وضعیت ویژه (I)

سالهاست اصطلاح “فیلم جشنواره پسند” را می شنویم؛ فیلمهایی که تحت تاثیر علایق داوران ساخته شده و هدفی جز خودنمایی در جشنواره ها ندارد. اصولأ رقابت سنگین و دقت بالای داوران در انتخاب فیلمهای برتر باید موجب رشد کمی و کیفی فیلمها شود اما در مورد فیلمهای ایرانی اوضاع متفاوت است.

این عامل در مورد فیلمهای ایرانی باعث رشد کیفی آنها نشده و اکثرا” باعث نشان دادن تصویر یک چهره عقب افتاده از ایران که مورد علاقه داوران بین المللی می باشد شده است.

فیلم سازان زیادی از ایران با استفاده از این موقعیت به شهرت رسیدند که نمی توانستند در ایران چنین موقعیتی داشته باشند. البته در این میان نمی توان از چندین اثر با ارزش هم که ساخته شد و در ایران نیز مورد استقبال قرار گرفت یاد نکرد اما متاسفانه تعداد این فیلمها انگشت شمار است.

اتفاق یاد شده چند سال است در جامعه موسیقی ایران هم شایع و تا حدی فراگیر شده است و می توان گفت اکثر گروههایی که – مخصوصا” در خارج از کشور – به اجرای موسیقی می پردازند، بیشتر از “جاذبه های غیر موسیقیایی” بهره می برند.

این دسته از گروه ها گاهی تا حدی به حاشیه های گروه نوازی مانند نوع لباس وابسته اند که اگر مثلا” با شیوه و لباس رسمی به اجرای موسیقیشان بپردازند، شنونده غربی که برای دیدن اجرای “موسیقی بدوی” به کنسرت آمده، بی درنگ سالن را ترک می کند!

این واقعه دقیقا” نقطه مقابل تلاش طیفی است که به رهبری بزرگانی چون علینقی وزیری، روح الله خالقی و حسین دهلوی سالها سعی در نشان دادن توانایی های فرهنگی ایران و هم تراز کردن آن با جهان متمدن امروز کردند. نکته تعجب آور این که بسیاری از این گروه ها با تبلیغات شدید سعی در بی ارزش نشان دادن و یا نادیده گرفتن پیشرفتهای موسیقی در ایران دارند.

این طرز تفکر به قدری نهادینه شده که اکنون یک دانشجوی موسیقی، نوازنده دوره گرد در یک شهرستان دور دست را بهتر از فرامرز پایور می شناسد! گویی اینجا ارزش، عتیقه بودن و فسیل بودن است؛ تعریفی از هنر که شاید نمونه آن را در هیچ سرزمین دیگری نتوان پیدا کرد!

بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگان موسیقی ایرانی با هر گونه پیشرفتی در موسیقی و بخصوص در سازگری مخالفند و حتی گاهی نمونه های از رده خارج و عقب مانده سازها را،”اصیل تر و با ارزشتر” از سازهای پیشرفته امروزی می دانند!

باعث تعجب است که شکل ساز مورد استفاده خود را اصیل ترین شکل دانسته و نمونه های دیگر را رد می کنند؛ مثلا” نوازندگان سنت گرای سنتور، که نمدگذاری روی مضراب را به شدت رد می کنند، چرا حاضر نیستند با سنتور چند صد ساله پیش که مثلا” ۱۰ سیم زهی داشته بنوازند؟ یا نوازندگان سنتگرایی که به نی کلید دار به خاطر تغییر کردن ساز، ایراد می گیرند، چرا خود با نی هایی می نوازند که سر و ته فلزی دارند؟! نمونه هایی از این دست بسیار است.

مثال واقعی آنکه در یکی از شبهای جشنواره فجر، یکی از موسیقیدانان برجسته کشور که در مورد نای های ایرانی به سخنرانی می پرداخت، با تاکید زیادی مدعوین را از نوازندگی سازهای پیشرفته منع و دعوت به نوازندگی سازهای قدیمی می کرد و حتی در جایی دقیقا” نواختن سازهای غربی را موجب شرم دانست!

احتمالا” اولین سئوالی که در ذهن دوستداران این هنرمند گرامی در آن شب پیش آمده، این بود که ‘اگر نوازنده ساز غربی نداشتیم چگونه تعدادی از آثار خود شما اجرا می شد؟’ و یا “چرا خود شما در نوازندگی از انواع قدیمی تر و ناقص تر نی استفاده نمی کنید؟” این نوع نگرش در میان موسیقیدانان ایرانی دلایل متعددی دارد که سعی می کنیم در آینده به آن بپردازیم.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

با این طرز فکر، اگر یک سطح مرجع بالای بیت ها داشته باشیم، هیچ دلیلی ندارد که بیت ها باید طول های برابر داشته باشند و یا حتی طول های آنها ضریبی از زیرساخت ها باشد. مادامیکه آن ها با سطح بالایی یکدست و بی تناقض باشند؛ می توانند هر گونه رابطه ی متقابلی داشته باشند. اما با توجه به بحث های صورت گرفته که متر در آن ها به حرکات بدن مرتبط است، ممکن است این سوال پیش بیاید که حرکات بدن چه موانعی بر سر راه واحد های زیر ساختی ایجاد می کند.
بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
فیه ما فیه

فیه ما فیه

ارکستر سمفونیک تهران قرار است به مدت ۹شب در تالار وحدت به اجرای برنامه بپردازد. نگارنده ۶ آذر موفق به دیدن اجرای این کنسرت شدم. کنسرت ۶ آذر ارکستر سمفونیک همزمان از رادیو پخش شد و از طرف رادیو در بین برنامه هم با عوامل برنامه گفتگویی صورت گرفت.
نی و قابلیت های آن (III)

نی و قابلیت های آن (III)

در ادامۀ مطالب قبلی در مورد ساز نی و سازهای هم خانوادۀ آن به معرفی و بررسی چند ساز بادی محلی در موسیقی مناطق مختلف ایران می پردازیم. سورنا یا سُرنا به معنی بوق و با لغت “Horn” در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هند و اروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده است.
ناسیونالیسم، دسته‌بندی، حذف و ردیف موسیقی دستگاهی

ناسیونالیسم، دسته‌بندی، حذف و ردیف موسیقی دستگاهی

هر نوع دسته‌بندی، لاجرم با حذف همراه است، و همواره پشته‌ای از «دور ریختنی»ها به جای می‌گذارد، پشته‌ای از «فرع»ها، در حاشیه مانده‌ها، اقلیت‌ها، جانگرفته در مرزهای قاطع دسته‌ها، و پنهان شده‌ها.
آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (IV)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IV)

همچنین در همین دهه ۶۰ بود که استفاده از سازها و مودهای شرقی در آهنگسازی موسیقی های کلاسیک، جز و پاپ به میزان بی سابقه ای رایج شد. اشتوک هاوزن (۲۳) کاوش‌های کیج در موسیقی تجربی و پیشبرد ایده های او را با متریال جدید و استفاده از تجهیزات دیجیتال مورد بررسی قرار داد. او با ساخت موسیقی هایی در سبک سریالیسم علائق خود به کاربرد صداهای جدید – هرچند غیر معمول – را جدی گرفت و در یک گفت‌وگوی رادیویی با دویچه‌وله گفت: «آهنگسازان مجبورند آثار خود را با نوع سازها، طرز نواختن هر یک از آنها و توان نوازندگان تنظیم کنند. من اما می ‌خواهم موسیقی‌، ترجمان والاترین نداهای بشریت باشد و این تنها با صوت‌های الکترونیکی امکانپذیر است.»
ارکستر سمفونیک ترنتو

ارکستر سمفونیک ترنتو

ارکستر سمفونیک ترنتو (Toronto Symphony Orchestra) در سال ۱۹۲۲ شروع به فعالیت کرد، ترنتوکانونی فرهنگی است که بیش از سه چهارم قرن فعالیت داشته؛ ارکستر سمفونیک ترنتو یا TSO مشهورترین ارکستر سمفونیک کانادا است. TSO هر ساله بیش از ۱۲۵ کنسرت در تالار روی توماسن (Roy Thomson Hall) کانادا به روی صحنه می برند، در عین حال حضور بین المللی آن نیز بسیار چشمگیر است. از موفقیت های بزرگ آن تور فلوریدا در ژانویه ۱۹۹۹ بود که آن اجراها ضبط شد و در فروشگاههای موسیقی دنیا به فروش می رود.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.