فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (V)

فیلیپ جاروسکی
فیلیپ جاروسکی
در سال ۱۹۸۸، جفری گل (Jeffrey Gall) آمریکایی (که بازیگر علی البدل مریلین هورن در «ارلاندوی» هندل بود) نخستین کنترتنوری شد که نقشی اصلی را در Met خواند. اکنون با وجود خواننده های جوانی که نقش هایی را که روسینی و بلینی برای کنتر آلتوها نوشته اند اجرا می کنند، رپرتوار اوایل قرن نوزدهم به صحنه رقابت تبدیل شده است.

صدای کنترتنور به طور ناگهانی پولساز شد. Virgin، در سال ۲۰۱۰، اپرای “Faramondo” ی هندل را منتشر کرد.

وقتی این اپرا برای نخستین بار در سال ۱۷۳۸ اجرا شد هندل فقط توانست یک کاستراتو پیدا کند. بسیاری از نقش های مرد را خوانندگان زن بازی کردند. اما در اثر منتشر شده در سال ۲۰۰۹، تمام نقش های مردانه را خواننده های مرد اجرا نمودند. جاروسکی می گوید: «هر هفته خواننده کنتر تنور جدیدی را روی اینترنت کشف می کنم. چالش برانگیز است که این مردان جوان همه به دنبال من وارد این عرصه شده اند. البته هیجان برانگیز نیز هست.» اجرای جاروسکی از “Vedro con mio diletto” ی ویوالدی بیش از ۳/۱ میلیون بار بر روی سایت یوتیوب دیده شده است! اگر او سی سال پیش در این جایگاه بود، با احتساب خوش شانسی، شاید می توانست نصف یک سالن کلیسا را در عصر یک روز شنبه پر کند!

ویلیام کریستی (William Christie) پس از اجرای “Incoronazione di Poppea” در مادرید، در گفتگویی نظرش را اینگونه بیان می کند که «یک آهنگساز ونیزی در قرن هجدهم همانطور رفتار می کند که یک موزیسین جز در نیوارلئان در اوایل قرن بیستم. روح آفرینش بداهه و ترس از تکرار را در این دوره به خوبی می بینیم. آهنگسازان باروک از در لحظه آفریدن هم فراتر رفتند.»

جاروسکی نیز نظر کریستی را تأیید می کند «ما از کجا می دانیم که مونه وردی نت های آبی را نمی نواخته؟»

جاروسکی بر این باور است که تغییر اخیر در نگرش ها، طنینی سیاسی به حرفه اش بخشیده است. «سرانجام پس از سه قرن، داریم به کدهای جنسیتی آزادتر دوره باروک نزدیک می شویم. در آن دوره هیچ جای تعجبی نبود که فارینلی نقش کلئوپاترا و یک خواننده زن نقش ژولیوس سزار را اجرا کند!»

جاروسکی می گوید وقتی این کار را آغاز کرده پیوسته به طبیعی جلوه کردن می اندیشیده است. «مدام از خودم می پرسیدم که آیا این طبیعی است؟ ما کنتر تنورها همیشه به دنبال صداقت هستیم. گاهی کمی دروغ می گوییم، طفره می رویم، و مدام در تردید و تعارض به سر می بریم و به دنبال وقاری هستیم که از ما فراری است. آنچه برای صدای چابک و سیال من دشوار است، یافتن جایگاه محکمی در دورنم است تا بر آن تکیه کند.»

nytimes.com

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۱ ب.ظ

    منظور از “نت های آبی” که در متن امده، نتهای “بلوز”است.نت رنگی که نداریم!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

از سال ۱۹۴۶ به طور منظم به کار با ارکستر جز فیلارمونیک نورمن گرنز (Norman Granz) پرداخت. گرنز به زودی مدیربرنامه های فیتزجرالد شد. در این دوره تغییری اساسی در آوازخوانی فیتزجرالد ایجاد شده بود.
تاریخچه ورود موسیقی ایران به اینترنت

تاریخچه ورود موسیقی ایران به اینترنت

قسمتی از مطلبی که پیش رو دارید در اولین جلسه همایش پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران توسط سجاد پورقناد خوانده شد که درباره ورود موسیقی ایرانی روی اینترنت اطلاعاتی آورده شده است. این اطلاعات مربوط به سایتهای پربیننده و جدی موسیقی ایران است که از زمان آشنایی نویسنده با اینترنت در حدود ۸ سال پیش تا کنون گرد آوری شده است؛ واضح است که سایتهای زیادی درباره موسیقی ایران روی اینترنت وجود داشته اند که در این مقاله یا به دلیل نا آشنایی نویسنده و یا کم بودن زمان فعالیت آنها، از دید نویسنده این مطلب دور مانده اند، ولی با خواندن این مطلب میتوان از تحوالات کلی موسیقی روی اینترنت با خبر شد.
نی و دندان (III)

نی و دندان (III)

اگر تصمیم به ایمپلنت چند دندان دارید مشکلی نیست، به این شرط که اکثر دندانهایتان سالم و تعداد ایمپلنت ها کم باشد. این قضیه با ایمپلنت کلی دندانها متفاوت است؛ در ایمپلنت کلی معمولا چهار پایه ایمپلنت وزن شانزده یا چهارده دندان را تحمل می کند و در مابین این پایه ها پزشک برای اینکه طراز پستی و بلندی های لثه را رعایت کند، بناچار، (به اصطلاح) زیرکاری می کند و در اغلب موارد لایه ای پروتزی در زیر دندان ها قرار گرفته و گاهی در امتداد لثه به سمت کام کشیده می شود که در این حالت نوازندگی شما کاملا مختل خواهد شد.
هماهنگی در موسیقی ایران (III)

هماهنگی در موسیقی ایران (III)

خوب بخاطر دارم وقتی اولین بار می خواست برای آهنگی در مایه سه گاه، هم آهنگی بنویسد دچار اشکال بود و بالاخره دریافت که شاهد سه گاه را نباید پایه آکورد قرار داد زیرا پنجم آکورد ناقص می شود. بنابراین بعد از مطالعات زیاد گام سه گاه را طوری نوشت که نت شاهدش درجه سوم گام باشد مثلاً در سه گاه سی کرن (راست کوک ویلن) آکورد درجه اول را: سل، سی کرن، ر تعیین کرد و آنها که امروز بخیال خود مبتکر هماهنگ کردن نغمات ایرانی هستند و همین اسلوب را بکار می برند شاید ندانند که این ابتکار نخست از طرف وزیری بوده است. یا اینکه تشخیص داد که گام شور پایین رونده است و آکورد در درجه اول شور لا (راست کوک ویلن) لا – دو – می نیست بلکه لا – ر – فا است و از این قبیل مثالها زیاد که موجب طول کلام می شود.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

۵- در ادامه اشاره شده که «…بهترین آن را در نوازندگی شهناز نواخته و حتی (؟) بداهه نوازی کرده است.» مشخص نیست که چگونه چنین گزاره ای، حتی در صورت صحیح بودن (که البته باید مشخص شود از چه جنبه ای بهترین است و ملاک و معیار قضاوت چه بوده و آیا اساساَ بهترین بودن در این مورد معنایی دارد)، به این نتیجه منجر شده که این موسیقی «بسته» است و «همه اش تکرار»! آیا چون بتهوون بهترین بوده، برامس (که متاثر از بتهوون می نوشته) و چایکووسکی و لیست و راخمانینف و واگنر و دیگران نباید پس از او ظهور می کردند و باید موسیقی کلاسیک (دوره ی رمانتیک) را «بسته» دانست؟!
خانه اپرای واشنگتن

خانه اپرای واشنگتن

خانه اپرای واشنگتن ساختمانی دو و نیم طبقه ای است که در منتها الیه غربی منطقه تجاری مرکز شهر به نام میزویل کنتاکی قرار دارد. دیوار دو طرف و دیوار پشتی ساختمان با آجر قرمز پوشیده شده اند در حالیکه نمای ساختمان با استفاده از آجر بژ رنگ ساخته و با آجر قرمز، سنگ و چدن تزئین شده است.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» به‌عنوان اولین شیوه‌ی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلی‌ترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیده‌ی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشته‌ی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوه‌ای است که در جریان اعتراض فضای اندیشه‌ورانه‌ی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.
«نقد موسیقی چیست؟»

«نقد موسیقی چیست؟»

بارها پیش آمده که ببینیم عده‌ای در مورد نوشته‌ای که عنوان نقد دارد با هم اختلاف نظر داشته باشند که آیا نقد است یا نیست. گاهی مشابه این جمله را می‌گویندکه نوشته را رد/حقیر کنند. خب، این نوع شک را می‌توان به حال خود گذاشت. فرض کنیم قصد تحقیر و تخفیف نوشته در کار نیست و سوال واقعی است. اگر این‌طور باشد برای اینکه با اطمینان بگوییم این نوشته نقد است یا نیست، باید ببینیم «نقد» چیست و چون ما در حوزه‌ی موسیقی کار می‌کنیم، درستش این است که بپرسیم «نقد موسیقی» چیست؟
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

گوشه را شاید بتوان کاملترین – کوچکترین جز ردیف موسیقی ایرانی دانست. به نظر می آید مفهوم و ساختار گوشه از مهمترین عواملی است که موسیقی ایرانی را از موسیقی های عربی و ترکی متفاوت می کند. با آنکه ساختارهایی مشابه گوشه در موسیقی کلاسیک آذری وجود دارد (دورینگ، ایرانیکا) اما مفهوم گوشه – با رعایت همه ی ساختارهایش – احتمالن فقط در موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد. برخورد موسیقی دان کلاسیک ایرانی با دستگاه و مقام یا مایه از راه گوشه انجام می شود.<
روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.