گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

استاد علینقی وزیری گفته بود: «در اینکه قمر خوانندهِ بی نظیری بود حرفی نیست.» استاد دکتر سپنتا قمر را بزرگترین خوانندهِ قرن اخیر ایران میداند و بسیاری از مشاهیر، از جمله خالقی، علاوه بر مقام هنری، همدردی های انسانی و بزرگ منشی او را ستوده اند.

استاد علینقی وزیری گفته بود: «در اینکه قمر خوانندهِ بی نظیری بود حرفی نیست.» استاد دکتر سپنتا قمر را بزرگترین خوانندهِ قرن اخیر ایران میداند و بسیاری از مشاهیر، از جمله خالقی، علاوه بر مقام هنری، همدردی های انسانی و بزرگ منشی او را ستوده اند.

ایراداتی از نوع فوق و یا اینکه این خوانندگان برخی اشعار را نادرست ادا کرده اند، هرگز از مقام والا و میراثِ فخیم هنری آنان نمیکاهد، بلکه بیان واقعیتی است که حتی خواننده ادیب و یکتایی چون بنان را هم در برمی گیرد که به دو نمونهِ آن اشاره میشود: در ترانه مستی عاشقان که آهنگِ آن از خالقی است، کلمهِ «نگذری» را شادروان بنان «بگذری» خوانده است.

در آهنگ بسیار معروف «خریدار تو» در قسمتِ پایانی که در گوشهِ شکسته و مایهِ افشاری اجرا میشود (قسمتِ اصلی آهنگ در دستگاه ماهور است) در شعر سعدی:

زخم شمشیر اجل به که سر نیش فرقات

کشتن اولیتر از آن کم بجراحت بگذاری

بجای بگذاری، نگذاری خوانده شده که اصولاً شعر را بی معنی میسازد. جای تعجّب است که با آنهمه دقت در تنظیم اثر، حتّی اعضائ ارکستر هم متوجه این خطا نشده یا درصدد رفع آن برنیامده اند.

اما این مواردِ جزئی و نادر، در مقابل جهانی از زیبائی که از بنان باقی مانده، بمثابه خشخاشی است در آغوش دریا و در این گفته خالقی خللی وارد نمیسازد که: غلت ها و تحریرهای او چون رشته ای از مروارید غلتان به هم پیوسته و مانند آبِ روان است. خواننده ای که صدایش را شادروان عبدالرحمن فرامرزی به طلای بی غش و استاد دکتر احسان یارشاطر به حریری در رهگذار نسیم تشبیه کرده اند.

اینجا منظور فقط بررسی کیفیتِ سه اجرای مختلف از آهنگی است که تاثیر شگرف و عمیق ارکستراسیون را آشکار می سازد و جدیّت و درایتِ خالقی را در تنظیم، روشن مینماید. در این رهگذر ملاحظهِ نقش و توانائی خواننده، امری گریز ناپذیر و غیرقابل اجتناب است. آنچه که مطرح نیست مقایسهِ کلی خوانندگان و یا تحلیل سبکِ آنهاست.

در مقایسهِ سه اجرا از اثر «گریه کن» عارف، تنظیم خالقی در گلهای رنگارنگ، برنامه شماره ۲۵۰ از ویژگی های خاصی برخوردار است که در دو اجرای دیگر، اثری از آنها نیست. آهنگ با اواجی آغاز میشود که در آغاز ملایم و نسیم آسا می نمایند اما به وضوح از طوفانی خبر میدهند که در راه است.

در ژرفای وجودِ آدمی احساسی گنگ و مبهم او را آرام بیدار و به واقعه ای قریب الوقوع متوجه میسازد. در دامان این امواج در حالی که دائماً بر شدّتِ آنها افزوده و هوا طوفانیتر میشود، نغمه اولیهِ اثر به نحوی آهسته حضور خود را اعلام و عمدتاً بوسیله گروه سازهای بادی نواخته میشود.

در ظهور امواج پس زمینه، سازهای زهی بکار گرفته شده است اما دیری نمیپاید که تهدید ناگهان عملی میشود و با پنج ضربه بسیار کوتاه، حمله ای ناگهانی آغاز میشود که طی آن همه ارکستر یکپارچه و متحد، وقوع حادثه را ندا میدهند. این هشدار تکان دهنده ضمن دو جمله که همگی سازها یکصدا در آن سهیمند، شنونده را به خود آورده و تمامی حواس او را برای شنیدن نغمهِ اصلی آهنگ، کنجکاو می سازد.

بی سبب نیست که دو بیت آغاز برنامه نیز از دریا حکایت میکنند و ذهن شنونده را برای ظهور امواج و طوفانی شدن ناگهانی دریا آمده میسازند.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است