میلانی: سالهاست رهبر دائم نداریم

بابک میلانی
بابک میلانی
دانشجویان دانشگاه هایی علمی کاربردی از بابک میلانی به عنوان یکی از بهترین و جدی ترین استادان یاد میکنند؛ تحولاتی که میلانی با نوع نگاه خود در سیستم آموزشی دانشگاه های علمی کاربردی بوجود آورده، روش دید و تحلیل دانشجویان را مورد تغییراتی خاص قرار داده است. میلانی خواننده سابق گروه کر فرهنگسرای بهمن بوده و امروز در مقام رهبر این گروه کر است و به سنت دیگر کر های فرهنگسراهای تهران، در جشنواره موسیقی فجر شرکت دارد.

در ادامه گفتگویی را میخوانید با این موسیقیدان و استاد دانشگاه:
تاریخ تشکیل گروه کر فرهنگسرای بهمن به چند سال پیش برمیگردد؟
این گروه در سال ۱۳۷۸ به رهبری آقای مهدی قاسمی فعالیت خود را آغاز کرد، بعدا این گروه تغییر نام پیدا کرد به “گروه کر شهر تهران” که بعدا به دلایلی ایشان از فرهنگسرای بهمن جدا شدند و افراد دیگری تحت عنوان کر فرهنگسرای بهمن به رهبری این کر پرداختند. این گروهی که امروز میبینید در حدود سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را آغاز کرده ولی مسئولان فرهنگسرای بهمن قدمت این کر را از ۱۲ سال اعلام میکنند.

البته چون اعضای این گروه دیگر آن اعضای قبلی نیستند دیگر آن گروه نیست ولی از نظر نام، بله این گروه دوازده ساله است.

شما آن زمان خواننده این کر بودید، در چه ژانری میخواندید؟
من خواننده باس در گروه کر شهر تهران بودم.

همان دوره شما تحصیل میکردید؟
نه من در سال ۱۳۸۵ مشغول خواندن کارشناسی ارشد آهنگسازی شدم و دو سال بعد فارغ التحصیل شدم.

سابقه آموزش اولیه موسیقی شما به چه زمانی بازمیگردد؟
من موسیقی را از سال ۱۳۶۷ با ساز سه تار شروع کردم با آقای مسعود شعاری در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و از همان موقع تئوری موسیقی و سلفژ را شروع کردم و بعدا هارمونی و کنترپوان و فرم را اول به صورت مطالعه شخصی شروع کردم و در ادامه با آقای کامبیز روشن روان کار کردم. استادان من کامبیز روشن روان، نادر مشایخی، کیاوش صاحب نسق، محسن حجاریان، تقی ضرابی، آنا یئورگیان بودند.

بعدا به صورت شخصی کار کردم روی برخوردهای هارمونیک و کنترپوانتیک در موسیقی ایرانی و خیلی دغدغه داشتم و علاقه داشتم در این زمینه کار کنم. دغدغه اصلی من همیشه آهنگسازی بوده و علاقه زیادی به نوازندگی نداشتم و بیشتر دوست داشتم در زمینه موسیقی ایرانی آهنگسازی کنم.

رهبری را با استاد خاصی کار کردید؟
نه، رهبری را با مطالعات شخصی ام کار کردم و با توجه به تجربیاتی که در کرهای مختلف داشتم توانستم هدایت این کر را به عهده بگیرم. شروع کار من در زمینه رهبری از سال ۱۳۸۴ بود ولی این اولین بار است که در جشنواره ای رهبری میکنم.

با چه کرهایی کار کردید؟
با گروه کر زیتون کار کردم و همکاری داشته ام به عنوان مربی آواز و سلفژ در کرهایی مثل کر شهر تهران، یک گروه کوچک خوبی هم بود که متاسفانه فعالیتش متوقف شد ولی کر بسیار خوبی بود که من رهبری میکردم. در کر فرهنگسرای بهمن هم از تیرماه همین امسال رهبری میکنم.

در کر ارکستر سمفونیک تهران هم خوانده اید؟
بله، به صورت قراردادی با رهبری علی رهبری و منوچهر صهبایی کار کرده ام و کنسرت داده ام تا سال ۸۵٫

آقای صهبایی در آن زمان رهبر دائم نبودند؟
در واقع اگر بخواهیم دقیق بگوییم همه رهبرانی که این سالها آمده اند را نمیتوانیم رهبر دائم بدانیم چون همه قرار دادی بودند. رهبر دائم رهبری است که سالها با یک ارکستر سر و کله بزند و کار کند، اینها مدتی می آیند با قرار دادی که میبندند و یا میمانند یا دعوایشان میشود و زودتر قهر میکنند و میروند!

6 دیدگاه

  • رامین منصفی
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۷ ب.ظ

    با آرزوی موفقیت های بزرگ برای استاد عزیز آقای میلانی

  • هومن خلعتبری
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۹ در ۴:۲۶ ق.ظ

    شروع کار گروه کر و ارکستر سمفونیک فرهنگسرای بهمن به سال ۱۳۷۰ بر میگردد!
    فرهنگسرای بهمن که در سال ۱۳۷۰ زیر نظر بهروز غریب پورآغاز به‌کار به کار کرد، در حقیقت نخستین فرهنگسرای تهران بود که در جنوب پایتخت در مکان سابق کشتارگاه تهران برپا شد و در منطقه ۱۶ شهرداری تهران واقع گردید.
    اجرای تئاتر ،سینما و کنسرتهای موسیقی کلاسیک و ایرانی، مسابقات ملی و بین‌المللی ورزشی، برپایی کلاسها و نمایشگاه‌های هنری، موسیقی کودک و ارف ،و… از جمله فعالیتهای انجام شده در این فرهنگسرا بود.
    مدیر هنری کر و ارکستر بر هوشنگ کامکار بود و در اولین سال فعالیت ارکستر رهبری ارکستر بر عهده ابراهیم نظری بود که پس از ایشون توماس کریستین داوید و سپس شریف لطفی بر سکوی رهبری ارکستر ایستادند. فریدون ناصری و منوچهر صحبایی نیز از رهبران میهمان اکستر بودند.
    رهبر گروه کر ، از بدو تاسیس گروه تا زمان انحلال کر و ارکستر ، مهدی شمس نیکنام بود که اینجانب به عنوان آسیستان ایشون ، پیانیست کر و پیانیست ارکستر در آنجا به همکاری مشغول بودم .
    بعد از انحلال کر و ارکستر ، پس از وقفه ای طولانی ،گروه کر دیگری به رهبری مهدی قاسمی ولی با نام قبلی “کر فرهنگسرای بهمن” شروع به کار و فعالیت کرد…
    موفق باشید.

  • بابك ميلاني
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۹۰ در ۹:۵۷ ب.ظ

    جناب خلعتبری عزیز نظرمحترمتونو خوندم.ممنون از اطلاعات دقیق و موشکافانه شما.البته من تا حدودی از پیشینه این گروه با خبر بودم و یکی دو تا از اجراها رو هم اومده بودم.(ناگفته نماند که اجراهای خوبی هم بود.)در زمان مصاحبه , بیشتر روی فعالیت سالهای آخر این گروه تمرکزکردم , به همین دلیل دچار یک فراموشی لحظه ای شدم.در ضمن ,اسفند ماه ۸۹ در رپرتوار اجرامون,قطعه کراس چرمی رو اجرا کردیم,تنظیم زیبائی بود.در بالای قطعه نام آلفرد ماردویان و هومن خلعتبری به چشم میخورد.بچه ها این کار رو با علاقه وافر و هیجان زیاد تمرین میکردند.به هر حال ممنون.امیدوارم هر جا که هستید سلامت و موفق باشید.

  • parsa
    ارسال شده در مهر ۱۶, ۱۳۹۱ در ۶:۵۴ ب.ظ

    جناب میلانی تفکر و نگرش شما در باره موسیقی باعث افتخاره ایران و ایرانی می باشد امیدوارم روزی را شاهد باشیم که جوهر موسیقیایی شما رنگ کم رنگ موسیقی ما را پر رنگ تر کند.پیروز باشید.

  • hossein
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۹۱ در ۲:۴۲ ب.ظ

    آقا کسی آدرسی یا شماره تلفنی از آقای میلانی داره؟واقعا لازم دارم.خیلی ممنون میشم کمک کنید.

  • ارسال شده در آذر ۶, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    سلام دوست گرامی

    شما میتوانید با رفتن به سایت changchoir.com در قسمت تماس با مدیر گروه با جناب اقای میلانی در تماس باشید.

    سپاس
    ادریان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

مهاجرت به آمریکا

مهاجرت به آمریکا

در سال ۱۹۳۹، استراوینسکی به آمریکا مهاجرت کرد و در ۱۹۴۵ رسما به تبعیت آمریکا درآمد. در این دوران او علاوه بر کار آهنگسازی و تورهای اروپا، در دانشگاه هاروارد و ماساچوست، شش سخنرانی درباره موسیقی ایراد کرد و همچنین به نوشتن موسیقی برای فیلم مشغول شد که تلاشی ناموفق بود.
«ماندالای درون» منتشر شد

«ماندالای درون» منتشر شد

آلبوم «ماندالای درون» شامل مجموعه قطعاتی برای پیانو با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی توسط انتشارات ماهور به بازار آمده است. این اولین آلبوم مستقل سام اصفهانی به عنوان نوازنده و آهنگساز است که منتشر شده است.
داوودیان: هیچ ادعایی در آهنگسازی ندارم!

داوودیان: هیچ ادعایی در آهنگسازی ندارم!

در روز آخر سفری که کاظم داوودیان آهنگساز و نوازنده مقیم آمریکا به ایران داشت، در رادیو ایران صدا گفتگویی ضبط شد که این مصاحبه با همراهی پیمان سلطانی، وحید رستگاری و سجاد پورقناد شکل گرفت. امروز متن این مصاحبه را میخوانیم.
رویای عشق

رویای عشق

از موسیقی رمانتیک بسیار صحبت کرده ایم چرا که در کشور ما نیز همانند سایر نقاط جهان این سبک از موسیقی در میان سایر سبکهای موسیقی کلاسیک طرفداران بیشتری دارد. شاید دلیل اصلی آن توانایی بیشتر هنر رمانتیک در برقراری ارتباط با احساسات و عواطف انسانی بخصوص با خود هنرمند است بطوری که معلول همواره جلوگر حالات روحی و شخصیت صاحب اثر است.
موسیقی و نابینایان (I)

موسیقی و نابینایان (I)

مقاله ی حاضر نوشتاری است در باب بیان تعاریف و ادراک موسیقی در نابینایان با تاکید بر آراء ” آرتور شوپنهاور” در زمینه ی موسیقی. شوپنهاور موسیقی را یک استثنا می داند؛ وی بر این عقیده بود که موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.
موسیقی بی کلام و موقعیت طنز

موسیقی بی کلام و موقعیت طنز

این چکیده نظرات سید علیرضا میرعلینقی، مورخ و روزنامه نگار شناخته شده موسیقی ایرانی است. اولین مقاله به زبان فارسی درباره جلوه های طنز در موسیقی ایرانی به قلم اوست که در شماره سوم نشریه دانشگاهی “رهپویه هنر” (۱۳۷۵) چاپ شده است.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (IV)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (IV)

در مورد وزیری این امر نه تنها یک ضرورت اخلاقی و تعهد روشنفکرانه برای برپا داشتن چارچوب ترقی بود، بلکه در شالودهٔ اندیشهٔ زیباشناسی‌اش هم نفوذ کرده و آن را به تسخیر خود آورده بود: «بالجمله شرط اعظم و اساس و بنیان هر صنعتی تربیت و تعالی هیئت اجتماع است.»(۱۲)
گفتگو با علی صمدپور (VI)

گفتگو با علی صمدپور (VI)

ببینید؛ من می گویم برای نوازنده شدن آیا فقط باید روزی ۸ ساعت ساز زد؟ آنچه محقق می‌شود هنر است؟ آدمی که امروز نگاه گسترده‌ای به جهان ندارد یا به اندازه‌ی خودش رمان نخوانده، فیلم ندیده، روانشناسی نخوانده، چه می‌خواهد بگوید؟ مسأله زاویه دید است. چه چیز در شما منجر به تولید می‌شود؟ فروش و شهرت یا کشف در موسیقی؟ یا استنتاجی از روابط انسانی‌تان؟
به قلم یک بانوی رهبر (V)

به قلم یک بانوی رهبر (V)

آیا رسیدن به کار بیرون، ازدواج، وظایف مادرانه، مدیریت امور خانه، انجام کارهای داوطلبانه و خیلی کارهای دیگر به طور همزمان امکان پذیر است؟ همچنین رهبران ارکسترهای حرفه ای باید از یک ارکستر به سراغ ارکستر دیگری بروند. به عنوان رهبر میهمان به دور دنیا سفر کنند و به ندرت پیش می آید که در مکانی ثابت زندگی کنند. اکنون این پرسش پیش می آید که چه کسی هزینه این مشغله را می پردازد؟ رهبران ارکستر برنامه های عجیب غریبی دارند.
گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

در حقیقت من از آن دسته موزیسین ها هستم که باید با موسیقی که می نوازم ارتباط احساسی بگیرم. به عبارت دیگر اگر نواختن یک قطعه تنها یک فعالیت ذهنی باشد، من نیازی به اجرای آن بر روی صحنه نمی بینم. چون در این صورت ممکن است نتوانم آن را به اندازه کافی خوب، متقاعد کننده و پر شور بنوازم، در نتیجه مخاطب هم نمی تواند آن را درک کند، از آن لذت برده و الهام بگیرد.