سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
در دهه سی قرن بیستم بیچام دوباره توانست مدیریت بخش بزرگی از فصل های اپرای کاونت گاردن را در اختیار خود درآورد. اما از آن جایی که تمایل داشت بر آهنگ سازی تمرکز کند تا مدیریت، وظیفه مدیر هنری را به عهده گرفت و جفری توی (Geoffrey Toye) به عنوان مدیر عامل انتخاب شد.

اجرای تریستان و ایزولد (Tristan und Isolde) با خوانندگی فریدا لیدر (Frida Leider) و لوریتز ملکیور (Lauritz Melchior) در سال ۱۹۳۳ موفقیت آمیز بود و این فصل با اجرای حلقه نیبلونگ (the Ring cycle) و ۱۹ اپرای دیگر پایان یافت. فصل ۱۹۳۴، با معرفی کونیکتا سوپرویا (Conichta Supervia) در سیندرلا (La Cenerentola) و لوت لمان (Lotte Lemann) و الکساندر کیپنیس (Alexander Kipnis) در حلقه نیبلونگ برگزار شد.

کلمنس کراس (Clemens Krauss) اولین اجرای آرابلای اشترائوس را در انگلیس رهبری کرد.

در سال های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ بیچام تلاش های جان کریستی (John Christie) را برای ایجاد ارتباط بین جشنواره جدید گلایندبورن (Glyndebourne) کریستی و خانه سلطنتی اپرا دفع کرد. بیچام و توی بر سر اصرار توی برای بکارگیری گریس مور (Grace Moore) بازیگر معروف سینما برای خواندن نقش می می (Mimi) در اپرای لا بوهم (La Bohme) با یکدیگر مشاجره کردند. این کار از لحاظ گیشه موفق بود اما از لحاظ هنری یک شکست به شمار می رفت!

بیچام توی را به شیوه ای که به قول سر آدریان بولت (Sir Adrian Boult) «کاملا غیر انسانی بود» از مدیریت بر کنار کرد.

در فصل های ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹، بیچام که دیگر به تنهایی به مدیریت رسیدگی می کرد فصل هایی بین المللی را با دعوت از خوانندگان و رهبران ممتاز میهمان برگزار کرد. بیچام تقریبا بیش از یک سوم اجراهای هر فصل را رهبری می کرد. او قصد داشت که در فصل ۱۹۴۰ اولین اجرای کامل تروای (The Trojans) برلیوز را ارائه دهد که شروع جنگ جهانی دوم مانع برگزاری این فصل شد. بیچام دیگر تا پایان سال ۱۹۵۱ در کاونت گاردن برنامه ای را رهبری نکرد و تا ۱۹۵۱ نیز کاونت گاردن دیگر در اختیار او نبود.

او در سال ۱۹۳۶ فیلارمونیک لندن را به تور بحث برانگیزی در آلمان برد. اعتراض هایی که نسبت به کار او صورت گرفت از این باور ناشی می شد که مبلغان نازی از بیچام استفاده کرده اند. در واقع بیچام نیز درخواست نازی ها را برای لغو اجرای سمفونی اسکاتلندی فیلیپ مندلسون (Scottish Symphony of Felix Mendelssohn) که ذاتا یهودی بود اما به مسیحیت روی آورده بود را قبول کرد. آدولف هیتلر در کنسرت بیچام در برلین شرکت کرد!

وقتی که بیچام دیکتاتور را در حین تشویق دید گفت: «به نظر می رسد که این پست فطرت از کنسرت خوشش آمده!». بیچام پس از این تور دعوت های بعدی آلمانی ها را برای اجرای کنسرت نپذیرفت. اما او در فوریه سال بعد ارفیوس و یوریدایس (Orpheus and Euridice) و ربایش از سراگلیو (Die Entfuhrung aus dem Serail) را در خانه اپرای برلین رهبری کرد و فلوت سحرآمیز (The Magic Flute) را در تالار بتهوون در برلین در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ ضبط کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (I)

من در یکم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در فراهان متولد شدم. در همان سالهای کودکی به اقتضای شغل مرحوم پدرم به تهران مهاجرت کردیم. سال های دوران تحصیل ابتدایی را در تهران و در مدرسه جیحون گذراندم. مقارن با روزهای انقلاب پنجاه و هفت در کرج ساکن شدیم. عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال های قبل از انقلاب، تأثیر بسیاری درعلاقه من به هنر، خاصه ادبیات و موسیقی گذاشت و هم اکنون نیز مصرانه به همان علایق دوران کودکی می پردازم. دوران نوجوانی من و هم نسلان من مصادف بود با سال هایی که تنگناها و شرایط اجتماعی مانع از آموختن موسیقی بود و انتخاب شغلی به عنوان یک موسیقی دان، برایم غیرممکن و غیر قابل تصور بود، زیرا نه آموزگاری در موسیقی می شناختم و نیز امکان حضور در هنرستان یا دانشکده موسیقی میسر نبود. ولی این شانس را پیدا کردم تا در دوران نوجوانی ارتباط دوستی نزدیکی با نویسندگان بزرگی همچون محمود دولت آبادی، علی اشرف درویشیان، پرویز بابایی، هوشنگ گلشیری، رضا عابد و…. پیدا کنم.

مروری بر آلبوم «پرتره‌ی آهنگساز در جوانی»

«پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» گذشته از هر چیز، حتا گذشته از مرور تاریخچه‌ی زندگی هنرمند، خبر از برآمدن یک آهنگساز می‌دهد و می‌گوید اگر سرگذشت آهنگسازش به همین منوال پیش برود که از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ رفته (تاریخ قطعه‌های آلبوم)، در آینده از «امین شریفی» آوازه‌ای بلند خواهیم شنید.

از روزهای گذشته…

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin’ Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.
سونات

سونات

یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد : “قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود”. اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.
گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
نابوکو (II)

نابوکو (II)

نیکولا بعد از رد کردن سرودن اشعار نابوکو، بر روی “Il Proscritto” کار کرد که اولین اجرای آن در مارچ ۱۸۴۱ فاجعه ای بود و باعث شد نیکولا قراردادش را لغو کند و زمانی که به وین بازگشت و درباره موفقیت نابوکو شنید بسیار خشمگین شد و گفت: “اپراهای وردی بسیار زشت هستند، قطعات وی از لحاظ تکنیکی تمسخر آمیز اند وی حتی حرفه ای نیز نمی باشد، باید برای او تاسف خورد، آهنگساز خوار.” همچنین اپرای نابوکو را هیچ خواند و گفت: “جنون آمیز، پرخاشگر و جانی”.
موسیقی و معنا (VII)

موسیقی و معنا (VII)

تجربه‌ی موسیقایی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای زیبایی‌شناختی، باید هر دو نوع تصدیق را داشته باشد. تنها در صورت وجود این دو شرط است که موسیقی فهمیده و معنای آن حاصل می‌شود. اسکراتون نیز معتقد است که تبلور احساس در موسیقی به شکلی کلی صورت می‌گیرد و نمی‌توان تعیین کرد که کدام ویژگی‌های موسیقی مستقیماً مسئول بیان یک احساس مشخص هستند (۱۹۸۷، ۱۹۹۷). او می‌گوید: «آدمی در واکنش به یک قطعه‌ی موسیقی به حالت هایی رهنمون می‌شود که مفهومشان را از کل مجموعه دریافت می‌کنند» (۱۹۹۷: ۳۵۷)، اما برای دریافت این وجه از معنای موسیقی، مخاطبان باید بتوانند موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند. بنابراین اسکراتون بر آن است که معنای موسیقی ریشه در دریافت استعاری آن دارد و این معنا در فرهنگ موسیقایی و خاصه در یک فرهنگ موسیقی تعریف می‌شود؛ این فرهنگ توانایی تفسیر شهودی مخاطبان را با طرح‌ها و اهداف آهنگ‌سازان و اجراکنندگان موسیقی همسو می‌کند.
خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی اصولا مقوله ای معرفتی است که طی آن، موضوعی که باید آموخته شود چون نقطه ای روشن از انتهای خیال برجسته و برجسته تر میشود. یکی از ضعف های نظام مدرسی آن است که فاقد تحریک هدف و خواسته یا آندو به مثابه نقطه روشن برای وصال و تجلی آن میباشند و موضوع علم یا هنری را که میخواهند پرورش دهند از قلمرو خیال خارج میسازند.
انتخاب سبک آهنگسازی، برگ برنده آهنگساز

انتخاب سبک آهنگسازی، برگ برنده آهنگساز

فیلم سینمایی “اینجا کسی نمی میرد” با کارگردانی حسین کندری در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، در ۶ سینمای تهران به اکران رسیده است. موسیقی این فیلم ساخته مهدی پناهی، آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر است. امروز نقدی درباره موسیقی این فیلم، به قلم حمید یوسفی را می خوانید:
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.