نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
پرده دهم
تمی با الهام از سروده عاشورایی معروف “ای اهل حرم پیر علم دار نیامد” شروع کننده آخرین پرده این اپرا است. چهار بار این تم را میشنویم که هربار این تم از روی پدال آخرین نت تم قبلی با فاصله ششم کوچک آغاز میشود. محتشم با همراهی دف آغاز میکند، “عباس علی بازوی شیر افکن حیدر، گفت این به برادر…” با آغاز این قسمت یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا آغاز میشود؛ یک بحر طویل با حمایت ارکستر و دف. ارکستر گاهی به قدری در فضا سازی پیش میرود که گویا تر از کلام محتشم خودنمایی میکند.

کل ماجرای کشته شدن اصحاب امام حسین در این بحر طویل گنجانده شده که به خواست بهروز غریب پور، نویسنده این لیبرتو، بصورت یک فلاشبک در صحنه پایانی می آید تا تصویر نهایی تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد.

در میان بحر طویل مدلاسیونهایی میشنویم که به غنای ملودیک اثر می افزاید ولی تا حدی هم خواندن دقیق آن را برای خواننده سخت میکند. اجرای ژوست این قسمت از اپرا توانایی بالایی را برای خواننده نقش محتشم میطلبد. آکومپانیمان بخش باس در زهی ها مخصوصا در قسمتهایی که کاملا خارج از نرم همراهی نقش آفرینی میکند و همینطور حرکت بادی چوبی ها بر روی صدای خواننده که انگاره هایی ملودیک را اجرا میکند، این پرده از اپرا را با اقتدار به حوزه موسیقی مدرن میرساند و ذهن سیال آهنگساز را دوباره به رخ میکشد.

صحنه با موسیقی تغییر میکند، یک ملودی بر مبنای یک الگوی ریتمیک کوبنده، فضا را دگر گون میکند، این الگوی ریتمیک قبلا توسط آهنگسازان موسیقی مدرن مورد استفاده قرار گرفته بود ولی اینبار همراه با ملودی سازی عبدی و همینطور آکوردهای کلاستر، فضای ویژه ای به خود گرفته است. چندبار این ملودی همراه با آکوردهای کلاستر با پیانو و ارکستر تکرار میشود و در هر تکرار گویی جنایتی دیگر را به تصویر میکشد… صحنه آنطور که در لیبرتو مقرر شده، سرشار از خونریزی و کشتار است.

گروه همخوانان ایرانی در فضای رعب آور ارکستر میخوانند “… آتشی افروخت اندر کربلا ابن زیاد، کس نشاید شرح آن تا دامن محشر گرفت” ارکستر فضایی جهنمی را تدایی میکند، حرکت های سریع پیکولو، فضا را حراس انگیز تر میکند، غرش های همراه با تکنیک فلاتر ترمبون ها، به غرش حیوانات میماند…

روی بخش همسرایان چندین بخش دیگر در حال حرکتند که هر کدام کد تصویری خاص را با خود دارند، این صحنه نفس گیر دوباره ادامه پیدا میکند…

سکوتی حکم فرما میشود، ناله ترمپت در دشتی، پس از آن همهمه آرامشی بوجود می آورد، ملودی به شکل متاثر کننده ای باز توسط زهی ها تکرار میشود…

مویه های محتشم را میشنویم “…ای زاده زیاد، نکرده است هیچ گه، نمرود این عمل که تو شداد کرده ای…”” همراهی ارکستر در بسیاری از قسمتها تغییر کاراکتر میدهد و گویی از همراهی کننده به شنونده تبدیل میشود، این تکنیک با اختلاف مد در ملودی و همراهی ارکستر انجام میشود و به عقیده نگارنده تقریبا در تمام قسمتها این ترفند موفق عمل میکند به جز قسمتی که پیانو بعد از اجرای کروماتیکها اجرا میکند که در تصویر مشخص شده است.

وقتی ما به دستگاه شور و یا آواز دشتی به عنوان گام نگاه میکنیم، فواصل این گام به ما اجازه میدهد که بدون احساس تغییر گام، صدای دومی با فواصل کروماتیک داشته باشیم، در واقع شور شاید تنها گامها ایرانی باشد که به آهنگسازان این امکان را داده است.

در این قسمت عبدی همچون دیگر بخشهای این پرده، موتیفهایی خارج از گام اصلی اجرا میکند و به حدی آن موتیفها بی ارتباط با تم اصلی هستند که تصویری متفاوت از صحنه را به شنونده القا میکنند ولی در این مورد خاص به این خاطر که شور خاصیت فوق الذکر را دارد و این جاذب بودن گام شور، برای فواصلی که در گام دیاتونیکش وجود ندارد، باعث میشود شنونده جدایی بین تم اصلی و قسمت اجرا شده با پیانو را احساس نکند تا اینکه آن هفت نت (که در تصویر مشخص شده) اجرا میشود و ناگهان شنونده احساس میکنند بخش پیانویی با اشکال تنظیم شده است و گویی با ساختن یک چهارم افزوده به تنالیته خدشه وارد میشود که به عقیده نگارنده، میشد اصولا این هفت نت را حذف کرد تا لااقل بخش پیانویی (که قبل از اجرا هفت نت آخر، بسیار زیبا هم به گوش میرسد) بخشی در همراهی آواز شنیده میشد…

صدای ارکستر اوج میگیرد، ریتم تند و تندتر میشود، ریتم دو چهارم، شبیه به دسته های عزاداری همچون مجلس سماع به اوج میرسد و این اپرا با شکوه هرچه بیشتر به پایان میرسد.

اجرای ضبط شده اپرا
از اجرای استودیویی این اپرا، یک سی دی با خوانندگی محمد معتمدی، مهدی امامی، علی خدایی، مصطفی محمودی، فرشاد فولادوند، آمر (عامر) شادمان، مهدی جاور، بهار موحد، کیوان فرزین، حسین مومن ثانی در سال ۱۳۸۷ ضبط شد که توسط بنیاد رودکی به انتشار رسید ولی به جز در برنامه های مربوط به بنیاد رودکی، در هیچ جا این سی دی در دسترس عموم قرار نگرفت!

از نکات برجسته این آلبوم، اجرای سه خواننده در آن است که محمد معتمدی در نقش حر، مهدی امامی در نقش عباس، محمدرضا صادقی در نقش شمر میباشند.

محمد معتمدی با اینکه اجراهای خوبی در کارنامه خود دارد، در این اثر یکی از هوشمندانه ترین و قدرتمندانه ترین ضبط های خود را داشته است؛ لحن معتمدی در نقش حر بر گرفته از لحن مرشدهای زورخانه است، او کم تحریر و پر غلت میخواند، ویبراسیون ها دامنه زیادی دارند و صدایش پر حجم و قوی است.

شاید در میان خوانندگان شناخته شده حال حاضر ایران تنها خواننده ای که در مقابل حر میتوانست به عنوان یک صدای با قدرت ظاهر شود (از نظر حجم صدا و کاراکتر) مهدی امامی بود که در این اجرا تنها ۲۶ سال داشته است!

چهره مهم دیگر در این ضبط محمدرضا صادقی، خواننده جوان آواز کلاسیک است که با اینکه در دوره ای نبوده که در کشور در اپرایی نقش داشته باشد اولین تجربه سولیستی اپرایش را که همین ضبط باشد، به شکلی تحسین برانگیز اجرا کرده که شاید هیچ شنونده ای نتواند باور کند که این نخستین اجرای اپرای این خواننده با استعداد است.

یکی از خوانندگانی که در اکثر آثار ضبط شده توسط بهزاد عبدی نقش دارد، سودابه شمس، خواننده با تجربه سوپرانو است که متاسفانه همیشه صدای او را به همراه کر میشنویم ولی صدا و توانایی او در این ضبط با وجود صدای کر قابل تشخیص است.

اپرای عاشورا در ۱۰ پرده، اولین تجربه اپرا سازی به سبک اپرای مکتب ایرانی است و پیشنهادی موفق از بهزاد عبدی است که جا دارد آهنگسازان بیشتری در این سبک به تجربه ساخت اپرا بپردازند.

3 دیدگاه

  • کامیار
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۹۰ در ۳:۳۹ ب.ظ

    با سلام و تشکر از نوشته ارزشمند شما
    اگر می شود کمی درباره این جمله بیشتر توضیح دهید :
    وقتی ما به دستگاه شور و یا آواز دشتی به عنوان گام نگاه میکنیم، فواصل این گام به ما اجازه میدهد که بدون احساس تغییر گام، صدای دومی با فواصل کروماتیک داشته باشیم، در واقع شور شاید تنها گامها ایرانی باشد که به آهنگسازان این امکان را داده است.

    با تشکر

  • ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۹۰ در ۵:۰۷ ب.ظ

    دوست عزیز
    به خاصیت شور (غیر از نگاه دستگاهی) اشاره کردم که اگر میشود روی آن یک صدای دیگر با استفاده از فواصل کروماتیک نوشت. یعنی اگر گام شوری داشته باشید میتوانید مثلا همزمان با ایست روی چهارم درست تونیک، یک ششم کوچک روی این فاصله اجرا کنید. این خاصیت را تنها شور دارد (البته همه ۱۲ نیم پرده را هم نمیتوانید به صورت صدای همراهی کننده استفاده کنید)

  • گ
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۹۰ در ۹:۳۰ ق.ظ

    عالیه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
بداهه نواز خوب باشیم (II)

بداهه نواز خوب باشیم (II)

موسیقیدانان و نوازندگان خبره جز (Jazz) از لحاظ جسمی یا روحی چیزی بیش از شما ندارند. در واقع اینطور نیست که خداوند چیزی بیش از شما در وجود آنها قرار داده باشد. برتری آنها بر دیگر علاقمندان عادی به موسیقی آن است که با جدیت و نظم بیشتری به تمرین موسیقی می پردازند بطوریکه پس از مدتی توانایی شنیدن ایده های موسیقی در مغز و انتقال آن به انگشتان خود را بدست می آورند.
پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بدین‌ترتیب، می‌توان دانگ‌های ماهور را ادامه داد و دانگ سومی را نیز برای آن متصور بود و بسیاری از گوشه‌های ماهور با تأکید بر این دانگ سوم شکل گرفته است. در این میان، برخی این دانگ را دانگ دوم و دانگ سل‌ـ دو روی سیم زرد تار و سه‌تار را پیش‌دانگ می‌دانند (توکلی ۱۳۸۸: ۲۸). نکته‌ای که در این میان مغفول مانده این است که پیش‌دانگِ تعریف‌شده‌ی وی برای ماهور به‌هیچ‌وجه، از نظر نقش و کاربرد، همچون پیش‌دانگ دستگاهی چون همایون نیست، بلکه خود دانگ سلـ دوِ سیم زرد، با تمامی نت‌هایش، در عمل نیز نقش نسبتاً پررنگتری در مقایسه با پیشدانگ دستگاههای دیگر دارد.
فرانک زاپا، آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز

فرانک زاپا، آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز

رانک وینسنت زاپا Frank Vincent Zappa آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز آمریکایی است. او در طی ۳۳ سال فعالیت در زمینه موسیقی ثابت کرد که یکی از پرکارترین موسیقی دانان عصر خود بوده است. زاپا در طی زندگی خود بیش از ۶۰ آلبوم منتشر کرد که تقریبا تمام آنها شامل آثاری تازه بودند.
محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

یکی از مشکلات بزرگی که هنوز گریبانگیر موسیقی در ایران است، مشکل عدم وجود منتقد و تحلیل گر جدی و تخصصی در موسیقی است و سالها است که ما در موسیقی شاهد منتقدین و تحلیلگران متخصص در موسیقی نیستیم. به همین خاطر هر از چند گاهی شاهد هستیم چند خبرنگار و روزنامه نگار برای خالی نبودن عریضه دست به قلم می شوند و نقد هایی نه چندان جدی و تخصصی در زمینۀ موسیقی می نویسند.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

کنسرت های فورت ونگلر، رهبر ارکستر فیلارمونیک برلین را بارها شنیدم… هنوز اجرایش را به یاد دارم. اجرای موسیقی شوئنبرگ پله‌ آس و ملیزان (Pellacs and Melizamele) که تحسین مرا بی نهایت بر می‌انگیخت… ولی از تمام این اجراها اجرای موسیقی مجلسی موتسارت بود که در عمق وجودم رخنه کرده بود و آن اجرائی بود که من در آکادمی سینک (Akademic)، شبی از کوارتت کلینگر شنیدم. وقتی که کوارتت کلارینت KV581 به صدا درآمد و در فضا پخش شد، در درونم حسی عجیب و غیرقابل توصیف بوجود آمد، حسی که هرگز نظیر آن در درون من به وقوع نپیوسته بود… به ناگاه دچار حالت روحی عجیبی شدم حالتی که مثل اینکه دست هایم قادر به حرکت نبودند.
موسیقی در دوران هخامنشی

موسیقی در دوران هخامنشی

بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.