سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
انتخاب های بیچام از بین موسیقی فرانسوی چه در کنسرت ها و چه در استودیوی ضبط به طور ویژه ای التقاطی بود. او از اجرای راول خودداری می کرد اما اجرای آثار دبوسی را مرتب در برنامه خود داشت. او زیاد از فوره (Fuare) اجرا نمی کرد اما در عین حال the Pavane یک استثنا بود. همچنین ضبط سوئیت the Dolly که در سال ۱۹۵۹ صورت گرفت به ندرت پس از اولین پخش این اثر از کاتالوگ ها حذف شد.

بیزه (Bizet) اغلب در برنامه های بیچام اجرا میشد؛ دیگر آهنگ سازان فرانسوی که بیچام به آنها علاقه داشت عبارتند از: گوستاو شارپنتیر (Gustave Charpentier)، لئو دلیبیس (Leo Delibes)، هنری دوپارک (Henry Duparc)، آندره ارنست مودست گرتری (Andre Ernest Modeste Gretry)، لالو (Lalo)، ژان باپتیست لالی (Jean-Baptiste Lully)، افنباخ (Offenbach)، سن سانس (Saint Saens) و آمبرواز توماس (Ambroise Thomas).

بسیاری از آثار بعدی بیچام در پاریس و با ارکستر رادیوی ملی فرانسه (Orchestra Nationale de la Radiodiffusion Francaise) ضبط شدند. کنسرت مایسترِ این ارکستر بیچام را در سال ۱۹۵۷ اینگونه توصیف کرده بود: «او یک خداست!»

از بیش از بیست و چهار اپرای وردی، بیچام هشت مورد از آن ها را رهبری کرد که عبارتند از: Il Trovatore, La traviata, Aida, Don Carlos, Rigoletto, Un ballo in maschera, Otello and Falstaff. بیچام در سال ۱۹۰۴، از طریق پوچینی با جوزپه ایلیسا (Giuseppe Illica) که لیبرتو نویس بود آشنا شد. ایلیکا که در آن زمان هنوز به فکر آهنگساز شدن بود لیبرتویی برای بیچام نوشته بود. زمانی که بیچام با پوچینی آشنا شد پوچینی و ایلیکا مشغول بازنگری مادام باترفلای بودند که اولین اجرایش یک فاجعه بود!

بیچام به ندرت این اثر را رهبری می کرد اما رهبری Tosca، Turandot، La boheme را در کارنامه خود دارد. اولین اجرای ضبط شده او از لا بوهم با ویکتوریا دو لس آنجلس (Victoria de Los Angeles) و یوسی بیورلینگ (Jussi Bjorling) از زمان پخشش تا کنون به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. بیچام بعد از پایان ضبط به این نتیجه رسید که لا بوهم یکی از سه اپرای مورد علاقه اش است؛ او نام دو اپرای دیگر را بر زبان نیاورد.

جدا از علاقه بیچام به دلیوس، او عمدتا به موسیقی وطن خود و آهنگ سازان مشهورش بی علاقه، یا در بهترین حالت بی تفاوت، بود. موفقیت بیچام در اجرای دلیوس، آهنگ سازش را از گمنامی نسبی نجات داد.

اریک فنبی (Eric Fenby) به عنوان یکی از بهترین کارشناسان آثار دلیوس درباره بیچام می گوید: «او در موسیقی دلیوس از همه بهتر است… شاید گروز و سارجنت در کرهای بزرگ A Mass of Life تا حدی به پای او برسند، اما در بقیه موارد بیچام بی همتاست، مخصوصا با ارکستر». بیچام در سال ۱۹۲۹ جشنواره دلیوس را برگزار کرد و در طول حرفه اش اپراها و آثار کنسرتی دلیوس را اجرا کرد. بیچام همچنین مدیریت برنامه ضبط آثار دلیوس توسط انجمن دلیوس را به عهده داشت.

به جز دلیوس، تنها آهنگساز قرن بیستی دیگری که توانست توجه بیچام را به خود جلب کند، ژان سیبلیوس بود که بیچام را رهبر خوب آثار خود می دانست (گرچه سیبلیوس در تمجید از کسانی که کارهایش را رهبری می کردند افراط می کرد). در حالی که سیبلیوس در جشن تولد نوزده سالگی خود، همراه با بیچام به آثار ضبط شده اش که با صدای بسیار بلندی پخش می شد، گوش می دادند و از آن لذت می بردند؛ نوازندگان ارکستر فیلارمونیک سلطنتی از اتاق فرار کردند!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

درباره آرشه (I)

درباره آرشه (I)

یک ساز زهی بدون کاربردآرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.
کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

بخش بسیار زیادی از زنان جامعه ی من، به نوعی در ادامه ی رمانتیزم اند. رمانتیزمی از مد افتاده و اغراق آمیز. بخش بسیار زیادی شان هم فردگرا هستند و آن “تو”ی درون شان نیز کسی نیست جز خودشان. اما با همه ی این ها، زنان نه سرمه ی خورشید که می توانند خودِ خورشید باشند. در میان زنان، عده ای شان بسیار عمیق و بااصالت، عده ای شان با احساسات ساده و شریف و عده ای شان هم سطحی، بی بنیه و لاابالی اند. همان تقسیم بندی معمول همانند مردان!
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
تاملی در مفهوم فرهنگ کلاسیک به بهانه جشن صدسالگی هنرستان موسیقی

تاملی در مفهوم فرهنگ کلاسیک به بهانه جشن صدسالگی هنرستان موسیقی

هنرستان‌های موسیقی ایران، در نبود مراکز آکادمیک جدی مانند کنسرواتوار‌های موسیقی کلاسیک که در سراسر جهان دایر هستند، مهمترین نقش را در تربیت هنرجویان موسیقی کلاسیک بازی می‌کنند. در واقع این مراکز هستند که باید از کودکی تا جوانی هنرجویان موسیقی را با فرهنگ کلاسیک (چه ایرانی چه غیر ایرانی) آشنا کنند و شخصیت‌هایی را عرضه کنند که فرهنگ کلاسیک را درک کرده و در آن بالیده باشند.
ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) نابغه، در خانواده ای با پدر یهودی و مادر اُرتدوکس به دنیا آمد. والدین اش هر دو پیانیستهای حرفه ای بودند و به او نوازندگی پیانو را از سن بسیار کم آموزش دادند. ولادیمیر با نشان دادن استعداد فوق العاده اش در سال ۱۹۴۵ یعنی در سن ۸ سالگی به مرکز موسیقی موسکو راه یافت و در آنجا از آنایدا سامبیشن درسهای اصلی را آموخت. در سال ۱۹۵۵ به کلاس لو اُبرین (Lev Oborin) در کنسرواتوار موسکو راه یافت و در سال ۱۹۶۳ فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۵ در رقابت بین المللی پیانوی فردریک شوپن در ورشو جایزه دوم را به دست آورد. سال ۱۹۵۶ نقطه اوج حرفه اش بود، در سن ۱۹ سالگی جایزه اول ملکه الیزابت را در رقابتی در بلژیک به دست آورد!
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

موسیقی اصیل ایرانی همواره بخشی از هویت فرهنگ و هنر مشرق‌زمین بوده است. پیوند زیبای موسیقی فاخر ایرانی با آداب و سنن و شعر و ادب، میراثی ارزشمند برای مردم ایران‌زمین به ارمغان آورده است. به انگیزه حفظ و انتقال این میراث گرانبها به نسل جدید جامعه و به پاس زحمات بزرگان این عرصه، به لطف پروردگار، دو دوره جشنواره و جایزه موسیقی “نوای خرّم” را به یاد استاد شهیر موسیقی ایران، همایون خرم برگزار کردیم و اینک سومین دوره آن، با هدف ماندگاری و گسترش فرهنگ فاخر موسیقی اصیل ایران زمین، ارتقای بینش فرهنگی و هنری جامعه، ارایه‌ی الگوهای مناسب اخلاقی و حرفه‌ای و شناخت بیشتر هنرجویان نسبت به بزرگان هنری کشور و نیز بررسی میزان تأثیرپذیری آن‌ها از هنر این استادان، به همت “مؤسسه فرهنگی هنری رادنواندیش” و خانواده محترم استاد همایون خرّم، با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۱۵ تا ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ در تالار وحدت برگزار برگزار می‌گردد.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (IV)

سوزوکی، ویلنیست، معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی نیز فعالیتهای بسیار چشمگیر و موفقیت آمیز در زمینه آموزش موسیقی به کودکان داشته است. او در سال ۱۹۲۱ ژاپن را ترک کرد و به نقاط مختلف دنیا سفر نمود. بالاخره تصمیم گرفت در آلمان بماند و به تحصیلات موسیقی ادامه دهد. به همین منظور ابتدا از انجمنهای گوناگون موسیقی در برلین دیدار کرد تا استادی برگزیند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

آدورنو بعضی از تند و تیزترین اظهار نظرهایش در جامعه شناسی موسیقی را به طبقه “هواداران” معطوف کرد. برای مثال: با وجود اینکه، جاز لحظه تسلیم به یک گزافه‌گویی مقلدانه است، چه چیز بین علاقه‌مندان جاز در همه کشورها مشترک است (؟). در این رابطه نواختنشان، جدیت بی‌رحمانه توده‌های مقلد را درکشورهای توتالیتر به یاد می آورد. تا جاییکه تفاوت میان تفریح و جدیت به اندازه فرق میان مرگ و زندگی می‌شود (…).