نگاهی به اپرای عاشورا (I)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
مقدمه: اپرای عاشورا اولین اپرای سبک ایرانی با آواز ایرانی است که توسط بهزاد عبدی بر روی لیبرتوی بهروز غریب پور ساخته شده است. اپرای عاشورا در سال ۸۷ به سفارش بنیاد رودکی ساخته و در سالن نمایش عروسکی “فردوسی” با عروسک نخی به کارگردانی بهروز غریب پور به اجرا رسید. در این نوشته، نظری خواهیم داشت به لیبرتو و موسیقی این اپرای ایرانی.

با اینکه لیبرتوی اپرا روایتگر حادثه ای در کربلا و طبیعتا منطقه عرب نشین و بی تاثیر از فرهنگ ایران است، از اولین موومان این اپرا تا قسمت پایانی این اپرا به جز تنها دو پرده در هیچ کجا، نوایی از موسیقی و الحان عرب نمیشنویم.

این نگرش نه تنها در موسیقی، بلکه در دیگر اجزای این اپرا هم مشهود است؛ این برداشت از حادثه عاشورا بی درنگ این مفهوم را به شنونده القا میکند که این شرح داستان، کاملا ایرانی است، چنانکه نویسنده لیبرتوی این اپرا هم در سخنرانی هایش به این نکته اذعان داشته است؛ اصولا روایت حادثه عاشورا به دلیل گنجانده شدن در هنری به نام تعزیه که در واقع یک هنر تماما ایرانی همراه با نمایش و موسیقی است، بعد از سالها صیقل خوردن تبدیل به اثری بدیع از سالها تجربه هنری در زمینه موسیقی ایرانی و روایت گری داستانی و نمایشی شده که قرنهاست، یکی از تنها عوامل حفظ و حراست از موسیقی دستگاهی بوده است.

چنانکه از متن اپرا مشخص است، بهروز غریب پور در نگارش این اپرا سعی داشته، سنتهای عامیانه تعزیه را حفظ کند و در برداشتهای متداول از این حادثه تغییری ایجاد نکند، به همین خاطر در لیبرتوی این اپرا میشنویم حتی شمر با القابی سرشار از احترام امام حسین و اصحابش را خطاب قرار میدهد.

در این اپرا ارکستر سمفونیک به همراهی سازهایی مکمل چون پیانو، قانون، دف به همراه خواننده با استیل آواز ایرانی در نقش های امام حسین، حر، عباس، سکینه، مصعب و محتشم، خواننده با استیل آواز کلاسیک غربی که به صورت رسیتاتیو (اشتلم خوانی) اجرا می کنند، در نقشهای یزید، شمر، ابن زیاد، عمر سعد و به همین ترتیب یک گروه همخوان با استیل آواز ایرانی و یک گروه کر با استیل آواز کلاسیک غربی به اجرا میپردازند.

لازم به ذکر است، رسیتاتیو بودن تمام بخشهای اجرا شده در این اپرا، به سنت اجرای تعزیه های ایرانی است که نقش های منفی به خاطر عدم تاثیر مثبت در ذهن مخاطب، از خواندن ملودی های گوشنواز پرهیز میکنند.

پرده اول
پرده اول با صدای رعب آور گانگ و تیمپانی آغاز میشود، بی درنگ گروه باسهای کر آغاز میکند: “باز این چه شورش است که در خلق عالم است…” فضا سازی ارکستر در زیر صدای کر با حرکتهای چابک ویولونها و فلوت پیکولو فضا را نفرین شده مینمایاند، صدای ساید درام (طبل کوچک) همراه با پدال کنترباس ها خبر از اتفاقی مصیبت بار را هشدار میدهند، در پی باسها، تنورها به صورت ملودیک وارد شده و همینطور در فاصله ای سوپرانو ها با هماهنگی پیچیده ای با دیگر دسته های کر همراه میشوند، گویی گروه های مختلف مردم یکصدا شده و واقعه ای شیطانی را همسرایی میکنند…



آنطور که لیبرتوی اپرا میگوید، صحنه اول در خلوت محتشم کاشانی، شاعر نامدار قرن نهم روی میدهد، کسی که اشعار این واقعه قرنهاست از او روایت شده است. پس از سکوت کوتاه و در پی آن استکاتوی زهی ها با فواصل دیسونانس، محتشم کاشانی میخواند “… گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب که آشوب در تمامی ذرات عالم است”

ارکستر به تکاپو می افتد، صدای ساید درامها اوج میگیرد، چیزی شبیه به صدای یورتمه اسبها… محتشم وارد روایت داستان میشود “آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم، کردند رو به خیمه سلطان کربلا، آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد، کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد”… ترجیع بند “باز این چه شورش است” باز توسط کر خوانده شده و با فاصله ششم چهارگاه که شنونده را در انتظار میگذارد این موومان درخشان به پایان میرسد.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    در مورد ماهیت عربی یین النهرین باید متذکر شد در قرن اول هجری جزئی به تازه جدا شده از امپراطوری کهن سال ایران در این ناحیه بوده و هنوز اصالت های فرهنگ عربی بر آن به طور کامل مسلط نشده بوده است.در این باره من حضرت عالی را به کتاب های مرحوم علامه جعفر شهیدی در باره ی تاریخ اسلام و نیز آثار فریشلر مورخ آلمانی و آثاری چون کتاب ترجمه شده توسط آفای باشی ذر تاریخ موسقی جلب می کنم
    با نهایت احترام

  • ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۹۰ در ۲:۵۴ ب.ظ

    با تشکر از توضیحات شما

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

موسیقی از دید بتهوون

موسیقی از دید بتهوون

در سال ۱۸۱۰ خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است که …
وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

آیا تا کنون ناچار به زمزمه آهنگی که عنوان آن را نمی دانید یا فراموش کرده اید، شده اید؟ وب سایت جستجوگر جدید Midomi طوری طراحی شده که این دسته از آهنگ ها را در عرض ۱۰ ثانیه برای شما تشخیص داده و در اختیارتان قرار می دهد.
کنسرتو ویولن برامس

کنسرتو ویولن برامس

نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
کتاب “کاشی ۹۲” منتشر شد

کتاب “کاشی ۹۲” منتشر شد

کتاب “کاشی ۹۲” نوشته “ضیاالدین ناظم پور” یازدهم مرداد توسط موسسه انتشاراتی ماهور منتشر شد. این کتاب که در حوزه ی ادبیات داستانی طبقه بندی می شود راوی نکات برجسته ی زندگی “ابوالحسن صبا” موسیقیدان بزرگ ایران است. همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می کند “کاشی ۹۲” همانقدر که سعی دارد توسط جاذبه های داستان نویسی خواننده را به شناختی دقیق از شخصیت ابوالحسن صبا نائل کند به همان اندازه سعی در حفظ مستندات تاریخی زندگی این هنرمند گرامی دارد.
نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.
گفتگو با سارا چانگ (II)

گفتگو با سارا چانگ (II)

روش تمرینم در طی سالها تغییر کرده است. فکر می کنم در حال حاضر بیشتر از قبل توجه ام روی پایه است، البته هیچ گاه هم آن اصول پایه ای را نادیده نگرفتم. اینگونه به من درس داده شد که هیچ وقت فرم اولیه، تمرینهای ویبره، تمرین گام و آرپژ و درسهایم را از یاد نبرم، همچنان به انجامشان ادامه می دهم، به خصوص در حال حاضر، این روزها وقتی شما تک نوازی بعد از تک نوازی و گروه نوازی بعد از گروه نوازی را دارید، احتیاج زیادی به دقیق شدن در اصول پایه ای خودتان پیدا می کنید، بنابراین سعی می کنم که این تمرینها را حداقل ۱ یا ۲ ساعت در هر روز انجام بدهم.
روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.