بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت نوزدهم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
فضا و حال و هوائی که در این یادنامه توصیف شده، باید با توجه به سن ۱۶ سالگی و تأثیرپذیری انسان در عنفوان جوانی در نظر گرفته شود. آواز جانسوز و صوتِ مؤثر عارف و ناله های جانکاه آهنگ، داستان ملّتی غمزده و کوششهای بی ثمرش در راه آزادی، فضای پررمز و راز، دیدگان اشکبار تماشاچیان و راز نهفته در دلها و بالأخره ترکِ تالار کنسرت با خاطری اندوهناک و غمگینی و خاموشی پدر در راه بازگشت… همه و همه میتوانند جوان حسّاسی چون او را از درون زیر و زبر سازند.

هنگامی که در تاریکی خیابان، چهرهِ پدر از غمی پنهانی از گذشته ای اندوهناک حکایت میکرد، از پدر شنید: تصنیفهای عارف را فراموش نکن… بی حکمت نیست که ده ها سال بعد، خالقی در تنظیم آثار عارف، از جان مایه می گذارد و پاره پاره های وجودِ خویش را در آنها میریزد. در واقع احترام او به عارف کمتر از ارادتِ آنتون بروکنر به ریچارد واگنر نبود، با این تفاوت که در موردِ دوم ده ها کتاب و مقاله نوشته شده، در حالی که موردِ نخست هنوز در تاریخ موسیقی معاصر ایران مطرح نشده است!

امّا دربارهِ تصنیفهای عارف و بالأخص آهنگ و ترانهِ گریه کن، آنقدر نوشته شده که هیچ ناگفته ای را باقی نمی گذارد. اثر فوق در دیوان عارف، به عنوان تصنیف بیست و دوم یا تصنیف کلنل معرفی شده و شادروان دکتر میرزا رضازاده شفق با توضیحات مفصل خویش در صفحاتِ ۳۹۳ تا ۴۰۸ از چاپِ جدید دیوان ـ انتشاراتِ جاویدان، ۱۳۵۷ ـ علل و چگونگی پیدایش اثر را شرح داده است. محقق ارجمندِ معاصر، آقای دکتر ساسان سپنتا، در مواردِ متعدّدی به این اثر پرداخته و از آنجمله نکاتِ فنّی دقیقی را در صفحهِ ۱۳۰ از اثر ارزندهِ خویش: چشم انداز موسیقی ایران، چاپ اول ۱۳۶۹، مطرح ساخته که موجز و مفید میباشند.

بالاخره توضیحاتِ عالمانهِ خودِ خالقی در شناختی آثار عارف بویژه اثر فوق حائز اهمیت است. در بخش دوم کتاب نظری به موسیقی، صفحات شماره ۲۶۹ تا ۲۷۳ و در صفحاتِ ۴۱۱ تا ۴۲۷ از جلدِ نخستِ سرگذشتِ موسیقی ایران، چاپ ششم ۱۳۷۶ و در مقالهِ عارف، شاعر نغمه پرداز که در صفحهِ ۴ از شماره ۷۰ مجله موسیقی چاپ شده است و نیز در مواردِ گوناگون دیگر، خالقی نظراتِ خود را در مورد آثار عارف تشریح کرده است.

البته بسیاری از مشاهیر قرن اخیر در مورد عارف قلمزنی کرده و مقالاتی نوشته اند که مثلاً جمالزاده یکی از آنهاست، اما آنچه که در بالا ذکر شد حاوی بررسی علمی و موسیقیائی آثار عارف است و نه فقط اظهارنظر یا بیان سلیقه شخصی.

تصنیف مورد بحث پنج سال پس از نخستین اجرا که شرح آن در سطور فوق رفت، با تار و تنظیم استاد مرتضی خان نی داود و صدای قمر اجرا گردید و بصورتِ صفحه ضبط شد. این اجرا، در کنار تصنیف معروفِ (از خون جوانان وطن) مدتها صورت نمادی از موسیقی انقلابی عصر مشروطیت درآمد، تا آنجا که کارگردانان بزرگِ سینمای ایران برای تجسم فضای آنزمان از این تصنیف بهره می گرفتند؛ فیلم شازده احتجاب نمونه ای از آنها بود.

در این اجرا که در ضمن یکی از نخستین صفحه هایی است که با صدای قمر ضبط شده، استاد نی داود با توانمندی بی نظیر خویش در ریزنوازی که اتفاقاً با کیفیت خاص صدای قمر تناسبی عجیب دارد، حالتِ غمگنانه و دردآلودِ اثر را به شنونده منتقل می سازد. در این تنظیم تنها ملودیهای اولیه بی هیچ کم و کاستی تکرار می شوند و تنها در پایان چهار مضراب دشتی رضا محجوبی نیز اجرا میشود؛ ضمناً صدای نی و ویلن خفیفی هم شنیده می شوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

جشن موسیقی‌نویسی در فضای مجازی

جشن موسیقی‌نویسی در فضای مجازی

اینترنت و فضای مجازی چنان در زندگی انسان امروزی رسوخ کرده که شاید به سختی بتوان حتا در تخیل به جهانی بدون این بستر ارتباطی اندیشید. موسیقی و نوشتن درباره‌ی آن هم از چنین بستر ارتباطی نوینی بی‌بهره نمانده است. اکنون حضور موسیقی‌دوستان و موسیقی‌نویسان چنان در فضای اینترنتی گسترده و پر شمار است که به خوبی می‌توان حجم بزرگی از مطالب تولید یا نقل شده در باره‌ی موسیقی را در این حوزه جستجو کرد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.
تار و پودِ نشانه (IV)

تار و پودِ نشانه (IV)

به‌این‌ترتیب هزار جنگ به هزار شکل و صحنه‌آرایی مختلف از آن حیث که جنگ‌اند بارهای عاطفی نسبتا مشابهی را بازمی‌تابانند و موسیقی همراهشان اگر بخواهد آنها را توصیف کند لابد از لحاظ مقام مشابه می‌شود. درنتیجه امر نمایشی اولین قربانی موسیقی خواهد بود و پس‌ازآن خرده داستان‌های شکل‌گرفته در مسیر روایت اصلی. بدین ترتیب شعر/داستان که هنگام خواندن، اگر آماده‌ی درک لذت زیباشناختی‌اش باشیم با همین جزئیات نمایشی ما را جذب می‌کند و ابعاد ناگفته‌ای از جهان داستان را می‌گشاید، به هنگام خوانده شدن با آواز یا دکلمه همراه موسیقی، ابعادش را از دست می‌دهد. به‌جای آن که موسیقی در توافق با شعر باشد و آن را تقویت کند یا حتا تضاد طراحی‌شده به‌قصد اثربخشی زیباشناختی داشته باشد، با آن بی‌ربط می‌نماید و همان لذت نهفته در معنای کلام را هم زایل می‌کند (۵).
موسیقی در آثار ابوعلی سینا

موسیقی در آثار ابوعلی سینا

… آلات موسیقی را اقسامی است. از جمله سازهایی که دارای تار و دستان (پرده) و آنها را با مضراب می نوازند، مثل بربط و طنبور. ولی مشهورتر و متداولتر از همه، همان بربط است و اگر سازی بهتر از این وجود داشته باشد، مسلماً نوازندگان از آن بی اطلاع هستند …
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت سوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت سوم)

رنگ و بوی آثار خالقی را حتی در آهنگهای کوچک و گمنام او نیز میتوان بخوبی دریافت. ترکیبی از نواهای متنوع و زیبا در این اثر بازگو کننده ذوق و شیوه کلی آهنگسازی خالقی و نمونه ای بارز از شادابی و طراوت دوران نخست کار هنری اوست. این آهنگ جزء نادر آثاری است، که بر ترانه ای از موید ثابتی (متولد ۱۲۸۱) ساخته شده، ترانه سرائی که بر آثار محجوبی و لطف الله مجد نیز ترانه هایی سروده است. متن ترانه و نت آهنگ آن در کتاب تصنیفهای استاد بنان آمده است.
بالشتک نوین (I)

بالشتک نوین (I)

اگر تصور بر این باشد که حد فاصل فضای بین استخوان فک و شانه باید به بهترین شکل ممکن بوسیله قطعه ای کمکی تامین و کنترل شود، زیر چانه ایی (chinrest) و بالشتک (shoulder rest) از بهترین مواردی است که می توان درباره آنها و همچنین ویژگی های آن ها سخن به میان آورد.
ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

پگی لی را به خاطر درک ریتم قوی و شیوه بیان خاصش که با برملا نکردن قدرت کامل صدایش به آن قدرتی باورنکردنی می بخشید، معمولا با بیلی هالیدی (Billie Holiday) مقایسه میکنند. لی با احترام فراوان از هالیدی یاد میکند اما او همواره ماکسین سالیوان (Maxine Sullivan 1987-1911) خواننده جاز بی نظیری که متاسفانه ترانه ضبط شده کمی از او در دست است را به عنوان الگوی اصلی خود میشناسد و گفته است : “من سادگی و مختصر و مفید بودن کار او را دوست دارم. او آنقدر خوب با شنونده ارتباط برقرار میکند که بلافاصله میتوان مقصود ترانه او را درک کرد.”
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
Tears in Heaven

Tears in Heaven

اریک کلپتون (Eric Clapton) در سال ۱۹۴۵ در انگلیس متولد شده و مسئولیت بزرگ کردن او را مادر بزرگش بعهده می گیرد. او که از کودکی به موسیقی سبک Blues علاقه بسیاری داشته است، از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن گیتار میکند.
زنان و موسیقی (II)

زنان و موسیقی (II)

گیوم دوفه (Guillaume Dufay)، سرود خوان کلیسایِ کوچکِ پاپ مارتَن پنجم در رُم، سپس کلیسایِ پاپ اوژنِ چهار، نیز به عنوان بزرگ ترین نماینده مکتب فرانسوی – فلامان شناخته شده است. بهتر است که این جا شمارش موسیقی دان های مشهور را متوقف کنیم و یادآور شویم که آواز خوانی زنان در کلیساها ممنوع بود. این ممنوعیت قرن ها به طول انجامید به گونه ای که در سال ۱۸۹۶ میلادی در مجله ی هفته ی مذهبی پاریس (la Semaine religieuse de Paris)، این موضوع دوباره گوشزد می شود. بدین ترتیب زنان نمی توانستند از این دوره های آموزشیِ روشنفکری و موسیقاییِ ممتاز که مدارس مذهبی آواز در سراسر فرانسه پراکنده می کردند، سود بجویند.