شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۰
پورقناد: شما چند سال ویلن زدید و اساتید شما چه کسانی بودند؟
معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن 16-17 سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نتهایی را میآورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
پورقناد: یعنی خودتان معلم خودتان بودهاید؟!
من در آن زمان آثاری از موتسارت و باخ را خودم میزدم و اعتقاد دارم کسی که استعداد داشته باشد، زیاد نیاز به استاد ندارد. همچنین اینکه از دیگر نوازندگان که در ارکستر کار میکردند، درس میگرفتم؛ البته در همان زمان قبل از ویولون کلاسیک، ویولون ایرانی میزدم ولی نه به سبک معمول کم تکنیک و عامیانه، بلکه به سبک استاد صبا ساز میزدم و میدانید که مثلا قطعاتی مثل ضربی اصفهان ایشان، در حد بعضی از قطعات کلاسیک سخت است یعنی من برای اجرای آثار موسیقی کلاسیک آمادگی داشتم.
با این حال من عاشق موسیقی بودم و برای خودم جالب است که بدانم آیا کسی آنقدر عاشق است؟! شاید باشد ولی من ندیدم! یادم هست یک زمان در حیاط خانهمان در سنندج مینشستم و نوار چهار فصل ویوالدی را گوش میدادم و چون نت این اثر نبود، مدام نوار را خاموش و روشن میکردم و نت آن را یادداشت میکردم.
همچنین نت کنسرتو شماره 3 موتسارت با اجرای فرانچسکاتی را به همین صورت نوشتم و بعد از اینکه نت اصلی آن به دستم رسید، متوجه شدم که در چهار فصل ویوالدی همه نتها را درست نوشتم و در کنسرتوی 3 موتسارت فقط چند نت را در یک میزان اشتباه شنیده و نوشته بودم! اما در حال حاضر میبینیم که به هنرجوهای امروزی نت قطعات ویوالدی را میدهید و اینقدر سرد برخورد میکند که آدم شوکه میشود!
اما در زمان ما اگر کسی همچنین نتی را به من میداد من پر در میآوردم. حالا نمیدانم هنرجوها نتهای ویوالدی، باخ و بتهوون را خودشان دارند و به روی خودشان نمی آوردند که اینقدر با بیمیلی برخورد میکنند یا مشکل از تفکر من است!؟
پورقناد: هم اکنون چقدر با ویولن تمرین میکنید؟
من عشق آهنگسازی دارم اما به دلیل اینکه مایستر ارکستر سمفونیک هستم و همیشه باید روی سن باشم به همین دلیل یک آرشه بدون کلیفون دارم که بتوانم شبها با آن بی صدا تمرین کنم تا مزاحم دو فرزند کوچکم نباشم!
پورقناد: و برای پرسش پایانی برای عود چقدر تمرین میکنید؟
خیلی خیلی کم؛ چون فرصتش را ندارم اما برای آهنگسازی عود بیشتر رفیقم است تا ویلن، چرا که در آغوش قرار میگیرد و توانایی نواختن آکوردها و همینطور خواندن تصنیفها را با آن دارم.
روزنامه آرمان
تیر ۱۹م, ۱۳۹۰ at ۱۱:۱۱ ق.ظ
ارسلان کامکار یک انسان با استعداد با اخلاق و زحمتکش و دوست داشتنی هست و در این موضوع شکی نیست. اما به نظر من این گفته کلی صحیح و علمی نیست که اگر کسی استعداد داشته باشد استاد نیاز ندارد، خصوصا در رابطه با سازی مثل ویولن که در آن دانش نقش بزرگی رادر نوازندگی بازی می کند و غالب نوازندگان بزرگ آن از اساتید به نام دوره خود بهره برده اند.در این ساز نواختن صرف بدون در نظر داشتن ملاحظات مربوط به نوازندگی، تاثیر بخش هنری اثر وجودی نوازنده را ناچیز می کند و اثر تفسیری نوازنده در سایه توان نوازندگی او قرار می گیرد و طبعا چنین اجرایی مولفه هنری ناچیزی دارد.
تیر ۲۰م, ۱۳۹۰ at ۸:۲۸ ق.ظ
motmaennam hast …
تیر ۲۱م, ۱۳۹۰ at ۹:۵۱ ق.ظ
استاد کامکار واقعا نماد یک استادن چون اخلاق حرفه ای دارن.اما استاد عزیزم همه افراد مثل هنرجویانی که شما میگید نیستن.به نظر من کسی که پدرش مسیقیدانه و از بدو تولد تو همه رگ و خونش موسیقی جریان داره و خانواده ای داره که همه اهل موسیقی هستن و همیشه حمایت اونها رو داره و بعدش هم هنرشتان موسیقی و بعد هم لیسانس و فوق لیسانس و دکترای موسیقی میگیره باز هم میگم این نظر منه این آدم اگر استاد شده باشه و اسم و رسمی کسب کنه و هزارهزار مقام و جایزه بیاره کار سختی نکرده چون سختی نکشیده چون همیشه حمایت خانواده رو داشته چون همیشه امکانات کناردستش بوده اما اون شهرستانی بیپچاره ای که عاشق موسیقیه اما هیچ امکانات و حمایتی نداره و بخاطر در آوردن خرج کلاسش کار میکنه و بخاطر نیم ساعت کلاس از همه چیزش میزنه و میاد تهران و روزاروز برمیگرده آخرش هم شاید نتونه سولیست ارکستر بشه یا یک مدرس موسیقی اما کار با ارزش رو اون انجام داده اون سختی کشیده اما هنوز هم بهش توجهی نمیشه و فقط چون تهرانی نیست محکوم به انزوا میشه.پس بیاید یکم منصفانه قضاوت کنیم.استاد من خودم از هنرجویان شهرستانیتون هستم.ای کاش کمی با من بهتر برخورد میشد و تسهیلاتی برای من و امثال من درنظر میگرفتید
تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ at ۱۲:۲۸ ب.ظ
جناب آقای پورقناد , استاد کامکار نت همه ی سار های کنسرتو رو با گوش دادن نوشته بودن یا ملودی کلی قطعه رو واسه ویولن تنها ؟
تیر ۳۰م, ۱۳۹۰ at ۱:۱۷ ب.ظ
سلام
اینجا داشتن در مورد قسمت ویولون تنها صحبت میکردند. قسمت ویولون را فقط نوشتند.
دی ۵م, ۱۳۹۰ at ۹:۴۷ ب.ظ
سلام.به نظر من استاداین تفکر حرفه ای و موفقیت خود را مدیون یک چیز هستند و اون هم داشتن پدری چون استاد حسن کامکار است.