گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

گیدیون بروک
گیدیون بروک
معروف ترین اجراهای بروک عبارتند از کنسرتوهای باسون وبر و موزار. منتقدان سونوریته قطعه نواخته شده را بیش از هر چیز دیگری مورد تحسین قرار دادند. پس از اجرای کنسرتو باسون موزار در سال ۱۹۵۴، یکی از منقدان بیان کرد که «وقتی بروک می نوازد صدای باسون مانند سرشیر جاری می شود؛ گاهی آدم فکر می کند که دارند ساکسیفون می نوازند».

بروک درباره این قطعه می گوید: «یکی از بهترین جلسات ضبط با بیچام بود: ما خیلی راحت آن کنسرتو را نواختیم به همین سادگی. به خاطر می آورم که همان موقع نیز تحت تاثیر زیبایی نواختن ارکستر بودم».

در همان سال منتقد دیگری پس از تماشای اولین اجرای بروک از کنسرتوی باسون الیزابت مکونکی Elizabeth Maconchy (که به بروک تقدیم کرده بود) اظهار نظر کرد که: «وقتی که آقای بروک تکنوازی می کند… حتی طنز بخش آخر قطعه نیز دلپذیر می شود».

اما شاید بتوان گفت که ژرفای نوازندگی او در فضای ارکستر فیلارمونیا دیده شد که او در سال ۱۹۶۱ به دعوت والتر لگ پس از مرگ بیچام به آن پیوست. بروک ۱۸ سال در این ارکستر فعالیت کرد تا سال ۱۹۷۸ که پس از دزدیده شدن باسون آدلر ساخت دهه سی اش اعلام بازنشستگی کرد.

audio file بشنوید قسمتی از موومان سوم کنسرتو فاگوت موزار را با اجرای گیدون بروک

پس از بازنشستگی بروک به کار مورد علاقه اش یعنی تعمیر اتوموبیل روی آورد و به یک متخصص تعمیر اتومبیل های رنو ۴ به عنوان یک سرگرمی تبدیل شد! او همچنین یکی از اعضای هیئت امنای بنیاد سر بیچام بود البته بیشتر وقت خود را صرف ویرایش، ضبط و تبلیغ آهنگ های پدرش می کرد که معتقد بود مورد کم توجهی قرار گرفته اند.

در سال ۱۹۶۰ بروک به عنوان استاد آکادمی سلطنتی موسیقی انتخاب شد. او تدریس در آنجا را تا سال ۱۹۸۵ ادامه داد، در حالیکه به همکارانش (که بهتر از او می دانستند) اعتراف می کرد که یک باسون نواز پیر از کار افتاده است که شایستگی این را ندارد که از متقاضیان ورود به آکادمی بخواهد که گام بنوازند، زیرا خودش توانایی انجام چنین کاری را ندارد!

بروک پس از مشاجره با پدرش نام خود را از هلبروک به بروک تغییر داد (که درباره این مشاجره و دلیل آن نیز هیچ گاه حرفی نزد) ولی در سال های آخر عمرش، برای جبران این مسئله، تلاشش را کرد تا نوازندگی پدرش را ترویج دهد.

آثار ضبط شده کمی از بروک به عنوان یک تکنواز وجود دارد اما همین تعداد کم گویای ارزش بالا و تاثیرگذاری کار اوست. شاید یکی از مهمترین کارهای او ضبط کنسرتو باسون وبر در سال ۱۹۴۷ با ارکستر فیلارمونیک لیورپول باشد؛ قطعه ای که گستره قابلیت های یک ساز بادی را در دستان یک استاد ماهر نمایان ساخت.

اگر لئون گوسنز آغازگر تحول در نواختن سازهای بادی در انگلیس بود، گیدیون بروک بود که این تحول را به دهه های بعد منتقل کرد. بروک شخصیت عجیبی داشت و یکی از بهترین نوازندگان سازهای بادی زمان ما به شمار می رود.

بروک در سال ۱۹۶۱ با ژان (گراهام) ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد. بروک در ۲۷ مارس ۲۰۰۵ در سن ۹۳ سالگی درگذشت.

timesonline.co.uk
independent.co.uk

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«صنم ناهنجار»‌ با آهنگسازی «علی قمصری» منتشر شد

دانلود قانونی آلبوم «صنم ناهنجار» جدیدترین آلبوم «علی قمصری» آغاز شده است. «علیرضا برنجیان»، خواننده و «رضا افشاری» شاعر این اثر هستند. این آلبوم توسط «مصباح قمصری» ضبط و میکس شده است. از جمله نوازندگانِ‌ این اثر می‌توان به کامران منتظری، امیر فرهنگ اسکندی، المیرا نعمت‌زاده، علی فربدنیا، اشکان مرادی، کیوان دباغی، نگاز اعزازی، هانیه کیان و میثم مروستی، در کنار علی قمصری اشاره کرد.

پاسخ مدیر اجرایی جشنواره موسیقی فجر ۹۷ به انتقاد حمیدرضا نوربخش

شهرام صارمی نوازنده کمانچه و مدیر اجرایی سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر با انتشار متنی در آخرین روز از جشنواره سی و پنجم، به صحبت‌های انتقادی مدیرعامل خانه موسیقی درباره‌ی جشنواره سال گذشته پاسخ داده است.

از روزهای گذشته…

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (III)

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (III)

تا اینجا سه هنرمند بزرگی را نام بردم که سبک و شیوه ی نوازندگی ایشان بسیار تحت تاثیر استادان شان است و ابداعات آنان نیز در محدوده ی همان تکنیک های ردیف میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی است. در حقیقت می توان گفت آنها به ساختار ردیف بسیار تکیه داشته اند و خلق ساختارهای جدید ایشان نیز ریشه در جملات و الگوهای ریتمیک ردیف دارد. در بسیاری از تکنوازی ها و آثار آهنگسازی شده توسط اینان، می توان مشاهده کرد که چطور موتیف هایی را از ردیف گرفته اند و با بسط و گسترش آن هم در ایجاد فرم جدید موفق بوده اند و هم در ایجاد حال و هوایی تازه در موسیقی ایرانی راهگشا بودند.
شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

کم و زیاد کردن شدت نواخت ها یا نوانس ها، استفاده از مضرابهای پوش و باز و به اصطلاح استاد وزیری “خاموش کردن طنین سیم با انگشت”، استفاده از مالش ها و لغزشها و به اصطلاح گلیساندوها روی ویولون و کمانچه، تلنگرهای غیر عادی روی پوست ضرب و یا دایره و بخصوص استخراج صداهای غیر عادی از سازهای بادی با تکنیک مخصوص، از عوامل مهمی است که در شیوه اجرا مشخص میشود و قاعده ثابتی ندارد که بتوان با مشق از روی آن در این کار مهارت یافت.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
هشتادمین سالگرد درویش خان (II)

هشتادمین سالگرد درویش خان (II)

همراهان سفر دوم باقر خان رامشگر – طاهر زاده- اقبال آذر و عبدالله خان دوامی بودند. پس از ظهور مشروطیت و آزادی اجتماعات و بر پایی جشنها و کنسرتها و آشنایی با ارکسترهای خارجی به آهنگها و قطعات ضربی بیشتری احتیاج پیدا شد.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VIII)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VIII)

در شکل ۶ جمله کنترپوانتیک بعدی را می بینید که اولین خط، ساز سه‌تار، دومین خط بخش مضرابی و سومین خط بخش کششی است. پایور بر روی حرکت پهلویی ملودی سه پاساژ به هم پیوسته را در نظر گرفته که در نوشتن آنها، کم‌ترین حد دیسونانس را در نظر گرفته است.
گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

شنبه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه بین المللی قزوین میزبان چهار تن از دست اندرکاران اپرای مولوی بود. در این برنامه کارگردان اپرا بهروز غریب پور و سه تن از خوانندگان آن محمد معتمدی، حسین علیشاپور و سجاد پورقناد حضور داشتند. در هنگام برگزاری این نشست قرار بود بهزاد عبدی آهنگساز اپرا و همایون شجریان خواننده نقش شمس حضور داشته باشند که به دلیل سفر بهزاد عبدی از ایران و مشکل مجوز برای حضور همایون شجریان در دانشگاه، جلسه بدون حضور این دو هنرمند اجرا شد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.