نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (I)

کوک تار: نحوه کوک شدن تار اهمیت زیادی در نوشتن قطعه برای این ساز دارد؛ نوع ساختار این ساز، از شکل کاسه گرفته تا پوست، مکانیزمی تولید کرده که تار امکان ماندگاری صدای زیادی داشته باشد، به همین علت در حین ارتعاش یک نت، نتهای دیگری هم مرتعش میشوند (منظور هارمونیکها نیستند) که این نتها از سیمهایی آزاد تولید میشود. به همین خاطر بهتر است برای هر گام یا دستگاه فقط از کوکهای مناسب همان دستگاه یا گام استفاده کنیم مثلا در اجرای قطعه ای در گام دو ماژور، سیم ها را به صورت، دو، سل، دو، دو کوک کنیم و یا در اصفهان سل، دو، سل، ر، ر کوک کنیم.

یادآوری این نکته لازم است که برای یافتن کوک مناسب تار در هر قطعه باید حرکت ملودی بصورت عملی روی ساز تصور شود؛ با بررسی کوکهای متداول تار، به این نتیجه میرسیم که در بیشتر مواقع، نتهای اصلی دستگاه مورد استفاده، در سیم های دست باز (که همانطور که اشاره شد، حتی اگر با مضراب مرتعش نشوند، به خاطر لرزش سطح پوست ساز، مرتعش میشوند) وجود دارند و کوک شدن سیم اول تار به خاطر اینکه بیشتر از ۸۰% بار قطعاتی که این ساز دارد، روی سیم اول است، همواره دو کوک شده (چون به خاطر پرده گیری روی آنها، صدای دست بازشان کمتر شنیده میشود) و دوبل سیم دوم هم به همین شکل ولی با بار کمتری نسبت به سیم دو، در اکثر مواقع، سل یا فا کوک میشود. به همین خاطر نام این دو دوبل سیم را سیم دو و سیم سل مینامند.

نکته دیگری که باید در آهنگسازی برای تار دقت داشت، کمتر استفاده شدن سیم بم است که در بیشتر مواقع به صورت اکتاو با سیم هنگام (سیم پنجم تار که به دلیل کوک معمول آنکه اکتاو سیم بم است، به سیم هنگام مشهور است) کوک و نواخته میشود؛ صدای سیم بم تار در هنگام پرده گیری، بر خلاف دو دوبل سیم دو و سل، به خاطر نواخته شدن همزمان (در بیشتر مواقع) با سیم پایینی خود یعنی سیم هنگام، یک دوبل نت با صدای اکتاو میدهد که ناهمگونی زیادی با آن دو دوبل سیم دو و سل دارد. به همین دلیل بعضی آهنگسازان مثل حسین دهلوی برای حل این مشکل (البته بعضی این مشخصه تار را مشکل تلقی نمیکنند و باعث زنگ دار شدن صدای این ساز میدانند) پیشنهاد حذف یا تغییر این سیم را مخصوصا در اجرای قطعات ارکستری داده اند.

تریل: در نوازندگی تار از تکنیکهای تریل (بوسیله انگشت اول و دوم، دوم و سوم و دوم و چهارم) به کررات استفاده شده و میشود ولی به خاطر نوع انگشت گذاری در تار و فواصل آن به ندرت تریل با پایه انگشت سوم و حرکت انگشت چهارم استفاده میشود نیز، تریل بوسیله نت گیری روی دو سیم غیر هم نام هیچگاه استفاده نمیشود. ضمنا نوعی تریل با کمک گرفتن فاصله دوم روی دوبل سیمهای همنام، متداول است که جزو تکنیکهای مختص تار نوازی است ولی در نوشتن موسیقی برای آن باید توجه داشت که مخصوصا با اجرای سریع ریز، میتواند به شکل دوبل نت فاصله دوم صدادهی داشته باشد.

باتری: باتری ها بوسیله انگشت های یک و سه و گاهی دو و چهار روی تار اجرا میشوند. اجرای باتری روی تار به خاطر تولید صدایی شبیه به تحریر خوانندگان، با عنوان تحریر هم یاد میشود، هرچند در تحریر خوانندگان کمتر این فاصله اجرا میشود. در نوشتن باتری ها باید به پوزسیون دست توجه کرد، زیرا ممکن است یک باتری در پایین دسته (منظور نتهای بم است نه قسمت نزدیک به بیخ دسته) به خاطر زیاد بودن فواصل قابل اجرا نباشد ولی در بالای دسته قابل اجرا باشد.

دوبل ها: دوبل ها روی تار بوسیله سیمهای همنام یا غیر همنام ولی نزدیک به هم، مورد استفاده قرار میگیرد و اجرای دوبل بین مثلا سیمهای دو و سیم بم بوسیله مضراب تقریبا غیر قابل اجرا است مگر اینکه مانند آکورد گیری در ویولون توسط ارتعاش سریع به وقوع بپیوندد. تار توانایی اجرای آکورد هایی با شش صدا را دارد که بسته به کوک میتوانند کیفیاتی متفاوت داشته باشد. شایان ذکر است در مواردی استثنایی نوازندگان تار بوسیله ناخن هم سیمهای تار را مرتعش میکنند و با همین روش دوبل نتی از سیم بم و سیم های دیگر را اجرا میکنند.

کنده کاری و گزش: گزش ها یکی از تکنیک های متداول در تار هستند که انواع مختلفی دارند؛ در تار هم تکنیکی مانند پیتزیکاتو دست چپ در ویولون وجود دارد با این تفاوت که حتی بدون کندن سیم هم میشود بوسیله ضربه عمودی به سیم توسط انگشت، سیم را مرتعش کرد. در مواقع نادری هم سیم بم توسط انگشت شصت مرتعش میشود. لازم به ذکر است، امکان ارتعاش سیم در تار و سه تار به شکل ضربه انگشت دست راست بر روی دسته هم مانند ساز مانند دیوان و قوپوز قابل اجرا است ولی به خاطر ارتعاش قسمت روی دسته سیم (فاصله قسمت ضربه خورده تا شیطانک)، صدای مطلوبی ندارد و استفاده از این تکنیک عمومیت پیدا نکرده است.

8 دیدگاه

  • پوریا
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۹ در ۳:۱۴ ب.ظ

    سلام،
    عرض ادب و وقت بخیر،

    در ابتدا تشکر ویژه ای میکنم از تمامی دست اندرکاران و فعالان سایت harmonytalk که چند سال است که به خوبی به کارشان ادامه میدهند، بی هیچ عیبی و نقصی…

    از حضور گرامی شما تقاضایی دارم که خواهشمندم به آن توجه کرده و در صورت امکان عملی فرمایید؛
    بی عیب و نقض از آن جهت گفتم که سایت شما از همه ی جنبه ها به موسیقی می نگرد و درست هم می نگرد، از جنبه های مختلف..، اعم از موسیقیایی، مهندسی، فنی، ساخت سازها، دانستنیها و “روانشناسی”، که تمرکز عرائض بنده رو یه این جنبه موسیقی است…، “روانشناسی”.
    با توجه که شما لطف فرمودید و بیش ده مقاله به طور مستقیم و غیرمستقیم به “روانشناسی” پرداختید، اما خواهشمندم که باز هم این لطف را تکرار کنید، هم به نفع سایت شماست، و هم خیلی از افراد جواب بعضی از سوالاتشان را یه یاری شما می گیرند.

    می خواستم بدانم که برای شما امکان پذیر است که به موضوع (جالب) “روانشناسی موسیقی” بپردازید؟
    “روانشناسی موسیقی” نه “موسیقی درمانی”..!
    یعنی نگرش روانشناسی به سبکهای مختلف، یا کلمه ی راحتتری به کار ببرم.. “روانشناسی سبکهای موسیقی”،
    که برای مثال سبک »راک« از نظر روانشناسی تایید می شود یا خیر…
    همین طور سبک پاپ، متال، رپ، کلاسیسک، نیو ایج، دنس، ….
    یا این که به روانشناسی گروهها و موسیقی دانان بپردازید، برای مثال، “روانشناسی پینک فلوید”، “کوئین”، “بیتلز”، و … ، بررسی اشعار و موسیقی و شخصیت گروهها و موسیقیدانان از لحاظ روانشناسی…، موضوع جالبی می باشد، اگر امکان دارد به تقاضای بنده رسیگی فرمایید… منتظر جواب شما چه در صورت مثبت بودن و چه در صورت منفی بودن هستم…
    ایمیل من : [email protected] می باشد که لطفا از این طریق جواب بنده را بدهید،
    مشتاقانه منتظر جواب شما هستم.

    موفق و سربلند باشید؛
    باتشکر

  • Ali
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۹ در ۹:۴۲ ب.ظ

    be nazare man bozorgtarin moshkel sazi ke albate kamelan be hagh, oono padeshahe sazhaye irani laghab dadan, revayatha o maktabhaye faravoonie ke moteasefane hichvagh be ye methode vahed o ye marjae kamel nareside. shayad paivaraye tar kheili ziad boodan. amma ey kash vojoode shahnazha, zarifha, alizadeha va bozorgani ke honareshoono ba mezrabhashoon rooye in saz be yadegar migzaran be yek methode jame o kamel khatm mishod ta javoonaye ma in hame mioone in hame sabkha o maktabhaye mokhtalef sargardoon nashano be birahe naran. albate talashe kasani chon ostad zarif dar amoozesh o ta’life kotobe honarestan ke kameltarin methode mojoode, bedoone hich shakki ghabele setayeshe o ehterame amma sar o samoon dadan be moosighie ma niaz be yek sazmandehi vahed dare ke……… khodetoon behtar midoonin. kash yerooz……….velesh kon dige az arezoo kardan baraye moosigimoonam naomid shodim. be har hal mamnoon az zahmati ke vase honare iranemoon mikeshid

  • Massoud
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۹ در ۹:۵۲ ب.ظ

    Besiar ziba, montazere ghesmate badi hastim

  • ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۱۵ ق.ظ

    در بند آخر که به تکنیک taping یا همان شلپه اشاره شده برای مثال سازهای دیوان وقوپوز آورده شده، این تکنیک در ساز باغلاما (عموما در باغلامای دسته کوتاه و به ندرت در باغلامای دسته بلند) کاربرد دارد و استفاده از این تکنیک در دیوان (به خاطر ابعاد بزرگ و صدای نامطلوب) و قوپوز (ساز عاشیقی) رواج ندارد.

  • ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۶ ق.ظ

    دوست گرامی علی
    ممنون از نظر شما
    من این تکنیک را روی قوپوز دیده ام که اجرا میکنند، هرچند کم نسبت به باغلاما کمتر. راستی دیوان و باغلاما آنطور که من میدانم یک ساز هستند که اولی دسته بزرگ و دومی دسته کوتاه تر دارد. ترکها هر دو را باغلاما و کردها دیوان می گویند.

  • علی
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ در ۳:۴۳ ب.ظ

    دیوان و باغلاما هم خانواده هستند ولی یکی نیستند، دیوان در واقع سازی از همان خانواده با ابعاد بزرگتر و صدای بم تر است، تقسیم بندی هم که ذکر کردید مربوط به باغلاماست که دو نوع دسته بلند و دسته کوتاه دارد و با همان نامها (باغلامای دسته کوتاه و باغلامای دسته بلند) خوانده میشود. بعد از این سازها چگور و جورا نیز از این خانواده هستند.

    اینکه این ساز در ایران یا در میان کردها به چه نامی شناخته میشود تحت تاثیر غلط جا افتادن نامهاست، باید دقت کرد هر سازی از خانواده باغلاما دارای نامی به خصوص و دارای ویژگی های متفاوت (در کوک، نوازندگی، صدادهی و …) میباشد و بهتر است هر سازی از این خانواده با نام خود شناخته شود.

  • ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ در ۶:۱۸ ب.ظ

    ممنون از توضیحات مفید شما.

  • کبیر
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۵ ب.ظ

    سلام خسته نباشید .
    واسه کسی که خودش هم بخونه هم ساز بزنه کدوم بهتره دسته کوتاه یا دسته بلند؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«تمرکز بر دگرگونی» یکی دیگر از پیشنهادهاست. نقد ما توان تحلیلی اندکی برای تشخیص دگرگونی‌ها دارد همان‌طور که در جلسات پیش هم نشان داده شد نقدگران ما به سختی می‌توانند نشان دهند که دو چیز شبیه هم هستند به همین قرینه دگرگونی را نیز به سادگی نمی‌توانند مستدل کنند. «سبک‌شناسی» هم یکی از چشم‌اندازهاست که به مورد قبل مرتبط است. یعنی اگر توان تشخیص تحلیلی نقد ما افزایش یابد می‌توان چشم‌انتظار نوشتارهایی بود که صورت‌بندی سبک‌شناسانه می‌کنند، آن هم به شکلی آگاهانه. نقد معطوف به صورت‌بندی به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اطلاعات سبک‌شناختی به اجرای مجدد آثار و ارزیابی آنها بسیار یاری می‌رساند.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

چون در مد ها که به طور کلی اشل های پایین رونده ای می باشند، درجه پنجم فاقد جذابیت می باشد، مگر اینکه به یک اکتاو بم تر نسبت به تونیک قرار بگیرند و یا با تونیک در فاصله چهارم قرار بگیرند، لذا هرگز نمی توانند در آکوردهای سیستم زوج مورد استفاده قرار بگیرند. مثال شمارهء ۱۵
علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

پس غیر از گوش دادن به طور علوانی و مقایسه کردن فواصل این آواز در مباحث تئوری هم به این نتیجه می رسیم که فواصل اجرای این طور شباهت زیادی با فواصل و ذائقه موسیقایی جنوب کشور دارد. همین نکته باعث وجود یک طور خاص در کل مکاتب عرب شده است.
اصفهان از دوک الینگتون

اصفهان از دوک الینگتون

هنگامی که نام دوک الینگتون (Duke Ellington) را می شنویم، در ذهن قطعه هایی مانند “In a sentimental mood” یا “Sophisticated lady” یا “Take The A Train” و… تداعی می شود، قطعه هایی که بدون شک جزو پایه های موسیقی جز (Jazz) محسوب می شوند. اما حتما” برای شما جالب خواهد بود که بدانید آقای دوک الینگتون علاوه بر یک موسیقیدان، رهبر ارکستر و نوازنده پیانو جز، به تحقیق راجع به موسیقی ملل مختلف هم پرداخته است.
چند توصیه برای محافظت از ساز شما

چند توصیه برای محافظت از ساز شما

مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد.
تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (I)

تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (I)

«تمرین تونال» نام اولین اثر موسیقایی منتشر شده از «حمیدرضا اردلان» است. این سی‌دی، به گفته‌ی خود آهنگساز۱، بخشی از مجموعه‌ی بزرگ‌تری از آثار او است که در آینده به تدریج منتشر خواهد شد. هشت تراک بر روی این سی‌دی موجود است؛ ایرانی ۱ تا ۵ که یک مجموعه‌ی به هم پیوسته‌اند، «تمرین تونال»، «بلغز» و «نمی‌دانم». در این نوشتار سعی بر این است که به آنالیز مختصر مجموعه‌ی ایرانی‌ها پرداخته شود.
انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.
شاید چنین باشد، شاید (II)

شاید چنین باشد، شاید (II)

رنگ‌آمیزی دور از ذهن اولین مشخصه‌ی سوگواری «چکناواریان» است. دور کردن تکنوازان تالار رودکی («فرامرز پایور» و …) از صدادهی (۵) خاصی که در حافظه‌ی شنوندگان موسیقی ایرانی به خوبی ثبت شده کاری دشوار است که چکناواریان به درستی از عهده‌ی آن برآمده. آشنازدایی از موسیقی نوازندگانی که در دوره‌ی اجرای این اثر از مشهورترین‌ها بوده‌اند تا حدودی بر اثر غرابت ماده‌ی موسیقایی و تا حدودی نیز بر اثر تکنیک‌ها و رجیستر اجرایی نامانوس (نسبت به موسیقی دستگاهی که این گروه اجرا می‌کرد) به وجود آمده (به‌خصوص در مورد قیچک).
میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت. در این اجرا یک قطعه از کیوان میرهادی برای با نام کنسرتو تنبور اجرا شد. امروز گفتگوی ما را با کیوان میرهادی درباره این کنسرت می خوانید: