فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (IV)

فلیپ جاروسکی
فلیپ جاروسکی
فالین، جاروسکی را در کلاس های تابستانی ژرارد لسن (Gerard Lesne) کنتر تنور مشهور فرانسوی نام نویسی کرد. لسن هم فورا از جاروسکی دعوت کرد که در اراتوریوی Sedecia اثر اسکارلاتی بخواند. یکی از منتقدان موسیقی صدای جاروسکی را «سیال» و «آسمانی» توصیف کرده بود. در واقع منتقدان موسیقی عمیقا تحت تأثیر صدای او بودند.

جاروسکی به خاطر می آورد که «در همان هفته، ژان کلود ملگوار (Jean-Claude Malgoire)، رهبر فرانسوی متخصص موسیقی دوره باروک، از من خواست که یک دوره آثار مونته وردی را اجرا کنم که در هفته اول آن دو اجرا داشتم – این کار دیوانگی بود! – حالا وقتی آن آثار را گوش می کنم به نظرم صدایم مضطرب و کودکانه است. اما با این وجود تأثیر گذار نیز هست.»

سه سال بعد جاروسکی گروه خودش را با نام آنسامبل آرتاسرس (Artaserse Ensemble) راه اندازی کرد تا به کندوکاو در آثار آن دسته از آهنگسازان دوره باروک که کمتر شناخته شده بودند بپردازد.

در واقع جاروسکی از این حقیقت که بیشتر پارتیتورهای اپراهای معروف قرن ۱۸ در کتابخانه ها در حال خاک خوردن بودند نیز بهره جست. او می گوید: «از کشف دوباره آنچه که به دست فراموشی سپرده شده است لذت می برم. البته این کار کمی زیرکانه نیز هست زیرا وقتی شما اولین کسی باشید که اثری را ضبط می کنید به اندازه وقتی که دارید اثری مثل Magnificat باخ را ضبط می کنید تحت فشار نیستید. زیرا قدم در قلمروی دست نخورده ای گذاشته اید.»

ممکن است جاروسکی خود را دنباله رو خوانندگان قرن هجده ایتالیا بداند اما در واقع جریان کنترتنور مدرن در انگلستان پا به عرصه وجود گذاشت. زیرا در انگلستان بود که کاستراتو ها از ارزش بالایی برخوردار بودند و آهنگسازانی مانند هندل مجبور بودند که درباره اینکه نقش پادشاهان تراکیان متزوهای زن یا کاستراتوها بخوانند کمی منصف و انعطاف پذیر باشند.

چندی پیش با جیمز بومن (James Bowman) که یکی از تأثیرگذارترین کنترتنورهای قرن بیستم است درباره احیای کنترتنور صحبت می کردم. بومن در سن ۶۹ سالگی هنوز هم در رسیتال های عمومی می خواند که این امر باعث حیرت کسانی شده است که فکر می کنند صدای ظریف را فقط می توان در سنین پایین نگه داشت.

بومن معتقد است که آلفرد دلر (Alfred Deller) خواننده کر کلیسای جامع کنتربوری به کنترتنور جان دوباره ای بخشید.

به گفته بومن «کنترتنورها سال های زیادی مشغول به خوانندگی بوده اند. تمامی گروه های کر در کلیسا ها خوانندگان کنترتنور داشته اند. اما دلر اولین کنترتنوری بود که مردم دوست داشتند تک خوانیش را بشنوند. در واقع او بود که این صدا را از کر بیرون کشید و بر روی صحنه کنسرت آورد. همچنین دلر نخستین کسی بود که برای اهداف تجاری به ضبط پرداخت. موفقیت او در آمریکا چشم گیر بود. البته عرضه صفحه های تصنیف های سنتی انگلستان که او در دهه ۵۰ ضبط کرده بود، مصادف شد با احیای روز افزون موسیقی فولکور در آمریکا. او در سال ۱۹۶۰ نقش ابرن (Oberon) را در “رویای نیمه شب تابستان” اثر بنیامین بریتن خواند.»

صدای آلفرد دلر بسیار دوست داشتنی بود اما به گفته روپرت کریستینسن (منتقد) گستره صدای او بسیار محدود بوده است. کریستینسن معتقد است که «اکنون صدای دلر کسل کننده و مبتدی به نظر می رسد. دلر همچنین به بازیگری نیز علاقه ای نداشت. در واقع جیمز بومن بود که این قالب را شکست و افق رپرتوار اپرا را برای کنترتنورها گشود. نسل جوانتر کنترتنورها با بهره گیری از الگوی بومن وارد عرصه خوانندگی شدند. نسلی که صدایش آنقدر قوی است که بتواند پا به پای متزو سوپرانو ها پیش برود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

از روزهای گذشته…

سطحی شنوی (II)

سطحی شنوی (II)

نقش عمده ی رسانه ها در اصلاح و آموزش بنیان های فرهنگی و معرفی محصولات هنری و فرهنگی به اندازه ای آشکار است که نیازی به گوشزد کردن آن نیست. در زمانه ای که علوم، هنرها و دیگر فرایند های زندگی آدمیان با انبوهی از اطلاعات که الزامآ با آگاهی آمیخته نیستند، مواجه است، گزینش آگاهانه و درستِ یک فراورده ی هنری از میان بیشمار محصول ارائه شده، پیچیده و گاه غیر ممکن به نظر میرسد.
Yahoo! Music

Yahoo! Music

موتور جستجوگر یاهو وارد بازار دانلود موسیقی شد. مسئولان یاهو یک قیمت خوب رقابتی برای عضویت در این بخش پیشنهاد کردند. بخش Yahoo! Music Unlimited که از ۱۱ مه (۲۱ اردیبهشت) شروع به کار کرده است به کاربران امکان میدهد تاترانه مورد علاقه خود را در بین بیش از یک میلیون ترانه انتخاب کرده و ترانه ها را از طریق یاهو مسنجر به یکدیگر برسانند و یا اینکه آنها را به حافظه های سیار منتقل کنند.
Richard William Wright I

Richard William Wright I

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال ۱۹۴۵ در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

اگر به ملزوماتی که او برای بخشیدن «صورت مقبول و دنیاپسند و جمعی» و ایجاد «تحول صمیمی» (۱) در موسیقی ایرانی لازم می‌داند، نگاهی بیاندازیم ایده‌آل او را در شخصیتی خواهیم یافت با کمی تفاوت مانند خودش: متبحر در موسیقی ایرانی اعم از نظری و عملی، استاد در موسیقی علمی (آشنا به موسیقی غربی)، دارای ذوق و قریحه‌ی فوق‌العاده در موسیقی، عمیقاً آشنا با ادبیات فارسی، قادر به نواختن اکثر سازهای مرسوم موسیقی و آشنا با صنعت نجاری و …
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

قبل هر چیز از آقای نیک آئین تشکر می کنم که همت و مروری بر نوشته بنده، نموده اند و مسائلی را که شناسی کرده اند، نوشته اند تا من هم بتوانم از آنها آگاه شوم و در پی حل مسائل برآیم. شناسایی مسائل و کوشش در حل آنها، تنها راهی است برای دسترسی به یک تئوری جامع و درستِ موسیقی ایرانی. نوشتن کتاب و تئوری درباره موسیقی ایرانی مهم و لازم است، اما نقد و بررسی و گفتگوی نوشته شده، مهمتر است. دیدگاه های مختلف و متفاوت باید در کنار هم گذاشته و سنجیده شوند یکی از مشکلات بزرگ در این راه که تنها از راه گفتگو نمودار می شود، وجود عادت های ذهنی است. موسیقیدانان ایرانی چند دهه (حدود ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ هـ. . ش) عادت به «گام های موسیقی ایرانی» داشتند – و بعضی هم هنوز دارند – در آخرین دهه های قرن اخیر عادت به «دو دانگی» جایگزین عادت قبلی شده است.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

برای دست یابی به تعریفی دقیق تر از موسیقی های زیر زمینی در جهانِ حاضر باید چیستیِ این نوع موسیقی را در کشورهایی جستجو کرد که در آن هنرمندان با وجود اینکه محدودیتی به نام اخذ مجوز ندارند، با این حال موسیقی های زیر زمینی در آنها به شدت رواج دارند.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).
گفتگو با علی صمدپور (I)

گفتگو با علی صمدپور (I)

از دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۷۰ نسلی از موسیقیدانان در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ظهور کردند که بطور مشخص در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ریشه داشتند و بعد از انقلاب نیز با حذف‌شدن رقبا عرصه برای آن نسل خالی شد. انتظار می‌رفت در دهه‌های بعد شاگردان آنها نسل دیگری باشند که تولید موسیقی در آن نوع را در دست بگیرند اما این اتفاق رخ نداد و جالب اینکه در نسل بعدی یعنی شاگردان شاگردانشان بود که این امر به هر شکل محقق شد.
…که غریب است دلم در وطنم

…که غریب است دلم در وطنم

با تورقی سطحی بر تاریخ موسیقی ایران، هر خواننده ای متوجه نقاط تاریکی میشود که در جای جای آن دیده میشود. موسیقیدانانی که زمانی به شهرت رسیدند و پس از آن سالها به فراموشی سپرده شدند و حتی در فراموشی هم دنیا را ترک کردند.