ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

پورقناد: شما چند سال ویلن زدید و اساتید شما چه کسانی بودند؟
معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.

پورقناد: یعنی خودتان معلم خودتان بوده‌اید؟!
من در آن زمان آثاری از موتسارت و باخ را خودم می‌زدم و اعتقاد دارم کسی که استعداد داشته باشد، زیاد نیاز به استاد ندارد. همچنین اینکه از دیگر نوازندگان که در ارکستر کار می‌کردند، درس می‌گرفتم؛ البته در همان زمان قبل از ویولون کلاسیک، ویولون ایرانی میزدم ولی نه به سبک معمول کم تکنیک و عامیانه، بلکه به سبک استاد صبا ساز می‌زدم و میدانید که مثلا قطعاتی مثل ضربی اصفهان ایشان، در حد بعضی از قطعات کلاسیک سخت است یعنی من برای اجرای آثار موسیقی کلاسیک آمادگی داشتم.

با این حال من عاشق موسیقی بودم و برای خودم جالب است که بدانم آیا کسی آنقدر عاشق است؟! شاید باشد ولی من ندیدم! یادم هست یک زمان در حیاط خانه‌مان در سنندج می‌نشستم و نوار چهار فصل ویوالدی را گوش می‌‌دادم و چون نت این اثر نبود، مدام نوار را خاموش و روشن می‌کردم و نت آن را یادداشت می‌کردم.

همچنین نت کنسرتو شماره ۳ موتسارت با اجرای فرانچسکاتی را به همین صورت نوشتم و بعد از اینکه نت اصلی آن به دستم رسید، متوجه شدم که در چهار فصل ویوالدی همه نت‌ها را درست نوشتم و در کنسرتوی ۳ موتسارت فقط چند نت را در یک میزان اشتباه شنیده و نوشته بودم! اما در حال حاضر می‌بینیم که به هنرجوهای امروزی نت قطعات ویوالدی را می‌دهید و اینقدر سرد برخورد می‌کند که آدم شوکه می‌شود!

اما در زمان ما اگر کسی همچنین نتی را به من می‌داد من پر در می‌آوردم. حالا نمی‌دانم هنرجوها نت‌های ویوالدی، باخ و بتهوون را خودشان دارند و به روی خودشان نمی آوردند که اینقدر با بی‌میلی برخورد می‌کنند یا مشکل از تفکر من است!؟

پورقناد: هم اکنون چقدر با ویولن تمرین می‌کنید؟
من عشق آهنگسازی دارم اما به دلیل اینکه مایستر ارکستر سمفونیک هستم و همیشه باید روی سن باشم به همین دلیل یک آرشه بدون کلیفون دارم که بتوانم شب‌ها با آن بی صدا تمرین کنم تا مزاحم دو فرزند کوچکم نباشم!

پورقناد: و برای پرسش پایانی برای عود چقدر تمرین می‌کنید؟
خیلی خیلی کم؛ چون فرصتش را ندارم اما برای آهنگسازی عود بیشتر رفیقم است تا ویلن، چرا که در آغوش قرار میگیرد و توانایی نواختن آکوردها و همینطور خواندن تصنیفها را با آن دارم.
روزنامه آرمان

8 دیدگاه

  • ل.ف
    ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

    ارسلان کامکار یک انسان با استعداد با اخلاق و زحمتکش و دوست داشتنی هست و در این موضوع شکی نیست. اما به نظر من این گفته کلی صحیح و علمی نیست که اگر کسی استعداد داشته باشد استاد نیاز ندارد، خصوصا در رابطه با سازی مثل ویولن که در آن دانش نقش بزرگی رادر نوازندگی بازی می کند و غالب نوازندگان بزرگ آن از اساتید به نام دوره خود بهره برده اند.در این ساز نواختن صرف بدون در نظر داشتن ملاحظات مربوط به نوازندگی، تاثیر بخش هنری اثر وجودی نوازنده را ناچیز می کند و اثر تفسیری نوازنده در سایه توان نوازندگی او قرار می گیرد و طبعا چنین اجرایی مولفه هنری ناچیزی دارد.

  • MP
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۸:۲۸ ق.ظ

    motmaennam hast …

  • هنرجوی شهرستانی
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۹۰ در ۹:۵۱ ق.ظ

    استاد کامکار واقعا نماد یک استادن چون اخلاق حرفه ای دارن.اما استاد عزیزم همه افراد مثل هنرجویانی که شما میگید نیستن.به نظر من کسی که پدرش مسیقیدانه و از بدو تولد تو همه رگ و خونش موسیقی جریان داره و خانواده ای داره که همه اهل موسیقی هستن و همیشه حمایت اونها رو داره و بعدش هم هنرشتان موسیقی و بعد هم لیسانس و فوق لیسانس و دکترای موسیقی میگیره باز هم میگم این نظر منه این آدم اگر استاد شده باشه و اسم و رسمی کسب کنه و هزارهزار مقام و جایزه بیاره کار سختی نکرده چون سختی نکشیده چون همیشه حمایت خانواده رو داشته چون همیشه امکانات کناردستش بوده اما اون شهرستانی بیپچاره ای که عاشق موسیقیه اما هیچ امکانات و حمایتی نداره و بخاطر در آوردن خرج کلاسش کار میکنه و بخاطر نیم ساعت کلاس از همه چیزش میزنه و میاد تهران و روزاروز برمیگرده آخرش هم شاید نتونه سولیست ارکستر بشه یا یک مدرس موسیقی اما کار با ارزش رو اون انجام داده اون سختی کشیده اما هنوز هم بهش توجهی نمیشه و فقط چون تهرانی نیست محکوم به انزوا میشه.پس بیاید یکم منصفانه قضاوت کنیم.استاد من خودم از هنرجویان شهرستانیتون هستم.ای کاش کمی با من بهتر برخورد میشد و تسهیلاتی برای من و امثال من درنظر میگرفتید

  • رضا نامور
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    جناب آقای پورقناد , استاد کامکار نت همه ی سار های کنسرتو رو با گوش دادن نوشته بودن یا ملودی کلی قطعه رو واسه ویولن تنها ؟

  • ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱:۱۷ ب.ظ

    سلام
    اینجا داشتن در مورد قسمت ویولون تنها صحبت میکردند. قسمت ویولون را فقط نوشتند.

  • سامان
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۹۰ در ۹:۴۷ ب.ظ

    سلام.به نظر من استاداین تفکر حرفه ای و موفقیت خود را مدیون یک چیز هستند و اون هم داشتن پدری چون استاد حسن کامکار است.

  • شهرام دیده خانی
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۹۱ در ۹:۲۵ ب.ظ

    سلام براستاد مسلم موسیقی ودوست عزیز زمان دانشجویی در رشته زبان المانی دانشگاه تهران .برای من باعث بسی افتخار است که چند صبایی در کنار شما درس اخلاق خانواده کامکارها را تجربه کردم . نمیدانم بخاطر عزیزتان مرا دارید یانه؟ بهرحال اهل گرگان بودم ویاداور استاد بی بدیل موسیقی ایرانی محمدرضالطفی برای شما . خوشحال میشوم بهر طریقی که شده صدای گرمتان را شنونده باشم .Auf wiedersehen.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۹۵ در ۷:۰۱ ب.ظ

    در مورد ایشان من شکی ندارم که انسان بسیار هنرمند و واقعا فکر میکنم که هیچکس آنقدر که ایشان عاشق نواختن ویولن هستند وو عاشق موسیقی کس دیگری نباشد.تجربه ای با ایشان داشتم در سال ۱۳۷۹ که من کنسرتو فامینور باخ را با ارکستر سمفونیک تهران نواختم و در تمرینها به علت اینکه یکی از اعضای ارکستر بقول حرفه ای تر ها معلوم بود که کار شکنی میکرد که حواس من را به عنوان سولیست پرت کند، بین من و آن فرد بگو مگویی پیش آمد مثلا او به من گفت در اجرای باخ پدال نمیگیرند
    با همین لحن زشت… در حایکه امروزه از همه امکانات پیانو میتوان بجا استفاده کرد. اگر آنجور بود باید کلاوسن میاوردیم.خلاصه آقای کامکار اولش طرف آن ویولون دوم شد ،ولی وقتی متوجه شد که او به من چه حرف بیخودی زده سریعا و صریحا به او بعنوان کنسرت مایستر هشدار داد و با من نیز خیلی مهربان و با متانت و نجابت خاص خودش برخوردکرد.ما آنجا یکدیگر را شناختیم و از آنروز به بعد فشار تمرینها روی من کمتر شد..میخواهم بگویم که در هر ارکستری هستند کسانی که منتظرند سولیست را جلو عقب بکنند یا حواسش را پرت کنند ولی کنسرت میستر هوشیار است که باعث اتفاق نیافتادن این مسایل میشود. من که کسی را نداشتم و حتی آنجا جو بسیار موذبی برای اجرا دارد بعد از این ماجرا راحت شدم و دیدم از فردایش همه زهی ها به من سلام میکنند.خوب اصولا ارکستر ما هنوز تفاوتهای فاحشی با ارکستر های جهان دارد که باید مرتفع بشود..با بهترین آرزوها برای ایشان.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

من هریس را وقتی که در نیواولئان زندگی می کرد ملاقات کردم و فکر کردم که او صدای آماده ای دارد. من صدای افراد جوان دیگری را شنیده بودم اما آنها اکثراً سیاه پوست نبودند. من همیشه از اینکه چرا جوانان سیاه پوست وارد موسیقی خود نمی شوند متعجب بودند. من هرگز نتوانستم کشف کنم که چرا آنها نمی توانند با فرهنگ خود روبرو شوند یا قدر آن را بدانند. بنابراین وقتی کار او را شنیدم، فکر کردم ” پسر این یک چیز عالی است!”.
“همه ما موریکونه را دوست داریم”

“همه ما موریکونه را دوست داریم”

آثار موریکونه را باید نوعی از موسیقی عنوان کرد که در گذر زمان نه تنها از ارزشهایش کاسته نمیشود بلکه همواره زوایای پنهان از خلاقیت و ابعاد گسترده کاری وی را نشان می دهد. آثار وی قسمتی از احساس ما را که نسبت به موسیقی حساسیت دارد لمس میکند و بر آن تاثیر عمیقی میگذارد. آهنگسازی بیش از ۴۰۰ فیلم و مجموعه تلویزیونی از وی شخصیتی دست نیافتی ساخته است و به جرات میتوان عنوان کرد که اگر موریکونه و آهنگ هایش نبود، شاید فیلمهایی که امروز توانسته اند جوایزی را تصاحب کنند قادر به نائل شدن به این افتخار نبودند!
اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

موسسه AFMM – American festival of microtonal music در سایت رسمی خود اعلام کرد قرار است به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس خود و در فستیوال موسیقی Microfest 2011 اثری از شاهین مهاجری، محقق و آهنگساز میکروتونال و نوازنده تمبک را اجرا نماید.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (II)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (II)

از زمان تاسیس، اِل سیستما متکی به بودجه عمومی است، از هزینه تامین مکان، رفت و آمد و غذای کودکان گرفته تا هزینه گزاف کرایه و تهیه آلت ها و ابزار موسیقی. پس از موفقیت درخشان ارکستر آبرئو در یک مسابقه بین المللی در سال ۱۹۷۷ که در شهر آبِردین (Aberdeen) در کشوراسکاتلند برگزار شد، دولت ونزوئلا هزینه های کامل ارکستر آبرئو را بر عهده گرفت. از همان ابتدا، ال سیستما تحت نظر وزارت خدمات اجتماعی قرار گرفت و نه وزارت فرهنگ، و این امر به صورت اساسی در بقای آن سهیم بود.
نشر سوپرمارکتی، آری یا خیر؟

نشر سوپرمارکتی، آری یا خیر؟

چندیست انتشار سوپرمارکتی آثار موسیقی مورد بحث محافل موسیقی قرار گرفته است. این نوع پخش موافقان و مخالفان زیادی دارد و تا به حال نظر سنجی گسترده ای در این زمینه صورت نگرفته است. در سال گذشته، پیوستن هنرمندان نامداری چون محمدرضا شجریان و حسام الدین سراج به این جریان باعث شد، بحث در این زمینه ابعاد جدی تری پیدا کند. امروز در نامه ای که محمد معتمدی در گفتگوی هارمونیک منتشر کرده است، نظر این خواننده جوان در مورد نشر سوپرمارکتی اعلام شده است و او نظر خوانندگان را برای آمار گیری جویا شده. نامه او را می خوانیم:
اصول نوازندگی ویولن (X)

اصول نوازندگی ویولن (X)

ایجاد ارتباط و پیوستگی صوتی میان دو نت در پوزیسیون های مبدا و مقصد هنگامی که همراه با تغییر پوزیسیون دست چپ و ناشی از جابجایی طولی “دو شماره انگشت” متفاوت بر روی گریف می باشد را “پورتامنتو” می نامند. پورتامنتو می تواند بر روی یک و یا دو سیم مجاور صورت گیرد و دست نیز می تواند بصورت بالا رونده و یا پایین رونده بر روی گریف جابجا گردد.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

اما در تابلو های عرضه شده از عوامل دیگر سازنده، فقط دو دانگی ها و نت شاهد، قابل شناسایی است. علاوه بر این دو دانگی های تابلو ها مانند یازده دو دانگی ها متصل نیستند بلکه با یک پرده طنینی جدا شده اند که در مجموع یک گام پدیدار می شود:
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.
محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

دلیل استقبالی هم که از این طرح شده این است که در این طرح انگشت‌گذاری نی هیچ تغییری نمی‌کند فقط یک سامانه به انتهای آن اضافه می‌شود که کارآیی بسیار زیادی دارد که الان این کارآیی‌ها را برایتان می‌گویم. مهمترین کارآیی که این کلید توانسته به توانایی‌های ساز نی یا نوازنده آن اضافه کند این است که با کمک این نوت سی که تولید می‌شود، حلقه‌ی مفقوده اتصال صدای بم به صدای زیر در نی ساخته می‌شود و این وصل صدای بم و زیر بدون کوچکترین زحمتی برای نوازنده ممکن می‌شود و اجرای پاساژهایی که گستره‌ی صوتی بالای یک اکتاو و حتی دو اکتاو دارند را برای نوازنده ممکن می‌کند و این خیلی به توانایی‌های نی اضافه کرده حتی همین یک کلید و یک نت که اضافه شده. (الگوی کهن نی دارای سیزده کوک است که همگی کوک ها در تولید صدای مستقل درجه ی هفتم گام طبیعی راست ناتوان هستند و نوازنده ی با مهارت بناچار این صدا را تلویحا به کمک باز کردن لب در دستان لا یا بستن لب از دستان دو در صدای بم و زیر بدست می آورد. آشکار است که صدای تولید شده از کیفیت و وضوح لازم برخوردار نیست و بیشتر برای اجرای نت های زینت و اشاره های آنی بکار می آید.
موسیقی بلوز – قسمت ششم

موسیقی بلوز – قسمت ششم

مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.