نگاهی به خوان هشتم

روز هفتم مرداد ماه، گروه خوان هشتم با اجرای اثری به همین نام برای بار سوم به روی صحنه رفت و همزمان آلبوم صوتی این اثر از طریق انتشارات آوای باربد به انتشار رسید. خوان هشتم اثری طراحی و آهنگسازی شده توسط وحید طارمی، نوازنده جوان تار است که در این آلبوم اولین تجربه آهنگسازی خود را که مربوط به حدود ۵ سال پیش است را عرضه میکند.

خوان هشتم تنها اثری موسیقایی نیست، بلکه طراحی آن به گونه ای بوده است که ترکیبی باشد از نمایش و موسیقی…

قطعا یکی از مشهورترین اشعار مهدی اخوان ثالث خوان هشتم است. اخوان در این شعرش با روایتی امروزی به بازخوانی بخشی از شاهنامه میپردازد که کمتر مورد توجه قرار گرفته: «مرگ رستم»

طارمی برای بازآفرینی این شعر اخوان ثالث، طرحی نو را به اجرا گذاشته و آن همراهی نمایش و موسیقی به صورت همزمان بر روی صحنه بوده است. البته در طرح طارمی، نقش موسیقی برجسته تر از بخش نمایشی بود. قسمت نمایشی اثر را حسین تفنگدار به عنوان نقال و خداداد بحیرایی در نقش مهدی اخوان ثالث، شاعر خوان هشتم، برعهده داشتند.

نقش خداداد بحیرایی کوتاه بود ولی در تمام اجرا او ناظر بر پیشرفت داستان توسط گروه موسیقی و نقال بود؛ شباهت صوت و صورت خداداد بحیرایی، سازنده پیشکسوت سه تار و سنتور به مهدی اخوان ثالث از اتفاقات نادر روزگار است… کسی که عمری به مهدی اخوان ثالث عشق ورزیده اکنون به شکل شگفت انگیزی، شبیه شاعر مورد علاقه اش است!

بدون هیچگونه تردیدی حضور حسین تفنگدار و بازی قدرتمند او یکی از برجستگی های این برنامه بود. تفنگدار بازیگری کاردان و مسلط است که غیر از بهره داشتن از تکنیک اکتسابی بازیگری و شناخت صحنه، از توانایی ذاتی رسایی و قدرت صدا هم بهره مند است.

موسیقی خوان هشتم در قیاس با ایده ناب طراحی آن، به جز در بخشهایی، شاید نتواند توقع شنونده آشنا به موسیقی و شعر اخوان را برآورده کند. این روش آهنگسازی موسیقی ایرانی بیشتر برای همراهی شعر کهن مناسب است تا شعر نو، آن هم نوع زبان خاص اخوان ثالث.

نوشتن موسیقی بر روی شعر نو یکی از دغدغه های آهنگسازان ۴۰ سال گذشته بوده است. بسیار طول کشید تا نواسازان موسیقی ایرانی شعر نو را مانند شعر کهن به رسمیت شناخته و تا اینجا پیش روند که ذوق خود را در موسیقایی کردن آن محک بزنند. شعر مهدی اخوان ثالث باز در این میان خودی تر محسوب میشد، چراکه اولا وزن قابل درک تری نسبت به بیشتر آثار همنسلانش داشت و دوم بسیار وفادار به اشعار پیشینیانش بود و درک و تسلط به ادبیات کهن در نوشته او نمود زیادی داشت.

با این حال رد و نشان زبان و ادبیات جدید در آثار او به حدی است که نمیتوان مانند اشعار کلاسیک با آن برخورد موسیقایی داشت. طارمی در بسیاری از قسمتهای موسیقی خوان هشتم، در مواجه با عناصر مدرن شعر اخوان دچار مشکل شده و در قسمتهایی ناتوان از حفظ فضای ادبی شعر اخوان بوده است. به عنوان مثال در بخش پایانی اثر که یکبار توسط خواننده و یکبار توسط نقال خوانده میشود میشنویم: «…کان کمند شصت خویش بگشاید و بیندازد به بالا بر درختی، گیره ای سنگی و فراز آید» اخوان در اینجا با زبان محاوره ای میگوید: بر درختی، گیره ای، سنگی… و بر خلاف زبان رسمی ادبیات کهن، فضایی امروزی تر به شعرش می بخشد.

به موسیقی در آوردن چنین فضاهایی قطعا با استفاده از روش های کلیشه ای متداول، منجر به شکست است و در همین مجموعه هم میشد از مقایسه خوانش شعر توسط نقال و اجرای همان قسمت توسط خواننده به نارسایی فضای آن شعر پی برد.

یکی دیگر از موارد قابل توجه در این اثر، مقطعی بودن بخشهای تنظیم شده بود (تنظیم در اینجا به معنی ترفندهایی است که آهنگساز برای تغییر در یکسان نوازی ارکستر ایرانی به کار میبرد که شامل تکنیکهای ایرانی شده پلی فونی، هموفونی و هتروفونی است) آهنگساز در بسیاری از قسمتهای این اثر با اینکه روشهایی بسیار ساده برای چند صدایی کردن موجود بود و طبعا فضای کار هم چند صدایی را میطلبید، از بکار گیری این تکنیکها صرف نظر کرده بود و در قسمتهایی دیگر از روشهایی برای تنظیم اثر بهره گرفته بود که این استفاده مقطعی از تکنیکهای تنظیم، سئوالی بی پاسخ را برای شنونده آشنا به موسیقی بوجود می آورد.

در بخش پایانی اثر هم با ورود ساز هارپ یک اشتباه دیگر در آهنگسازی خودنمایی کرد که آن را میتوان نوعی سهل انگاری در نوشتن موسیقی برای این ساز دانست، از طرفی ممکن است اصولا بخش مربوط به هارپ، ساخته آهنگساز نباشد و به عنوان بخشی از جواب آواز، به صورت بداهه نوازی طراحی شده باشد که باز هم این طرح، سهل انگارانه است، چراکه یک نوازنده بسیار ماهر هارپ هم به سختی توانایی به کار گیری بداهه هارمونی مناسب را به روی یک آواز ایرانی دارد، چه برسد به نوازنده جوان و کم تجربه ای مثل نوازنده این کنسرت… قطعا آهنگساز باید روی این بخش بسیار کار میکرد و هارمونی مناسب آن را می نوشت.

اینجا باید به این نکته اشاره کرد که این اثر ساخته یک آهنگساز در دوره نوجوانی بوده و طبیعتا در آینده او میتواند تجربیات قوی تری داشته باشد، هرچند در بخشهایی از این اثر مثل بخش چهارگاه و دشتی، قسمتهایی شنیده میشد که استعداد آهنگساز را در آن سن به نمایش میگذاشت.

یکی از نقاط قوت خوان هشتم بدون شک بخش های آوازی آن است که زمان زیادی را هم از اثر صوتی در برمیگیرد که در واقع طراحی آن از رامین بحیرایی است. رامین بحیرایی هنرمند جوان ولی کارکشته ای است و قطعا یکی از بهترین خوانندگان امروز است. به عقیده نگارنده دلیلی که باعث میشود خوان هشتم نمره قبولی بگیرد، رساندن پیام شعر در بخشهایی است که بحیرایی به صورت آوازی (بدون ریتم میخواند) هرچند نباید از نظر دور داشت که در اکثر مواقع، ساخت تصنیف خوب سخت تر از ساخت آواز خوب است!

در نگاهی اجمالی به این کنسرت، میشود خوان هشتم طارمی را طرحی جالب و هوشمندانه دانست که اگر تجربه و دوری از کلیشه های موسیقی دستگاهی چاشنی آن میشد، میتوانست در سطحی بهتر عرضه شود.

12 دیدگاه

  • Molavi
    ارسال شده در مرداد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۵ ب.ظ

    Ba tashakor az matlabe khandani va zibaye shoma dar morede concerte khane hashtom. Man in concert ro didam va CD ye kar ro ham tahiye kardam va barha goosh dadam. Be nazare man yek ideye no va yek kare taze ast va ghabele taghdir mibashad ke albate kam va kasti haiee ham darad. Sedaye aghaye bahirayee ham besiar delneshin va arambakhsh ast va range khasi darad ke monhaser be fard mibashad. dar kol baraye aghaye taremi va aghaye bahirayee arezooye movafaghiat mikonam va az shoma ham be khatere in matlab tashakor mikonam. Payande bashid.

  • کاشانیان
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۶:۲۵ ب.ظ

    ای نمی توانم بدهم. اما این نکته را نباید منکر شد که گوش ایرانیان از دیرباز با موسیقی (علی الخصوص موسیقی سنتی ایران) آشنا بوده و هست و می توان به قدرت درک او و گوش و هوش موسیقایی او تا حدی اعتماد کرد.
    من در کنسرت خوان هشتم حضور داشتم و حس و حال مردم (یعنی مخاطبان و چه عام و چه خاص) را از نزدیک دیدم. نیازی به گفتن میزان قدرت و تأثیرگذار بودن شعر اخوان نیست. اما معتقدم شعری که با موسیقی همراه شود را می توان با نمایشنامه ای که توسط بازیگران اجرا شود مقایسه کرد. همان طور که متنی هرچند قوی و دارای ساختار مستحکم و خاص، می تواند با بازی بد بازیگران، خراب و کمرنگ شود، در صورتی که روی شعری بی بدیل، موسیقی بد و دارای مشکلات جدی و غیر قابل گذشت تنظیم شود، از قدرت و تأثیرگذاری شعر نیز به حد زیادی کاسته می شود. روزی که خوان هشتم اجرا شد، می شد شور و حالی را در میان مردم حس کرد که مطمئناً نشان از ارتباط برقرار کردن آنها با شعر، موسیقی و بازیگری (همه با هم) دارد.
    به شخصه معتقدم آهنگساز این اثر، دست به عملی متهورانه زده است. اینکه ساختار کلاسیک موسیقی ایرانی را بتوان با شعر اخوان هماهنگ کرد، کاری بسیار مشکل است که اتفاقاً به تعبیر من، آهنگساز از عهده ی این کار بر آمده است. منکر این نیستم که می توان از طریق موسیقی ای که خارج از ساختار موسیقی سنتی باشد، برای این شعر موسیقی ماندگاری ساخت و اجرا کرد. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که همراه کردن موسیقی سنتی و شعر نو، سخت تر و طاقت فرسا تر است و هوش و استعدادی خاص را می طلبد. همانطور که خودتان اذعان داشتید، شعر اخوان گونه ی خاصی از شعر نو است که از شیوه ی کلاسیک نیز بی بهره نیست. به عقیده ی من طارمی نیز سعی داشته تا همین برخورد را با موسیقی داشته باشد.
    اینکه آهنگساز از روش های معمول برای ساخت آهنگ استفاده نکند، دلیل بر بی اطلاعی یا عدم توانایی وی نیست. برای مثال باید دید چرا آهنگساز از تکنیک های چند صدایی کردن استفاده نکرده و اینکه بگوییم حتماً و بی هیچ حرف پیش و پسی، فضای کار، چندصدایی را می طلبید، اعمال کردن سلیقه ی شخصی منتقد است که نمی توان هنگام نقد حرفه ای، چنین جانب داری ای را پذیرفت.
    به علاوه کلیشه ای خواندن موسیقی دستگاهی، زیر سوال بردن تاریخ موسیقی سنتی ایران و زحمات اساتید بی بدیل موسیقی ایران است و به شدت از خواندن چنین لغاتی در توصیف موسیقی دستگاهی تعجب می کنم. من شنونده ی دگمی نیستم و سلیقه ی موسیقایی من آن چنان متنوع است که نمی توان مرا به تعصب متهم کرد اما این نکته از چشم من دور نمی ماند و به هیچ وجه نمی توانم آن را بپذیرم که موسیقی دستگاهی کلیشه ای باشد!
    همچنین نمی توانم بپذیرم که این چنین نسبت به توانایی های استعدادهای جوان، (و شاید بی تجربه) بی اعتماد باشیم. یک نوازنده ی هارپ بی تجربه، تنها از این طریق می تواند تجربه کسب کند که بنوازد و البته روی صحنه و مقابل مردم بنوازد. این نگاه که یک نوازنده، تا باتجربه نشد، نباید بنوازد یا قطعه ای را تنظیم کند، مسأله ای کاملاً متناقض با اصل موضوع است چرا که همانطور که گفتم تنها از طریق نواختن و روی صحنه بودن و شنیده شدن می توان تجربه کسب کرد و آیا چه زمانی برای این کار مناسب است؟
    مسلماً خوان هشتم یک اثر موسیقایی کامل و تمام عیار نبود. اشکال هایی به آن وارد بود و بخش غیر قابل انکار آن نیز مربوط به امکاناتی ست که در اختیار هنرمندان قرار “نمی دهیم”. کاستی ها و استرس هایی که یک هنرمند (علی الخصوص جوان و جویای نام) با آن روبروست، عاملی ست انکار نشدنی و تأثیرگذار در روحیه ی او و اجرای او در صحنه.
    به شخصه از اینکه باخبر شدم این اثر در دوران نوجوانی آهنگساز ساخته شده، احترام بیشتری نسبت به قبل برای آن قائلم و امیدوارم در آینده کارهای بیشتری از او و گروه نوازندگان و بازیگر توانمند آن ببینیم.

  • ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۷:۴۷ ب.ظ

    آقا یا خانم کاشانیان عزیز
    گمان میگنم نوشته بنده را بسیار عجولانه و بی دقت خواندید! اینگونه نگاه به یک مطلب، باعث برداشتی اشتباه و مغلوط از گفته های من شده نمونه آن را برایتان مینویسم:
    “اینکه آهنگساز از روش های معمول برای ساخت آهنگ استفاده نکند، دلیل بر بی اطلاعی یا عدم توانایی وی نیست. {همینطور هم دلیل بر توانایی او نیست، مخوصا اگر مثل آهنگساز مورد بحث ما کم سن و سال هم بوده باشد و چند صدایی را هم به شکل تجربی استفاده کرده باشد و هنوز (زمان ساخت این اثر) دوره ای در زمینه چند صدایی نگذرانده باشد} برای مثال باید دید چرا آهنگساز از تکنیک های چند صدایی کردن استفاده نکرده و اینکه بگوییم حتماً و بی هیچ حرف پیش و پسی، فضای کار، چندصدایی را می طلبید، اعمال کردن سلیقه ی شخصی منتقد است {عنوان کردن سلیقه شخصی منتقد یکی از اختیارات منتقد است، ضمن اینکه در مواردی هم این نظر شخصی نیست و عمومی هم میتواند باشد} که نمی توان هنگام نقد حرفه ای، چنین جانب داری ای را پذیرفت. {جانب داری؟! جانب چه کسی؟}”
    “به علاوه کلیشه ای خواندن موسیقی دستگاهی، زیر سوال بردن تاریخ موسیقی سنتی ایران و زحمات اساتید بی بدیل موسیقی ایران است و به شدت از خواندن چنین لغاتی در توصیف موسیقی دستگاهی تعجب می کنم. من شنونده ی دگمی نیستم و سلیقه ی موسیقایی من آن چنان متنوع است که نمی توان مرا به تعصب متهم کرد اما این نکته از چشم من دور نمی ماند و به هیچ وجه نمی توانم آن را بپذیرم که موسیقی دستگاهی کلیشه ای باشد!” دوست عزیز سعی کنید نوشته را با دقت بیشتری بخوانید! هیچ جایی نگفتم “موسیقی دستگاهی کلیشه ای” است!
    “یک نوازنده ی هارپ بی تجربه، تنها از این طریق می تواند تجربه کسب کند که بنوازد و البته روی صحنه و مقابل مردم بنوازد. این نگاه که یک نوازنده، تا باتجربه نشد، نباید بنوازد یا قطعه ای را تنظیم کند، مسأله ای کاملاً متناقض با اصل موضوع است چرا که همانطور که گفتم تنها از طریق نواختن و روی صحنه بودن و شنیده شدن می توان تجربه کسب کرد و آیا چه زمانی برای این کار مناسب است؟” اولا لزومی ندارد که هر نوازنده اولین تجربه هایش را در یک اجرای جدی مثل این اجرا داشته باشد و تجربیاتش را باید در سالن های خصوصی و برنامه های جمع و جورتر کسب کند یا در منزل، هر وقت سازش از حالت آماتوری خارج شد به اجرای تکنوازی در سالن های درست و درمان بپردازد؛ دوما تنظیم قطعه باز شاخه ای از آهنگسازی است که باز تجربیات خاص خود را میطلبد سوما جواب آواز به صورت ملودیک و هارمونیک هم توانایی بسیار بالایی است که پس از گذراندن دو دوره ای که نام بردم قابل انجام است.

  • Sanam Sameri
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    Man concert ro nadidam ama cd ro kharidam va chand bar goosh kardam. be nazare man kare jadid va jalebie. baraye man jaleb bood ke be in soorat naghali ro dar kenare sazo avaz beshnavam. be nazare man behtarin ghesmate kar sazo avaze nava ba kamancheye aghaye daryaei bood. jomle bandie avaz va tahrirha besiar mozoon va motanaseb bood va kamanche ham javabe avaze kheili shenidani ejra karde dar in ghesmat. dar morede track akhar ham nazaram ba negarande movafeghe va ehsas mikonam in track ba baghiyeye ghesmathaye kar tanasob nadare. dar kol be nazare man kare jalebie va hatman arzeshe shenidan ro dare.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۰ در ۹:۵۰ ق.ظ

    با سلام حضور سجاد پورقناد عزیز.
    سپاس از نوشته و تحلیل شما.
    تحلیل بیطرفانه و ریز بینانه ای بود…در بسیاری از گفته ها با شما هم عقیده هستم.ولی هر وقت به این فکر میکنم که این اولین تجربه آهنگسازی آقای طارمی و اولین آلبوم مستقل ایشان بوده است،ایشان را تحسین میکنم که با وجود همه سختی ها و کاستی هایی که مقابل همه هنرمندان جوان است…برای گام نخست تصمیم گرفتند که کار نویی انجامدهند.
    در خصوص قسمت پایانی اثر و حضور هارپ،با شما موافقم.
    سپاس با امید به موفقیت بیشتر دوستان در اینده

  • سیاوش
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۰ در ۹:۵۱ ق.ظ

    چند نکته در مورد این اثر به ذهن میرسد که میخواهم بیان کنم:
    ۱٫ در آلبوم قسمتهایی از شعر اخوان اجرا نشده(نه به صورت آوازی و نه به صورت نقالی و…). آیا دلیل خاصی از نظر آهنگساز وجود داشته یا مسایلی مانند ممیزی و … باعث این مسله شده؟
    ۲٫یک ایرادی که به اطلاعات درون CD میتوان گرفت این است که مشخص نیست کدام جواب آواز را آقای دریایی داده و کدام را آقای حسنزاده و چون هر دو کمانچه زده اند و هر دو هم جواب آواز داه اند بهتر بود به شنونده توضیح داده میشد که هر قسمت از آواز را کدامیک از این هنرمندان جواب داده اند(این قضیه در مورد نوازندگان تار هم صادق است)
    ۳٫ بهتر بود در کنسرت رونمایی آلبوم از تمام نوازندگانی که در آلبوم ساز زده اند استفاده میشد. در حالی که در این کنسرت برخی از اعضای گروه افرادی بودند که در آلبوم خوان هشتم ساز نزده اند.
    با سپاس از شما به خاطر این مطلب امیدوارم که جواب سوالاتم رو بگیرم.

  • وحید طارمی
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۰ در ۳:۰۸ ب.ظ

    پیش از پاسخ دادن به نکات و سوالات آقای سیاوش باید تشکر ویژه داشته باشم از آقای پورقناد که سال‌هاست شاهد زحمات ایشان در حیطه‌ی موسیقی بوده‌ایم و همواره قلم ایشان گویای تحقیق و پژوهش وافر بوده است، با توجه به شرایط هنر در ایران برای ایشان قوت و صبر آرزو می‌کنم.
    برای آقای سیاوش:
    ۱/ دقیقا درست می‌فرمایید، قسمت‌هایی از شعر در این اثر استفاده نشده است. علت حذف بعضی از قسمت‌های شعر آقای اخوان ثالث طولانی بودن این شعر برای یک آلبوم بود. باید به این نکته اشاره کرد که این امکان همواره برای آهنگساز وجود داشته که با اجازه‌ و مشورت شاعر(در صورت در قید حیات بودن ایشان) یا ورثه‌ی آثارشان(در صورت فوت‌شان) بخش‌هایی از کار حذف یا حتی جابه‌جا شوند.
    من نیز با اجازه آقای زردشت اخوان‌ثالث از بخش‌های «توصیفی» -تا جایی که به خط روایی قصه آسیبی وارد نشود- در آلبوم خوان هشتم استفاده نکردم.
    ۲/ در رابطه با مشخص بودن تک‌نوازان در قطعات مختلف کار. کاملا حق با شماست و این ایراد را پیش از انتشار نیز می‌دانستم، اما به دلیل محدودیت فضای موجود باید بین وجود شعر خوان هشتم در اینسرت آلبوم و یا وجود توضیحاتی از قبیل تکنوازان و… یکی را انتخاب می‌کردم
    از آن‌جایی که این شعر،از دسته‌ی اشعار بلند محسوب می‌شود و در این کار با موسیقی همراه است به قطع باید شنونده شعر را رو در روی چشم خود می‌داشت تا بتواند قصه را دنبال کند.
    ۳/اما در رابطه با عدم حضور نوازندگان آلبوم در شب رونمایی:
    به خاطر دارم یکی از دوستانم سریالی تاریخی را برای ساخت به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ارائه داد و تمام مراحل اداری آن طی شد، قرار شد یکی از نقش‌های اصلی را مرحوم شکیبایی بازی کند که عمرشان کفاف این کار را نداد، چرا که از زمان اتمام مراحل اداری تا دریافت پروانه‌ی ساخت ۹ سال گذشت.
    خوان هشتم هم از این قاعده مستثنی نبود
    از همین رو تعدادی از هم‌کارانم که در ضبط آلبوم کنارم بودند ایران تشریف نداشتند، تعدادی به کارهای دیگری مشغول بودند و از این دست درگیری‌ها…

  • بابک درستی زاده
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۵۵ ب.ظ

    درود. با اینکه کار تازه منتشر شده ولی گیر آوردن سی دی خیلی مشکله. من حدود سه ساعت به تمام سی دی فروشی ها سر زدم تا بالاخره توی شهر کتاب ایرانزمین پیدا کردم. به نظر میرسه که وضعیت پخش سی دی های آوای باربد زیاد تعریفی نداره.ولی با گوش دادن به آلبوم به این نتیجه رسیدم که زیادم وقتم رو تلف نکردم و ارزش شنیدن رو داشت. من صدای رامین بحیرایی رو در کار قبلیش با حامد صغیری (دی وی دی تصویری شهان آسمانی) شنیدم و اگر بخوام مقایسه کنم به نظر من این فرم کارها بیشتر مناسب صدای ایشون است. با نویسنده موافقم که آوازها خیلی خوب اجرا شده و در بعضی قسمتها(مخصوصا آواز مخالف در تراک ۲ و آواز نوا در تراک ۸) تکنیک بالای خواننده کاملا مشهوده. در مورد کل اثر هم در تایید نویسنده(آقای پورقناد) باید بگم که طرحی نو و کاملا هوشمندانه است و از این نظر باید به وحید طارمی به عنوان یک هنرمند جوان تبریک گفت که طرح چنین ایده نابی رو به اجرا در آورده است. یک نکته در مورد آهنگسازی خوان هشتم این است که کیفیت آهنگسازی در قطعات یکسان نیست و نشیب و فراز داره به طوری که برخی از قطعات جمله بندی های بسیار زیبایی دارند(تصنیف شور-دشتی تراک ۷) و در ساخت برخی از قطعات از جملات تکراری استفاده شده(تصنیف چهارگاه تراک ۲) که به نظر میرسد با توجه به اینکه این اثر اولین تجربه آهنگساز است امری بدیهی می باشد. هر چند که در برخی از لحظات همین جملات تکراری حس و حال خوبی به کار داده ولی تکنیک خوب آهنگسازی در تصنیف شور-دشتی بیشتر نمایان است. یکی دیگر از نقاط قوت این آلبوم تکنیک خوب نوازندگان است که به جز یکی دو مورد(جواب آواز زابل با سنتور در تراک ۱) نوازندگان این آلبوم از تکنیک بالایی برخوردارند و این مسله به شنیدنی تر شدن کار کمک شایانی کرده. در پایان برای رامین بحیرایی و وحید طارمی عزیز آرزوی موفقیت و تداوم در کار رو دارم و از شما آقای پورقناد هم به خاطر این مطلب متشکرم.

  • نرگس
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۹۰ در ۲:۵۵ ب.ظ

    بنده هم کنسرت را دیدیم و هم سی دی را گوش کردم. در کل آلبوم زیبایی است. فقط فکر میکنم که شاید اگر این اثر به صورت تصویری از کنسرت به بازار عرضه میشد بهتر بود چرا که اکنون افرادی میتوانند ارتباط خوبی با این کار برقرار کنند که کنسرت را هم دیده باشند. من به خواننده این کار هم نمره خوبی میدهم و امیدوارم بازهم آثاری رو با صدای ایشون بشنوم.

  • غزل
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۰ در ۹:۴۹ ب.ظ

    سلام تحلیل شعر خوان هشتم رو میخواستم…….کسی هست کمکم کنه؟دوباره سر میزنم

  • ارسال شده در آذر ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

    کار فوق العاده ای بود.ما باید قدر افراد آینده داری مثل وحید طارمی رو بدونیم بلا شک از بهترین آهنگسازان و نوازندگانه نسل ماست.

  • ilove
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۹۱ در ۹:۱۹ ب.ظ

    متشکرم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از کنفرانس «رنج، روپیه، رباب» در موزه موسیقی

موزه موسیقی ایران در تاریخ جمعه پنجم شهریورماه شاهد برگزاری نشستی درباره: «بررسی مدهای موسیقی افغانستان در سایه مهاجرت و استعمار» با سخنرانی هوشنگ فراهانی و همراهی دکتر کیوان آقامحسنی و همچنین اجرای عارف جعفری بود. در ابتدای این نشست دکتر کیوان آقامحسنی، اتنوموزیکولوگ و استاد دانشگاه، به توضیحاتی درباره اهمیت توجه به موسیقی افغانستان پرداخت و گفت: با توجه به وجود جمعیت بزرگی از اهالی کشور افغانستان در ایران، نیاز به آشنایی بیشتر با فرهنگ و هنر این کشور احساس می شود؛ بیشتر آثاری که مربوط به موسیقی همسایگان ایران به زبان فارسی نوشته شده است درباره همسایگان شمالی و غربی ایران بوده است و متاسفانه توجه زیادی به موسیقی کشور های شرقی همسایه ایران نشده است.

کتابی درباره رضا ورزنده (II)

با‌این‌حال، نباید از یاد برد که ورزنده در کنار استادانی همچون کسایی، شهناز، عبادی، شریف، یاحقی، محمودی خوانساری، تاج اصفهانی و… سنتور نواخته است و به نظر نگارنده، صرف‌نظر از هر‌گونه ارزش‌گذاری، بی‌توجهی و عدم بررسی و شناخت شیوۀ سنتورنوازی ورزنده به‌معنای نادیده‌گرفتن یکی از پرنفوذترین شیوه‌های نوازندگی سنتور در حدود سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ است.

از روزهای گذشته…

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

راز بسیاری از پیچیدگی‌های متن، یعنی منطق تحلیلی‌اش، که در نگاه اول برای خواننده‌ی فارسی‌زبان نامانوس جلوه می‌کند در همین تفاوت‌های باریک‌بینانه نهفته است. کتاب پر است از تعمیم‌های بسیار دشوار -که خود کتاب مجموع آنها را «روش جامع» نامیده-، نگره‌های بسیار کلی‌شده و تلاش‌های بی‌پایان برای فراهم‌کردن گسترده‌ترین نگاه‌ها به مقولات سنتی و مدرن که بخش بزرگی از تیرگی و ابهام آنها به منطق نگرش علمی مولفان بازمی‌گردد (۱۵). شگفت نیست زیرا ما وارد یک حوزه‌ی زبانی (نه به مفهوم زبان روسی بلکه به مفهوم یک سپهر اندیشه) با منطق خاص شده‌ایم، پس مدتی طول می‌کشد تا این منطق جدید را بیاموزیم.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

هنرمند در آفرینش به آخرین چیزی که می اندیشد، جستجوی بعدی در پی زیبایی است، اما چون اثر آفریده شد و کار به پایان رسید، تازه کار فیلسوف و هنرشناس آغاز می شود. البته فیلسوفان – معمولا – با شهود سروکاری ندارند و ادراک آنان نمی تواند تا حد ادراک و شهود هنرمند کامل باشد.
هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

نیوهاون- اسکیچ هندرسون (Skitch Henderson)، رهبر ارکستر و برنده جایزه گرمی که توانایی های خود را ابتدا در اختیار فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار داد و سپس گروه پاپ نیویورک (New York Pops) را به وجود آورد و اولین رهبر گروه موسیقی در برنامه تلویزیونی (Tonight Show) بود، روز دوشنبه گذشته، در سن ۸۷ سالگی، درگذشت.
میرهادی : فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده !

میرهادی : فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده !

همانطور که قبلا” اشاره شد این امکان برای سایت گفتگوی هارمونیک مهیا شد تا از نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان بنام عصر حاضر کشورمان در باره موسیقی روز کشور آگاه شویم. قسمت اول این مصاحبه تحت عنوان دیدگاه های کیوان میرهادی راجع به موسیقی امروز قبلا” منتشر شد دراینجا از شما دعوت میکنیم تا به قسمت دوم نظرات ایشان توجه نمایید.
زنان و موسیقی (II)

زنان و موسیقی (II)

گیوم دوفه (Guillaume Dufay)، سرود خوان کلیسایِ کوچکِ پاپ مارتَن پنجم در رُم، سپس کلیسایِ پاپ اوژنِ چهار، نیز به عنوان بزرگ ترین نماینده مکتب فرانسوی – فلامان شناخته شده است. بهتر است که این جا شمارش موسیقی دان های مشهور را متوقف کنیم و یادآور شویم که آواز خوانی زنان در کلیساها ممنوع بود. این ممنوعیت قرن ها به طول انجامید به گونه ای که در سال ۱۸۹۶ میلادی در مجله ی هفته ی مذهبی پاریس (la Semaine religieuse de Paris)، این موضوع دوباره گوشزد می شود. بدین ترتیب زنان نمی توانستند از این دوره های آموزشیِ روشنفکری و موسیقاییِ ممتاز که مدارس مذهبی آواز در سراسر فرانسه پراکنده می کردند، سود بجویند.
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
مردان حرفه ای آواز ایران (II)

مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.
الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین (Alexander Nikolayevich Scriabin) در سال ۱۸۷۲ در مسکو متولد شد. در سال ۱۸۸۸ در کنسرواتوار مسکو نزد تانیف و آرنسکی به تحصیل نوازندگی پیانو و آهنگسازی مشغول گشت. او پس از فراغت از تحصیل، مدت پنج سال را به سیر و سیاحت در غرب پرداخت و در سال ۱۸۹۷ به وطن بازگشت، ازدواج کرد و به عنوان استاد پیانو در کنسرواتوار مسکو مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۳، اسکریابین که حامی هنر پرور بسیار سخاوتمندی یافته بود، مجددا به سیر و سیاحت پرداخت و در سال ۱۹۰۵، همسر و چهار فرزندش را ترک و زندگی با زنی را آغاز کرد که با وی در فلسفه نیچه، سوسیالیسم و عرفان، اشتراک نظر داشت و هم مسلک او محسوب می شد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

ساختار و سیر حرکت دانگی گوشه‌های راک هندی، راک کشمیر، راک عبدالله و صفیر راک را می‌توان با یکدیگر مقایسه کرد.