فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (I)

فیلیپ جاروسکی
فیلیپ جاروسکی
چه کسی می تواند در برابر صدای مردی که مانند یک زن می خواند مقاومت کند؟
فیلیپ جاروسکی (Philippe Jaroussky)، خواننده کنتر تنور فرانسوی، در بیست و یک سالگی و در نخستین اجرای حرفه ای خود در سال ۱۹۹۹ در جشنواره تابستانی فرانسه اثری از اسکارلاتی (Scarlatti) را اجرا کرد. او در زمانبندی کار حرفه ای خود خوش شانس بوده است. زیرا در چند دهه گذشته، به بخش بزرگی از رپرتوار باروک (اپراها و موسیقی مقدس آهنگسازانی چون مونته وردی، پورسل، گلوک و بزرگان دیگری که کمتر شناخته شده هستند) جان تازه ای بخشیده شده است. این توجه دوباره به رپرتوار باروک باعث شد که یکی از تکان دهنده ترین صداها یعنی کنتر تنور نیز جان تازه ای بیابد. کنتر تنور صدای مرد بالغی است که به اندازه صدای پسربچه های خواننده گروه کر قدرتمند است.

پسر بچه هایی که نقش های قهرمانان یا قدیسانی را بازی می کنند که در اصل برای کاستراتو (castrato) یا متزو سوپرانوی زن نوشته شده اند. چهل سال پیش شاید تعداد کنتر تنور ها در کل دنیا حدود پنج شش نفر بود.

اما امروز، دیود دانیل (David Daniels) اهل کارولینای جنوبی یا آندریاس شل (Andreas Scholl) از آلمان با صدای جذاب خود سالن های کنسرت و خانه های اپرا را پر از تماشاچی می کنند و در هر فصل نیز خواننده مرد جوان و شگفت انگیز جدیدی از کرواسی یا اوکراین وارد عرصه هنر می شود.

صدای فوق العاده صاف جاروسکیِ سی و سه ساله در ترکیب با چهره معصوم و کودکانه اش دوستداران زیادی را برای او به ارمغان آورده است. سیسیلیا بارتولی (Cecilia Bartoli) که“Giulio Cesare” هندل را با جاروسکی خوانده بود می گوید «وقتی برای نخستین بار صدای فیلیپ جاروسکی را شنیدم مهارت و کیفیت موسیقیایی و حس عمیق آن من را به خودش جلب کرد. در جمله بندی های او نوعی زیبایی و در روحش نوعی ظرافت، یا شاید شکنندگی، وجود دارد که عمیقا شنونده را تحت تأثیر قرار می دهد.» جیمز بومن (James Bowman)، کنتر تنور افسانه ای انگلیس، می گوید «صدای جاروسکی صدای همان پسر بچه ای است که باخ آرزو داشت برایش آهنگ بسازد.»

صدای کنتر تنور – صدای بالای دخترانه که با استفاده از لبه بیرونی تارهای صوتی ایجاد می شود – از آن مواردی است که شاید در نخستین بار توجه شنونده را جلب نکند و درک آن نیاز به تکرار داشته باشد. اینگونه خواندن مانند راه رفتن بر لبه تیغ است. صدای کنتر تنور پیوسته بین دو قطب ناخوشایند و متعالی بودن در حال نوسان است. جاروسکی به خوبی از این نکته آگاه است و آن را «عامل تنفر» می نامد.

جاروسکی می گوید «چیزی در مورد این صدا وجود دارد که می تواند مضحک باشد: در واقع همین که این صدا از حنجره یک مرد خارج می شود. مردم می گویند که کنترتنور جنس سوم یا شبه زن است. اما به نظر من کنتر تنور بیش تر تلاشی است برای کودک ماندن.»

در واقع، در طول تاریخ، سوپرانو های مرد، چه در موسیقی مقدس، اپرا یا پاپ، برای معصومیت و شجاعت رومانتیک خود به یک اندازه مورد تشویق قرار گرفته اند. بر خلاف تصور برخی افراد، صدای آن ها فقط به مذاق مردان دگرباش خوش نمی آید: بخش زیادی از اپراهای قرن نوزدهم یا حتی کمدی های شکسپیر بر این اساس استوارند که آنچه که یک زن را از خود بی خود می کند نقش آفرینی پسری است که ممکن است دختر باشد یا نباشد.

کنتر تنور پدیده ی قرن بیستم است. هنری که ما از دستش داده بودیم اما اکنون دوباره به ما بازگشته است. بیشتر آثاری که اکنون جاروسکی و سیسیلیا بارتولی اجرا می کنند در اصل برای فارینلی (Farinelli) و همکارانش نوشته شده بودند (خوانندگان مردی که پیش از بلوغ اخته شده بودند تا صدایشان بالا، بلند و صاف بماند.)

ظاهرا این اقدام که جاهلانه و بسیار پیچیده به نظر می رسد، در واکنش به فرمان سنت پائول در کورنت (یونان) صورت گرفته باشد. بدین ترتیب که صدای زنان نباید در کلیسا شنیده شود که این امر باعث شد که گروه های کر کلیسا و دربار دوک ها پر شود از سوپرانوهایی که می توانستند اوراتوریوهای ویوالدی را اجرا کنند.

4 دیدگاه

  • رامین منصفی
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    من وقتی بار اول اجرای ایشون رو دیدم متعجب شدم !
    لینک یوتوب :
    http://www.youtube.com/watch?v=cCGT5rT6Rrk

  • لازم نیست!
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    “ژاروسکی” تلفظ می شود: http://www.youtube.com/watch?v=OBpjdcICDBw
    http://www.youtube.com/watch?v=nJiYChYzPnM&feature=related

  • philippe jaroussky
    ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۹۰ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاروسکی صحیح است!

  • حسن ابوئی
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۹۰ در ۳:۲۱ ق.ظ

    توی کانال متزو میگه:فیلیپ ژاغوسکی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

دو سال پیش مطلبی با عنوان «عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!» در سایت منتشر شد که در آن به نتیجه آزمایشی پرداخته شد که طی آن ویولنیست های شرکت کننده در آزمایش، طی شرایط خاصی به نوازندگی با ویولن های مختلف می پرداختند و پس از آن به پرسش هایی در باره سازی که با آن نواختند پاسخ می دادند که مطلب یاد شده به این پاسخ ها پرداخت. مطلب زیر علاوه بر مرور نتایج این آزمایش، نظرات مخالف و موافق با آن را نیز مرور می کند:
احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

همزمان با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، تصویری میهمان خانه های ایرانیان خسته از جنگ شد که تا امروز در خاطر بسیاری مانده است. جوانی خوش چهره و خوش صدا که برنامه ای از ارکستر سمفونیک صدا و سیما را معرفی و با عوامل آن برنامه مصاحبه می کرد؛ این جوان خود از اعضای ارکستر سمفونیک تهران و به گفته اهالی فن، از با استعدادترین هنرمندان فاگوت نواز جوان آن روزگار بود؛ محمدرضا احمدیان… محمدرضا احمدیان در اواسط دهه ۶۰ از ارکستر سمفونیک تهران به ارکستر صدا و سیما پیوست و در این سازمان بود که فعالیت های خود را در زمینه آهنگسازی آغاز کرد. زمانی که هنوز به دهه سوم زندگی خود نرسیده بود به مقام معاونت موسیقی سازمان صدا و سیما رسید (۱) که آنزمان مدیریت موسیقی این سازمان با دکتر بهمن ریاحی، پدیده آهنگسازی آن دوران بود. شاید درخشان ترین دوران موسیقایی رادیو پس از انقلاب، مربوط به دوره مدیریت دکتر ریاحی در این سازمان باشد.
تحقق رویای علاقمندان موسیقی

تحقق رویای علاقمندان موسیقی

برای بسیاری از مردم، موسیقی معنایی بیشتر از چیزی برای شنیدن دارد، موسیقی میتواند وجود شما را تعریف کند. خصوصیت شما، چیزهایی که دوست دارید و از آنها بیزارید، همه در ترانه های مورد علاقه شما پدیدار میشوند.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.
یک ترانه زیبای جز

یک ترانه زیبای جز

یکی از زیبا ترین ملودیهای jazz که می توان از آن نام برد قطعه ای است بنام Summertime از جورج گرشوین (George Gershwin).
دیبازر: مدیون احمد پژمانم

دیبازر: مدیون احمد پژمانم

من الان این طور هستم چون الان این هستم. امکان دارد فردا این نباشم ولی الان اینم چون همینجا هستم ولی اینکه در موسیقی چرا نشانی از آن است چون برای من بخشی از جادوی موسیقی با کودک درون رابطه دارد که نمی خواهم یا دوست ندارم چیزی آن را سرکوب کند و احساس می کنم وقتی اجازه بروز در زمینه اجتماعی به این کودک درون می دهیم، انسان متعادلتر و سالمتر و راحت تری می شویم، شاید آن شیطنت در آنجا نشانه هایی از این قضیه باشد.
تدارک ارکستر (VIII)

تدارک ارکستر (VIII)

در مراحل ضبط از یک اثر ارکستری (که معمولا هم اجرای یک موسیقی کلاسیک را انجام میدهند) عمومآ از میکروفونهای خازنی با دیاگرام کوچک استفاده میشود؛ چرا که دریافت دقیق صدای آن برای این کار بسیار مناسب است. از شرکتهایی که اختصاصآ در زمینه تجهیزات ضبط موسیقی کلاسیک فعالیت دارند، میتوان به Sennheiser و Schoeps و DPA اشاره داشت. محل نصب میکروفونها از بالای سازها تا ارتفاع چهارمتری خواهد بود.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (IV)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (IV)

پس از ساسانیان و در پی استیلای خلفای مسلمان گستره این ساز در سراسر جهان اسلام از چین تا اندلس امتداد میابد. در زمان حکومت عبدالرحمان دوم بر اندلس و دعوت او از یک بربط نواز مشهور ایرانی به نام کمالدین زریاب این ساز به اسپانیا وارد میشود. زریاب بربط را در این دیار گسترش و تکامل میدهد و از تلفیق این ساز با تار(دیگر ساز ایرانی) گیتار را میسازد. سالانه در اسپانیا بزرگداشتی به نام زریاب برگزار میشود. پاکو دلوسیا از مشهورترین نوازندگان گیتار در جهان برای گرامیداشت یاد او قطعه ای به نام زریاب ساخته است. فتح جزیره صقیله به دست مسلمانان و مراکز تجاری مهمی که بین شرق و غرب وجود داشت نقش به سزایی در برقراری ارتباط و روند گسترش فرهنگ موسیقایی بین غرب و شرق ایفا کرد.
“من خجالتی نیستم” (II)

“من خجالتی نیستم” (II)

پیر بولز در سال ۱۹۲۵ در مونتبریسون در فاصله ۶۰ مایلی لیون (Lyon) به دنیا آمد. وی در همان سنین پائین استعداد و علاقه خود به موسیقی و ریاضی را نشان داد، اولین رویارویی وی با موسیقی مدرن در سن ۱۳ سالگی بود زمانی که استاد پیانو از او خواست قطعات راول و دبوسی را بنوازد.