بحیرایی: صدا و سیما در معضل خواننده سالاری نقش داشته

رامین بحیرایی
رامین بحیرایی
آیا دستمزد امروزی خوانندگان را نسبت به نوازندگان منصفانه میبینید؟
این سوال شما برمیگردد به یک معضل بزرگ به نام خواننده سالاری که ما متاسفانه سالهاست، با آن دست به گریبان هستیم. من خودم به عنوان یک خواننده، به هیچ وجه از این قضیه خوشنود نیستم و اصلا دوست ندارم که اثری را که با زحمت شبانه روزی آهنگساز شکل گرفته، به نام خواننده بشناسند و در نتیجه، خواننده دستمزد بیشتری را نسبت به آهنگساز اثر و یا حتی نوازندگان آن اثر دریافت کند. این مسله تنها مربوط به آلبومهای موسیقی نیست و ما متاسفانه شاهد هستیم که خوانندگان عزیز در خیلی از موارد، برای کنسرتها هم دستمزد بسیار بالاتری را از بقیه اعضای گروه دریافت میکنند که این واقعا دور از انصاف است.

شاید نگاه خیلی از خوانندگان عزیز به این صورت باشد که اصولا چون کشش مخاطب عام به سوی صدا و آواز بیشتر است و از طرفی این آواز است که به یک اثر زینت میبخشد، این انتظار بوجود آمده که دستمزد خواننده نسبت به سایر اعضا گروه باید بیشتر باشد، در صورتی که به نظر من این ویژگی که آواز دارد به هیچ وجه نباید باعث شود که جایگاهی خلاف واقع و غیر منطقی برای خواننده بوجود بیاید و خوانندگان عزیز، خود را تافته ای جدا بافته نسبت به بقیه اعضای گروه ببینند.

البته یک مسئله دیگر هم که باعث دامن زدن به مشکل خواننده سالاری در موسیقی ایران شده، این است که معمولا خوانندگان نزد عامه مردم معروف تر از نوازندگان هستند ولی آیا واقعا مقام هنری اساتیدی مانند دهلوی، خالقی، وزیری پایور و دهها استاد موزیسین را میتوان با خیلی از اساتید آواز مقایسه کرد؟ شاید از یک نظر مقایسه اصولا درست نباشد ولی زمانی که خواننده یک اثر دستمزد بیشتری از پدید آورنده آن دریافت میکند، میشود گفت که در بسیاری از موارد متاسفانه، به خواننده یک اثر ارزش و بهای بیشتری داده میشود تا سایر افرادی که نقش اساسی داشتند در شکل گیری آن اثر. در بسیاری از موارد، خوانندگان نه تنها جایگاه بالاتری نسبت به پدید آورنده اثر و نوازندگان آن ندارند بلکه حتی پایین تر هم هستند.

این روش را خودتان در مورد حرفه تان هم پیگیری کرده اید؟
من تنها شرطم برای قبول کردن به همکاری در یک اثر، در وهله اول این است که کار مورد پسندم قرار بگیرد و با سلیقه ام سازگار باشد و بعد از آن روحیات اعضای گروه به روحیات من نزدیک باشد. تمام دوستانی هم که من افتخار همکاری با آنها را داشته ام، میدانند که من به هیچ وجه حاضر نیستم، دستمزدی را بالاتر از بقیه اعضای گروه دریافت کنم. به نظر من در یک گروه بیشترین دستمزد باید به پدید آورنده اثر و آهنگساز تعلق بگیرد.

با توجه به اینکه پس از انقلاب، نمایش ساز از تلویزیون ممنوع شد و فقط تصویر خوانندگان پخش شد آیا گمان نمیکنید این عامل باعث رواج بیشتر خواننده سالاری شده است؟
بی شک این مسئله هم تاثیر زیادی داشته است بر رواج پدیده خواننده سالاری در ایران. اصولا این اتفاق، مشکل امروز موسیقی ما نیست و در تاریخ ایران این قضیه بارها تکرار شده و خیلی مواقع، بنا به ملاحظات بعضا، مذهبی نواختن ساز و حرفه نوازندگی، کاری خلاف شرع و حتی ممنوع بوده که این محدودیت در مورد آواز بسیار کمتر لحاظ شده و همین امر باعث شده که مخاطب عام نتواند آنقدر که با آواز و خوانندگان ارتباط برقرار میکنند با نوازندگان در ارتباط باشند.

الان هم که مشاهده میکنیم در صدا و سیما، فقط خواننده حضور دارد و اثری از نوازنده و آهنگساز کار دیده نمیشود. در بسیاری از موارد هم به جای اینکه با پدید آورنده اثر در مورد کار صحبت بشود، از خواننده در مورد ظرایف آهنگسازی کار سوال میشود!

خوب حالا شما در نظر بگیرید که یک مخاطب عام که پای تلویزیون نشسته و این صحنه را میبیند، چطور میتواند با نوازندگان و یا آهنگساز آن اثر ارتباط برقرار کند و یا اصلا در خاطرش بماند که این مثلا تصنیف را چه کسی ساخته؟! و این میشود که آن کار را تنها به نام خواننده اثر میشناسند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

به قلم یک بانوی رهبر (V)

به قلم یک بانوی رهبر (V)

آیا رسیدن به کار بیرون، ازدواج، وظایف مادرانه، مدیریت امور خانه، انجام کارهای داوطلبانه و خیلی کارهای دیگر به طور همزمان امکان پذیر است؟ همچنین رهبران ارکسترهای حرفه ای باید از یک ارکستر به سراغ ارکستر دیگری بروند. به عنوان رهبر میهمان به دور دنیا سفر کنند و به ندرت پیش می آید که در مکانی ثابت زندگی کنند. اکنون این پرسش پیش می آید که چه کسی هزینه این مشغله را می پردازد؟ رهبران ارکستر برنامه های عجیب غریبی دارند.
زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (I)

سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (I)

روزهای سختی بود؛ سرد و سیاه. سایه مرگ بر سراسر اتحاد جماهیر شوروی گسترده بود. ترس از اعدام، تبعید و اسارت هیچکس را لحظه ای رها نمی کرد، به خصوص هنرمندان و دیگر افرادی را که اهل تفکر بودند. کسی جرات مخالفت با استالین را نداشت. مردم کاملا مسخ شده بودند. همه آنها انگار دو شخصیت داشتند: اول آنچه رژیم از آنها می خواست و دیگری موجودیت واقعی خودشان.
بی احترامی به موسیقی (III)

بی احترامی به موسیقی (III)

«یکی از ترجیحات او این بود که دستگاه جدید قابلیت به اشتراک گذاشتن داشته باشد. پریزم دو خروجی برای هدفون دارد. بنابراین دو نفر به طور همزمان می توانند با آن آهنگ گوش کنند. او می گوید بهترین مکان برای موسیقی گوش دادن در تخت است.»
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (II)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (II)

از سوی دیگر، ممکن است با توجه به مشی و سخنان بهمن رجبی، منظور ایشان از بیان این واژه ها نوعی نگاه اخلاقی باشد؛ بدین معنا که باید گفتار و کردار تنبک نوازان تغییر نماید. در این صورت نیز، علاوه بر این که انتخاب این واژه ها به هیچ عنوان رسا نیستند، می توان به جای «نظام تنبک نوازی» هر عبارت دیگری را جایگزین نمود؛ هر چند که در این مورد (یعنی مشی اخلاقی و غیرهنری اساتید و نوازندگان) نیز غیر از نکات و تکه پرانی های پراکنده، نکته ی دیگری دستگیر مخاطب نمی شد.
جاش گروبن (II)

جاش گروبن (II)

گروبن در بسیاری از برنامه ها و کنسرتهایی که به منظور امور خیریه برگزار می شد شرکت داشته، مثل برنامه آندره آقاسی برای کودکان که گروبن در آنجا در کنار التون جان، استیوی واندر، دُن هنلی و رابی ویلیامز به خوانندگی پرداخت، نیز “شبهای محمد علی”، “جشن خانوادگی” در سال ۲۰۰۱ که رئیس جمهور وقت بیل کلینتون و همسرش به همراه دیگر شخصیتهای بزرگ آمریکا از جمله میزبانان آن مراسم بودند که به نفع بیماران سرطانی برگزار می شد.
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

در غیاب من کار به این صورت است که در این گروه ما چند سرگروه داریم که این سرگروهها مسئولیت دارند که خودشان یک گروه تشکیل دهند و با تنظیم وقت این عده از نوازندگان را تقسیم کنند به گروه های ۶، ۷ و ۸ نفری که خودشان جداگانه کار می‌کنند و قرار است که خانم موحد هم لطف کنند بعضی وقتها به این گروه‌ها نظارتی داشته باشند و در واقع به ارتقاء کیفیت این گروه ها کمک کنند.
انتخاب یک استاد پیانوی خوب

انتخاب یک استاد پیانوی خوب

یافتن یک استاد پیانوی خوب نیاز به جستجو دارد، استادی که با شما یا فرزندتان درست کار کند، عامل بسیار مهمی برای ورود شما به عرصه نوازندگی پیانو و دنیای موسیقی محسوب می شود. از آنجایی که توانایی درست نواختن پیانو می تواند برای همه عمر شما سودمند باشد، بنابراین مهم است که از جلسات تدریس پیانو تا حد امکان استفاده ممکن را ببرید.
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

من هریس را وقتی که در نیواولئان زندگی می کرد ملاقات کردم و فکر کردم که او صدای آماده ای دارد. من صدای افراد جوان دیگری را شنیده بودم اما آنها اکثراً سیاه پوست نبودند. من همیشه از اینکه چرا جوانان سیاه پوست وارد موسیقی خود نمی شوند متعجب بودند. من هرگز نتوانستم کشف کنم که چرا آنها نمی توانند با فرهنگ خود روبرو شوند یا قدر آن را بدانند. بنابراین وقتی کار او را شنیدم، فکر کردم ” پسر این یک چیز عالی است!”.