جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (II)

شرکت پنتاتون (PentaTone) اولین سی دی فیشر را در پاییز ۲۰۰۴ روانه بازار کرد: این سی دی عبارت بود از ویولن کنسرتو های روسی به رهبری یاکوف کرایزبرگ و ارکستر ملی روسیه. این اثر فیشر نظر مساعد منتقدان را به خود جلب کرد و تنها در چند روز به یکی از پنج اثر کلاسیک پرفروش در آلمان تبدیل شد.

«گرامافون» در ژانویه ۲۰۰۵ این اثر را به عنوان اثر منتخب سردبیر معرفی کرد.

از دیگر آثار ضبط شده فیشر که توانست تمجید منتقدان را جلب کند، سونات ها و پارتیتاهای سولو ویولن باخ، ویولن کنسرتوهای موتسارت و ویلن کنسرتوی چایکوفسکی بودند. از برجسته ترین مسابقه های بین المللی که فیشر در آنها برنده شده است می توان به مسابقه بین المللی ویولن یهودی منوهین به سرپرستی لورد یهودی منوهین در سال ۱۹۹۵ و هشتمین دوره مسابقه نوازندگان جوان یورو ویژن در سال ۱۹۹۶ اشاره کرد. فیشر در مسابقه اول توانست جایزه برتر و جایزه ویژه برای بهترین اجرای سولو از آثار باخ را از آن خود کند.

مسابقه یورو ویژن که در لیسبون برگزار شد نیز از تلوزیون در ۲۲ کشور دنیا پخش شد. در سال ۱۹۹۷ جایزه Prix d’Espoir از سوی بنیاد صنعت اروپا به فیشر تعلق پیدا کرد. در واقع این فرصت به او داده شد تا در مراسم گرامیداشت دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتسارت با ویولن موتسارت در سالزبورگ و در اتاقی که او به دنیا آمده بود بنوازد!

audio file بشنوید پرستو از پارتیتای باخ را با تکنوازی فیشر

رپرتوار پویای او دربرگیرنده گستره ای از آثار آهنگسازانی از باخ گرفته تا پندرسکی، از ویوالدی گرفته تا شوستاکوویچ است که بیش از ۴۰ اثر با ارکستر و ۶۰ اثر موسیقی مجلسی را شامل می شود. فیشر در اول ژانویه ۲۰۰۸ به طور غیر منتظره ای به عنوان یک پیانیست به اولین اجرای عمومی خود پرداخت! او در ساختمان اپرای قدیمی (Alte Oper) و با فیلارمونیک یونگ دویچه (Junge Deutsche Philarmonie) کنسرتوی پیانو ادوارد گریگ (Edvard Grieg) در A minor را اجرا کرد. رهبری این کنسرت به عهده ماتیاس پینتشر (Matthias Pintscher) بود که جایگزین سر نویل مارینر شده بود. فیشر به همین مناسبت کنسرتو ویولن شماره ۳ سن سان را نیز در سی مینور اجرا کرد.

audio file بشنوید قسمتی از مومان سوم کنسرتو پیانوی گریگ را با تکنوازی فیشر

فیشر در حال حاضر با یک ویلن گوادنینی ۱۷۴۲ می نوازد که در تابستان ۲۰۰۴ از بیرز (Beare’s) خریداری کرد. فیشر از سال ۲۰۰۰ به مدت چهار سال با یک ویولن استرادیواری، بوت ۱۷۱۶ که از بنیاد موسیقی نیپون امانت گرفته بود می نواخت. این ساز قبلا به یونا براون (Iona Brown) تعلق داشت. او معمولا با آرشه ساخت بنوا رونالد (Benoit Rolland) می نوازد اما گاهی نیز از آرشه ساخت ویولن ساز وینی یعنی توماس گربت (Thomas Gerbeth) استفاده می کند. گربت این آرشه را از آرشه تورت هایفتز (Heifetz Tourte) مدل برداری کرده است.

فیشر میگوید: «از وقتی که ده ساله بودم با ویلن ۴/۴ نواخته ام. کیفیت ویولن های من با گذشت زمان بهتر شده اند: ونتاپین (Ventapane)، گاگلیانو (Gagliano) و تستور (Testore) و در سال ۱۹۹۸ گوارنری دل جزو! اما همچنان از این ویولن راضی نبودم پس آنرا با یک استرادیواری جایگزین کردم [بوت ساخته شده در سال ۱۷۱۶ و متعلق به بنیاد موسیقی نیپون] که چهار سال نیز با آن می نواختم تا اینکه از آن خسته شدم. من همیشه دوست داشتم که ساز خودم را داشته باشم. بنابراین شش سال پیش با مشورت با یکی از بهترین دوستانم یعنی کنسرت مستر آکادمی سن مارتین این د فیلدز یک ویولن گوادنینی ساخته شده در سال ۱۷۴۲ را در لندن خریداری کردم. ویولنها هم مثل مردها هستند: نمی توانید یک ویولن کامل و بی عیب و نقص پیدا کنید اما یاد می گیرید که چگونه عیب هایش را دوست داشته باشید!»

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • لیلا
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۵:۳۶ ق.ظ

    بسیار زیبا بسیار فریبا بود.با امید موفقیت بیشتر.ممنون.

  • ساناز
    ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۹۱ در ۲:۳۵ ب.ظ

    بسیار عالی ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

با پایان میزان ۱۶، تاکید سازهای مضرابی ایرانی جملات را به شکل کوبنده تری نشان می دهند و ما را به سوی جملاتی سریع تر با دیرند کوتاه تر نغمه ها سوق می دهند. نقش سازهای ایرانی در این جمله و جملاتی که در ادامه می آید، تغییر فیگورهای ریتمیک و ایجاد ضد ضرب های قوی است.
نمودی از جهان متن اثر (I)

نمودی از جهان متن اثر (I)

برای آن که به اعماق روح آهنگساز و اثر او بتوان نظری انداخت تا به چگونگی آنچه او با اشراف به آن یا نادانسته – مخاطب خویش را به دام خوش‌طبعی خویش می‌اندازد – پی بریم، چاره‌ای جز سلاخی آن پیکره بی‌نقص یعنی اثر هنری او نیست چرا که اینجا در جستجوی آن چرا و چگونه‌هایی هستیم که – بی آنکه مجذوب بودن ما در میان باشد- ما را به سوی جوهره‌ای هدایت می‌کند تا از طریق آن بتوانیم با درک آن زیبایی‌شناسی در جستجوی مشابه آن در آثار همان آهنگساز یا آهنگسازان دیگر بپردازیم.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

احساسی آمیخته به ترس در من شنونده برانگیخته می شود زمانی که تصور نبودن بزرگانی چون پاواراتی و شجریان به ذهن من راه می یابد. بی تردید این حالت پاسخ لذتی ست که پیوسته از اجراهای موفق این دو استاد برده ام.اما بر آن نیستم که خود را به این دلیل که از اجراهایشان لدت می برم محبوس کنم.آنچه مرا وا می دارد تا بر آثار ایشان تعمق کنم تقابلی ست میان دو فرهنگ موسیقایی (آوازی) شرق و غرب (که از ممتازترین نمونه های آواز کلاسیک غربی نیز هست) و شجریان را به عنوان برجسته ترین نماینده ی موسیقی آوازی ایران ( که می توان گفت از معدود آوازخوانانی ست که با آواز ایران گره خورده است.) انتخاب کرده ام.
موسیقی و معنا (X)

موسیقی و معنا (X)

این علوم، طبقه‌بندی پدیدارشناختی مستقلی برای این واکنش‌ها را، نه در مورد موسیقی و نه حتی در مورد دیگر اشکال هنر به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین گونه‌هایی از معنا که از منظر روان‌شناختی، حاصل درگیری حسی با موسیقی هستند به مقدماتی وابسته نیستند که در نظریه‌های فیلسوفانی چون دیویس و اسکراتون برای قدرت بیانگری در موسیقی ارائه شده است.
کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

کاباره ها، محل عرضه و تقاضا

بخش بسیار زیادی از زنان جامعه ی من، به نوعی در ادامه ی رمانتیزم اند. رمانتیزمی از مد افتاده و اغراق آمیز. بخش بسیار زیادی شان هم فردگرا هستند و آن “تو”ی درون شان نیز کسی نیست جز خودشان. اما با همه ی این ها، زنان نه سرمه ی خورشید که می توانند خودِ خورشید باشند. در میان زنان، عده ای شان بسیار عمیق و بااصالت، عده ای شان با احساسات ساده و شریف و عده ای شان هم سطحی، بی بنیه و لاابالی اند. همان تقسیم بندی معمول همانند مردان!
«موسیقاب» (II)

«موسیقاب» (II)

«شب» در شعر منوچهری، مفهومی عام دارد و نشانی از فردیت و زمان و مکان شاعر در آن نیست. اما آن گاه که نیما «شب» را توصیف می‌کند، چیزی از «من»ِ نیمای آن روزگار و آن محیط با خود دارد. چنین پنداشتی حاصل برخورد بی‌واسطه و شخصی هنرمند با پیرامون‌اش است. تجربه‌های شخصی یک آهنگساز نیز در مواجهه با محیط پیرامون‌اش، به آفرینش واقعیتی موسیقایی می‌انجامد: خلق جهانی موسیقایی در برابر جهان واقع. همچون داستان‌نویسی که در برخورد با جهان واقع، جهانی داستانی خلق می‌کند. بنابراین اگر در یک نظام فرهنگی، همانند یک کارگاه صنعتی، محصولات مشابهی تولید شود، در حقیقت «شخصی‌یت»ها و «فردیت»ها از بین رفته‌‌است.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت می‌بخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطه‌ی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافت‌کننده‌ی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخ‌های مختلف به پرسش‌های یاد شده را می‌توان بر اساس هم‌بندی عامل‌های پنج‌گانه تشریح کرد.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.
چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب فرزند زنده یاد غلامحسین غریب موسیقیدان و ادیب نامدار ایرانی است. وی بیش از ۳۰ سال است که در مراکز آکادمیک موسیقی کشور ما به تدریس پیانو می پردازد و امروز بسیاری از بهترین نوازندگان پیانوی ایران، شاگرد ایشان بوده اند. امروز اولین قسمت از مصاحبه ای که با ایشان انجام گرفته را می خوانید:
کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوآر پاریس (Conservatoire de Paris) دانشکده موسیقی و رقص در سال ۱۷۹۵ در پاریس به وجود آمد. در این دانشکده؛ موسیقی، رقص، نمایش و طراحی تدریس می شود. در سال ۱۹۴۶ به دو دانشکده مجزا تقسیم شد: یکی برای تئاتر، نمایش و بازیگری به نام “کنسرواتوآر ملی هنرهای نمایشی” (CNSAD) و دیگری برای رقص و موسیقی به نام “کنسرواتوآر ملی موسیقی و رقص پاریس” (CNSMDP)