اپرای لیلی و مجنون (III)

حاجی بیف درباره دشواری هایی که در راه اجرای لیلی و مجنون وجود داشته صحبت می کرد. او می گفت که با مشکلات مالی و هنری زیادی روبرو بوده است. در آن زمان، فرهنگ اجرا به صورت جدی جا نیفتاده بود و بازیگر یا خواننده حرفه ای وجود نداشته است. پیدا کردن افرادی که بتوانند نقش های اصلی را بازی کنند آسان نبوده است.

حاجی بیف سارابسکی را کاملا اتفاقی پبدا کرد؛ در نزدیکی هتل «تبریز» که حاجی بیف در آن اقامت داشت، مرکز پخش آب قرار داشت. او اغلب از آن جا می گذشت. روزی متوجه شد که پسر جوانی که آن جا کار می کرد عاشق خواندن بود. آن پسر جوان، یعنی سارابسکی عصر ها پس از کار ، در گروه های نمایشی فعالیت می کرد. اینگونه بود که اوزیر نقش شخصیت اصلی، یعنی مجنون، را به او پیشنهاد داد. که معلوم شد انتخاب بسیار بجایی بوده است.

نقش زن
اما انتخاب کسی که در نقش زن اپرا یعنی لیلی باز کند بسیار دشوارتر بود. مقامات مذهبی از اینکه مرد ها بر روی صحنه می خواندند شکایت داشتند، چه برسد به اینکه یک زن بخواهد آواز بخواند. زنان مسلمان نمی توانستند نقشی را اجرا کنند. البته زنان روسی که در باکو زندگی می کردند مشمول این قاعده نمی شدند اما هیچ کدام از آن ها نمی توانستند مقام ها (موسیقی سنتی مدال آذربایجان) را به زبان آذری بخوانند.

در نتیجه باید یک مرد آذری پیدا می شد تا نقش لیلی را بازی کند!

ظاهرا داستان از این قرار است که یک روز حاجی بیف، سارابسکی و آرابلینسکی در یک چایخانه نشسته بودند که پیشخدمت بلند قامت و خوش چهره ای در حالیکه آواز می خوانده برایشان چای می آورد.

در نتیجه، آنها تصمیم گرفتند که امکان بازی او را در نقش لیلی بررسی کنند. بالاخره آن ها توانستند با تلاش بسیار او را متقاعد کنند که در این نقش بازی کند. نام او عبدالرحیم فرجف بود. پس عبدالرحیم لباس زنانه پوشید و نقش اصلی زن اولین اپرای آذربایجان را به عهده گرفت.

در اجرای این اپرا مشکلات دیگری نیز گریبان گیر حاجی بیف بودند. مشکلاتی مانند کمبود ابزار مورد نیاز صحنه و هماهنگی های مالی. حاجی بیف از این شکایت می کرد که مجبور شد بلیط را ارزان بفروشد و علیرغم اینکه سالن هر شب پر از تماشاچی بود، او از این اجرا سود مالی نبرد.

اما مهم تر از جنبه مالی این کار، موفقیت آن بین مردم بود. این اپرا توانست در وقایع تاریخ فرهنگی آذربایجان، برای آهنگساز بیست و سه ساله خود، جایگاهی بدست آورد. علاوه بر این، این اثر پیشگام در هم آمیختن تکنیک ها و سبک های شرقی و غربی در بسیاری از آهنگ هایی شد که در قرن بیست و یکم در آذربایجان ساخته شدند. تنها با روی کار آمدن شوروی در دهه بیست بود که زنان توانستند بدون حجاب در مکان های عمومی ظاهر شوند.
***
رمضان خلیلف (۱۹۰۰-۱۹۹۹) زمانی که اوزیر حاجی بیف مدیر کنسرواتور موسیقی باکو بود، معاونت او را بر عهده داشت. پس از مرگ حاجی بیف در سال ۱۹۴۸ بر اثر دیابت، خلیلف مسئول اجرای وصیت نامه او شد. با تلاش های بی دریغ رمضان، خانه موزه حاجی بیف در سال ۱۹۷۵ افتتاح شد. رمضان تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۹ مدیریت این خانه موزه را بر عهده داشت.

azer.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

موسیقی و گردشگری (II)

موسیقی و گردشگری (II)

تا اینجا بحث بر سر رونق اوضاع موسیقی و جلب مخاطب داخلی بود و از گردشگر خارجی صحبتی نشد! تا همینجا حتما متوجه شدید که ماجرای موسیقی و گردشگر خارجی در ایران مانند همان داستان ملی پوشمان است که به کاپیتان گفته شد به جای مهاجم خارجی او را جمع کنند!
تحقیر ده هزار تومانی (II)

تحقیر ده هزار تومانی (II)

طنز تلخ قضیه آنجا بود که در مدت آنتراکت اعلام شده -به رسم صفهای شیر کوپنی و قبایل بدوی- هیچ کس جرات نداشت از روی صندلی خودش بلند شود تا مبادا همان جایی هم که به خیال خودش با زرنگی(!) به دست آورده بود از دست بدهد. ای کاش اگر منفعت مادی تا این حد برای برگزارکنندگان کنسرت اهمیت داشت، این تمایل را به شیوه‌ای کم‌توهین‌آمیزتری بصورت غیرآشکار بروز می دادند (مثلا می‌توانستند قیمت بلیت‌ها را دو هزار تومان بیشتر کنند).
پادکست (II)

پادکست (II)

نیازی نیست که یک نرم افزار حرفه ای تهیه کنید تا ادیت دلخواهتان را برای پادکست ویدیویی داشته باشید، با داشتن بعضی نرم افزارهای ساده و مناسب هم میتوانید کارهای جالبی خلق کنید. میتوانید برای شروع کار از نرم افزارهای iLife روی مکینتاش تان استفاده کنید.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

آدورنو بعضی از تند و تیزترین اظهار نظرهایش در جامعه شناسی موسیقی را به طبقه “هواداران” معطوف کرد. برای مثال: با وجود اینکه، جاز لحظه تسلیم به یک گزافه‌گویی مقلدانه است، چه چیز بین علاقه‌مندان جاز در همه کشورها مشترک است (؟). در این رابطه نواختنشان، جدیت بی‌رحمانه توده‌های مقلد را درکشورهای توتالیتر به یاد می آورد. تا جاییکه تفاوت میان تفریح و جدیت به اندازه فرق میان مرگ و زندگی می‌شود (…).
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

هرمز فرهت ویژگی های گوشه را وابسته به پنج سازمایه (شاخص) می داند:‌ پایان (فرهت،‌ پایان و نه «شاهد» را برابر تانیک در موسیقی غربی دانسته)،‌ آغاز،‌ ایست،‌ شاهد و متغیر. متغیر می تواند در بسیاری از گوشه ها وجود نداشته باشد و از چهار سازه ی نخست،‌ دو یا سه تایشان می توانند در یک گوشه مشترک باشند. مثلن گوشه ی درآمد شور می تواند دارای آغاز،‌ شاهد و پایان یکسانی باشد و از متغیر نیز استفاده نکند.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«محمود توسلیان» نظر مدرس را درباره‌ی «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح‌الله خالقی» جویا شد. وی گفت موضوع این کتاب بیشتر موسیقی‌دانان هستند تا خود موسیقی و چنان که خود خالقی نیز به آن اشاره می‌کند به گونه‌ای داستان مانند نوشته شده تا مردم را جلب خود کند. بنابراین ضمن ارزش بسیار زیاد آن از جهت مکتوب کردن بخشی از تاریخ ما که می‌توانست به سادگی از دست برود، با تاریخ موسیقی به مفهومی که اینجا گفته شد، تفاوت‌هایی دارد.
مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

چه می‌شود آن هنگام که دو یا چند موسیقیدان که کفه‌ی ترازوی سابقه‌شان به سود آهنگسازی می‌چربد تصمیم می‌گیرند در مجموعه‌ای همنشین شوند و بداهه بنوازند؟ حاصل در نهایت چه خواهد شد؟ پله‌ی اولِ پاسخ احتمالا بسیار ساده است. ایده‌های آهنگسازانه‌شان یا حتا ایده‌های از آهنگ‌های ساخته‌شده‌شان در سرتاسر آن آفریده‌های بداهه پخش می‌شود. در حباب و سراب چنین شده است.
«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

پیشنهاد میکنم ابتدا سیمهای سفید را کوک کنید سپس به سراغ سیمهای زرد بروید. به این خاطر که سیمهای سفید از مقاومت بالاتری برخوردار هستند و احتمال پاره شدن آنها نسبت به سیمهای زرد کمتر است تا زمانی که دست شما آشنایی مختصری با انجام عملیات کوک پیدا کند.