پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
پیمان سلطانی: اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.

سجاد پورقناد: اتفاقا یک هفته پیش به طور اتفاقی بدون اینکه خبردار بشوم که آقای داوودیان در ایران هستند من مطلبی قدیمی از خودم را در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر کردم که در این مطلب به طور مفصل به این مسئله هویت ایرانی در آثار ایشان پرداخته ام.

بسیاری از آهنگسازان بزرگ جهان بوده اند که آثارشان هویت منطقه خاصی را نداشته است مثل بسیاری از قسمتهای سمفونیهای بتهوون یا موزار که تنها موسیقی زیبا و ناب است بدون اینکه هویت خاص اتریشی یا آلمانی داشته باشد ولی بسیاری از آثار دئورژاک، لیست و بارتوک، دارای هویت های منطقه ای هستند با اینکه قابل فهم برای ملتهای دیگر هم هستند. قطعا کاظم داوودیان را میشود جزو دسته دوم این آهنگسازان برشمرد و اعتقاد دارم ایرانی ساز ترین آهنگساز موسیقی سمفونیک ایران است!

از این گذشته در موسیقی کاظم داوودیان غیر از هویت ایرانی، کاراکتر مردانه هم میشنوم…

وحید رستگاری:
من میخواهم اضافه کنم که این موسیقی بسیار جسورانه و با جرات است. بدون تعارف بگویم که خیلی از آهنگسازان ایرانی که به مناسبت های مختلف کار میکنند، شاید یک شبه هم یک سمفونی مینویسند! ولی من به ندرت کاری به این جسارت و قدرت کار آقای داوودیان شنیده ام.

سجاد پورقناد: استفاده از سازها به شکلی هدفمند و هوشیارانه میتواند به آهنگساز کمک کند برای ساخت این اتمسفر؛ شما توجه کنید به نقش ویولونسلها در قطعه اسمر؛ میدانید که آقای داوودیان مدتی با ویلنسل در ارکستر نوازندگی میکردند، این شناخت از ساز کمک کرده که ایشان بتوانند همان کارکتر مردانه را با ویلنسل به خوبی ایجاد کنند.

شما توجه کنید به اجراهای مرحوم حسین سرشار، در اجرای آقای سرشار به خوبی میتوانید همین کاراکتر قدرت و مردانگی را احساس کنید؛ وقتی با دقت بیشتری گوش میکنیم اجرای این هنرمند را، متوجه میشویم یکسری ریزه کاریها باعث شده ما چنین تصوری داشته باشیم از اجراهای ایشان، مثلا صدایی پرحجم و قدرتمند، مشخص گفته شدن حروفی مثل “ر” و … و حالا مقایسه کنید با مرحوم غلامحسین بنان، این کارکتر جایش را به کاراکتری احساساتی و لطیف داده، با اینکه در هر دو صدا، صدای یک خواننده مرد باریتون را میشنویم…

کاظم داوودیان: فکر میکنیم در زمینه موسیقی کم سواد هستم ولی چیزی که در آن شک ندارم خلوص و صداقتم است نسبت به این هنر… همیشه هم سعی کردم یاد بگیرم. نکته دیگری که باید اشاره کنم این است که موسیقی برای من بصورت تصویر است. هیچ وقت دوست ندارم ردیف اجرا کنم و زمانی که میخواهم شروع کنم، تصویر در ذهنم ایجاد میشود و میخواهم آن را ایجاد کنم. در زمینه کار ارکسترال هم همینطور.

3 دیدگاه

  • سنتور ني
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱:۰۳ ب.ظ

    سلام . تورو خدا دست بردارید ازین مردونه زنونه تون!
    مطالب یک سایت هنری و فرهنگی وقتی آمیخته به مردونه زنونه هست از بقیه اجتماع چه انتظاری هست.نهایت اشمئزاز از شنیدن این اصطلاح مردونه زنونه به یک انسان دست میده…

  • هادی
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۰ در ۲:۳۸ ق.ظ

    آقای سنتور نی ببخشیدا اول مقاله رو بخون بعد نظر بده!! کسی حرف از تبعیض نژادی نزده که شما نهایت اشمئزاز پیدا کردی!!

  • سنتور ني
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۰ در ۶:۰۵ ق.ظ

    سلام
    مطمئن باشید که نخونده نگفتم
    مطالعه کردم بعد نوشتم.
    منظور کلیت قضیه بکارگیری این اصطلاح چندش آوره
    شست و شوی چشمها
    تغییر زاویه دید
    بکار نبردن نمادهای قبلی در نوشتن و گفتن تا اونجا که میشه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و تعدادی از موزیسین های اصلی گروهش (آلن، گیلمور و بویکینز) در جولای ۱۹۶۱ شیکاگو را ترک کردند و پیش از مستقر شدن در نیویورک سیتی تا پایان سپتامبر در مونترال ماندند. در ابتدا، یافتن مکان هایی برای کنسرت برای آنها دشوار بود و آنها همچنین مجبور شدند که به دلیل گرانی هزینه ها با یکدیگر زندگی کنند. این ناامیدی باعث ایجاد تغییرات بزرگی در موسیقی آرکسترا شد زیرا موسیقی سان را دوره ای تجربه گرایانه را پشت سر گذاشت که از موسیقی فیری جز (free jazz) تأثیر گرفته بود.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

همه ی گوشه های ردیف قابلیت بداهه نوازی ندارند. بعضی گوشه های ریتمیک مانند رنگ ها در حقیقت یک قطعه ی ثابت هستند که معمولن اجرای آنها همیشه یکسان است و تغییر در نوع اجرای آنها تنها محدود به کم و زیاد کردن تکنیک هایی می شود که ملودی را دگرگون نکند (مثلن اجرای دوبل نت به جای تک نت،‌ اجرا در اکتاوی بم تر یا زیرتر یا اجرای یک پاساژ در بین دو ملودی).
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (II)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (II)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
آشنایی با «باس رونده»

آشنایی با «باس رونده»

باس رونده (در حال حرکت) یا Walking Bass از زیباترین روشهای اجرای باس در موسیقی سبک Jazz است، با وجود سادگی نواختن و نداشتن تئوری های پیچیده پشت آن، گاه آنچنان زیبا اجرا می گردد که خطوط اجرایی آن حتی بیش از ملودی در ذهن شنونده تاثیر می گذارد. این سبک اجرای باس در موسیقی های سوئینگ، بلوز، بوگی ووگی کاربرد بیشتری دارد.
روش سوزوکی (قسمت سی ام)

روش سوزوکی (قسمت سی ام)

از همان ابتدای زندگی ام از روش، رفتار، اخلاق و نوع زندگی پدرم بسیار تاثیر گرفته بودم. در کنار زندگیش که سراسر جست و جو و تحقیق بود به من مهارت‌ های بسیاری یاد داد که شیوه و راه و روش زندگی کردن صادقانه، یکرنگی و راستی و درستی را به همراه داشت. با تمام این اوصاف مقارن با بحران اقتصادی جهان در دهه بیست شرایط او نیز رو به وخامت گذاشت. امروزه سه خیابان در کنار یکدیگر به نامهای او مه ما چی (Ume – Machi) اوگو یسوماچی (Ugeusu – Machi) و‌هایاشی ما چی (Hayashi – machi) نامیده شده اند.
مرور آلبوم «باغ بی برگی»

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.
وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم- میثاق، از بزرگترین نوازندگان نسل جدید

وحید خادم میثاق بدون شک در زمره بزرگترین نوازندگان ویولن نسل جدید در عرصه موسیقی کلاسیک است. او در سال ۱۹۷۷ در اتریش متولد شد و در سن چهار سالگی اولین آموزش های نوازندگی ویولن را نزد پدر آغاز نمود. در یازده سالگی تحصیلات موسیقی را در کلاس های Boris Kuschnir در آکادمی موسیقی وین ادامه داد.
گوستاو مالر (II)

گوستاو مالر (II)

گوستاو مالر در ۱۰ سال فعالیت در اپرای وین شهرت و اعتبار هنری آنجا را بسیار بالا برد. در ابتدا زمانی که وارد اپرا شد، آثار لوهنگرین (Lohengrin)، مانون (Manon) و کاوالیرا (Cavalleria) اجرا می شد، با حضور وی آنان بیشتر روی اپرای کلاسیک متمرکز شدند؛ کریستوفر ویلیبالد گلوک و آمادئوس موتسارت و با همکاری نقاش آلفرد رولر (Alfred Roller) فضایی سایه روشن وار را برای اپراهای حلقه نیبلانگن، فیدلیو و تریستن و ایزولده (Tristan und Isolde) خلق کردند. در زمان مالر، وین مهمترین و بزرگترین شهر اتریش و منزلگاه هنرمندان و روشنفکران بود و نیز خانه نقاشان برجسته ای چون اگون شیله و گوستاو کلیمت…