بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
استاد علینقی وزیری گفته بود: «در اینکه قمر خوانندهِ بی نظیری بود حرفی نیست.» استاد دکتر سپنتا قمر را بزرگترین خوانندهِ قرن اخیر ایران میداند و بسیاری از مشاهیر، از جمله خالقی، علاوه بر مقام هنری، همدردی های انسانی و بزرگ منشی او را ستوده اند.

ایراداتی از نوع فوق و یا اینکه این خوانندگان برخی اشعار را نادرست ادا کرده اند، هرگز از مقام والا و میراثِ فخیم هنری آنان نمیکاهد، بلکه بیان واقعیتی است که حتی خواننده ادیب و یکتایی چون بنان را هم در برمی گیرد که به دو نمونهِ آن اشاره میشود: در ترانه مستی عاشقان که آهنگِ آن از خالقی است، کلمهِ «نگذری» را شادروان بنان «بگذری» خوانده است.

در آهنگ بسیار معروف «خریدار تو» در قسمتِ پایانی که در گوشهِ شکسته و مایهِ افشاری اجرا میشود (قسمتِ اصلی آهنگ در دستگاه ماهور است) در شعر سعدی:
زخم شمشیر اجل به که سر نیش فرقات
کشتن اولیتر از آن کم بجراحت بگذاری

بجای بگذاری، نگذاری خوانده شده که اصولاً شعر را بی معنی میسازد. جای تعجّب است که با آنهمه دقت در تنظیم اثر، حتّی اعضائ ارکستر هم متوجه این خطا نشده یا درصدد رفع آن برنیامده اند.

اما این مواردِ جزئی و نادر، در مقابل جهانی از زیبائی که از بنان باقی مانده، بمثابه خشخاشی است در آغوش دریا و در این گفته خالقی خللی وارد نمیسازد که: غلت ها و تحریرهای او چون رشته ای از مروارید غلتان به هم پیوسته و مانند آبِ روان است. خواننده ای که صدایش را شادروان عبدالرحمن فرامرزی به طلای بی غش و استاد دکتر احسان یارشاطر به حریری در رهگذار نسیم تشبیه کرده اند.

اینجا منظور فقط بررسی کیفیتِ سه اجرای مختلف از آهنگی است که تاثیر شگرف و عمیق ارکستراسیون را آشکار می سازد و جدیّت و درایتِ خالقی را در تنظیم، روشن مینماید. در این رهگذر ملاحظهِ نقش و توانائی خواننده، امری گریز ناپذیر و غیرقابل اجتناب است. آنچه که مطرح نیست مقایسهِ کلی خوانندگان و یا تحلیل سبکِ آنهاست.

در مقایسهِ سه اجرا از اثر «گریه کن» عارف، تنظیم خالقی در گلهای رنگارنگ، برنامه شماره ۲۵۰ از ویژگی های خاصی برخوردار است که در دو اجرای دیگر، اثری از آنها نیست. آهنگ با اواجی آغاز میشود که در آغاز ملایم و نسیم آسا می نمایند اما به وضوح از طوفانی خبر میدهند که در راه است.

در ژرفای وجودِ آدمی احساسی گنگ و مبهم او را آرام بیدار و به واقعه ای قریب الوقوع متوجه میسازد. در دامان این امواج در حالی که دائماً بر شدّتِ آنها افزوده و هوا طوفانیتر میشود، نغمه اولیهِ اثر به نحوی آهسته حضور خود را اعلام و عمدتاً بوسیله گروه سازهای بادی نواخته میشود.

در ظهور امواج پس زمینه، سازهای زهی بکار گرفته شده است اما دیری نمیپاید که تهدید ناگهان عملی میشود و با پنج ضربه بسیار کوتاه، حمله ای ناگهانی آغاز میشود که طی آن همه ارکستر یکپارچه و متحد، وقوع حادثه را ندا میدهند. این هشدار تکان دهنده ضمن دو جمله که همگی سازها یکصدا در آن سهیمند، شنونده را به خود آورده و تمامی حواس او را برای شنیدن نغمهِ اصلی آهنگ، کنجکاو می سازد.

بی سبب نیست که دو بیت آغاز برنامه نیز از دریا حکایت میکنند و ذهن شنونده را برای ظهور امواج و طوفانی شدن ناگهانی دریا آمده میسازند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

تالار المپیا

تالار المپیا

پاریس المپیا در سال ۱۸۸۸ به وسیله ژوزف اولر بنیانگذار مولن روژ بنا نهاده شد. المپیا قدیمی ترین تالار موسیقی پاریس و از معروف ترین تالارهای موسیقی دنیاست، تالاری که امروزه با چراغ های عظیم و قرمز رنگ نورانی اش شناخته می شود. این مجموعه در سال ۱۸۸۹ با نام “مونتان روز” بازگشایی و در سال ۱۸۹۳ به المپیا تغییر نام پیدا کرد.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

این تفکر در زمان خواندن نوشته های لاندن نیز در ذهن من وجود دارد همچنین هنگام درک مفاهیم حس مترونومیک و مرجع تراکم. قوانین لردال و جکندوف نیز حاکی از وجود یک سطح پایین هم طول هستند اما آنها این سطح پایین را به زمان بندی مرتبط نمی کنند. بلکه آن ها به سطح تاکتوس، نقش مرکزی در زمان بندی داده اند:
نوازنده و تمرین (VI)

نوازنده و تمرین (VI)

۱۷- استفاده از مترونم برای محاسبه ریتم موسیقی، چه کمکی به نوازنده کمک می کند؟ همانطور که می دانیم موسیقی بر دو پایه اصلی استوار است، اول صدا( زیروبمی) و دوم زمان( ریتم)، بنابراین توجه به عنصر ریتم در موسیقی و فراگیری اجرای صحیح انواع آن برای هنرجویان نوازندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.
ظرایف آرشه (I)

ظرایف آرشه (I)

هر آرشه بسته به میزان عواملی چون چگالی، فشردگی بافتی و مقاومت چوب و نیز منحنی انحنا در راستای طولی که بر اساس آن طراحی و ساخته شده به میزان مشخصی توسط پیچ انتهایی بایستی سفت شود که در آن مقدار، بهترین پاسخ برای تکنیک های پرشی آرشه بدست می آید.
آروین صداقت کیش

آروین صداقت کیش

متولد ۱۳۵۳ تهران منتقد و محقق موسیقی aviehs@yahoo.com
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (IV)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (IV)

مهم ترین ارزش حضور بخش مدرَسی یا آسکولاستیک در هنر، علاوه بر صیانت از مقولاتی چون هویّت و ظرفیت های نقد هنری و آموزش، آن است که با نقش گذاری بر فضای هنری از ظهور شارلاتانیزم در بخش آوانگارد جلوگیری می کند. همان بخشی که آمادگی زیادی برای جذب ویروس های توّهم و خودبس انگاری دارد و گاه برای مقابله با نظام های نقّادی و گریز از آشکارسازی ضعف های خود، تن به استفاده از شرایط غیر اخلاقی و غیر حرفه یی می دهد.
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
قلب مشکاتیان برای مردم می‌تپید (I)

قلب مشکاتیان برای مردم می‌تپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیستم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیستم)

سبک کلی تنظیم آثار موسیقی آنزمان کمابیش همگی یکسان و محدود به تکرار جملاتِ ترانه بوسیله یک یا چند ساز بوده است. جالب آنکه پنجاه سال پس از آن، همین اثر بوسیله گروه سماعی و با صدای خواننده ممتازی چون عبدالوهاب شهیدی نیز اجرا شده که از دیدگاهِ فوق، فرقی با اجرای نیم قرن پیش ندارد؛ اینبار تنها بجای دو سه ساز، ده دوازده ساز بکار رفته و دیگر هیچ.