانس فلوت است. قیطاسی از سال 1391 مدیریت ارکستر بادی آرس نوا را به عده دارد. گفتگو با این هنرمند را می خوانید:

منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

در سال 59، وقتی به عیادتش در بیمارستان ایرانشهر رفتم، گفت که مرا بی سر و صدا دفن کنید و من به استاد گفتم که نگران چه چیزی هستید زیرا تاریخ قضاوت می کند که چه کسی به این کشور خدمت کرده است و چه کسی خیانت کرده است. در هنگام دفن ایشان ما 5 نفر بودیم که زیر جنازه را گرفتیم. بعد از 20 سال، آقای نصیری فرد کتاب زندگی نامه او را منتشر کرد و عکس استاد با ساز روی جلد آن بود. این نشان می‌دهد که تاریخ قضاوت خود را انجام داد و کشور خدمتگزاران خود را فراموش نمی کند.

از روزهای گذشته…

آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

تقریباً تمامی مجلات تخصصی موسیقی (با گرایش‌ها و سطح‌های متفاوت) در هر شماره‌ی خود بخشی را به نقد موسیقی یا مواردی مرتبط با آن اختصاص می‌دهند:
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

در حین خواندن این نمونه مدرس اشاره کرد که اگر چه این یک نقد نیست اما قیدها و ترکیب‌های به کار رفته در آن (نشانه‌های زرد) تحدید زبان را برای پرهیز از گزافه‌گویی و صدور حکم‌های کلی نشان می‌دهد. وی سپس بخشی از یک نقد منتشر نشده از خودش را هم به عنوان مثالی از تحدید زبان در نقد موسیقی خواند.
بزرگداشت حسین دهلوی و ئولین باغچه‌بان در لندن

بزرگداشت حسین دهلوی و ئولین باغچه‌بان در لندن

۲۹ نوامبر، لوگان‌هال در لندن میزبان برنامه‌ی بزرگداشتی برای حسین دهلوی آهنگساز و ئِولین باغچه‌بان، خواننده‌ی اپرا و از مؤثرترین چهره‌ها در هنر آواز گروهی در ایران است؛ برنامه‌ای که به روند موسیقی کلاسیک در ایران اختصاص دارد. علاوه بر بزرگداشت این دو هنرمند، آثاری از آهنگسازان ایرانی در این برنامه با ارکستر بزرگ به رهبری فرنوش بهزاد اجرا می‌شود. یک گروه رقص هنرنمایی خواهد کرد و همچنین جلسات بحث‌وگفت‌وگو نیز در برنامه گنجانده شده است.
نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

بر کسی پوشیده نیست که نوازندگی نیز مانند تمامی مهارتهای فیزیکی هنری و حتی غیر هنری چنانچه علاوه بر تمرین و ممارست با مطالعه تجارب دیگران، روشها و مفاهیم بنیادی توام باشد، در نهایت نتیجه بهتری را عاید هنرجو خواهد کرد. به همین علت نوازندگان باید ایده های کهنه ای مانند تمرین های مدام و مکانیکی صرف را کنار گذاشته و به نوازندگی بصورت علمی تر و هنری تر نگاه کنند و آنرا صرفا یک مهارت فیزیکی نپندارند.
مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (II)

معلمان من در استرالیا از خانواده هاوکینگز بوده اند. پنج سال با آنها تمرین کردم. آنها خیلی تحت تاثیر سوزوکی بودند و تاکید داشتند که داشتن سرگرمی بخشی از نواختن موسیقی است. امروزه به نظر می رسد که بیشتر نوازندگان این امر مهم را به فراموشی می سپارند، به وی‍‍ژه هنگامیکه پیرتر و عصبی تر می گردند. همچنین من 7 سال با کری اسمیت از کوین لند کنسرواتور تمرین کردم و در دو سال آخر نیز با پیتر ژانگ از کنسرواتور سیدنی تمرین کردم.
درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (IV)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (IV)

در سالهای بعدی وردی بعضی از آثار اولیه خود را بازنویسی کرد، به ویژه نسخه جدید دون کارلوس، جبر سرنوشت و سیمون بوکانگرا. اتلو، بر اساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر با اشعاری از مفیستوفله (Mefistofele) و آرجیو بویتو (Arrigo Boito) که اولین اجرای آن در میلان در سال 1887 بود، ساخته شد. این موسیقی ادامه دار است و امکان تقسیم آن برای اجرا در یک کنسرت نیست. اگرچه این یک شاهکار ارکستری است اما بعضی ها وجود ملودی در این اثر را، آنطور که در دیگر آثار اولیه وردی وجود داشته کم می دانند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

منتقد در اینجا با آوردن جمله «او می‌خواهد به نقطۀ تلفیق موسیقی‌ها و فرهنگ‌ها برسد و همزمان تضادهای روزانه نسلی سردرگم را مستقیماً از کوچه پس کوچه‌های درهم و آشفتگی خفقان‌آورش به تصویر بکشد.» وارد لایه‌ی اولیه‌ی تاویل (صحبت از قطعه در پرتو آنچه می‌پندارد مقصود صاحب اثر بوده است، که البته به قایل شدن نقشی فرهنگی-اجتماعی محدود است) می‌شود در ضمن سراسر این فراز پر است از ارزیابی جایگاه قطعات مورد بحث و خود «هیچکس» -که خالی از واکنش علاقه‌مندانه و جهت‌گیری آشکار کلامی نیز نیست- بدون آن که به صراحت به داوری خوب و بد (و نه ارزش‌گذاری) بپردازد.