ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

ارسلان کامکار
ارسلان کامکار
پورقناد: شما هیچ‌وقت نوازندگی عود خود را آنچنان مطرح نکرده‌اید، چرا؟
اگر بخواهم یک نوازنده معمولی باشم، زیاد بر مذاق من خوشایند نیست! من دوست دارم اگر می خواهم یک ساز را بزنم و یا اینکه یک اثری را بنویسم، بسیار خوب از آب درآید. در همین کنسرت اخیرمان که من سولوی عود نسبتا مشکلی را زدم، ولی خودم زیاد از نوازندگی‌ام در آن کنسرت راضی نبودم و زمانی که از کارم راضی نباشم، رغبتی برای ادامه دادنش هم ندارم.

پورقناد: شما الان که ضبط شوشتری برای ویولون اثر آقای دهلوی را دوباره میشنوید، از اجرایتان راضی هستید؟
نه چندان! آن اجرا بسیار با عجله بود و من در استودیو آنرا در همان روز ضبط کار کردم و خیلی پخته نبود آن اجرا، امروز قطعا بهتر میزنم شوشتری را…

چرا در اجرای آقایان شجاع الدین لشکرلو و رحمت‌الله بدیعی کادانسی وجود داشته اما در اجرای شما کادانس وجود ندارد؟
من فقط نتی که در استودیو داشتم را زدم و حتی فرصت تمرین زیادی نداشتم. اصلا فرصت کادانس زدن هم نبود؛ از اجرایم در آن کار راضی نیستم زیرا می‌توانستم بسیار قلدرتر بزنم، صدای ساز من در آنجا خام است.

پورقناد: شما یک کوارتت «به یاد سید علی اصغر کردستانی» دارید که مربوط به ۲۸
۲۷ سال پیش است نمی خواهید آن را منتشر کنید؟
خیلی دوست دارم که این کار را انجام دهم، همچنین دوست دارم دوباره «افسانه‌ سرزمین پدریم» را اجرا کنم که به زودی همین کار را انجام خواهم داد.

پورقناد: یعنی با ارکستر زنده؟
طبیعی است که من الان نمی‌توانم بیست میلیون برای انتشار مجدد این اثر هزینه کنم و بعضی از این سازها را از سمپل استفاده می‌کنم.

پورقناد: یعنی می‌خواهید همان تجربه‌ای که آقای هوشنگ کامکار در اثر«بهاران آبیدر» تکرار کرده است را شما دوباره تکرار کنید؟
نه اصلا به این صورت نخواهد بود؛ اگر من بخواهم کار بکنم بسیار دقیق‌تر کار می‌کنم و الان هم باید بدانیم که قضیه سمپل لو رفته است و گرنه اگر بیست سال پیش، یک اثری را به طور کامل با سمپل ارائه می‌دادند کاملا طبیعی و با ارکستر زنده به نظر میرسید البته باید بگویم هوشنگ در “بهاران آبیدر” خیلی مصنوعی از سمپل استفاده کرده است. اما من می‌خواهم یک اجرای خوب از سمپل داشته باشم و اگر ببینم بعضی از میزان‌ها با سمپل جواب نمی دهد؛ حتما از دوستان نوازنده‌ام خواهش می کنم تا آن قسمت ها را در استودیو زنده بزنند.

پورقناد: نمی‌خواهید برای ارکستر سمفونیک بنویسید ؟
در حال حاضر بیشتر به روی کارهای با کلام کار می‌کنم و جدیدا هم بر روی اشعار فروغ فرخ‌زاد و شاملو کار کرده‌ام.

پورقناد: بسیاری از کارهای شما اکنون در بازار نیست نمی خواهید، دوباره آنها را منتشر کنید؟
چرا خیلی دوست داریم که این کارها با اجراهای بهتر بیرون بدهیم مثلا فکر می‌کنم که اثر “شباهنگام” بسیار حیف شد و البته بیژن خیلی خوب از پس کار بر نیامد و همچنین دوست دارم اثر “شوریده دل” را خلاصه و دوباره اجرا کنم. موسیقی فیلم “مادر” هم قرار است منتشر شود.

خادمی: شما چند سال است که اجراهای خودتان را بدون خواننده به صحنه می‌برید؟ فکر نمی‌کنید نبود یک خواننده در گروه کامکار به موسیقی گروه لطمه می‌زند؟
من مثل شما فکر نمی‌کنم چرا که آثاری را که ما اجرا می‌کنیم زیاد احتیاج به خواننده ندارد؛ البته برادرم اردشیر هم اعتقادی مثل شما را دارد و تاکید می کند که حتما با خواننده حرفه‌ای کار کنیم. اما موسیقی گروه ما در حال حاضر چندان سنخیتی با نوع خوانندگی خواننده‌های طراز اول ما ندارد. به فرض مثال اگر بخواهیم از آقای شجریان برای گروهمان دعوت کنیم، ایشان دوست دارد محوریت ساز و آواز باشد؛ در صورتی که موسیقی ما آواز {موسیقی بدون ریتم و با کلام} ندارد و همه تصنیف است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

به بهانه ی انتشار خسوف (I)

به بهانه ی انتشار خسوف (I)

ریشه ی واژه ی اوراتوریو (oratorio) به دورانی در قرن شانزدهم باز می گردد که قدیس فلیپ نری (saint philippe neri) روحانی کاتولیک، مجالسی را برای شنیدن آثار موسیقایی در کلیسای مشهور «اوراتوار» (oratoir) واقع در شهر رم تشکیل می داد. واژه ی «اوراتوریو» نیز از نام همین کلیسا مشتق شده است.
خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

گروه کارپنترز (The Carpenters)، با ملودیهای با روح و ساده ای که با دقت فراوان تنظیم شده بود، در تضاد کاملی با موسیقی پاپ / راک پر زرق و برق و افراطی دهه هفتاد بود، با این وجود آنها توانستند با ۱۲ ترانه در فهرست Top Tenو سه ترانه شماره یک، از محبوبترین هنرمندان دهه ۷۰ باشند.
روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
اپرای متروپلیتن (II)

اپرای متروپلیتن (II)

با مدیریت هنریش کنرید (Heinrich Conried) از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸، انریکو کاروزو (Enrico Caruso) برای اولین بار در اپرا حضور یافت، یکی از درخشان ترین خوانندگان اپرای متروپلیتن که ۲۵ سال در آنجا به اجرا پرداخت. جیولیو گاتی کاسازا (Giulio Gatti-Casazza) نمونه ای از برنامه ریزی صحیح و سازماندهی بی نقص همراه با موفقیت فراوان در بالا بردن مهارت اعضای اپرا بوده است. بار دیگر در دوره وی بزرگترین خوانندگان و رهبران در متروپلیتن حضور یافتند.
برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

حال پرسش اینجاست که چرا ردیف که باید جایگاهی مانند رپرتوار در «موسیقی کلاسیک» را در موسیقی کشور ما داشته باشد، کاربردش به شکل کتاب تئوری و متد تحریر، مضراب و… تغییر یافته است؟
مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

تعویض ویلون به ویولا، ویلون به ویلونی بزرگتر یا با سازی که اتفاع خرک متفاوتی دارد به نوازنده فشار زیادی تحمیل می کند. اگر سازتان را عوض می کنید باید ۱ تا ۲ هفته تمرینات ساده تر را انجام دهید و کم کم به سراغ برنامه اصلی خود بروید. همین مساله در مورد تعویض معلم یا رپرتوآر صادق است.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

تا چندی پیش من تنها اجرای زنده داشتم. شما روی صحنه می روید و باید تمام تلاش خود را بکنید و امیدوارید که نتیجه شرمگینانه نباشد! دو سال پیش در یک استودیو، لولو (Lulu) و ووزچ (Wozzeck) را به همراه لوین (Levine) اجرا و ضبط کردم که اخیرا تکثیر شده است و این اولین کار ضبط من از آثار موتسارت با ماکراس (Mackerras) بوده. بیشتر آثار اپرایی برای ضبط من تا حدی غیر معمول بودند و با صدای خیلی زیر…
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

در سلسله مقالاتی که با تیتر «مغالطات ایرانی» در ژورنال گفتگوی هارمونیک می خوانیم، در هر شماره یکی از مغالطات رایج در جامعه موسیقی ایران مطرح شده و نقد می شود. بسیاری از این مغالطات به قدری رواج پیدا کرده که شاید خود ما هم جزو مبلغان آن باشیم. اولین شماره این نوشتار به عقاید رایج در میان موسیقیدانان ایران نسبت به رشته «موسیقی شناسی قومی» یا «اتنوموزیکولوژی» می پردازد.
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.