بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت دهم)

روح الله خالقی  (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
۱٫۱٫۲۷ محلی بختیاری (همایون، شوشتری و بختیاری، ترانه های محلّی، گلهای رنگارنگ شمارهِ ۲۵۱)
توجّه به گنجینهِ عظیم و پربار الحان محلّی ایران از دیرباز در میان آهنگسازان ما مطرح بوده است. امّا جالب آنکه تلفیق این گوه های اصیل شرقی با تکنیک حیرت آور موسیقی غرب، در مواردِ بسیار نه تنها روح محلّی که ذات شرقی اثر را نیز محو ساخته است، تا آنجا که سکنهِ بومی خطّهِ زادگاهِ نغمه، از شناسائی اثر جدید عاجزند.

موفقیّتِ خالقی از این دیدگاه حقیقتاً قابل تحسین است. در اجرای اثر فوق در برنامهِ گلها، روح محلی اثر محفوظ و در عین حال با ادغام بجای ملودیهای مختلف و ترکیبِ سازها و مخصوصاً با بکارگیری عالی سازهای محلّی بر جذابیّت و شکوهمندی اثر افزوده شده است.

منظور از ادغام بجای ملودیهای مختلف، ابتکار بدیعی است که در اینجا بکار رفته و میتوان آنرا نوعی سنّت شکنی عالمانه و پسندیده نامید.

ارکستر در قسمت اعظم آهنگ، لحن نغمه خوانده شده را، برخلاف آنچه از دیرباز در موسیقی ما و بویژه در ترانه های محلّی مرسوم بوده، تکرار نمیکند. ارکستر تنها در همراهی با خواننده، نغمهِ اصلی را مینوازد و همواره با نغماتی نو به استقبال یا به بدرقهِ وی میشتابد. غنای هنری این ابتکار وقتی بیشتر لمس میشود که ارکستر سرانجام از نوآوری اجتناب و به تکرار نغمهِ اصلی بسنده میکند و آن در اواخر آهنگ است. ظاهراً این ابتکار تازگی ندارد و بخصوص در آثار وزیری بدفعات تکرار شده بود.

امّا دو نکته را نباید نادیده گرفت. در ترانه های روستایی تکرار ملودی خوانده شده بوسیلهِ ساز، سنّتی است کهن و امروزه نیز پابرجا؛ در حالیکه در اثری که آهنگسازی خود مستقلاً خلق میکند دستش برای چنین کاری باز است و نکتهِ دیگر آنکه باید این اثر را از این دیدگاه با دیگر آثاری که حاوی همین ابتکارند، مقایسه نمود تا به ادغام بجا و بیجا بدرستی پی برد.

audio file بشنوید “دست به دستمالم نزن” را با صدای الهه و قوامی با تنظیم خالقی

ملودیهایی که به استقبال صدای خواننده می آیند یا آنرا بدرقه میکنند، همگی نه تنها رنگ و بوی همان نوای اصلی را دارند، بلکه در کلّ و با نغمهِ اصلی، مجموعه ای را تشکیل میدهند که حتی برای گوشهای ناآشنا کمترین اثری از ناهماهنگی و ناموزونی بدنبال ندارند. گویی همگی این اجزاء متفاوت، به یکدیگر پیوندی دارند نهانی که مجموعهِ آهنگ را برای روستائیان نیز جذّاب میسازد. این مطلب زمانی بهتر قابل درک است که دیگر اجراهای همین نغمهِ بختیاری نیز شنیده شوند.

روبیک گریگوریان و مرتضی حنّانه از این میان معروفترینند. سیطرهِ تکنیک در اثر حنانه و عقب نشینی روح محلّی آهنگ، آنرا بی تردید برای برنامهِ گلها که زیربنایی محکم در سنّت داشت، مناسب نمی ساخت.

اجرای خالقی بین مردم کوچه و بازار نیز شهرت یافت؛ اثر حنّانه که رنگی از موسیقی کلاسیک غرب به همراه داشت، در میان آنانی پذیرفته شد که چشمشان به غرب دوخته شده بود.

گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۱ برنامه ای است که از یکسو اصالت نغمات و کلام و حتّی لهجه، هم در دکلمهِ اشعار و اصولاً انتخابِ آنها، هم در آواز و هم در ترانه رعایت شده، تا آنجا که شنونده ای روستایی آنرا متعلّق بخود میداند. از طرفی دیگر ارکستراسیون و تنظیم آهنگ، از پایه ای متجدّد و علمی برخوردار است. بهره وری از تکنیکِ مدرن و در عین حال حفظِ جدّی سنّت در خلق اثر هنری که ایده آل استاد علینقی وزیری بود، در این اثر در حدِ کمال است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

چهار سال پیش خبری مبنی بر چاپ سالشمار موسیقی زنان توسط نیکو یوسفی در خبرگزاری ها قرار گرفت ولی به دلایل مختلفی این اتفاق به تاخیر افتاد تا اینکه قرار شد، اطلاعاتی مربوط به موسیقی زنان در سایتی خصوصی به مدیریت نیکو یوسفی به انتشار برسد. با او به گفتگو نشسته ایم درباره شکل جدید این پروژه و فعالیتش.
نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

“شیدایی” در زمان خود بسیار مورد استقبال اهالی هنر قرار گرفت و نو آوری مشکاتیان در ارائه ریتم ۱۴ ضربی تحسین بسیاری را برانگیخت؛ همنشینی ریتم و تم این قطعه به حدی بود که حتی اشکالاتی که این تصنیف در پیوند شعر و موسیقی داشت (۲) را از دید شنونده اهل موسیقی دور نگه داشت و آنها تا به امروز آنرا یکی بهترین تصانیف موسیقی ایرانی می دانند.
راک اند رول در بریتانیا (I)

راک اند رول در بریتانیا (I)

British rock and roll یا Brit rock با تاثیر پذیری از سبک راک اند رول (rock and roll) و ریتم اند بلوز (rhythm and blues) آمریکایی به وجود آمد اما انرژی و ضرورتهای تازه ای را به آن افزود، الهام از موسیقی گذشته و کسب محبوبیتی فراگیر برای موسیقی ریتم اند بلوز سیاهان آمریکا و همچنین جهانی کردن موسیقی مذهبی (gospel music) از مهمترین شاخصه های این موسیقی است. بیشترین عاملی که موسیقی راک را ناب کرده است، توانایی آن در هماهنگ کردن تماشاگران و پذیرش تاثیرات تازه می باشد.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام در رساله کوتاهى که در موسیقى نظرى نوشته بیست و یک ذو الاربع معمول در عصر خود را با نسبت‏هاى ریاضى معین کرده است. همانطوری که مى‏دانیم این رساله خیام فصلى از شرحى است که این دانشمند بر کتاب موسیقى اقلیدس نوشته است که متأسفانه از آن اثرى در دست نیست. از این رساله مختصر خیام تاکنون دو ترجمه فارسى صورت گرفته است.
گفتگوی هارمونیک یکساله شد

گفتگوی هارمونیک یکساله شد

سال گذشته ۱۶ فروردین ماه بود که “گفتگوی هارمونیک” را راه اندازی کردیم و در کنار سایر وبلاگ ها و سایت های فارسی زبان در حد و توان خود سعی به گسترش آگاهی علاقمندان به موسیقی در این زمینه نمودیم. کار خود را با یک وبلاگ ساده شروع کردیم و با زبانی ساده وارد محفل گرم دوستداران موسیقی روی اینترنت شدیم.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
برنامه کنسرت راجر واترز به نفع فلسطین تغییر کرد

برنامه کنسرت راجر واترز به نفع فلسطین تغییر کرد

راجر واترز، عضو سابق گروه پینک فلوید، مدتی پیش برنامه تور تابستانی خود در اروپا را اعلام کرده بود که اجرای برنامه ای در تل آویو نیز در کنارآن دیده می شد. حدود یک ماه قبل، نامه سرگشاده ای از طرف انجمن هنر مدرن فلسطین و مجمع هنرمندان فلسطین برای راجر واترز ارسال شد که طی آن به شهرت این هنرمند در برقراری عدالت جهانی اشاره شده از او درخواست شده بود که اجرای برنامه در اسرائیل را لغو کند.
نگاهی به اپرای مولوی (X)

نگاهی به اپرای مولوی (X)

در ادامه این پرده، همانطور که نظاره گر خلسه و سماع مولانا هستیم، ناگهان با تصویری عجیب روبرو می شویم، مولانا در همان حالت سماع ولی در میان کوچه آن هم در میان خنده و تمسخر مردمان! آری، کارگردان و نویسنده این اثر، باز با زیرکی به ما می گوید که تمام این تصاویر دل انگیز در ذهن مولوی روی داده و در این لحظه او را از منظری خارج از ذهن او می نگریم… کودکان با تمسخر او در کنار او می دوند و مریدان سابقش به نصیحت او می پردازند… در این صحنه بهروز غریب پور حتی صحنه را هم تغییر نمی دهد و فقط نورپردازی تغییر می کند!
تصنیف یک قِرانی

تصنیف یک قِرانی

در حافظه شنوایی ام و از گذشته های دور و ایام کودکی تصویر مبهمی در ذهن دارم و شاید هم نسلانم که چهل سال پیش کمابیش چهار پنج ساله بوده اند هم به یاد بیاورند ظهر های تابستانی را که صدای معمولا دلنشینی سکوت داغ کوچه ها را به آواز خوش در می نوردید. مردان آوازه خوان ِ دوره گردی که که اغلب صدای خوشی هم داشتند جدیدترین ترانه های روز و یا ترانه های قدیمی تر که جنبه های نوستاژیک در خود داشتند را به صدای بلند می خواندند و جالب اینکه شعر این تصنیف ها را که روی کاغذ های کوچکی چاپ شده بود به قیمت یک ریال می فروختند البته شاید قدیمی تر ها، نسلهای قبل از تورم های اقتصادی آنچنانی و اختلاس های اینچنینی قیمت کمتر از یک ریال را هم به خاطر داشته باشند. اما جالب تر از این همه استقبال فراوان مردم برای خرید این تصنیف ها بود. خیلی ها این ترانه های کاغذی را می خریدند تا برای دوستان و خانواده و یا حتی در خلوت خود آنها را زمزمه کنند. در آن قحطی عرضه محصولات فرهنگی و البته نه قحطی آثار موسیقائی در خور تامل (چون امروز) این آهنگهای کاغذی از دست به دست و از دل به دل راه خود را در میان مردم کوچه و بازار و نهایتا در حافظه تاریخی فرهنگ مردم روزگار خود باز می کردند.